نسبت سودآوری اطلاعات مفید و قابل استفاده را برای صاحبان مشاغل کوچک فراهم می کند. این نسبت ها می توانند اطلاعات زیادی در مورد سلامت تجارت خود به شما ارائه دهند.
بسیاری از صاحبان مشاغل کوچک تمایل دارند که از نگاه به نسبت سودآوری خودداری کنند زیرا می توانند کمی گیج کننده باشند ، بنابراین در اینجا یک راهنمای سریع برای آموزش کمی در مورد اینکه نسبت سودآوری چیست و چرا مهم هستند ، وجود دارد.
چرا نسبت سودآوری اطلاعات ارزشمند است؟قبل از اینکه به هر نوع نسبت سودآوری نگاه کنیم ، درک این نکته مهم است که چرا آنها حتی نسبت های مهمی هستند که باید از آنها مطلع شوند. یک تصور غلط رایج بسیاری از صاحبان مشاغل این است که این نسبت ها فقط در صورت آماده شدن به دنبال سرمایه گذاران یا اینکه تجارت آنها سهامداران دارد ، بازی می کنند. در حالی که نسبت سودآوری در واقع برای این اهداف مورد استفاده قرار می گیرد ، آنها همچنین برای صاحبان مشاغل که لزوماً به دنبال سرمایه گذاران نیستند ، ارزشمند هستند.
بررسی نسبت سودآوری و مقایسه آنها با شاخص های کلیدی صنعت می تواند به شما نشان دهد که آیا شرکت میلیون دلاری شما در واقع سودآور است یا خیر. یا اگر هزینه زیادی را خرج کرده اید و به همان اندازه که فکر می کردید سودآور نیستید.
نسبت سودآوری چیست؟نسبت سودآوری کلاس معیارهای مالی است که برای ارزیابی توانایی یک تجارت در تولید درآمد در مقایسه با هزینه های آن و سایر هزینه های مربوطه که در یک دوره خاص انجام می شود ، استفاده می شود.
نسبت سودآوری طبقه ای از اقدامات مالی است که برای ارزیابی توانایی کسب و کار در تولید درآمد ، در مقایسه با هزینه آن و سایر هزینه های مربوطه که انجام می شود ، استفاده می شود. آنها محاسبات ساده ای هستند که اعداد را از صورتهای مالی شما به درصد تبدیل می کنند. سه نسبت سودآوری متداول و ارزشمند که برای صاحبان مشاغل کوچک مفید و با ارزش هستند عبارتند از:
حاشیه سود ناخالص حاشیه عملیاتی حاشیه سود خالص ، یا فقط حاشیه سود هر یک از این نسبت های سودآوری چیزی کمی متفاوت از تجارت شما به شما می گوید.
حاشیه سود ناخالص نسبت حاشیه سود ناخالص درصد درآمد خود را که در واقع برای استفاده از آنها برای فعالیت های تجاری است ، به شما نشان می دهد. معادله برای محاسبه این نسبت به شرح زیر است:
((کل درآمد فروش - کل هزینه کالاهای فروخته شده) / کل درآمد فروش) x 100 = حاشیه سود ناخالص
این یک روش سریع و آسان است تا به شما بگوییم که چه درصد از هر دلار که به تجارت شما وارد می شود ، می تواند برای چیزی غیر از تأمین هزینه برای ساخت کالاهایی که می فروشید استفاده کنید. ضرب 100 اعشاری را به یک درصد تبدیل می کند و اکنون حاشیه سود ناخالص خود را دارید.
بسیار توصیه می شود که حاشیه سود ناخالص خود را برای هر یک از محصولات یا خدمات خود تجزیه و تحلیل کنید ، بنابراین می دانید کدام منبع درآمد برای تمرکز برای رشد و کدام محصولات یا خدمات شما را از درآمد شما خونریزی می کند.
تجارت شما 200000 دلار درآمد ایجاد می کند
حاشیه سود شما 50 ٪ است.
این بدان معناست که 50 ٪ از درآمد شما به تولید کالاهای واقعی و خدماتی که می فروشید می رود و 50 ٪ (یا 100،000 دلار) برای اداره شغل شما ، پرداخت کارمندان خود ، پوشش هزینه های ثابت و هرگونه هزینه گسترش شما در نظر گرفته شده است. بالا
حاشیه عملیاتی حاشیه عملیاتی به شما می گوید که پس از فاکتورسازی در هزینه های عملیاتی ، چه درصد از درآمد شما باقی مانده است. یکی از راه های دیدن حاشیه عملیاتی ، فکر کردن در مورد حاشیه سود ناخالصی است که در بالا در مورد آن صحبت کردیم ، و سپس همان نسبت را پیدا می کنیم ، فقط این بار ما در تمام هزینه های عملیاتی نیز فاکتور می شویم. هزینه عملیاتی هرگونه هزینه ای است که یک تجارت برای انجام هرگونه فعالیت که مستقیماً با تولید کالاها یا خدمات مرتبط نیست ، انجام می دهد. در اصل ، این هزینه های اداره یک تجارت است: اجاره ، حقوق و دستمزد ، لوازم اداری ، هزینه حسابداری و غیره (این شامل مالیات یا سایر هزینه های غیر عملیاتی نمی شود.)
معادله ساده شبیه به حاشیه سود ناخالص است و به شرح زیر است:
((کل درآمد فروش - کل هزینه کالاهای فروخته شده - کل هزینه های عملیاتی) / کل درآمد فروش) x 100 = حاشیه عملیاتی
حاشیه عملیاتی به شما می گوید قبل از پرداخت مالیات و سایر هزینه های غیر عملیاتی ، چه درصد از درآمد شما (پس از پرداخت هزینه های تولید و هزینه های عملیاتی) باقی مانده است.
تجارت شما 200000 دلار درآمد ایجاد می کند
حاشیه عملیاتی شما 30 ٪ است
این بدان معناست که 70 ٪ از درآمد شما به سمت تولید کالاها و خدماتی که می فروشید می رود و به سمت هزینه های عملیاتی خود (مانند پرداخت کارمندان ، پرداخت اجاره و غیره) شما 30 ٪ (یا 60،000 دلار) برای پرداخت هزینه باقی مانده استبرای مواردی مانند مالیات و هزینه های غیر عملیاتی.
حاشیه سود خالص حاشیه سود خالص شما (معمولاً به عنوان حاشیه سود) بسیار شبیه به دو حاشیه دیگر است و به شما می گوید که پس از پرداخت تمام هزینه ها ، چه درصد از درآمد شما را حفظ می کند. این شامل هزینه های تولید ، هزینه های عملیاتی ، مالیات ، هزینه های تأمین مالی و غیره است.
معادله حتی ساده تر از دو مورد دیگر:
(سود خالص / کل درآمد فروش) x 100 = حاشیه سود
شما می توانید رقم سود خالص خود را از صورت سود و ضرر خود (که گاهی اوقات با برچسب درآمد خالص برچسب خورده است) پیدا کنید ، یا می توانید تمام هزینه های تولید ، هزینه های عملیاتی ، مالیات ، هزینه های تأمین مالی و غیره را نیز اضافه کنید تا این شماره را نیز پیدا کنید.
حاشیه سود خالص به شما می گوید پس از پرداخت تمام هزینه ها ، چه مقدار پول از دست داده اید. این درآمدهای حفظ شده یا سود در نظر گرفته می شود.
تجارت شما 200000 دلار درآمد ایجاد می کند
حاشیه سود خالص شما 10 ٪ است
این بدان معناست که 90 ٪ از درآمد شما به سمت تولید کالاها و خدماتی که شما می فروشید ، و به سمت هزینه های عملیاتی خود ، (مانند پرداخت کارمندان ، پرداخت اجاره و غیره) و به سمت پرداخت کلیه هزینه های دیگر (مالیات ، امور مالی می رود) می رود. هزینه ها ، و غیره). شما 10 ٪ (یا 20،000 دلار) برای سود یا درآمد حفظ شده باقی مانده است.
به سادگی نگاه کردن به "درآمد کل" و "درآمد خالص" می تواند گمراه کننده باشد. اگر به نظر می رسد درآمد خالص بزرگی دارید ، باید توجه داشته باشید که برای رسیدن به آنجا چه مقدار و چه مقدار طول کشید. به همین دلیل نگاه کردن به این نسبت ها مهم است ؛آنها به شما می گویند که چه درصد از درآمد شما برای چه چیزی هزینه می شود ، و وقتی همه گفتند و تمام می شود ، چقدر باقی مانده است. به همین دلیل مهم است که این ارقام را بشناسید و به سادگی به شماره های درآمد زیادی که کل داستان را برای شما تعریف نمی کنند نگاه نکنید. [/vc_column_text] [/vc_column] [/vc_row]
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیکا زارعی
بازدید : 72
تاريخ : پنجشنبه
14 ارديبهشت
1402 ساعت: 20:59