برنامه ریزی اقتصادی

ساخت وبلاگ

در حالی که تمام تلاش برای پیروی از قوانین سبک استناد شده است ، ممکن است اختلافاتی وجود داشته باشد. در صورت داشتن هرگونه سؤال ، لطفاً به کتابچه راهنمای مناسب یا منابع دیگر مراجعه کنید.

ویراستاران ما آنچه را که ارسال کرده اید بررسی می کنند و تعیین می کنند که آیا مقاله را تجدید نظر کنید.

در حالی که تمام تلاش برای پیروی از قوانین سبک استناد شده است ، ممکن است اختلافاتی وجود داشته باشد. در صورت داشتن هرگونه سؤال ، لطفاً به کتابچه راهنمای مناسب یا منابع دیگر مراجعه کنید.

Nikolay Bukharin

خلاصه ای از این موضوع را بخوانید

برنامه ریزی اقتصادی ، فرایندی که با استفاده از آن تصمیمات کلیدی اقتصادی گرفته می شود یا تحت تأثیر دولت های مرکزی قرار می گیرد. این در تضاد با رویکرد Laissez-faire است که ، در خالص ترین شکل خود ، از هرگونه تلاش برای هدایت اقتصاد ، به جای تکیه بر نیروهای بازار برای تعیین سرعت ، جهت و ماهیت تکامل اقتصادی ، از هرگونه تلاش برای هدایت اقتصاد استفاده می کند.

در اواخر دهه 1960 ، اکثر کشورهای جهان امور اقتصادی خود را در چارچوب یک برنامه اقتصادی ملی انجام دادند. اما در دهه 1980 تئوری و عمل برنامه ریزی اقتصادی بحران را پشت سر گذاشت. در اقتصادهای توسعه یافته بازار ، نرخ رشد اقتصادی از سطح بسیار بالایی که در دهه 1960 و 70 به دست آمد ، کند شد و بیکاری به میزان قابل توجهی افزایش یافت. در عین حال ، اعتماد به نفس عمومی به توانایی دولت ها برای تأثیرگذاری بهتر عملکرد اقتصاد کاهش یافته است. در نتیجه ، محبوبیت برنامه های اقتصادی ملی کاهش یافته و دامنه باقی مانده به بازی آزاد نیروهای بازار گسترده تر می شود. در کشورهای در حال توسعه ، اشکال برنامه ریزی اقتصادی که قبلاً انجام می شد ، نتایج ناامید کننده ای را نشان می داد که با رشد بوروکراسی های سنگین دولتی و شرکتهای عمومی ناکارآمد مشخص می شود. در این کشورها نیز ، اگرچه نقش دولت برجسته باقی مانده است ، اما نیروهای بازار به طور فزاینده ای برای بهبود عملکرد اقتصادی به آنها اعتماد می کردند. در اتحاد جماهیر شوروی و ماهواره های آن ، وضعیت عقب مانده اقتصاد و نمونه های گسترده ای از زباله و ناکارآمدی منجر به تلاش برای معرفی راه حل های بیشتر بازار در روند برنامه ریزی اقتصادی شد. این تلاش ها تا حد زیادی ناموفق بود ، با این حال ، و استحکام ذاتی مدل اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی عامل مهمی در فروپاشی کمونیسم در اروپای شرقی و خود اتحاد جماهیر شوروی ، از سال 1989 بود.

ماهیت برنامه ریزی اقتصادی

از نظر تاریخی ، ایده برنامه ریزی اقتصادی مرکزی با انتقاد از سرمایه داری به عنوان سیستم هرج و مرج و حرص و آز همراه بود. منتقدان مارکسیستی چندان فکر نمی کردند که چگونه اقتصاد پس از لغو سرمایه داری اداره می شود. بیشتر آنها تصور می کردند که هیچ مشکلی در سازماندهی جامعه ای که دنبال می شود ، نمی بینند. هنگامی که در سال 1917 ، دولت جدید اتحاد جماهیر شوروی خود را صاحب تمام وسایل تولیدی یافت ، هیچ نقشه ای در مورد آنچه در آینده انجام می شود ، نداشت. تکامل برنامه ریزی اقتصادی مرکزی در اتحاد جماهیر شوروی عمدتاً یک امر عملی بود. روشها محاکمه و دور ریخته شدند و روشهای جدیدی معرفی شدند. این تصمیم در سال 1927 برای انجام صنعتی شدن سریع و در مقیاس بزرگ مستلزم متمرکز کردن کنترل است ، زیرا تنها دولت می تواند وظیفه مارشال کردن منابع تولیدی کشور را برای دستیابی به اهداف بلندپروازانه خود انجام دهد.

در اروپای غربی ، برنامه ریزی اقتصادی با یک ساختار اقتصادی متنوع ، یک طبقه پویا از مدیران تجارت و یک سنت دیرینه آزادی سیاسی و اقتصادی سازگار است. در نتیجه ، اگرچه برنامه ریزی به معنای گسترش مسئولیت های اقتصادی و فعالیت های دولت است ، اما اصلی ترین رشد اقتصادی همچنان بخش خصوصی است. فقط به ندرت دولت به طور مستقیم در امور بنگاه های انفرادی مداخله می کند. برنامه ریزی اقتصادی غیرمستقیم باقی مانده و به شکل همکاری بین بخش های عمومی و خصوصی است. تولید کنندگان و مصرف کنندگان آزاد هستند که فعالیت های خود را با تغییرات در شرایط بازار و قیمت های نسبی تطبیق دهند. در دهه 1980 روند کلی برای فروش شرکت های دولتی به مردم و کاهش میزان تنظیم عمومی بخش های خاص مانند حمل و نقل هوایی وجود داشت.

روشهای کمونیستی برنامه ریزی پس از اواسط دهه 1950 وارد وضعیت جریان شد و نوع برنامه ریزی بسیار متمرکز اداری که پس از جنگ جهانی دوم از اتحاد جماهیر شوروی به ارث بردند توسط همه کشورهای کمونیستی تازه تأسیس شده تحت تغییرات قابل توجهی قرار گرفتند. در برنامه ریزان یوگسلاوی سیاست های بسیار متفاوت از مدل های شوروی را دنبال کردند و اختلافات نیز در عمل سایر کشورهای اروپای شرقی پدیدار شد. در خود اتحاد جماهیر شوروی ، بحث در مورد مناسب ترین وسیله برای اجرای برنامه ها برای چند سال ادامه یافت ، اما با وجود تلاش های بی شماری از طرف دولت برای سازماندهی مجدد ماشین آلات برنامه ریزی ، اشکال اساسی برنامه ریزی اقتصادی مرکزی هرگز برطرف نشدوادتلاش های اتحاد جماهیر شوروی در اواخر دهه 1980 برای اصلاح ماشین آلات برنامه ریزی خود ، تأثیر ناخواسته ای برای از بین بردن کل ساختار برنامه ریزی اقتصادی مرکزی داشت و با آن خود دولت شوروی بود. در اوایل دهه 1990 ، دولت های پست کمونیستی اروپای شرقی و ایالت های اتحاد جماهیر شوروی سابق شروع به انتقال دردناک به ساختار اقتصادی متنوع معمولی برای اقتصادهای اروپای غربی کردند.

در این میان ، دانش مربوط به مشکلات دیرینه کشورهای اتحاد جماهیر شوروی ، بسیاری از کشورهای در حال توسعه را به یک روش برنامه ریزی اتحاد جماهیر شوروی افزایش داده است ، در حالیواددر نتیجه هیچ دکترین برنامه ریزی مستقر در کشورهای در حال توسعه وجود نداشت و رویکرد دولتها تجربی باقی مانده است. در عمل ، این بدان معناست که دولت نقش مهمی در راه اندازی صنایع جدید و نوسازی کشاورزی ، به ویژه در کشورهای استقلال اخیر ایفا کرده است. بودجه دولت منبع اصلی پس انداز بود که اغلب توسط همتای ارز محلی کمک های خارجی تکمیل می شد. اما عدم وجود یک سرویس ملکی بسیار ماهر ، محدودیت هایی را بر میزان و اثربخشی اقدامات دولت قرار داده است. بنابراین ، در مناطق شهری ، مشاغل خصوصی همچنان به تأمین بیشتر کالاهای مصرفی محلی ادامه دادند. در کشاورزی ، مالکیت دهقانان یا دارایی های بزرگ خصوصی - به ویژه برای محصولات صادراتی - این قانون را تنظیم کرد.

آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیکا زارعی بازدید : 57 تاريخ : پنجشنبه 14 ارديبهشت 1402 ساعت: 23:48