قیمت ، ریسک و بازده. 3 مفاهیم مبانی سرمایه گذاری که پایه و اساس تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری و مدیریت نمونه کارها را تشکیل می دهند. تسلط بر این 3 مفهوم ، شیوه نگاه شما به سرمایه گذاری ها را برای همیشه تغییر می دهد.
این مقاله گسترده است - احتمالاً گسترده ترین نوع در "اینترنت".
اگر می خواهید خواندن را با یادگیری ویدیویی تکمیل کنید ، ما به شما برگشتیم. این ویدئو است:
بله ، ما در یوتیوب هستیم. نه ، ما از شما نمی خواهیم "دوست داشته باشید" ، "مشترک شوید" یا روی این دکمه و آن کلیک کنید.
اما به نظر می رسد افرادی مانند شما که به طور فزاینده ای در کانال ما مشترک هستند - بسیار خوب است که همه شما را در هیئت مدیره داشته باشید. ما بسیار سپاسگزاریم
خوب ، بیایید اکنون یاد بگیریم ، باید؟
قیمت چیست؟
قیمت سهام به طور معمول همان چیزی است که شما برای خرید یا فروش دارایی در بازار آزاد پرداخت می کنید. ممکن است از آن به عنوان قیمت بازار یا ارزش بازار استفاده کنید.
اکنون ، ما به طور معمول این قیمت بازار را با آنچه "قیمت ذاتی" یا "ارزش ذاتی" می نامیم مقایسه می کنیم. و این قیمتی است که سهام باید در آن تجارت کند.
قیمت ذاتی باید مبتنی بر اصول شرکت باشد ، از جمله میزان پولی که بنگاه می کند ، چقدر شرکت خطرناک است ، در چه صنعتی فعالیت می کند ، چشم انداز رشد آن ، و کل عوامل دیگر است.
قیمت بازار ممکن است با قیمت ذاتی تجارت کند ، اما لزوماً لازم نیست.
شما ممکن است موردی داشته باشید که قیمت بازار از قیمت ذاتی بیشتر باشد ، در این صورت ما می گوییم که سهام بیش از حد ارزش دارد.
و به همین ترتیب ، اگر قیمت بازار پایین تر از قیمت ذاتی باشد ، می گوییم که سهام کم ارزش است.
سرانجام ، اگر قیمت بازار برابر با قیمت ذاتی باشد ، می گوییم که سهام نسبتاً قیمت دارد. این با ارزش منصفانه خود تجارت می کند.
بازگشت چیست؟
حالا بیایید به این معنایم که بازگشت چیست.
بازده به میزان پولی که می توانید از سرمایه گذاری خود تهیه کنید ، بیان شده در شرایط درصد است.
بنابراین اگر بازده سهام می گویند ، 10 درصد ، این بدان معنی است که شما با سرمایه گذاری در سهام 10 درصد درآمد کسب کرده اید. متفاوت است ، اگر هزار دلار در سهام سرمایه گذاری کرده اید ، 10 درصد به این معنی است که صد دلار درآمد داشته اید.
اما به جای گفتن 100 دلار ، می گوییم که شما 10 درصد بازپرداخت کرده اید.
بنابراین در نهایت ، بازده فقط مبلغ پولی است که شما در شرایط درصد بیان می کنید.
خطر چیست؟
آخرین و مهمترین چیزها در مورد اینکه چه ریسکی است صحبت می کنیم.
خطر جالب توجه است زیرا می تواند تعاریف بسیاری را در بسیاری از معانی داشته باشد. و روش های زیادی برای اندازه گیری یا کمیت خطر وجود دارد.
در یک مطالعه دانشگاهی در سال 2008 ، ریکیاردی حدود صد و هشتاد نوع خطرات مختلف را در ادبیات مالی سنتی و همچنین رفتاری ذکر کرد.
اکنون در این 188 بسیاری از آنها اقدامات "به طور کلی پذیرفته شده" از خطر نیستند. آنها ممکن است ایده های جدیدی باشند که مردم در حال تلاش و آزمایش هستند.
و همچنین اقدامات کلاسیک خود را در مورد ریسک که به طور کلی در سراسر هیئت مدیره پذیرفته شده است ، حداقل در امور مالی خواهید داشت.
بنابراین ما می خواهیم روی مواردی که عموماً پذیرفته شده اند تمرکز کنیم ، اما برای شما مهم است که بدانید که این همه و همه چیز نیست.
و می دانید که همه این انواع دیگر خطرات وجود دارد که ممکن است برای تجزیه و تحلیل نمونه کارها شخصی خود در نظر بگیریم.
اکنون ، در حالی که انواع مختلفی از خطر وجود دارد ، اجماع عمومی این است که این احتمال یا ارزش شما برای از دست دادن پول است.
بنابراین هر روش در تلاش است تا این "احتمال" یا ارزش از دست دادن پول را به شما بگوید ، و این فقط با استفاده از معیارهای مختلف یا اقدامات مختلف انجام می شود.
اما "داستان" نهایی دقیقاً برای اکثر آنها یکسان است اگر نه همه اقدامات خطر.
آنچه برای شما بسیار مهم است این است که در جزئیات نیت-گریت (هنوز) مورد آزار و اذیت قرار نگیرید ، بلکه درک پیامدهای گسترده تر و بزرگ از اصول سرمایه گذاری قیمت ، ریسک و بازده را درک کنید.
دوره مرتبط: تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری و مدیریت نمونه کارها (با Excel®)
این مقاله مفهومی را ارائه می دهد که در دوره ما در زمینه تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری و مدیریت نمونه کارها (با Excel®) به طور گسترده ای پوشش داده شده است.
اگر علاقه مند به تسلط بر تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری و مدیریت نمونه کارها در حین کار با داده های دنیای واقعی هستید ، حتماً باید دوره را بررسی کنید.
روابط بین قیمت ، ریسک و بازده
این سه عامل دارای روابط فوق العاده قدرتمند هستند. و دانستن و درک کامل این روابط برای انجام تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری بسیار عالی و مدیریت نمونه کارها بسیار مهم است.
به طور طبیعی ، دانستن این روابط نیز در قلب هر اصول سرمایه گذاری نیز قرار دارد.
و بنابراین ، من می خواهم کمی وقت بگذارم و اکنون به شما کمک کنم تا واقعاً این روابط فوق العاده قدرتمند را ببینید و کاملاً درک کنید.
اصول سرمایه گذاری: قانون یک قیمت و داوری
دو سهام کاملاً یکسان را در نظر بگیرید: Arthur plc و Conan plc.
هر دوی آنها بازدهی 10 درصدی دارند.
این به این معنی است که اگر قرار بود در Arthur Plc سرمایه گذاری کنید، انتظار دارید که پول شما 10 درصد افزایش یابد. اگر هزار دلار از سهام دیگر Arthur Plc را خریداری کرده باشید، مشروط به اینکه این موضوع درست باشد، انتظار دارید 100 دلار درآمد داشته باشید. زیرا این 10 درصد از سرمایه گذاری شما است و انتظار دارید دقیقاً همان مقدار را با سرمایه گذاری در Conan Plc به دست آورید زیرا بازده مورد انتظار یکسانی دارد.
اکنون، ریسک این دو سهم نیز در 15 درصد کاملاً یکسان است.
علاوه بر این، فرض کنید که قیمت Arthur Plc 100 دلار است.
اگر همه اینها درست باشد، چقدر برای Conan Plc پرداخت می کنید؟
ایده خوبی است که همین الان خواندن را متوقف کنید و سعی کنید به این فکر کنید که چقدر حاضرید برای Conan Plc بپردازید.
امیدوارم این کار را انجام داده باشید. و آنچه احتمالاً فکر می کردید این بود که، با توجه به اینکه این دو سهم یکسان هستند، و دقیقاً بازده های یکسانی (بازده مورد انتظار) و دقیقاً همان ریسک دارند، باید با قیمت های یکسان معامله شوند.
به عبارت دیگر، شما نباید بیش از 100 دلار برای Conan Plc بپردازید، زیرا سهام کاملاً یکسان هستند. و بنابراین قیمت آنها نیز باید یکسان باشد.
این در نهایت به دلیل قانون یک قیمت است، که می گوید اگر شما دو دارایی دارید که از همه جنبه ها یکسان هستند، و آنها دقیقاً بازدهی یکسان و دقیقاً ریسک یکسانی دارند، باید دقیقاً قیمت یکسانی داشته باشند.. این قانون یک قیمت است.
توجه: احتمالاً در جاهای دیگر در امور مالی نیز با قانون یک قیمت مواجه خواهید شد. این نه تنها یکی از مهمترین اصول سرمایه گذاری است، بلکه در واقع بسیاری از مدل ها / نظریه های سرمایه گذاری را می سازد/شکست می دهد.
اگر پابرجا نباشد... یعنی اگر قیمت ها برابر نباشند، فرصت آربیتراژ وجود دارد.
و معنی آن این است که شما می توانید با سرمایه گذاری صفر، پول تضمین شده، بدون ریسک، به دست آورید.
مثل رویای همه است
و برای اینکه ببینید چگونه این کار می کند، این سناریو را در نظر بگیرید.
تصور کنید Arthur Plc در واقع 100 دلار معامله می شد، اما Conan Plc با قیمت 110 دلار معامله می شود.
با این سناریو، می توانیم یکی از دو مورد را کاملاً با اطمینان نتیجه بگیریم.
ما می توانیم نتیجه بگیریم که Conan Plc بیش از حد ارزش گذاری شده است و قیمت منصفانه در واقع 100 دلار است. بنابراین Conan Plc باید 100 دلار معامله شود.
یا می توانیم نتیجه بگیریم که Arthur Plc کمتر از ارزش گذاری شده است و قیمت منصفانه در واقع 110 دلار است. بنابراین، شرکت آرتور باید با قیمت 110 دلار معامله شود.
بدیهی است، چون ما اطلاعات دیگری نداریم، نمی توانیم بگوییم «قیمت مناسب» کدام است.
اما آنچه می توانیم بگوییم این است که دو قیمت باید برابر باشد. و اگر اینگونه نباشند ، یک فرصت داوری وجود دارد.
بنابراین سرمایه گذاران منطقی یا "طولانی می روند" (این یک کلمه فانتزی است که اساساً می گویند سهام آنها را در آرتور plc خریداری می کنند). یا آنها "فروش کوتاه" (که یک کلمه فانتزی برای فروش است) سهام در Conan plc با 110 دلار.
البته آنها ممکن است هر دو را انجام دهند ، این فرآیند به نام Hedging است - که احتمالاً کار مطلوب است. این به این دلیل است که ما نمی دانیم قیمت صحیح یا قیمت منصفانه چیست.
و بنابراین بهترین شرط بندی در این سناریو ، پرچین است.
بنابراین شما Arthur PLC را می خرید ، و Conan plc را کوتاه می کنید.
و نتیجه احتمالی این خواهد بود که قیمت منصفانه احتمالاً در جایی بین بین 105 دلار باشد.
اما من نمی دانمو این لزوماً به این دلیل نیست که همانطور که گفتم ، قیمت منصفانه می تواند 110 دلار باشد یا می تواند 100 دلار باشد.< Pan> اما آنچه می توانیم بگوییم این است که دو قیمت باید برابر باشد. و اگر اینگونه نباشند ، یک فرصت داوری وجود دارد.