اهرم و نسبت دنده: راهنمای کامل

ساخت وبلاگ

Emilie N.- FCCA, CB, MBS

Emilie یک حسابدار و بانکدار خبره با مدرک کارشناسی ارشد در تجارت و 15 سال تجربه در امور مالی و حسابداری از شرکت ها، شرکت های خدمات مالی - و استارت آپ های با رشد سریع است.

توضیح: Gearing & Leverage به چه معناست؟

نسبت های دنده ای و اهرمی، میزان ریسک مرتبط با ساختار سرمایه شرکت را با اندازه گیری نسبت بدهی مورد استفاده برای تامین مالی عملیات آن نسبت به سرمایه مشخص می کند، زیرا اهرم پتانسیل رشد سود و همچنین ریسک مالی را افزایش می دهد.

چرخ دنده و اهرم: ریسک/رشد
ساختار سرمایه دنده بالا دنده کم
بدهی بالا کم
انصاف کم بالا
ریسک مالی بالاتر پایین تر
فرصت رشد بالاتر پایین تر

تجهیز مالی، یا اهرم، استفاده از بدهی - به جای حقوق صاحبان سهام - برای تامین مالی کسب و کار، با این هدف که بازده ایجاد شده از هزینه های استقراض بیشتر شود.

با این حال، اهرم می تواند اثر معکوس داشته باشد و اگر نرخ بازدهی هزینه های تامین مالی خدمات بدهی را جبران نکند، زیان ها را افزایش می دهد.

در نتیجه، داشتن تجهیز در ساختار سرمایه یک شرکت باعث افزایش ریسک می شود، اما در صورت استفاده از وجوه قرض گرفته شده به خوبی می تواند سود را افزایش دهد.

به عبارت دیگر، اهرم ها و نسبت های چرخ دنده ریسک مالی ساختار سرمایه یک شرکت را اندازه گیری می کنند.

ساختار سرمایه به نحوه تامین مالی یک واحد تجاری برحسب نسبت بدهی (سرمایه ارائه شده توسط طلبکاران؛ به عنوان مثال، وجوه قرض گرفته شده از وام دهندگان) به حقوق صاحبان سهام (سرمایه ارائه شده توسط مالکان؛ به عنوان مثال، وجوه از سهامداران) اشاره دارد:

  • نسبت دنده/اهرم بالا نشان دهنده نسبت بالایی از بدهی به حقوق صاحبان سهام و نشان دهنده ریسک مالی بالاتر است.
  • نسبت دنده/اهرم پایین نشان دهنده نسبت پایین بدهی به حقوق صاحبان سهام و نشان دهنده ریسک مالی کمتر است.

در حالی که بدهی بیش از حد می تواند منجر به مشکلات مالی شود و شرکت هایی با نسبت چرخ دنده ای پایین عموماً از نظر مالی سالم تر در نظر گرفته می شوند، استفاده از تأمین مالی بدهی به طور خودکار علامت قرمز را برنمی تابد.

در واقع، بدهی به طور معمول ارزان تر از سهام است و همچنین مقدار پولی را که سهامداران برای سرمایه گذاری در یک تجارت نیاز دارند، کاهش می دهد. وقتی به درستی سرمایه گذاری شود (یعنی بازگشت سرمایه بیشتر از هزینه بدهی باشد)، اهرم می تواند به افزایش سود کمک کند.

از این رو، شرکتی که هرگز از اهرم استفاده نمی کند، به احتمال زیاد فرصت رشد کسب و کار خود را با استفاده از تامین مالی بدهی از دست می دهد. این امر به ویژه زمانی صادق است که نرخ بهره پایین باشد و تجارت از جریان های نقدی سالم و قابل پیش بینی برخوردار باشد.

Keep reading to find out how to calculate, interpret and use leverage and gearing ratios to your advantage>>>

کاربران: چه کسی از Gearing & Levere (و چرا) استفاده می کند؟

نسبت های دنده و اهرم توسط سرمایه گذاران ، وام دهندگان ، تحلیلگران و مدیریت به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد تا مشخصات ریسک ساختار سرمایه یک شرکت را ارزیابی کند.

وام دهندگان

مؤسسات مالی و سایر طلبکاران در درجه اول از نسبت های دنده ای و اهرم برای تعیین توانایی وام گیرنده در بازپرداخت وام به این ترتیب استفاده می کنند:

  • تصمیم بگیرید که آیا اعتبار خود را افزایش دهید یا خیر
  • پیش نویس شرایط و ضوابط وام پیشنهادی (به عنوان مثال ، امنیت وثیقه مورد نیاز ، سطح اهرم مجاز)

سرمایه گذاران

سرمایه گذاران نسبت دنده و اهرم را ارزیابی می کنند تا مشخص کنند که آیا یک تجارت در هنگام تصمیم گیری یک سرمایه گذاری مناسب است:

  • آیا باید در یک شرکت سرمایه گذاری کند یا نه
  • میزان تأمین اعتبار و میزان بازده تقاضا

مدیریت داخلی

برای خود شرکت (به عنوان مثال مدیران مالی در مشاغل) ، نسبت های دنده و اهرم یک روش مفید برای:

  • نظارت بر اهرم برای مدیریت سطح بدهی
  • تصمیم گیری در زمینه تأمین مالی
  • پیش بینی جریان نقدی آینده و سود

محاسبه: فرمول نسبت اهرم و دنده چیست؟

نسبت های دنده و اهرم ، با نشان دادن بدهی بلند مدت یا بدهی کل (یعنی مبلغ بدهی بلند مدت و بدهی کوتاه مدت) به عنوان بخشی از سهام یا کل سرمایه آن ، سطح اهرم مالی در ساختار سرمایه یک شرکت را اندازه گیری می کند.(یعنی مبلغ سرمایه سهام و سرمایه بدهی).

چرخ دنده و اهرم را می توان از چند طریق محاسبه کرد ، از جمله دو روش متداول در زیر:

2. "کل" دنده یا "سرمایه" = بدهی ÷ (بدهی + حقوق صاحبان سهام)

در عمل ، فرمول تجهیزات کل یا سرمایه معمولاً بیشتر از وسایل نقلیه سهام استفاده می شود.

What exactly do you need to include in the gearing/leverage calculation?>>>

انصاف

  • سرمایه مشترک مشترک مشترک = صاحبان یا سهامداران سهامداران
  • ذخایر = درآمد حفظ شده
  • علاقه غیر کنترل کننده = علاقه اقلیت

فرمول دنده/اهرم به طور معمول شامل وام های کل یا وام های بلند مدت است:

1. بدهی بلند مدت

این تنوع زمانی مفید است که بیشتر بدهی های یک شرکت طولانی مدت باشد ، اما نه وقتی یک شرکت بدهی کوتاه مدت زیادی داشته باشد (به عنوان مثال ، هنگامی که طلبکاران مایل به افزایش وام بلند مدت به شرکت نیستند).

2. کل بدهی

بدهی کل = (بدهی بلند مدت + بدهی کوتاه مدت + سایر تعهدات بدهی)

این جامع ترین شکل نسبت دنده/اهرم است که شامل انواع بدهی های غیر جاری و فعلی است

توجه داشته باشید که همه بدهی ها به منظور محاسبه دنده/اهرم ، به عنوان بدهی در نظر گرفته نمی شوند:

بدهی در محاسبات نسبت دنده/اهرم
بدهی بدهی نیست
در محاسبه دنده از محاسبه دنده خارج شوید
خط اعتبار (به عنوان مثال ، اضافه برداشت بانکی ، وام ، وام) درآمد معوق
اجاره نامه (به عنوان مثال ، اجاره سرمایه) حساب های قابل پرداخت
یادداشت های قابل پرداخت (از جمله بخش فعلی که در آن بلوغ می شود هزینه های جمع شده
اوراق قابل پرداخت (1 سال) سود سهام قابل پرداخت

سرمایه سهم اولویت به طور معمول به عنوان بدهی و نه حقوق صاحبان سهام رفتار می شود زیرا حق دریافت سود ، سود سهام یا هرگونه ادعای دیگر در مورد درآمد قابل توزیع را قبل از سهامداران عادی دارد.

با این وجود ، گاهی اوقات ، سهام اولویت غیر قابل بازپرداخت (کمتر از بازخرید) هنوز هم به عنوان سهام طبقه بندی می شوند.

عدالت + بدهی

این نسبت معمولاً با ضرب کسر 100 به درصد تبدیل می شود ، زیرا بیان این باعث می شود که چقدر از سهام یک شرکت برای پرداخت بدهی خود نیاز داشته باشد.

فرمول های جایگزین: انواع محاسبه دنده و اهرم

نسبت اهرم یا دنده هر نوع نسبت مالی است که نشانگر چگونگی تأمین اعتبار دارایی ها و عملیات یک شرکت ، استفاده از بدهی یا حقوق صاحبان سهام ، در مقایسه با سایر حساب های صورتهای مالی مانند دارایی ، درآمد یا بهره بدهی است.

در زیر تعدادی از نسبت هایی که بیشتر برای اندازه گیری بار بدهی شرکتی که در زیر دسته چتر اهرم مالی و تجهیزات قرار دارند ، استفاده می شود:

بدهی ، دنده و اهرم: گزینه های دیگر (مثالها)
نسبت: همچنین به عنوان: فرمول:
بدهی
نسبت بدهی بدهی به دارایی بدهی ÷ دارایی
بدهی به درآمد بدهی به EBITDA (درآمد قبل از بهره ، استهلاک مالیات و استهلاک) بدهی ÷ درآمد
انصاف
نسبت عدالت عدالت به دارایی حقوق صاحبان سهام
چند برابر کننده دارایی دارایی ÷ حقوق صاحبان سهام
علاقه
نسبت پوشش علاقه دامنه علاقه مندی سود عملیاتی ÷ بهره بدهی
نسبت دنده علاقه N/A (پوشش علاقه معگرسی) بهره بدهی ÷ سود عملیاتی
نسبت پوشش خدمات بدهی DSCR (سرویس بدهی = اصلی + بهره) سود عملیاتی ÷ کل خدمات بدهی
دنده و اهرم
نسبت دنده و نسبت اهرم بدهی به برابر ، d/e بدهی ÷ عدالت
نسبت سرمایه یا نسبت دنده و اهرم کل دارای بدهی به سرمایه بدهی ÷ (بدهی + عدالت)

این مقاله در درجه اول به دو نسبت آخر ، یعنی تجهیزات سهام عدالت (بدهی به سهام) و دنده سرمایه (بدهی به سرمایه) می پردازد.

از آنجا که تغییرات زیادی در نسبت های دنده/اهرم وجود دارد ، همیشه اطمینان حاصل کنید که با روشن کردن اینکه نسبت ها به صورت مداوم محاسبه شده اند ، سیب به نمونه ها را مقایسه می کنید.

مثالها: نسبت دنده و اهرم چگونه محاسبه می شود؟

سوال:

نسبت دنده/اهرم را برای شرکت A بر اساس عصاره از صورتهای مالی آن در زیر محاسبه کنید:

سوال: نسبت دنده و اهرم - مثال محاسبه
ترازنامه شرکت a
وامهای کوتاه مدت 10،000 دلار
اوراق بهادار 20،000 دلار
بدهی بلند مدت که طی 1 سال است 30،000 دلار
کل بدهی کوتاه مدت 60،000 دلار
اجاره سرمایه بلند مدت 20،000 دلار
اوراق قابل پرداخت 40،000 دلار
سایر تعهدات بدهی بلند مدت 60،000 دلار
کل بدهی بلند مدت 120،000 دلار
کل بدهی 180،000 دلار
منابع مشترک 100000 دلار
سود انباشته 80،000 دلار
مجموع حقوق صاحبان سهام 180،000 دلار

پاسخ:

بیایید نسبت دنده/اهرم را با چهار فرمول متداول محاسبه کنیم:

1. تجهیزات سهام عدالت و اهرم

2. تجهیزات و اهرم کل/سرمایه

آیا تعجب می کنید که آیا نسبت هایی که ما فقط محاسبه کرده ایم زیاد/کم و خوب/بد است؟

شما 100 ٪ صحیح هستید - نسبت تا زمانی که در متن ارزیابی نشود ، تقریباً بی معنی است.

Keep reading as the next part of this article explains how to do just that analyze and interpret gearing & leverage ratios>>

خوب/بد: نسبت اهرم و دنده خوب چیست؟

نسبت اهرم و تجهیزات بین 25 تا 50 ٪ به عنوان یک بدهی ایمن خوب توسط سرمایه گذاران و وام دهندگان در نظر گرفته می شود. نسبت بیش از 50 ٪ به معنای دنده زیاد است ، در حالی که اهرم کم با نسبت کمتر از 25 ٪ نشان داده شده است.

اگرچه هیچ راهنمای مطلق در مورد اینکه یک نسبت دنده ایده آل باید باشد وجود ندارد ، یک قانون کلی از حداقل 25 ٪ و حداکثر نسبت اهرم 50 ٪ به عنوان یک معیار ایمن را نشان می دهد.

در عمل ، بسیاری از شرکت ها با موفقیت با افزایش اهرم و نسبت به این کار با موفقیت عمل می کنند ، اما 50 ٪ با این وجود یک معیار مفید است.

نسبت دنده ایده آل و اهرم: بالا یا پایین؟
نسبت بالا/پایین توضیح
>100 ٪ خیلی بلند نسبت دنده/اهرم بالاتر از 1. 0 نشان می دهد که یک شرکت بدهی بیشتری نسبت به حقوق صاحبان سهام دارد.
= 100 ٪ خیلی بلند نسبت دنده/اهرم 1. 0 نشان می دهد که یک شرکت به همان اندازه بدهی دارد که دارای حقوق صاحبان سهام است.
>50 ٪ بالا یک نسبت دنده/اهرم که از 0. 50 فراتر رفته است ، به طور معمول یک شرکت بسیار دنده ای/اهرم را نشان می دهد که در معرض خطر بیشتر ورشکستگی ، پیش فرض وام و نارسایی مالی است.
25 ٪ -50 ٪ طبیعی نسبت دنده/اهرم بین 0. 25 و 0. 50 به طور کلی بهینه محسوب می شود.
= 50 ٪ طبیعی نسبت 0. 50 نشان می دهد که یک شرکت دو برابر سهام عدالت دارد.
کم نسبت دنده/اهرم پایین تر از 0. 25 معمولاً کم خطر در نظر گرفته می شود.
خیلی کم نسبت دنده/اهرم زیر 0. 10 نشان می دهد که یک شرکت تقریباً بدهی نسبت به حقوق صاحبان سهام ندارد.

بنابراین ، اگر این نسبت بیش از 50 ٪ و بدتر شود ، موقعیت بدهی یک شرکت ارزش بررسی دارد ، زیرا اهرم و تجهیزات نشان دهنده خطر متصل به امور مالی نهاد است.

اهرم بالا/پایین: آیا دنده بالا یا پایین بهتر است؟

نسبت های دنده ای و اهرم ، میزان تأمین یک شرکت توسط بدهی در مقابل حقوق صاحبان سهام و سطح مرتبط با ریسک مالی را اندازه گیری می کند. نسبت بالا به این معنی است که یک شرکت نسبت بیشتری از بدهی در مقابل حقوق صاحبان سهام دارد و این نشان دهنده ریسک مالی بالاتر است. نسبت پایین به معنای برعکس است.

یادآوری این نکته حائز اهمیت است که اگرچه شرکت هایی که نسبت های بیشتری از آن دارند ریسک بیشتری دارند ، اما اهرم مالی بالا لزوماً حاکی از پریشانی مالی نیست.

اهرم و تجهیزات در هنگام استفاده از بدهی از بدهی خوب است تا بازده تولید شده بیشتر از هزینه سرویس بدهی باشد. اگر بازده وجوه وام گرفته شده پایین تر از هزینه سرویس بدهی باشد ، پس اهرم/تجهیزات خیلی زیاد است و بازده سهام را کاهش می دهد.

به عبارت دیگر ، سطح بدهی بیش از حد و کنترل نشده می تواند برای یک شرکت و سرمایه گذاران آن خطرناک باشد. از طرف دیگر ، اگر یک شرکت بتواند نرخ بازده بالاتری را نسبت به سود پرداخت شده در وام های خود ایجاد کند ، پس بدهی می تواند به تسریع سودآوری و رشد تجارت کمک کند.

دنده بالا: مزایا

در بسیاری از موارد ، داشتن بدهی در ترازنامه یک تصمیم استراتژیک هوشمندانه است ، از جمله 5 مورد زیر:

1. افزایش ROE

نسبت اهرم بالا و نسبت دنده می تواند سودمند باشد وقتی یک شرکت از وجوه وام گرفته شده برای افزایش بازده سهام خود (ROE) استفاده می کند و قادر است به راحتی تعهدات بدهی را با جریان های نقدی مداوم از افزایش درآمد درآمدی ارائه دهد.

به این ترتیب ، استفاده از تأمین مالی بدهی می تواند رشد تجارت را تسریع کرده و از سودآوری بلند مدت پشتیبانی کند (به عنوان مثال ، گسترش به بازارهای جدید ، ادغام و خرید ، بهبود ارائه تجارت ، توسعه محصولات/خدمات جدید).

2. کاهش WACC

هزینه بدهی به طور معمول پایین تر از هزینه حقوق صاحبان سهام است. بنابراین ، هرچه نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام بیشتر باشد ، میانگین وزنی شرکت یک شرکت (WACC) کمتر است. به طور طبیعی ، این فقط تا یک نقطه خاص کار می کند.

3. جریان نقدی

هنگامی که شرکتی که در غیر این صورت از نظر مالی سالم است ، کمبود موقت جریان نقدی را تجربه می کند (به عنوان مثال ، به دلیل چرخه فصلی) ، می تواند از بسیاری از گزینه های تأمین مالی بدهی که به راحتی از موسسات مالی و سایر وام دهندگان در دسترس است ، استفاده کند.

به عنوان مثال ، شرکت های کشاورزی اغلب نیاز به وام گرفتن پول به صورت کوتاه مدت دارند زیرا این صنعت تحت تأثیر تقاضای فصلی قرار دارد.

4. سرمایه سرمایه گذاری

تا زمانی که وام گیرنده الزامات خود را برآورده کند ، وام دهندگان ممکن است سریعاً بودجه سرمایه گذاری های حساس به زمان را تأمین کنند که به دلیل محدودیت زمانی برای تأمین مالی سهامداران چالش برانگیز باشد (به عنوان مثال ، دستیابی به دارایی های رقیب که از بازار خارج می شود).

5. رقیق شدن را به اشتراک بگذارید

تأمین مالی بدهی به یک شرکت اجازه می دهد تا سرمایه جدیدی را برای حمایت از عملیات خود جمع کند بدون اینکه بر ترکیب مالکیت تجارت تأثیر بگذارد.

بسیاری از سهامداران ترجیح می دهند سرمایه از بدهی به جای حقوق صاحبان سهام باشد زیرا صدور سهام بیشتر سهام می تواند سهام مالکیت خود را در شرکت رقیق کند.

6. EPS افزایش می یابد

از آنجا که یک شرکت استفاده از تجهیزات/اهرم را برای حداکثر سودآوری و حداقل استفاده از حقوق صاحبان سهام برای اجرای عملیات خود بهینه می کند ، سهامداران از افزایش هر دو ROE (بازده سهام) و همچنین EPS (سود هر سهم) بهره مند می شوند.

دنده بالا: مضرات

همه چیز برابر است ، شرکتی که سطح بالاتری از وسایل نقلیه/اهرم بالاتری داشته باشد ، از نظر تغییرپذیری بازده به سهامداران ، نقدینگی بلند مدت و در نهایت توانایی ماندن در تجارت ، با افزایش ریسک مالی روبرو است.

1. خطر

یک نسبت دنده بالا به این معنی است که یک شرکت از اهرم زیادی برای تأمین مالی فعالیت های خود استفاده می کند ، که می تواند هم درآمد و هم خطر تجارت را ضرب کند.

هنگامی که بار بدهی یک شرکت نسبت به دارایی های آن بسیار زیاد است ، بار اصلی بدهی و بازپرداخت بهره بخش قابل توجهی از جریان های نقدی را به خود اختصاص می دهد که حتی یک مسئله عملکرد مالی نسبتاً کوچک می تواند منجر به این شود که تجارت قادر به تولید پول کافی نباشدبرای بازپرداخت تعهدات بدهی خود.

همچنین به همین دلیل است که نسبت های دنده/اهرم بالا ممکن است مانع از جذب سرمایه اضافی شود زیرا طلبکاران و سهامداران در صورت کاهش مالی یا انحلال کمتر محافظت می شوند - و کمتر احتمال دارد که پول خود را پس بگیرند.

2. نوسانات

هرچه یک شرکت تجهیزات بیشتری داشته باشد ، خطر نوسانات درآمد در دسترس برای توزیع از طریق سود سهام به سهامداران معمولی بیشتر خواهد بود.

سطح بالایی از تجهیزات و اهرم نشان می دهد که یک شرکت برای تأمین نیازهای بلند مدت خود به بدهی متکی است و این باعث افزایش سطح خطر سهامداران عادی شرکت می شود.

چرا؟از آنجا که سود و بازپرداخت سرمایه در مورد بدهی بدون در نظر گرفتن سود شرکت باید انجام شود ، در حالی که هیچ تعهدی برای پرداخت حقوق به حقوق صاحبان سهام وجود ندارد.

از این رو ، یک شرکت بسیار دنده ای باید سود کافی کسب کند تا ابتدا پرداخت های خود را به دارندگان بدهی بپردازد قبل از آنکه هر چیزی برای توزیع به دارندگان سهام (به عنوان مثال ، سود سهام) در دسترس باشد.

از طرف دیگر ، اگر وجوه وام گرفته شده در ابتکاراتی سرمایه گذاری شود که بازده بیش از هزینه سرمایه بدهی را فراهم می کند ، سهامداران از افزایش بازده سهام خود بهره مند می شوند.

بنابراین ، این منجر به نوسانات بیشتر در سود سهام پرداخت شده به سهامداران می شود که یک شرکت بسیار مناسب است.

3. ورشکستگی

هرچه یک شرکت تجهیزات بیشتری داشته باشد ، احتمال عدم موفقیت مالی در نتیجه عدم توانایی آن در بدهی خدمات و افزایش سرمایه بیشتر می شود.

در نهایت ، نسبت های دنده و اهرم توانایی یک شرکت را برای ماندن در تجارت اندازه گیری می کند زیرا نسبت بالای بدهی به سهام می تواند باعث شود:

  • حساسیت زیاد به شرایط نامطلوب مالی ، مانند رکود اقتصادی ، افزایش نرخ بهره متغیر یا مشکلات تجاری که ممکن است شرکت کمتر با آن زنده بماند.
  • مسائل مربوط به سرویس بدهی موجود به عنوان مبلغ زیاد بهره باید بدون توجه به اینکه یک شرکت درآمد ایجاد می کند یا خیر ، به وام دهندگان پرداخت شود.
  • کاهش اعتبار ناشی از یک شرکت پیش فرض در تعهد بدهی خود.
  • هزینه بالای بدهی به عنوان وام دهندگان خود را در برابر خطر بالاتر از بازپرداخت وام های خود پوشش می دهد.
  • میثاقهای محدود کننده تحمیل شده توسط طلبکاران (به عنوان مثال ، وام گیرندگان را وادار به هدایت تمام پول نقد به جای رشد تجارت می کنند ؛ یا در صورت عدم دسترسی به وجوه از منابع دیگر ، دارایی های امن را برای پرداخت بهره و تحقق می بخشند).
  • هزینه بالای سهام عدالت به دلیل سرمایه گذاران تمایلی به ورود به سیستم یا تأمین مالی سهام بیشتری ندارد.
  • سقوط قیمت سهم زیرا عوامل فوق باعث تضعیف اعتماد به نفس بازار سهام به شرکت می شود.
  • اگر شرکتی که بیش از حد پول وام گرفته است ، نمی تواند تعهدات بدهی خود را بازپرداخت کند ، خطر بیشتری برای ورود به انحلال وجود دارد.

دنده کم: مزایا

نسبت های پایین تر اهرم و تجهیزات برای شرکت ها و همچنین سرمایه گذاران آنها مطلوب تر است زیرا آنها به طور کلی حاکی از ریسک مالی پایین تر در ارتباط با مدیریت بهتر بدهی و ثبات مالی هستند ، همانطور که در آن منعکس شده است:

آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیکا زارعی بازدید : 40 تاريخ : پنجشنبه 14 ارديبهشت 1402 ساعت: 15:42