برای دریافت ایمیل از برنامه آمریكایی آمریكایی كارنگی ثبت نام كنید!
برای جزئیات بیشتر در مورد درخواست خود ، ایمیل خود را بررسی کنید.
در اصل ، جنگ در مورد قدرت است - چه کسی آن را دارد ، چه کسی نمی کند ، و چه کسی می تواند به طور مؤثر از آن استفاده کند. جنگ در اوکراین نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما نتایج در ماههای اول جنگ بسیاری از ناظران را شگفت زده کرده است و برخی از ارزیابی های سنتی از قدرت نظامی و اقتصادی را به چالش می کشد. غیر منتظره ترین این بود که مزایای نظامی روسیه به آن اجازه نمی دهد اهداف اولیه خود را تحقق بخشد. در عوض ، نیروهای اوکراینی خود را نگه داشته و حتی ارتش روسیه را در مکان ها به عقب رانده اند. حداقل بخشی از توضیحات در برخی از تغییرات در ماهیت و اعمال قدرت که طی یک دهه گذشته پدید آمده است ، نهفته است. سه تحول به ویژه تأثیرگذار بوده است و به اوکراین اجازه می دهد تا زمین بازی را به روش های کلیدی سطح بندی کند. در کنار هم ، این تغییرات به اوکراین اجازه داده است تا از عملکرد خود در جنگ 2014 با روسیه فراتر رود ، اما آنها همچنین برای کشورهایی که به دنبال اعمال نفوذ هستند ، چالش های جدیدی ایجاد می کنند.
جنیفر کاواناغ
برنامه ارشد همکار آمریکایی
جنیفر کاواناغ همکار ارشد برنامه آمریكا در آمریكا در وقایع كارنگی برای صلح بین المللی است.
اولین پیشرفت تأثیر گسترده ای از گروه های غیر دولتی است که قادر به انجام خودمختار در مرحله بین المللی هستند. این بازیگران در سالهای اخیر از نظر تعداد و استقلال افزایش یافته است و همچنین در انواع قدرتی که قادر به بهره برداری از آنها هستند. اقدامات آنها نه تنها قدرت دولت را تقویت می کند بلکه انعطاف پذیری حالت را نیز محدود می کند.
یک نمونه نقش شرکت های چند ملیتی است که تأثیر آنها در پاسخ غربی به حمله روسیه در دامنه بی سابقه است - تا حدودی به لطف رشد آنها در اندازه ، ثروت و دستیابی و همچنین وضعیت قانونی در حال تحول آنها. از نظر تاریخی ، فعالیت شرکت ها درگیری بیشتر از این امر به سود خود انگیزه داده شده است ، و شرکت ها یا به دنبال افزایش مستقیم فروش - مانند عراق در سال 2003 یا در طول جنگ های جهانی - یا حمایت از صلح برای پیشبرد چشم اندازهای تجاری ، مانند ایرلند شمالی هستند. اما در جنگ روسیه و اوکراین ، بیشتر شرکت های چند ملیتی در درجه اول بر اساس انگیزه های سیاسی عمل کرده اند ، که اغلب با هزینه قابل توجهی برای خطوط پایین خود هستند. تصمیمات تقریباً 1000 شرکت برای بیرون کشیدن از روسیه ، استفاده از غرب از قدرت اقتصادی را تقویت کرده است اما اهرم سیاسی آن را پیچیده تر کرده است ، با استفاده از تسکین تحریم به عنوان یک ابزار دیپلماتیک ، استفاده از تحریم ها را سخت تر می کند.
گروه های غیر دولتی نیز از قدرت خود به روش هایی که سرعت رند قبل از رسانه های اجتماعی امکان پذیر نبود ، از قدرت خود استفاده کرده اند. این روند برای اولین بار در مبارزه با دولت خود اعلام شده اسلامی و جنگ در سوریه پدیدار شد و به دلیل استفاده گسترده در رسانه های اجتماعی و افزایش اشباع اینترنتی در اوکراین ، در درگیری روسیه و اوکراین بسیار گسترش یافته است. افراد موجود در زمین در اوکراین به عنوان تأثیرگذار و منابع واقعی اطلاعات فیلتر نشده خدمت کرده اند و افراد خارج از اوکراین تلاش های امدادی را در مقیاس جهانی ترتیب داده اند. شبکه های پاسخ امروز قادر به اعزام به روش هایی هستند که ممکن است قبل از Tiktok یا توییتر ، از جمله با بودجه جمعیتی امکان پذیر نباشد. فقط با دو نمونه ، در طی روزهای شروع درگیری ، Airbnb از شبکه خود برای ارائه مسکن رایگان به کسانی که از اوکراین و آشپزخانه مرکزی جهانی خوزه آندرس فرار می کنند ، برای توزیع مواد غذایی به خط مقدم رسید.
کشورهایی که به بهترین وجه قادر به استفاده از فعالیت های گروه های غیر دولتی هستند ، ممکن است در پیش بینی نفوذ ملی از مزیت تصمیم گیری برخوردار باشند. این تاکتیک می تواند به ویژه برای کشورهای کوچکتر که در غیر این صورت ممکن است تأثیر محدود تری داشته باشند ، مهم باشد ، همانطور که در طول جنگ توسط رئیس جمهور اوکراین ، ولدیمیر زلنسکی ، توانایی سرمایه گذاری در تلاش های مردمی از طریق مبارزات رسانه ای نشان داده شده است. اما استقلال و قدرت رو به رشد این بازیگران غیر دولتی نیز خطرات ایجاد می کند. ممکن است کشورها به دنبال تشویق گروه های غیر دولتی به عمل سیاسی در برخی موارد باشند ، اما آنها همچنین به راه های هدایت یا گاهی اوقات محدود کردن رفتارهای این گروه ها نیاز دارند. این یک تعادل دشوار خواهد بود ، به ویژه هنگامی که اقدامات و حتی ظهور چنین گروه هایی پیش بینی می شود.
پیشرفت دوم میزان خدمت بین دولتها به عنوان منابع اصلی قدرت است که در شکل گیری نتایج درگیری تعیین کننده است. به طور معمول ، قدرت دولتی با نگاه به قابلیت ها ، مانند سلاح های نظامی یا تولید ناخالص داخلی اندازه گیری می شود. با این حال ، از آنجا که جهانی سازی و تغییر در فن آوری ، آن را برای کالاها ، خدمات و اطلاعات آسان تر و آسان تر می کند و در مرزها جریان می یابد و به هم پیوستگی بین کشورها پیش می رود ، روابطی مانند اتحادها و شبکه های تجاری برای هرگونه ارزیابی قدرت ملی به عنوان توانایی مهم شده است-اقدامات مبتنی بروابستگی متقابل می تواند یک شمشیر دو لبه باشد و حتی با پیشرفت آن ، قدرت دولت را محدود می کند. با این وجود ، در دنیای وابسته به هم امروز ، هنگامی که دو کشور با هم رقابت می کنند ، یکی با روابط قوی تر و قوی تر ممکن است دست بالا را حفظ کند ، حتی در مواجهه با عدم تعادل توانایی.
وابستگی متقابل امروز از هر نقطه ای در گذشته گسترده تر است ، بیشتر کشورها را به هم وصل می کند و حوزه های نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و ایدئولوژیکی را در هم می پیوندد. در دوره قبل از جنگ جهانی اول ، که به دلیل وابستگی نسبتاً زیاد آن مشهور است ، مجموعه ای باریک از ایالت ها دارای ادغام عمیق بودند. قدرتهای عمده اروپایی مانند انگلیس ، فرانسه ، آلمان و روسیه از نظر اقتصادی کاملاً به هم وصل شده بودند ، اما با سایر نقاط جهان - حتی بقیه اروپا - با عواملی مانند زمان حمل و نقل طولانی ، محدودتر بودند. در طول کنسرت اروپا ، دوره دیگری که برای روابط به هم پیوسته آن شناخته شده است ، وابستگی متقابل واقعی حتی ضعیف تر بود ، با روابط مبتنی بر تعهدات غیررسمی و یک سری توافق های باریک و خاص.
درگیری فعلی در اوکراین نمونه های مختلفی از راه هایی که روابط عمیق تر و وابسته به هم بیشتر به عنوان منبع و محدودیت در قدرت برای شکل دادن به نتایج ارائه شده است ، ارائه می دهد. به عنوان مثال ، ایالات متحده و متحدین ناتو به روابط قوی سیاسی ، اقتصادی و نظامی خود برای تحمیل تحریم های گسترده و بسیج کمک های گسترده نظامی اعتماد کرده اند. و پیوندهای ایدئولوژیک بین ناتو متفقین و اوکراین نمونه دیگری از قدرت رابطه ای است که به اوکراین دسترسی به کمک های نظامی و اقتصادی ، اطلاعات و پشتیبانی از زیرساخت ها و وضعیت بین المللی داده است که همه آنها تاکنون در موفقیت آن بوده اند. در عین حال ، این روابط تعهداتی را ایجاد می کنند که می توانند به مرور زمان سخت شوند و فضای تصمیم گیری را برای همه طرفین محدود کنند - اکنون در مباحث مربوط به مسیر جنگ مشهود است.
روابط اقتصادی و سیاسی روسیه نیز به طور همزمان رهبران خود را توانمند و محدود می کند. اگرچه روسیه قبل از تهاجم سعی در تحریم اقتصاد خود داشت ، اما ارتباط آن با بازارهای مالی بین المللی باعث مجازات مجازات های مالی غربی شد. با این حال ، موقعیت اصلی آن در تجارت نفت و گاز ضمن محدود کردن اهرم های غربی ، یک زندگی اقتصادی فراهم کرده است. روسیه همچنین از قدرت رابطه ای از روابط ایدئولوژیک و نهادی دیرینه خود با هند و کشورهای آفریقا سوء استفاده کرده است و از ارتباط عمیق تر آن با چین بهره مند شده است. در این مرحله از درگیری ، مشخص نیست که آیا اوکراین یا روسیه نسبتاً بیشتر از قدرت رابطه ای به دست می آورند ، اما روابط و وابستگی متقابل نقش های پیچیده و غیرمستقیم در شکل دادن به رفتار دولت بازی می کنند.
در حالی که وابستگی متقابل در گذشته تأثیرگذار بوده است ، خطرات آن و مزایا با عمق و دامنه روابط بین ایالتی بزرگ می شود. این بدان معنا نیست که کشورها باید کاملاً از وابستگی متقابل جلوگیری کنند - اگرچه ممکن است برخی از آنها وسوسه شوند که مبارزات روسیه را با تحریم ها تماشا می کنند. با این حال ، ایالت ها باید به تعادل خالص روابط وابسته به هم وابسته خود و منابع خودکفایی توجه کنند. استقلال برای محافظت از منابع ، قابلیت ها و ابزارهایی که برای منافع ملی مهم هستند ، مهمترین آنها خواهد بود ، اما ممکن است در جایی که هزینه های خودکفایی کم باشد یا در جایی که مزایای منحصر به فردی از تولید داخلی وجود دارد ، ترجیح دهد. به عنوان مثال ، سرمایه گذاری داخلی در فناوری انرژی خورشیدی می تواند اثرات سرریز دانش داشته باشد که منجر به نوآوری در آینده می شود. این ممکن است یکی از دلایل تشویق تولید داخلی در این زمینه باشد. وابستگی متقابل باید برای پیگیری کارآیی و ایجاد روابط مورد استفاده قرار گیرد و این استراتژی همچنین ممکن است در پیوند مخالفان به سیستم بین المللی برای جلوگیری از درگیری مفید باشد.
پیشرفت نهایی این است که برخی از تعیین کننده ترین شکل های قدرت در درگیری فعلی ، در درجه اول به قدرت سخت ناشی از توانایی های نظامی یا ثروت اقتصادی متکی نیستند. آنها نمونه هایی از قدرت نرم نیستند که از طریق هنجارها و ایده ها تأثیر می گذارد. در عوض ، آنها اشکال قدرتی بوده اند که این تمایز را محو می کنند و این دو را با هم ترکیب می کنند. استفاده از ابزارهایی از قدرت که قدرت سخت و نرم را ادغام می کنند کاملاً جدید نیست. به عنوان مثال ، استفاده از قانون چین - دستکاری در چارچوب ها و هنجارهای قانونی برای دستیابی به اهداف نظامی - در دریای چین جنوبی در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. به همین ترتیب ، حداقل از سال 2016 به استفاده از سلاح های سلاح شده روسیه توجه زیادی شده است. پاسخ غربی بدون نیاز به مداخله نظامی.
پاسخ ایالات متحده به تهاجم روسیه به ابزارهایی متکی است که قدرت نرم آن - در قالب مارک های آمریکایی ، شرکت ها و حتی دلار - را با مکانیسم های اجباری تر ترکیب می کند. اول ، در حالی که تحریم ها به طور معمول نوعی قدرت سخت محسوب می شوند ، خروج شرکت ها از روسیه هم اثرات اقتصادی سخت تحریم ها و هم محکومیت ضمنی و شرم آور اقدامات روسیه را به لطف خروج های منتشر شده از مارک هایی مانند Starbucks و McDonald تقویت می کند. به عنوان نمونه متفاوت ، تلاش های ایالات متحده برای قطع روسیه از بازارهای ارزی به نفوذ مالی ایالات متحده اعتماد کرده است ، که هم از ثروت اقتصادی آن (قدرت سخت) و هم قدرت اعتبار و اعتبار دلار آمریکا (قدرت نرم) ناشی می شود. سرانجام ، تصمیمات لیگ های ورزشی در سراسر جهان برای ممنوعیت ورزشکاران روسیه و لغو مسابقات که در روسیه برگزار می شود ، تأثیر مشابهی داشته است و مجازات اقتصادی را با تحریم های اجتماعی و فرهنگی در یک اقدام واحد ترکیب می کند.
استفاده از اطلاعات در جنگ اوکراین نیز خط بین قدرت سخت و نرم را تار کرده است. در طول درگیری ، ایالات متحده و متحدین آن از آزادی آنچه در غیر این صورت ممکن است اطلاعات طبقه بندی شده نه تنها برای اهداف نظامی یا عملیاتی بلکه برای تغذیه عملیات نفوذ گسترده تر ، بی اعتبار کردن روایت های روسیه و رویکرد رویکرد رویکرد استفاده کرده اند ، استفاده کرده اند. به طور مرتب در دسته نرم یا سخت قدرت قرار نگیرید. اگرچه مطمئناً اولین بار نیست که انتشار اطلاعات و هک های داده سلاح شده است ، اکنون این رویکرد در یک زمینه بسیار متفاوت مورد استفاده قرار می گیرد. نه تنها مقیاس کمپین گسترده تر و مدت زمان طولانی تر بوده است ، بلکه اهداف گسترده تر شده است-نه فقط برای خنثی کردن عملیات نظامی روسیه با قابلیت های اطلاعاتی بریده ، بلکه برای پیشگیری از کمپین های ضد اطلاعات روسیه با جمع کردن فضای اطلاعاتیو تضعیف اعتبار رهبران روسیه در نگاه شهروندان خود. سرانجام ، مخاطبان این تلاش ها متنوع تر بوده و افراد را در غرب ، اوکراین و روسیه هدف قرار داده اند - گاهی اوقات با درخواست مستقیم برای هر سه.
نمونه نهایی خط تاری بین قدرت سخت و نرم ، ظهور هزاران نفر از هکتیویست های به اصطلاح که درگیر یک کمپین آنلاین برای هک کردن وب سایت های روسی و مبارزه با اطلاعاتی روسیه هستند. این گروه ها از قابلیت های سایبری - یک ابزار قدرت سخت - برای تصرف داده های روسیه و گروگان گرفتن ، جمع آوری و انتشار ارتباطات داخلی دولت روسیه ، و از طریق محاصره اینترنتی روسیه برای برقراری ارتباط با شهروندان خود استفاده کرده اند. این فعالیت ها هر دو هدف عملیاتی - برای تضعیف توانایی های روسیه - و اهداف ترغیب ، برای شکستن حمایت مردمی روسیه از جنگ دارند.
کمپین هایی که قدرت سخت و نرم را در هم می آمیزند ، هزینه های معناداری را برای روسیه تحمیل کرده اند ، و در حالی که آنها شامل اقدامات نظامی مستقیم نیستند ، ممکن است خطرات تشدید به طور غیر منتظره ای زیاد باشد زیرا آنها چندین هدف دارند و بسیاری از مخاطبان را به یکباره دارند. هنگام استفاده از چنین ابزارهایی ، سیاست گذاران ممکن است برای جلوگیری از مارپیچ های افزایش ناخواسته نیاز به استفاده از رویکردهای افزایشی داشته باشند.
برخی از تحلیلگران استدلال می کنند که جهان دوباره وارد یک دوره جنگ سرد شده است که تحت سلطه دو قطبی و رقابت بین استبداد و دموکراسی است. اما هرچه تنوع بیشتر بازیگرانی که از قدرت استفاده می کنند ، وابستگی گسترده تر و گسترش ابزارهایی که قدرت سخت و نرم را با هم ترکیب می کنند ، در غیر این صورت نشان می دهد. درعوض ، به نظر می رسد جهان به محیطی که بیش از حد رقابتی باشد ، اما در آن قدرت پراکنده تر ، پویا و متقاطع تر از آنچه در طول جنگ سرد وجود داشت ، حرکت می کند. این ممکن است منجر به افزایش بی ثباتی و درگیری بین المللی شود و مطمئناً مجموعه ای از چالش های جدید را برای ایالات ایجاد می کند. اما همچنین فرصت های جدیدی را ایجاد می کند ، به خصوص برای کشورهای کوچکتر که به افراد بزرگتر و برای بازیگران غیر دولتی که به دنبال نفوذ هستند ، بازگردند. برای دستیابی به دست بالا ، سیاست گذاران باید بسیاری از بازیگران غیر دولتی را که قادر به اعمال قدرت هستند ، به حساب و هماهنگ کنند و همزمان از روابط و قابلیت ها برای اعمال نفوذ استفاده کنند.
کارنگی در مورد مسائل مربوط به سیاست های عمومی مواضع نهادی نمی کند. نظرات ارائه شده در اینجا از نویسندگان (ها) است و لزوماً منعکس کننده نظرات کارنگی ، کارکنان آن یا معتمدان آن نیست.
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیکا زارعی
بازدید : 36
تاريخ : پنجشنبه
14 ارديبهشت
1402 ساعت: 17:36