انتشارات

ساخت وبلاگ

مک گی ، ویکتوریا و فیلیپ پتیت."" چسبندگی داوری ، درمان بلاغی ". داوری: مقاله به افتخار جان دان (ویرایش ، R. Bourke & R. Geuss). انتشارات دانشگاه کمبریج ، کمبریج ، 2009. چاپ.

مک گی ، ویکتوریا."" فکر و صحبت از افراد مبتلا به اوتیسم ". Metaphilosophy 40. 3-4 (2009): ، 40 ، 3-4 ، 517-530. چاپ.

Hoogland ، Tycho M ، et al."گسترش شعاع امواج کلسیم ترانسگلیال در مخچه دست نخورده". Proc Natl Acad Sci U S A 106. 9 (2009): ، 106 ، 9 ، 3496-501. وب. خلاصه

امواج کلسیم گلیال چند سلولی ممکن است به صورت محلی فعالیت عصبی یا انرژی مغزی را تنظیم کند. در اینجا ، ما یک سیگنال آستروسیتیک انتشار محور را در مغز طبیعی و دست نخورده گزارش می کنیم که بسیاری از فرآیندهای آستروسیتیک را در یک حجم محدود و بدون اینکه به طور کامل شامل هر سلول باشد ، شامل می شود. با استفاده از میکروسکوپ 2 فوتونی در قشر مخچه جوندگان برچسب خورده با رنگ نشانگر فلورسنت یا پروتئین سنسور کلسیم G-CAMP2 ، ما امواج کلسیم خود به خود را کشف کردیم که تقریباً حوزه های بیضوی فرآیندهای برگمن گلیا را پر کرده اند. امواج در 3 بعد با سرعت 4-11 میکروم در ثانیه به قطر تقریبا 50 میکروم ، در حین انبساط کند شدند و توسط آنتاگونیست های گیرنده P2 به طور برگشت پذیر مسدود شدند. مطابق با این فرضیه که ATP به عنوان یک محرک پراکنده امواج رهاسازی کلسیم عمل می کند ، بیرون راندن موضعی ATP باعث ایجاد امواج واسطه گیرنده P2 می شود که نسوز به فعال شدن مکرر بودند. امواج transglial ابزاری برای سیگنال های پورینرژیک برای تعدیل فعالیت یا انرژی در مدارهای عصبی محلی با ویژگی محلی عمل می کنند.

هاگ ، ساسکیا."Rahmung und Montage. غارت IM "Tandelmarkt". StifterstoffeMaterialien در Der Literatur. ویرایش شده توسط Klaus Kastberger و Manfred Mittermayer (= Jahrbuch d. Adalbert-Stifter-Institutes 16). لینز ، 2009. چاپ.

Niv ، Yael."یادگیری تقویت در مغز". مجله روانشناسی ریاضی 53. 3 (2009): ، 53 ، 3 ، 139-154. وب. pdfabstract

تحقیقات زیادی بر فرآیندهای تصمیم گیری که حیوانات و انسان هنگام انتخاب اقدامات در مواجهه با پاداش و مجازات استفاده می کنند ، متمرکز است. در ابتدا چنین کارهایی ناشی از تحقیقات روانشناختی از رفتار مشروط و توضیحات مربوط به اینها از نظر مدلهای محاسباتی است. به طور فزاینده ، تجزیه و تحلیل در سطح محاسباتی بر ایده های یادگیری تقویت شده است ، که یک چارچوب هنجاری را ارائه می دهد که در آن می توان تصمیم گیری را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. اخیراً ، ثمرات این خطوط گسترده تحقیقات با تحقیقات در مورد مبنای عصبی تصمیم گیری ارتباط برقرار کرده است. شواهد همگرا اکنون یادگیری تقویت را به بسترهای عصبی خاص پیوند می دهد و نقش های محاسباتی دقیقی را به آنها اختصاص می دهد. به طور خاص ، ضبط های الکتروفیزیولوژیکی در رفتار حیوانات و تصویربرداری عملکردی از تصمیم گیری انسان در مغز وجود یک سیگنال یادگیری تقویت کننده کلیدی ، خطای پیش بینی پاداش تفاوت زمانی را نشان داده است. در اینجا ، ما ابتدا چارچوب رسمی یادگیری تقویت کننده را معرفی می کنیم. سپس چندین خط شواهد مربوط به یادگیری تقویت را به عملکرد نورونهای دوپامینرژیک در مغز میانی پستانداران و داده های جدیدتر از آزمایشات تصویربرداری انسان مرور می کنیم. ما بیشتر بحث را در مورد جنبه های یادگیری که با سیگنال های دوپامین فازی همراه نیست ، مانند یادگیری پاسخ به هدف هدایت شده که ممکن است وابسته به دوپامین نباشد ، گسترش می دهیم و در مورد قدرت (یا نرخ) که باید با آنها انجام شود ، انجام می شود. مرتبط با جنبه های تونیک سیگنالینگ دوپامینرژیک. ما با بحث مختصری در مورد برخی از محدودیت های چارچوب یادگیری تقویت ، برجسته می کنیم و سؤالات مربوط به تحقیقات آینده را برجسته می کنیم.

پروژه های زیتون فرومایه در حال صعود از آکسون های فیبر به سلولهای عصبی مخچه پورکینژ ، جایی که آنها سنبله های دندریتیک مبتنی بر کلسیم را تحریک می کنند. این پاسخ ها بطور پویا خروجی فوری سلولهای پورکینژ را شکل می دهند و همچنین یک سیگنال آموزنده برای هدایت انعطاف پذیری طولانی مدت فراهم می کنند. صعود از الیاف به طور معمول تقریباً یک بار در ثانیه آتش می گیرد و نقش آموزنده در بسیاری از چنین حوادث شلیک توزیع می شود. با این حال ، انتقال اطلاعات برجسته به صورت فوری باید در یک بازه زمانی کوتاه تر رخ دهد که در طی آن یک سلول پورکینژ به طور معمول فقط یک بار توسط یک فیبر کوهنوردی فعال می شود. در اینجا ما با استفاده از تصویربرداری کلسیم داخل بدن در موش ها و موش های بیهوش نشان می دهیم که حوادث حسی به سرعت و قابل اعتماد توسط همبستگی لحظه ای و همزمان میکروباند سلولهای مجاور Purkinje نشان داده می شوند. میکروباند ها به صورت ساحلی گرا بودند و تا 100 میکرومیو به صورت مدیومیک به صورت مجهز بودند و به نمایندگی از صدها سلول پورکینژ توزیع شده بر روی چندین شاخ و برگ. میکروباند های خود به خودی و برانگیخته حسی از مرزهایی که نزدیک یا یکسان با یکدیگر بودند ، پیروی می کنند و با تزریق اولیواری مسدود کننده محل اتصال شکاف Mefloquine از هم جدا می شوند و این نشان می دهد که تحریک به زیتون به شلیک هماهنگ شده توسط اتصال الکتریکی تبدیل می شود. فعال سازی یک بار میکروباند می تواند پاسخ حسی از فعالیت خود به خود را با دقت 98 ٪ تشخیص دهد. با توجه به آناتومی سیستم Olivocerebellar ، همگام سازی میکروبند ممکن است خروجی نورون ها را در هسته های مخچه یا از طریق مهار قدرتمند توسط سلولهای Purkinje یا با تحریک مستقیم یکنواخت از زیتون تحتانی شکل دهد.

در اشریشیا کولی ، پروتئین آداپتور SPRE (RSSB) پایداری فاکتور Sigma جایگزین RPOS (سیگما (38) و سیگما (ها)) را کنترل می کند. هنگامی که مواد مغذی فراوان هستند ، SPRE RPO ها را به هم متصل می کند و آن را برای تخریب به CLPXP منتقل می کند ، اما هنگامی که منابع کربن از بین می روند ، این فرایند مهار می شود. همچنین ذکر شده است که تولید بیش از حد SPRE سمی است. در اینجا ما نشان می دهیم که جهش های تهی در PCNB ، رمزگذاری پلی (A) پلیمراز I (PAP I) و در HFQ ، رمزگذاری chaperone RNA HFQ ، این سمیت را سرکوب می کند. از آنجا که PAP I ، در رابطه با HFQ ، مسئولیت هدف قرار دادن RNA ها ، از جمله mRNA ها ، برای تخریب با افزودن دم (A) به انتهای 3 'آنها ، این داده ها نشان می دهد که SPRE به تعدیل مسیر پلی آدنیلاسیون در E. coli کمک می کند. در واقع ، در سلولهای در حال رشد به صورت نمایی ، جهش های حذف SPRE به طور قابل توجهی سطح پلی آدنیلاسیون و افزایش پایداری mRNA های خاص را کاهش می دهند ، مشابه آنچه در یک فشار کمبود PAP مشاهده می شود. در مرحله ثابت ، ما نشان می دهیم که SPRE محلی سازی داخل سلولی PAP I. را که در کنار هم قرار گرفته است تغییر می دهد ، ما پیشنهاد می کنیم که SPRE نقش چند منظوره ای در کنترل متن بازی می کند ، آنچه را که از طریق اثرات آن بر RPO ها انجام می شود ، تنظیم می کند و آنچه را که از طریق اثرات آن تخریب می شود ، تعدیل می کند. در پلی آدنیلاسیون و گردش مالی mRNA های خاص.

تیلمن ، دیوید ، و همکاران."پاسخ - بیوفولز". مجله علوم 326. 5958 (2009): ، 326 ، 5958 ، 1346. وب.

مطالعات تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی نشان داده است که قشر بینایی شکمی انسان قدامی به ناحیه بینایی انسان V4 شامل دو نقشه میدان بصری ، VO-1 و VO-2 است که در کنار هم خوشه شکمی (VO) را تشکیل می دهند (Brewer et al. ، 2005)واداین خوشه توسط خصوصیات پاسخ عملکردی مشترک مشخص می شود و به صورت ترجیحی به محرک های رنگ و شی پاسخ می دهد. در اینجا ، ما ویژگی های توپوگرافی و عملکردی خوشه VO را تأیید می کنیم و دو نقشه میدان بینایی جدید را که قدامی در VO-2 است که در سولکوس وثیقه در قشر خلفی پاراهیپوکامپ (PHC) قرار دارند ، توصیف می کنیم. ما به این نقشه های میدان بصری به عنوان مناطق Parahippocampal PHC-1 و PHC-2 اشاره می کنیم. هر نقشه PHC حاوی یک نمایش توپوگرافی از فضای بصری مقابل است. بازنمایی زاویه قطبی در PHC-1 از مناطقی در نزدیکی نصف النهار عمودی پایین (یعنی مرز مشترک با VO-2) تا افراد نزدیک به نصف النهار عمودی فوقانی (یعنی مرز مشترک با PHC-2) گسترش می یابد. بازنمایی زاویه قطبی در PHC-2 یک معکوس آینه از نمایندگی PHC-1 است. PHC-1 و PHC-2 یک نمایندگی فاوی را به اشتراک می گذارند و یک تعصب قوی نسبت به بازنمایی های خارج از مرکز محیطی نشان می دهند. هر دو بازنمایی فوائال و محیطی PHC-1 و PHC-2 به شدت به صحنه ها نسبت به اشیاء یا چهره پاسخ می دهند ، با ترجیح صحنه بیشتر در PHC-2 نسبت به PHC-1. نکته مهم ، هر دو منطقه به شدت با منطقه مکان Parahippocampal تعریف شده با همپوشانی دارند. نتایج ما نشان می دهد که قشر بینایی شکمی را می توان براساس معیارهای توپوگرافی به تعداد بیشتری از نقشه های گسسته از آنچه قبلاً تصور می شد تقسیم کرد.

رویکردهای سنتی به روانشناسی اخلاقی فرض می کردند که احکام اخلاقی ناشی از اعمال تعهدات صریح ، مانند مواردی است که در فلسفه های متعاقب گرایی یا deontological تجسم یافته است. در مقابل ، کار اخیر نشان می دهد که قضاوت های اخلاقی اغلب ناشی از فرآیندهای ناخودآگاه یا عاطفی است ، با تعهدات صریح ، تعقیب و گریز ایجاد می شود. در این مقاله به موضع واسطه ای می پردازد که تعهدات اخلاقی واسطه احکام اخلاقی است ، اما نه از طریق کاربرد صریح و مداوم آنها در دوره داوری. یک آزمایش با 336 شرکت کننده نشان می دهد که افراد در حدی متفاوت هستند که تعهدات اخلاقی آنها متعاقب گرا یا بیولوژیکی است ، و این تغییر به طور سیستماتیک اما ناقص با احکام اخلاقی ناشی از مشکلات ماشین واگن برقی است. شرکت کنندگان در نتیجه ، در سناریوهای ماشین واگن برقی مجازتر از دانشکده شناسان هستند ، و فقط نتیجه گیری ها قضاوت های خود را تعدیل می کنند وقتی سناریوهایی که به طور معمول شهودهای مختلفی را استخراج می کنند ، در کنار هم ارائه می شوند. این یافته ها بر لزوم نظریه استدلال اخلاقی تأکید می کند که می تواند هم در انجمن ها و هم تفکیک بین تعهدات اخلاقی و احکام اخلاقی جای بگیرد.

آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیکا زارعی بازدید : 49 تاريخ : پنجشنبه 14 ارديبهشت 1402 ساعت: 13:49