نتایج پیچیده در سیستم های انسانی هنگام تصمیم گیری در مورد واقعیت واقعی ، یک مهره سخت برای شکستن است. هر پدیده ای که ممکن است سعی کنیم توضیح دهیم ، تعداد زیادی از تئوری های رقابتی خواهد داشت ، بسیاری از آنها به ظاهر قابل قبول هستند.
بنابراین چگونه می دانیم با چه چیزی پیش برویم؟
یک ایده این است که از بهترین ها گره بزنید. یکی از موفق ترین "توضیح دهندگان" رفتار انسان ، روانشناس شناختی استیون پینکر بوده است. کتابهای وی تا حدودی تأثیرگذار بوده اند ، زیرا آنها سخت گیری علمی ، قدرت توضیحی و نوشتن کاملاً عالی را با هم ترکیب می کنند.
آنچه در مورد Pinker بی نظیر است ، طیف وسیعی از منابعی است که او به آن توجه می کند. کتاب او The Better Angels of Mour Mour Nature ، تدوین در مورد کاهش خشونت نسبی در تاریخ اخیر بشر ، به ایده های روانشناسی تکاملی ، انسان شناسی پزشکی قانونی ، آمار ، تاریخ اجتماعی ، جرم شناسی و میزبان زمینه های دیگر می پردازد. پینکر ، مانند واکلاو اسمیل و جارد الماس ، برعکس مرد با چکش است ، و از مطالب زیادی برای نتیجه گیری های خود استفاده می کند.
در حقیقت ، وقتی در مورد پیشرفت علوم اجتماعی به عنوان یک عرصه توضیحی در طول زمان سؤال شد ، پینکر این تمرکز بین رشته ای را اعتبار داد:
به دلیل اتحاد با علوم ، تئوری های واقعاً توضیحی وجود دارد ، و احساس پیشرفت وجود دارد ، با چیزهای غیر واضح تر که پیامدهای عمیقی دارند.
اما ، حتی بهتر ، پینکر طرح کلی را برای چگونگی نزدیک شدن به یک متفکر چند رشته ای باید در یک دنیای پیچیده به مشکلات نزدیک کند.
این مسئله مورد بحث است: وقتی ما در حال مشاهده یک پدیده های پیچیده هستیم - به گفته ، کاهش اشکال خاصی از خشونت در تاریخ بشر - می تواند با یک توضیح دقیق دشوار باشد. ما فقط نمی توانیم آزمایش های آزمایشگاهی مکرر را تنظیم کنیم و شرایط تاریخ بشر را تغییر دهیم تا ببینیم چه چیزی ظاهر می شود ، مانند فیزیک یا شیمی.
بنابراین خارج از ضرورت ، ما باید به روشی متفاوت به مسئله نزدیک شویم.
در مصاحبه ارجاع شده در بالا ، پینکر مثال فوق العاده ای را ارائه می دهد که چگونه این کار را انجام دهد: توجه داشته باشید که چگونه او با دقت "بررسی می کند" از منابع مختلف داده ها ، با ایجاد یک نمای سه بعدی از منظره ای که سعی در ارزیابی دارد ، ایجاد می کند:
Pinker: کاملاً ، من فکر می کنم بیشتر فیلسوفان علوم می گویند که تمام کلیات علمی به جای اینکه از نظر منطقی مطمئن باشد ، بیشتر برای علوم اجتماعی است زیرا سیستم هایی که شما مطالعه می کنید پیچیده تر از مثلاً مولکول ها هستند ، و به دلیل فرصت های کمتری وجود دارد. برای مداخله به صورت تجربی و کنترل هر متغیر. اما وجود علوم اجتماعی ، از جمله روانشناسی ، به حدی که آنها هر چیزی را کشف کرده اند ، نشان می دهد که ، با وجود عدم کنترل رفتارهای انسان ، می توانید پیشرفت کنید: شما می توانید تمام تلاش خود را برای کنترل متغیرهای مزاحمت انجام دهید که به معنای واقعی کلمه نیستنددر کنترل شماشما می توانید در یک آزمایشگاه آنالوگ هایی داشته باشید که آنچه را که به آن علاقه دارید شبیه سازی کنید و یک دستکاری تجربی را تحمیل کنید.
شما می توانید در مورد فشردن آخرین قطره اطلاعات علی از مجموعه داده های همبستگی هوشمندانه باشید ، و می توانید از شواهد همگرا ، روایت های کیفی تاریخ سنتی در ترکیب با مجموعه داده های کمی و تجزیه و تحلیل رگرسیون استفاده کنید که سعی در یافتن الگوهای در آنها دارند. اما من همچنین به روایت های سنتی تاریخی می روم ، بخشی از آن به عنوان یک بررسی عقل. اگر فقط شماره ها را دستکاری می کنید ، هرگز نمی دانید که آیا با جدی گرفتن شماره ها در نتیجه گیری ناخوشایند سرگردان شده اید که احتمالاً نمی تواند واقعیت را منعکس کند. همچنین ، این تاریخ روایی است که فرضیه هایی را ارائه می دهد که می توانند آزمایش شوند. اغلب اوقات یک مورخ با داستانهای علّی قابل قبول روبرو می شود و این به دانشمندان علوم اجتماعی می دهد تا در فشردن داستانی از اعداد ، انجام دهند.
Warburton: من تعجب می کنم که آیا شما نمونه ای از همین را دارید ، جایی که تاریخ و علوم اجتماعی را با هم ترکیب کرده اید؟
پینکر: یک نمونه این فرضیه است که انقلاب بشردوستانه در طول روشنگری ، یعنی لغو برده داری ، شکنجه ، مجازات های بی رحمانه ، آزار و اذیت مذهبی و غیره ، محصول گسترش همدلی بود که به نوبه خود به آن دامن زده شدسواد و مصرف رمان ها و حساب های روزنامه نگاری. مردم می خوانند که زندگی در زمان ها و مکان های دیگر چگونه بوده است ، و سپس احساس همدلی خود را به طور گسترده تری به کار می برد ، که به آنها فکر می کند که آیا این ایده خوبی است که کسی را به عنوان نوعی مجازات جنایی جدا کنیم. بنابراین این یک فرضیه تاریخی است. لین هانت ، مورخ دانشگاه کالیفرنیا-برکلی ، آن را پیشنهاد کرد ، و مطالعات روانشناختی وجود دارد که نشان می دهد ، اگر مردم یک حساب اول شخص را بر خلاف آنها بخوانند ، با آن فرد دلسوز تر می شوند. و همچنین به دسته افرادی که فرد آن را نشان می دهد.
بنابراین اکنون ما کمی روانشناسی تجربی داریم که از روایت کیفی تاریخی حمایت می کنند. و علاوه بر این ، می توان به مورخان اقتصادی رفت و ببیند ، در واقع ، در واقع ، ابتدا افزایش گسترده ای در کارآیی اقتصادی تولید یک کتاب وجود داشته است ، سپس افزایش گسترده ای در تعداد کتاب های منتشر شده وجود دارد ، و سرانجام وجود داشتافزایش گسترده در میزان سواد. بنابراین داستانی دارید که حداقل سه راس داشته باشد: فرضیه مورخ ؛مورخان اقتصادی که متغیرهای اگزوژن را که قبل از پدیده ای که ما سعی در توضیح آن داریم تغییر می دهند ، شناسایی می کنند ، بنابراین علت اصلی قبل از اثر قلمداد رخ می دهد. و سپس شما دستکاری آزمایشی را در یک آزمایشگاه دارید ، نشان می دهد که پیوند مداخله در واقع قابل قبول است.
پینکر می گوید ، نگاه کنید که ما فقط نمی توانیم به "روایت های قابل قبول" که توسط مردمی مانند مورخان تولید می شود ، اعتماد کنیم. امکانات زیادی وجود دارد که می تواند صحیح باشد.
ما همچنین نمی توانیم صرفاً به همبستگی ها تکیه کنیم (یعنی افزایش سواد آماری که از نظر آماری کاهش خشونت را ردیابی می کند) - آنها لزوماً توضیحی علتی به ما ارائه نمی دهند.(آیا افزایش سواد باعث خشونت کمتری می شود ، یا برعکس؟ یا عامل سوم باعث هر دو می شود؟)
با این حال ، اگر ما در برخی از حقایق شناخته شده دیگر از مناطقی که می توانیم روی آنها آزمایش کنیم ، لایه بندی کنیم - مثلاً روانشناسی یا علوم اعصاب شناختی - گاهی اوقات می توانیم پیوند علی مورد نیاز خود را ایجاد کنیم یا در بدترین حالت فرضیه بهتری از واقعیت.
در این مورد، یافته های روان شناسی این است که اشکال خاصی از سواد در واقع همدلی را افزایش می دهند (به دلایل منطقی).
آیا این روش به ما اثبات مطلق می دهد؟خیر. با این حال، به ما اجازه می دهد تا یک فرضیه را پیشنهاد و سپس آزمایش، دوباره آزمایش، تغییر، و تقویت یا در نهایت رد کنیم.(به عبارت دیگر، تفکر دقیق.)
با این حال نمی توانیم اینجا متوقف شویم. ما باید برای بررسی فرضیه های رقیب زمان بگذاریم - ممکن است تناسب بهتری وجود داشته باشد. مصاحبه کننده به پرسش پینکر در مورد این روش ادامه می دهد:
واربرتون: و بنابراین نتیجه می گیرید که تمرکززدایی که از طریق رمان خوانی و روایت های اول شخص اتفاق می افتد احتمالاً تأثیری علی بر تمایل افراد به خشونت نسبت به همسالان خود داشته است؟
پینکر: درست است. و البته باید فرضیه های جایگزین را رد کرد. یکی از آنها می تواند رشد ثروت باشد: شاید این مسئله صرفاً این باشد که زندگی شما چقدر خوشایند است. اگر زندگی طولانی تر، سالم تر و لذت بخش تری داشته باشید، شاید برای زندگی به طور کلی ارزش بیشتری قائل شوید، و در نتیجه، برای زندگی دیگران. این یک فرضیه جایگزین برای این ایده است که با سواد بیشتر، همدلی گسترش یافته است. اما داده های مورخان اقتصادی که نشان می دهند در زمان انقلاب بشردوستانه افزایش اندکی در ثروت وجود داشته است، می توان آن را رد کرد. افزایش ثروت واقعاً بعدها، در قرن نوزدهم، با ظهور انقلاب صنعتی رخ داد.
بیایید روندی را که پینکر ارائه کرده است مرور کنیم، فرآیندی که ممکن است در هنگام بررسی علل پدیده های پیچیده در سیستم های انسانی به تقلید از آن فکر کنیم:
- ما یک پدیده جالب را مشاهده می کنیم که نیاز به توضیح دارد، پدیده ای که احساس می کنیم قادر به کشف آن هستیم.
- ما فرضیه های رقیب را پیشنهاد و بررسی می کنیم که می توانند پدیده ها را توضیح دهند (به روشی ابطال پذیر تنظیم شده اند، در هماهنگی با شکاف بین علم و شبه علم که توسط کارل پوپر بزرگ برای ما مطرح شده است).
- ما به بررسی مقطعی از: داده های تجربی مربوط به پدیده ها. استنباط کیفی معقول (از چندین رشته/رشته، هر چه اساسی تر، بهتر) و در نهایت؛جنبه های «نمایش پذیر» طبیعت که ما تقریباً در مورد آنها مطمئن هستیم، ناشی از آزمایش کنترل شده یا سایر منابع دقیق دانش از مهندسی گرفته تا زیست شناسی و علوم اعصاب شناختی است.
آنچه ما به پایان می رسیم لزوماً توضیح ضد گلوله نیست ، اما احتمالاً بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم اگر با دقت فکر کنیم. یک معاینه خوب در رشته ای با منابع کمی و کیفی که به بازی مساوی می آیند و دوز خوبی از قضاوت ، می تواند بسیار سختگیرانه تر از غریزه روده یا داستانهای مزخرف قابل قبول باشد که بسیاری از ما تنبل می کنند.
یک کلمه احتیاط
اگرچه رویکرد "رئوس های چندگانه" پینکر برای حل مسئله در حوزه های پیچیده می تواند قدرتمند باشد ، ما همیشه باید از پدیده هایی محافظت کنیم که به سادگی نمی توانیم در سطح صلاحیت فعلی خود توضیح دهیم: ما باید در هنگام توضیحات رقابت ، یک شمع "خیلی سخت" داشته باشیم"خیلی نزدیک به تماس" بیرون بیایید یا در غیر این صورت احساس می کنیم خارج از حلقه صلاحیت خود هستیم. همیشه با دقت قدم بزنید و حتماً از قانون طلایی داروین پیروی کنید: حقایق خلاف آن مهمتر از تأیید موارد هستند. آماده باشید تا نظر خود را تغییر دهید ، مانند داروین ، وقتی واقعیت ها راه شما را پیش نمی برند.
هنوز علاقمند است؟برای برخی از خوبی های صورتی تر ، پست های قبلی ما را در مورد کار او بررسی کنید ، یا چند کتاب او را مانند How the Mind یا Slate Blank: انکار مدرن طبیعت انسانی بررسی کنید.
پست بعدی: آنچه زیست شناسی امکان پذیر است ، فرهنگ ممنوع است که هنگام تصمیم گیری در مورد اینکه یک رفتار خاص انسان فرهنگی یا بیولوژیکی است ، کمی گیج می شویم. آیا همجنسگرایی یک عمل طبیعی است یا ...
آنچه را که از دست داده اید کشف کنید
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیکا زارعی
بازدید : 42
تاريخ : سه
شنبه
14 شهريور
1402 ساعت: 1:57