نظریه مقدار پول

ساخت وبلاگ

با توجه به نظریه کمیت پول (که اغلب QTM به طور خلاصه) وجود دارد ، سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات متناسب با مقدار پول در یک اقتصاد است.

این نظریه در ابتدا توسط ریاضیدان لهستانی نیکولاوس کپرنیکوس در سال 1517 تدوین شد ، اما نسخه ای که امروزه بیشتر شناخته شده است توسط اقتصاددان آمریکایی ایروینگ فیشر در سال 1911 تهیه شده است. این کتاب در سال 1963 با انتشار کتاب تأثیرگذار میلتون فریدمن و آنا شوارتز یک پولی به دست آورد. تاریخچه ایالات متحده. از آن زمان به بعد ، به سنگ بنای دانشکده اقتصاد پولی تبدیل شده است ، که گسترش بیش از حد در عرضه پول را به عنوان عامل اصلی افزایش قیمت ها و از این رو تورم می بیند.

معادله مبادله فیشر

معادله مبادله فیشر هویتی است که همیشه با تعریف صادق است. در اصل بیان می کند که مقدار پولی که در یک اقتصاد صرف می شود ، باید با مقدار پول مورد استفاده برابر باشد. این به صورت زیر بیان می شود:

m = مقدار پول vT= سرعت پول کلیه معاملات (گردش مالی) PT= سطح قیمت کلیه معاملات t = کل معاملات در اقتصاد.

براساس QTM ، در هر دوره زمانی معین ، کل هزینه های پول برابر با کل ارزش کالاهای معامله شده در اقتصاد است. حجم معاملات t بستگی به عرضه کالاها و خدماتی دارد که باید رد و بدل شوند. هرچه عرضه کالا در یک اقتصاد بیشتر باشد ، تعداد معاملات و تجارت بیشتر می شود و برعکس.

یک فرمول جایگزین ، این رابطه را با معرفی خروجی واقعی یا تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) به معادله صریح تر می کند. این فرمولاسیون خاص QTM کاملاً متداول است و به طور مرتب به دانشجویان اقتصاد آموزش داده می شود ، بنابراین ممکن است آن را تشخیص دهید:

m = مقدار پول v = سرعت درآمد پول p = شاخص قیمت (نه سطح قیمت) y = خروجی واقعی (تولید ناخالص داخلی).

در این معادله ، مانند قیمت کالا ، ارزش پول با عوامل عرضه و تقاضا تعیین می شود. با فرض اشتغال کامل و استفاده کامل از همه منابع ، Y نمی تواند افزایش یابد و بنابراین ثابت می شود. فرض اصلی دیگر این است که سرعت پول V ثابت یا خارجی در نظر گرفته می شود. با ثابت نگه داشتن V و Y ، QTM سپس اظهار می دارد که قیمت های P به طور متناسب با عرضه پول m.

شروع mv = py longleftrightarrow p = v frac end

یعنی هرگونه تغییر در M منجر به تغییر در P یا به عبارت دیگر ، افزایش در عرضه پول باعث تورم می شود.

شایان ذکر است که خود M می تواند حداقل به دو مؤلفه تقسیم شود. دارایی های پولی که بسیار نقدی هستند ، مانند پول نقد ، بخشی از "M1" محسوب می شوند. سایر دارایی های پولی از جمله سپرده های پس انداز بخشی از "M2" است. این زیر مجموعه های عرضه پول به طور کامل در مقاله ما در مورد سرعت توضیح داده شده است.

معادله تعادل نقدی کمبریج

یک رویکرد جایگزین برای QTM ، معروف به معادله مانده نقدی ، توسط گروهی از اقتصاددانان کمبریج - از جمله آلفرد مارشال ، آرتور سسیل پیگو و جان مینارد کینز ، در اوایل دهه 1900 ساخته شد. در حالی که نسخه فیشر بر عرضه پول متمرکز است ، رویکرد کمبریج بر تقاضای پول تمرکز دارد و کاربردهای مختلفی از پولی را که رویکرد فیشر به آن پرداخته بود ، مشخص می کند.

استدلال اصلی منعکس شده در نسخه کمبریج این است که پول نه تنها به عنوان یک واسطه مبادله بلکه به عنوان یک فروشگاه ثروت عمل می کند. یعنی مردم می خواهند برای تأمین مالی معاملات (متوسط مبادله) و به عنوان یک امنیت در برابر نیازهای پیش بینی نشده (ذخیره ثروت) ، پول در اختیار داشته باشند. فرض بر این است که تقاضای شخص برای مانده نقدی متناسب با درآمد آنها است. این منجر به معادله زیر می شود:

Md= تقاضای پول k = نسبت درآمد اسمی (PY) که به عنوان نگهدارنده پول p = شاخص قیمت y = خروجی واقعی (تولید ناخالص داخلی) خواسته می شود

در تعادل ، عرضه پول باید برابر با تقاضای پول باشد. به این معنا که:

شروع m_s = m_d = m longleftrightarrow m = kpy textp = frac = frac frac end

ما می توانیم ببینیم که این یک تغییر معادله فیشر است ، با K ، متقابل V است. با فرض اینکه y به دلیل اشتغال کامل و استفاده کامل از منابع ثابت است و با فرض اینکه K یک ثابت رفتاری است ، نتیجه گیری مشابه نسخه فیشر است. یعنی افزایش یا کاهش در عرضه پول منجر به تغییر قیمت متناسب می شود.

خوب است بدانید

در حالی که QTM در اصل توسط اکثر اقتصاددانان پذیرفته می شود ، اختلاف نظر در مورد میزان بستگی به هر یک از متغیرها به دیگران وجود دارد و متغیرها را می توان به طور منطقی در دنیای واقعی که در آن شرایط در طبیعت پویا است ، ثابت کرد. علاوه بر این ، عوامل اضافی که بر تقاضای پول مانند نرخ بهره ، ثروت و انتظارات در مورد قیمت های آینده تأثیر می گذارد ، در این مدل ساده به اندازه کافی حساب نشده است.

در حالی که هر دو فیشر و نسخه کمبریج فرض می کنند که خروجی y به دلیل اشتغال کامل ثابت است ، پیامدهای آن یک بار باعث بیکاری می شود. همانطور که بعداً توسط کینز در نظریه عمومی خود اشاره کرد ، زنجیره ای از علیت بین تغییر در مقدار پول و قیمت ها مستقیم نیست بلکه غیرمستقیم است.

در وهله اول ، گسترش در کل مقدار پول منجر به کاهش نرخ بهره و در نتیجه افزایش سرمایه گذاری می شود. اگر منابع بیکار وجود داشته باشد ، این امر منجر به گسترش تولید ، افزایش تولید ، اشتغال و درآمد خواهد شد. با این حال ، پس از دستیابی به اشتغال کامل ، بازده متوقف می شود و تأثیر آن بر روی قیمت ها اعمال می شود که در پاسخ افزایش می یابد.

تطبیق رفتار مصرف کننده عامل دیگری است که فرضیات نظریه QTM را به چالش می کشد. به عنوان مثال ، اگر مصرف کنندگان انتظار داشته باشند که قیمت ها در آینده نزدیک افزایش یابد ، و در پاسخ تصمیم به نگه داشتن پول کمتر و افزایش هزینه های موجود در کالاها ، این به ترتیب K یا افزایش V را کاهش می دهد.

  • نظریه مقدار پول
  • سیمون شوت
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیکا زارعی بازدید : 31 تاريخ : دوشنبه 13 شهريور 1402 ساعت: 20:52