منظور من این است که چیزهای بیشتری برای داو بودن نظریه وجود دارد که آنچه را که معمولاً در تلویزیون می شنوید یا در اینترنت می خوانید. معمولاً ، مکالمات در مورد تئوری داو در حول میانگین صنعتی داو جونز و میانگین حمل و نقل داو جونز یا تأیید یا تأیید روندهای یکدیگر می چرخد. این در واقع بخشی از تئوری داو است ، اما حتی در پنج اصول برتر تئوری DOW من حتی نیست. جنبه های دیگری از تئوری داو وجود دارد که باید به آنها توجه کنیم.
میانگین بازار سهام
ایده در مورد شاخص های بازار سهام از چارلی داو آمده است. وی میانگین صنعتی داو جونز (شرکت هایی که کالا را تولید می کنند) و میانگین راه آهن داو جونز (شرکت هایی که کالا را تحویل می دهند) ایجاد کرد. این دو شاخص که اکنون به عنوان میانگین حمل و نقل داو جونز شناخته می شود ، حتی تا به امروز یک سنج عالی از سلامت کلی بازار سهام باقی مانده است. هنگامی که یکی از این دو شاخص در یک صعود جدید ، یک بسته جدید را نیز انجام می دهد ، دیگری نیز باید یا این کار را در مدت زمان نسبتاً کوتاهی ، روز یا هفته انجام دهد. اگر این اتفاق نیفتد ، و یک شاخص جدید را بالا می برد در حالی که دیگری متفاوت است ، ما یک پرچم هشدار دهنده در مورد روند مداوم دریافت می کنیم.
این همان چیزی است که در مسیر پایین است. اگر یکی از دو میانگین داو جونز در حال پایین آمدن در پایین آمدن است ، دیگری باید خیلی زود تأیید شود. وقتی این کار را نمی کند ، این یک سر و صدا است که چیزی می تواند تغییر کند. هنگامی که قیمت ها شروع به افزایش اوج بالاتر می کنند ، و شاخص دیگر نیز انجام می شود ، پس ما یک روند تأیید شده در روند داریم.
در اینجا نمونه ای از میانگین حمل و نقل داو جونز در مارس 2003 پایین تر است در حالی که میانگین صنعتی داو جونز پایین تر بود. این واگرایی صعودی شواهدی از تغییر روند بود. نه یک وارونه بلکه تغییر. هنگامی که هر دو شاخص در ماه مه همان سال از پایگاه های مربوطه خود بیرون آمدند ، این نشان داد که این روند اکنون به پایان رسیده است:

فقط چند سال قبل به عقب برگردید و می بینید که در اوایل سال 2000 چه اتفاقی افتاده است. نگاه کنید که دقیقاً همانطور که یکی از تاریخی ترین تصادفات بازار برای شروع آماده شده بود ، اتفاق افتاد. میانگین صنعتی داو جونز در طی دو هفته اول هزاره جدید ، اوج های جدیدی را به خود اختصاص داده است ، اما حمل و نقل داو در حال حاضر بیش از 16 ٪ از اوج اخیر آنها کاهش یافته است. این فقط یک واگرایی کوچک نبود. این یک سیگنال هیولا بود:

14 ژانویه 2000 ، زمانی بود که این صنعت ها اوج خود را به اوج خود رساندند در حالی که حمل و نقل از قبل به خوبی در بازار خرس قرار گرفته بود. این واگرایی تقریباً دو ماه قبل از اوج تاریخی در Nasdaq اتفاق افتاد. نظریه داو قبل از هرگونه فروپاشی تاریخی ، پرچم های قرمز را به خوبی تکان می داد ، در این حالت ، تصادف 78 ٪ در کامپوزیت NASDAQ.

به یاد داشته باشید ، اینها سیگنال های خرید و فروش نیستند. این ابزاری برای کمک به شناسایی جهت روند اساسی است. همچنین ، میانگین ابزار Dow Jones بخشی از تئوری داو نیست و وقتی چارلی در حال نوشتن سرمقاله های خود در وال استریت ژورنال بود ، وجود نداشت. اما ما به طور مرتب به آن نگاه می کنیم و در میانگین کامپوزیت داو جونز گنجانده شده است ، که ما نیز به شدت به آن اعتماد داریم.
بسیاری از اصول تئوری داو وجود دارد و من سالهاست که کار چارلز داو را مطالعه کرده ام. هر روز صبح دو یا سه سرمقاله را از سال 1899-1999 خوانده ام که توسط خود داو نوشته شده است. فقط چند دقیقه طول می کشد در حالی که قهوه خود را درست می کنم. شگفت آور است که چقدر تغییر کرده است ، اما پویایی عرضه و تقاضا که ناشی از ترس و حرص و آز ما است ، یکسان مانده است. مهم است که به عنوان یک شرکت کننده در بازار یک مورخ باشید. اگر از تاریخ یاد نگیریم ، همان اشتباهات را تکرار خواهیم کرد. این فقط یک واقعیت استبه علاوه ، من یک دزد دریایی هستم و همه این موارد را دوست دارم!
پنج اصول بعدی همان چیزی است که من مفیدترین آنها را می دانم:
شناسایی روند
این چیزی است که اغلب نادیده گرفته می شود ، و من مطمئن نیستم که چرا. به عنوان مثال ، هر وقت به سهام ، فهرست یا کالا نگاه می کنیم ، به عنوان مثال ، اولین کاری که می خواهیم انجام دهیم شناسایی روند اصلی است. آیا ما به دنبال صعود یا روند نزولی هستیم ، یا هیچ روند وجود ندارد؟این ممکن است بسیار ساده به نظر برسد ، اما این اولین کاری است که باید هر زمان که به یک دارایی نزدیک شویم انجام دهیم.



استفاده از چندین فریم زمانی به شناسایی روند کمک می کند. اول ، شما یک روند اولیه طولانی مدت دارید که می تواند با استفاده از بازه های زمانی هفتگی یا ماهانه مشخص شود. سپس روند ثانویه در روند اصلی بزرگتر دارید. این را می توان با استفاده از یک افق زمانی میانی تر ، که هفته ها و ماه ها به بیرون نگاه می کند ، مشاهده کرد. و سرانجام ، این روندهای ثانویه از روندهای جزئی تشکیل شده است که ساعات و روزهای گذشته است. روند جزئی جایی است که بیشترین سر و صدا را می توان یافت و جایی است که رسانه های مالی دوست دارند بیشتر توجه خود را متمرکز کنند. آنها باید اعتقاد داشته باشند که تمرکز روی این سر و صدای کوتاه مدت مخاطبان آنها را افزایش می دهد. با این حال ، در دنیای واقعی ، برای کسانی که سعی در کسب درآمد در بازار داریم ، که اکثریت بزرگ است ، کمترین دوره مربوطه است. روندهای اصلی ، که مهمترین آنها هستند ، به طور کلی بیش از یک سال در آن وجود دارند.
میانگین همه چیز را تخفیف می دهد
در مجموع ، سرمایه گذاران در سراسر جهان اقدام به قیمت گذاری می کنند. هنگامی که شما هر آنچه را که در سراسر جهان شناخته شده است ، چه اساسی ، اقتصادی ، چه از طرف فروش ، طرف خرید ، خرده فروشی و غیره ، می گیرید ، قیمت آن را تخفیف داده است. همه دانش ، همه چیز قابل پیش بینی و هر چیزی که می تواند بر عرضه و تقاضا ، از جمله ترس و حرص و طمع انسان تأثیر بگذارد ، در قیمت قرار می گیرد. این مربوط به خود شاخص ها و همچنین سهام و معاملات آتی است. حتی "اعمال خدا" غیرقابل پیش بینی ، مانند زمین لرزه ها یا سایر بلایای طبیعی ، حتی رویدادهای تروریستی ، به سرعت ارزیابی می شوند و تقریباً بلافاصله با عمل قیمت تخفیف می گیرند.
بسته شدن قیمت ها مهمتر از همه هستند
نظریه داو در طی یک روز معین به اوج های شدید و کمترین اهمیت نمی دهد. نظریه داو حتی به آنچه اتفاق می افتد قبل از بازار یا در معاملات بعد از ساعت است ، اهمیت می دهد. این فقط سر و صدای بیشتری است که می توان در روند جزئی مشاهده کرد ، همانطور که در مطالب شماره یک در بالا ذکر شد. این سر و صدا است و کسانی که برای ایجاد سر و صدا دست و پنجه نرم می کنند بیشترین توجه را به این موارد می کنند. این وظیفه آنهاست که آشکارا دلایلی را ایجاد کنند که چرا در چند ساعت قبل چیزی بالا یا پایین می آید ، حتی اگر واقعاً هیچ تصوری از این امر ندارند.
برای کسانی از ما که به دنبال کسب درآمد در بازار هستیم ، خارج از 0. 0000000001 ٪ از بازار که معامله گران روزانه هستند ، می دانند که قیمت های بسته شدن چیزی مهم است بسیار مهم است. چند بار شاهد بودیم که صبح زود جمع شده است تا راهپیمایی های مثبت یا اوایل صبح که به رنگ قرمز محو می شوند ، جمع شوند؟با بسته شدن بازار ، ساعت 4 بعد از ظهر ET ، در مورد سهام ایالات متحده ، بازار جمعی در سراسر جهان با قیمت نهایی بسته شدن موافقت کرده است. بنابراین ، این قیمتی است که می خواهیم بیشترین توجه را داشته باشیم.
در سطح شخصی تر ، می بینم که سرمایه گذاران دائماً این موضوع را فراموش می کنند. آنها با من تماس می گیرند یا صبح ها به من ایمیل می فرستند و تا ساعت 4 صبح و بازار تبدیل شده است. بیشتر اوقات فروش اولیه هفته ای است که به هر یک از تظاهرات هفتگی تبدیل می شود. بسته شدن جمعه مهمترین است. پایان ماه نیز اطلاعات بسیار ارزشمندی برای به دست آوردن دیدگاه طولانی مدت است.
این روند تا زمانی که نباشد وجود دارد
روند بازارها به طبیعت. اگرچه ممکن است نوسانات کوتاه مدت را ببینیم که ممکن است پیشگیری شود ، اما شانس همیشه از قیمت های مربوط به روند اصلی استفاده می کند. البته این اصول مورد علاقه جامعه است. هیچ تعریف ساده ای از یک روند وجود ندارد ، به غیر از یک سری از اوج های بالاتر و پایین ترین سطح برای صعود ، و پایین تر و پایین تر در یک روند نزولی.
در طول تکامل بازار ، از جمله پیشرفت های تکنولوژیکی ، اکنون می توانیم به راحتی مکانیسم های هموار سازی مانند یک حرکت متوسط ، خوانش های شتاب دهنده مانند RSI و خطوط روند را برای کمک به مکمل تجزیه و تحلیل قیمت برای شناسایی روند اساسی استفاده کنیم. سطح مشخصی از ذهنیت و بلوغ با شناسایی روند وجود دارد و روش ها می توانند برای شخصیت هر سرمایه گذار ، تحمل ریسک و افق زمانی منحصر به فرد باشند. اصل در اینجا باید در نظر داشته باشید این است که احتمال همیشه این است که روند موجود به جای معکوس ادامه یابد. این نکته اصلی است که می خواهیم از این اصول خاص نظریه داو در نظر داشته باشیم.
بازارهای گاو نر و بازارهای خرس وجود دارد
شما گاهی اوقات می شنوید که مردم در مورد "20 ٪" به عنوان تعریف بازار گاو و خرس صحبت می کنند. به عبارت دیگر ، اگر یک بازار 20 ٪ از اوج خود سقوط کند ، در "قلمرو بازار خرس" است. اما اگر یک بازار 20 ٪ از پایین ترین سطح آن باشد ، در "قلمرو بازار گاو نر" است. این یک دروغ آشکار است ، اغلب از رسانه های رسانه ای که در تجارت تبلیغات هستند و در بازارها شرکت نمی کنند. بیاد بیاوریم که 20 ٪ فقط یک شماره دلخواه است. فقدان منطق و عقل سلیم را تصور کنید که باید کسی را با یک چهره مستقیم بپذیرد که تصحیح 19. 9 ٪ از اوج هنوز یک بازار گاو نر در نظر گرفته می شود ، اما تصحیح 20. 0 ٪ به معنای این است که این یک بازار خرس است. واقعاً؟
همچنین خواهید شنید که 10 ٪ رسماً "تصحیح" است در حالی که کاهش 20 ٪ رسما "بازار خرس" است. این اسطوره دیگری است که به طرز مخرب متناسب با نیازهای دیگران پمپ شده است. 10 ٪ به اندازه 20 ٪ دلخواه است.
در جایی در امتداد خط ، مردم شروع به اعلام "بازارهای گاو نر" و "بازارهای خرس" (و "اصلاحات") کردند و آنها را با حرکات درصد خاص تعریف کردند. مسخره است.
در هر صورت ، با ماهیت تبلیغاتی روزنامه نگاری مالی امروز ، عناوین بیشتر و بیشتری مانند "سهام به قلمرو گاو نر" یا "لاس های بازار با خرس" می بینید.
در اینجا یک نکته وجود دارد: این بدان معنی نیست که یک بازار 19 ٪ در مقابل 21 ٪ افزایش یافته است. اجازه ندهید که شرایط شما را متقاعد کند که چیزی تغییر کرده است یا رفتار شما باید در نتیجه باشد. هیچ کس زنگ ای را برای بازار گاو یا خرس زنگ نمی زند - و آنها مطمئناً پس از یک درصد درصد خاص ، رسمی نمی شوند.- تام براک
من قانون 18 ماهه را برای شاخص های اصلی دوست دارم. اگر بازارها در حال ساخت پایین 18 ماهه هستند ، یک عنصر زمان برای تکمیل یک چرخه کامل وجود دارد. در سال 2011 ، معاملات آینده S& P500 فقط در پنج ماه بیش از 22 ٪ کاهش یافت. آیا این بازار خرس بود؟من فکر نمی کنم که این معنی را برای گفتن داشته باشد. عنصر زمان کجاست؟این یک چرخه کامل نبود.

من فکر می کنم مثال 2015-2016 بهتر است. در این حالت ، شما یک عنصر زمان دارید ، که در آن بسیاری از سهام در سه ماهه چهارم سال 2014 به اوج خود رسیدند (میانگین حمل و نقل داو جونز شامل) اما در اوایل سال 2016 ، بیش از 70 ٪ سهام در Russell3000 نسبت به 52 خود بیش از 20 ٪ کاهش یافته است. اوج هفتهاین نوعی مشارکت است که ما به دنبال آن برای تعریف یک روند هستیم:

ما می خواهیم وزن شواهد را در نظر بگیریم و تصمیم بگیریم که آیا بازار با گسترش مشارکت نزولی در سهام موجود در این شاخص ، پایین ترین سطح و اوج پایین تر است. این امر باید با گذشت زمان اتفاق بیفتد ، نه فقط در دو ماه. به صعود ، ما می خواهیم با گسترش سهام شرکت کننده در صعود ، اوج های بالاتر و پایین تر را ببینیم. ما می خواهیم یک عنصر زمان و همچنین مشارکت را ببینیم ، نه یک شماره ده یا 20 ٪ دلخواه. وقتی می شنوید که مردم از این شماره ها استفاده می کنند ، فرار نکنید ، فرار کنید!
در اینجا نحوه تعریف چارلی داو این دوره ها را در بازار بیان کرده است:
بازار گاو نر
بالادنده های اولیه یا بازارهای گاو نر معمولاً (اما نه همیشه) به سه مرحله تقسیم می شوند.
- تجمع - اولین مرحله تجمع است که به عنوان مثال یک سهام مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. احساسات در این مرحله به طور کلی بسیار بدبین است. رسانه های مالی به ندرت حرفی برای گفتن در مورد آن ندارند و کلمه نتیجه گرفته است که این شرکت در مورد سهام در حال تلاش بوده است.
- The Rally - مرحله دوم معمولاً با یک پیشرفت پایدار و روند رو به رشد همراه است. در طی این بخش از چرخه ، معامله گران فنی که به دنبال "شکستن" هستند ، شروع به مشارکت می کنند ، و رسانه های شکاک و سرمایه گذاری عمومی تصمیم می گیرند این رفتار را به عنوان "پوشش کوتاه" یا "ضعف برای سطل آشغال" یا هرگونه توضیح احمقانه ای که تصمیم می گیرند طبقه بندی کنند. در آن زمان همراه
- بالای ضربه-این مرحله نهایی هیجان انگیزترین زمان هنگام خبر خوب و ادراک عمومی است. این زمانی است که سهام بدون در نظر گرفتن درآمد خوب یا بد ظاهر می شود ، رسانه ها شروع به ایجاد نام مستعار برای سهام یا یک گروه جدید فانتزی می کنند که ادعا می کنند متعلق به آن است. اهداف قیمت سمت فروش به طور مرتب بالا می روند. بعضی اوقات حتی می تواند به یک رقابت بین بنگاهها تبدیل شود تا ببینیم چه کسی می تواند بالاترین هدف را تعیین کند. در این مرحله است که دوستان کالج شما با شما تماس می گیرند و از شما می پرسند که آیا وقت آن است که آنها را بخرید وقتی واقعاً باید از شما بخواهند که زمان فروش آن است.
بازار خرس
از طرف دیگر ، روایات اولیه یا بازارهای خرس نیز می توانند در سه مرحله طبقه بندی شوند ، اگرچه مانند بازارهای گاو نر ، نه همیشه. به یاد داشته باشید که هیچ بازار گاو یا خرس هرگز یکسان نیست. گفته قدیمی می گوید ، "این بار فرق نمی کند ، هر بار متفاوت است".
- توزیع - مرحله اول در بازار خرس تمایل به توزیع دارد. در حالی که رسانه ها و سرمایه گذاری های عموم هنوز هم در سراسر این نام هستند ، پول نهادی شروع به ترس از ارزیابی های بالایی نسبت به دوره های قبلی می کند و شروع به فروش می کند. این یک فرآیند ، نوعی مانند یک کشتی کروز است که چرخش 180 درجه ای دارد. زمان لازم است و اگر توجه می کنید قابل تشخیص است. رسانه ها و مردم در این مرحله آموزش داده شده اند که فقط فرض کنند که خرید DIP مانند سال یا چند سال گذشته کار خود را ادامه خواهد داد. تظاهرات به فروش می رسد و در این دوره شکست می خورد.
- فروش-این مرحله دوم در بازار خرس با درجه خاصی از وحشت همراه است. ادغام (توزیع) که طی چند ماه گذشته اتفاق افتاد ، شروع به حل و فصل خود به نزولی می کند ، بر خلاف بالاتر همانطور که ادغام ها در بازار گاو نر قبلی انجام داده اند. بعضی اوقات ، این وحشت به یک قطره عمودی یا حتی یک تصادف تبدیل می شود. رسانه ها آنچه را که احتمالاً اشتباه کرده است سؤال می کند و حتی بیشتر از مردم سرمایه گذاری ایجاد می کند. ویژه های عصر در مورد بازارهای آشفتگی شروع به نمایش می کنند (تا زمانی که خیلی دیر شده است. البته این ویژه ها قبل از خراب شدن بازارها کجا بودند؟).
- Puke - با گذشت زمان همه این اتفاقات ، قیمت ها به خوبی از اوج خود خارج می شوند و شما شروع به گرفتن جمعیت "پرتاب در حوله" می کنید ، که فقط از این نام یا بازار کنار می رود. اخبار در این مرحله از همیشه بدتر است. احساسات عمومی به همان اندازه که در مدت زمان طولانی بوده است ، اگر نه ، منفی است. اما این جو است که معمولاً همراه با مرحله سوم و آخر بازار خرس است. اینگونه است که بازارهای گاو نر متولد می شوند. ما می خواهیم به دنبال شواهدی از تجمع در حال وقوع باشیم. ما می خواهیم واگرایی های حرکت صعودی را نشان دهیم. ما می خواهیم شاهد بهبودی داخلی و اندازه گیری وسعت در حال پایین آمدن باشیم. رهبران آینده بازار گاو نر بعدی در این دوره متولد می شوند. آنهایی که به نظر می رسد که بقیه یا دو مورد نهایی که بقیه بازار را ایجاد نمی کنند ، رهبران خواهند بود. این قدرت نسبی زود نشان می دهد. این زمان برای جستجوی آن است.
چارلز داو
چارلز داو برای اولین بار اصول خود را در اواخر دهه 1800 منتشر کرد و هنوز هم می توان آنها را در بازارهای امروز اعمال کرد. در حالی که مطمئناً فناوری تغییر کرده است و بازارها تکامل یافته اند ، یک ثابت طبیعت انسان است. ترس ، حرص و آز ما و روشی که ما از نظر ذهنی ساخته شده ایم یکسان است. این همان چیزی است که قیمت سهام را بالا و پایین می کشد: ما.
محبوب ترین اصول ، که بیشترین سر و صدا را با آن به همراه دارد ، همان چیزی است که می گوید میانگین صنعتی داو جونز باید روند متوسط حمل و نقل داو جونز را تأیید کند. این مهم است ، بدون شک. اما فقط در دوره های طولانی مدت قابل استفاده است و برخلاف تصور عامه ، این یک سیگنال خرید یا فروش نیست. من اغلب می بینم که عدم تأیید یا تأیید برای نشان دادن زمان خرید یا فروش است. اینطور نیست ، و بنابراین حتی در لیست من از پنج اصول تئوری داو برتر نیست.
همچنین ، توجه کنید که چگونه من حجم را در لیست پنجم خود قرار ندادم. این کار نیز با هدف انجام شد. این ممکن است در بعضی از محافل مانند کفر به نظر برسد ، و من با آن خوب هستم. اما اصول چارلی داو در مورد حجم تأیید کننده قیمت به سادگی چیزی نیست که من در بازار امروز بسیار مفید است. چارلی در دهه 1800 مشتقات یا استخرهای تاریک نداشت. بنابراین با احترام به تمام پیشینیان تحلیل فنی من که نشان می دهند حجم تقریباً به اندازه قیمت مهم است ، من به شدت مخالفم. من فکر می کنم زمان تغییر کرده است و من حتی یک مطالعه جلد در نمودارهای خود را شامل نمی شوم. من بررسی می کنم و می بینم که آیا برای من به اندازه کافی مایع است ، اما حجم تأیید چیزی نیست که من به آن اهمیت می دهم.
و اینگونه است که من در مورد نظریه داو احساس می کنم. امیدوارم که این موضوع با استفاده از یک تحلیل 130 ساله ، نحوه نزدیک شدن به بازار را روشن کند. امروز هنوز هم کار می کند!
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد J. C. Parets ، لطفاً به get. allstarcharts.com مراجعه کنید.
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیکا زارعی
بازدید : 46
تاريخ : پنجشنبه
14 ارديبهشت
1402 ساعت: 14:13