در داخل کارگزاران

ساخت وبلاگ

ما کارگزار را که هر شرکت خودی از طریق آن معامله می کند ، شناسایی می کنیم و می دانیم که تحلیلگران و مدیران صندوق های متقابل وابسته به چنین "کارگزاران داخل" از مزیت اطلاعات قابل توجهی در شرکت خودی برخوردار هستند. تحلیلگران وابسته پیش بینی های دقیق تر درآمد را صادر می کنند ، و صندوق های متقابل وابسته ، پس از معاملات خودی از طریق کارگزاری خود ، سهام خودی را با سود بیشتری نسبت به همسالان خود تجارت می کنند. نکته قابل توجه ، این مزیت پس از افشای این معاملات خودی به خوبی همچنان ادامه دارد. نتایج ما این درک شایع را به چالش می کشد که عدم تقارن اطلاعات ناشی از تجارت خودی فقط قبل از افشای تجارت حاد است و نشان می دهد که کارگزاران تسهیل این معاملات در موقعیتی هستند که از این عدم تقارن استفاده می کنند.

معرفی

هنگامی که خودی های شرکت ها تجارت می کنند ، آیا واسطه هایی که تجارت را تسهیل می کنند-مانند کارگزاران سهام-از مزایای اطلاعات طولانی مدت در این فرآیند استفاده می کنند؟این کارگزاران می دانند که چه کسی تجارت می کند و چقدر قبل از تجارت عمومی تجارت می کنند ، بنابراین به خوبی درک می شود که آنها یک مزیت اولیه دارند. اما این نوع مزیت فقط تا زمان افشای تجارت ، که به طور معمول طی دو روز از تجارت است ، طول می کشد ، پس از آن تصور می شود که همه شرکت کنندگان در بازار با یک پایه مساوی قرار دارند. در این مقاله ، ما نشان می دهیم که مزیت اطلاعات کارگزاران از آنچه قبلاً تصور می شد گسترده تر است: این مهم و طولانی مدت است و فراتر از افشای تجارت اجباری است. شواهد ما بر تحلیلگران و صندوق های متقابل وابسته به کارگزارانی که از طریق آنها خودی ها تجارت می کنند متمرکز است و نشان می دهد که آنها از یک مزیت "کارگزار درون" از نظر اقتصادی قابل توجه بهره مند می شوند که فراتر از دوره قبل از افشای است.

چنین مزیت اطلاعات طولانی مدت می تواند از کجا حاصل شود؟یک احتمال این است که کارگزار خودی از ماهیت/زمان دقیق دستورالعمل معاملات می داند (به عنوان مثال ، خواه این یک سفارش محدود باشد که از قبل طولانی باشد ، یا یک سفارش سریع بازار درست پس از یک جلسه هیئت مدیره) ، که بقیه بازارحتی پس از افشای تجارت در کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) ، متوجه نخواهید شد. یا می تواند وسایل دیگری مانند تعامل کارگزار با خودی در فرآیند تجارت وجود داشته باشد ، که می تواند استنباط بهتری را در مورد میزان اطلاعات مرتبط با تجارت تسهیل کند. به عنوان مثال ، کارگزار ممکن است بداند که یک فروش بزرگ توسط خودی در واقع با انگیزه نقدینگی است (به عنوان مثال ، این اولین تجارت در یک دنباله معاملاتی منظم و ناآگاه است) ، اما ممکن است بازار به اشتباه معتقد باشد که در مورد چشم انداز شرکت های آینده آموزنده است. در این حالت ، مزیت اطلاعات کارگزار این است که دانستن اینکه تجارت بی اطلاع است.

ما دو بازتاب مرتبط و در عین حال متمایز از چنین مزیت "کارگزار داخلی" پیدا می کنیم. اول ، ما می دانیم که تحلیلگر عدالت که شرکت خودی را در کارگزاری خودی پوشش می دهد پیش بینی درآمد را که 10. 5 ٪ دقیق تر هستند پس از معامله خودی از طریق کارگزاری خود ، صادر می کند. دوم ، ما می دانیم که صندوق های متقابل وابسته به چنین کارگزاران داخلی (به عنوان مثال ، "صندوق کلاه کوچک Wells Fargo" وابسته به کارگزاری Wells Fargo است) همچنین هنگام تجارت سهام شرکت خودی از مزیت اطلاعاتی قابل توجهی برخوردار است. پس از معاملات صندوق های وابسته منجر به بازده بالاتر 89bps در سهام خودی در سه ماهه بعد می شود. نکته مهم این است که پیش بینی های این تحلیلگران وابسته صادر می شود - و دارایی مدیران صندوق فاش می شود - پس از آنکه تجارت خودی از طریق پرونده های SEC عمومی می شود. بنابراین شواهد ما نشان می دهد که کارگزار داخلی یک مزیت اطلاعات قابل توجهی را فراتر از افشای تجارت حفظ می کند.

نکته اصلی مطالعه ما هویت کارگزاران خودی است. ما این کارگزاران را از طریق فرم SEC 144 شناسایی می کنیم ، که از طریق آن خودی ها موظفند کارگزار مورد استفاده برای فروش سهام محدود و کنترل را گزارش دهند. ما این نام های کارگزاری را به مجموعه داده های I/B/E/S برای شناسایی تحلیلگران وابسته و به طور جداگانه با نام صندوق های متقابل CRSP/Thomson Reuters برای مشخص کردن وجوه متقابل وابسته به کارگزار ، قرار می دهیم. بنابراین ، هدف ما تخمین تأثیر تجارت خودی بر مزیت اطلاعاتی است که توسط این تحلیلگران وابسته و مدیران صندوق از آن برخوردار است.

برای به دست آوردن یک تخمین علّی از چنین تأثیراتی ، آزمایش ایده آل این است که به هر خودی اجازه دهد بیش از یک-مثلاً دو-کارگزاران را انتخاب کنند که او می تواند یک رابطه طولانی مدت داشته باشد. سپس ، هر بار که خودی مایل به تجارت باشد ، آزمایشگر به طور تصادفی یکی از این دو کارگزار را برای اجرای آن تجارت انتخاب می کند. سپس می توان با مقایسه با کارگزار دیگر ، که توسط خودی نیز انتخاب شد اما این تجارت را تسهیل نکرد ، می توان مزیت اطلاعات کارگزار انتخاب شده برای آن تجارت را اندازه گیری کرد. ما در دنیای واقعی چنین شرایطی نداریم ، جایی که خودی ها به طور معمول چندین کارگزار شخصی در هر مقطع زمانی مشخص ندارند. بنابراین ما برای هر تجارت خودی فاقد یک کارگزار کنترل ایده آل هستیم. خوشبختانه ، با این حال ، ما می توانیم از دانه بندی داده های پانل موجود ، هم برای تحلیلگران و هم برای وجوه متقابل ، برای غلبه بر بیشتر مشکلات مرتبط با استنتاج استفاده کنیم.

چنین گرانولیتی با اجازه دادن به استفاده از سه مجموعه از اثرات ثابت با ابعاد بالا و انجام انواع آزمایشات جعلی برای رد ناهمگونی بی نظیر ، در شناسایی کمک می کند. به عنوان مثال ، در تست های ما با استفاده از پیش بینی های تحلیلگر ، می توانیم جلوه های ثابت را برای هر جفت زمان شرکت ، ترکیب کارگزار-آنالیز و ترکیب کارگزار-آنالیز اضافه کنیم. کنترل اثرات ثابت زمان شرکت برای صحت پیش بینی کلیه تحلیلگران که همزمان شرکت را پوشش می دهند. این احتمال وجود دارد که همه تحلیلگران بتوانند پس از مشاهده تجارت خودی ، از جمله دیگران ، پیش بینی های بهتری داشته باشند. اثرات ثابت کارگزار-آنالیزور تضمین می کند که تأثیر ما از صحت یک تحلیلگر خاص نسبت به پیش بینی های خودش در همان شرکت ساخته شده در دوره های دیگر هنگام کار در همان کارگزاری ناشی می شود. این امر مهارت تحلیلگر خاص شرکت یا روابط مدرسه بین تحلیلگران و خودی ها و غیره را به خود اختصاص می دهد. اثرات ثابت کارگزار-آنالیز به کنترل برای تحلیلگر متغیر یا کارگزاری متغیر ، مانند دقت تحلیلگر متغیر زمان ، تجربه صنعت و بخش کمک می کند.، و غیره.

استفاده همزمان از این جلوه های ثابت با ابعاد بالا (HDFEs) با توجه به چگونگی ترکیب این اثرات ثابت بر روی یکدیگر ، چارچوب ما را معادل تخمین اختلاف سه گانه می کند (Wooldridge ، 2007). به طور خاص ، تأثیر تخمین زده شده ما از مقایسه دقت نسبی تحلیلگر متصل در سهام خودی پس از تجارت خودی ، با دوره های دیگر و بدون چنین تجارت ناشی می شود. این دقت نسبی با در نظر گرفتن هرگونه بهبود بالقوه در صحت سایر تحلیلگران که در همان مدت همان سهام را پوشش می دهند ، و علاوه بر این ، هرگونه بهبود عمومی در دقت تحلیلگر متصل در سایر سهام که در آن زمان پوشش می دهد ، تخمین زده می شود.

علاوه بر این ، با استفاده از داده های سهام سهام صندوق های متقابل و یک ساختار HDFE مشابه ، ما نشان می دهیم که پس از معاملات صندوق های متقابل وابسته در سهام خودی در سه ماهه پس از تجارت خودی سودآورتر از سایر دوره ها است. مجدداً ، این سودآوری نسبتاً بالاتر پس از در نظر گرفتن هرگونه تغییر احتمالی در سودآوری در پیروی از تجارت سایر صندوق ها در همان سهام در همان زمان ، و علاوه بر این ، هرگونه تغییر کلی در سودآوری پیروی از معاملات صندوق وابسته در سایر سهامدر آن زمانبنابراین نتایج ما همان تصویر را در دو نمونه مجزا ، پیش بینی تحلیلگر و معاملات صندوق ، که به یک الگوی قوی گواهی می دهد ، نقاشی می کند. تنها ویژگی متداول به اشتراک گذاشته شده توسط جفت های شرکت آنالیزور و جفت مدیر صندوق شرکت در این دو نمونه ، وابستگی کارگزاری است که نشان می دهد این جایی است که مزیت اطلاعات از آن حاصل می شود. نتایج ما در این دو مجموعه داده در واقع مشخص است. به عنوان مثال ، نتایج صندوق وابسته به کارگزار حتی در نمونه بدون تحلیلگر نیز بدست می آید (به عنوان مثال ، وفاداری دارای بودجه است اما تحلیلگر طرف فروش ندارد).

ما هر دو مجموعه از نتایج را در مورد تحلیلگران و صندوق ها با یک سری آزمایش های جعل طراحی شده برای رد توضیحات جایگزین دنبال می کنیم. این توضیحات شامل امکان روابط شخصی متغیر با زمان، یا روابط تجاری مشاهده نشده متغیر با زمان بین شرکت خودی و کارگزاری (به عنوان مثال، روابط بانکی سرمایه گذاری) است. به طور خاص، ما وقفه هایی را در ارتباط تحلیلگر/مدیر صندوق و شرکت به دلیل (1) تغییر کارگزاران توسط خودی ها، (2) تغییر شغل توسط خودی ها و (3) تغییر شغل توسط تحلیلگران/مدیران صندوق در نظر می گیریم. اینها پیوند مورد نیاز برای داستان ما را قطع می کنند، اما بعید است که بر سایر پیوندها یا روابط شخصی (مشاهده نشده) تأثیر بگذارند. در هر مورد، ما عملکرد تحلیلگر/مدیر صندوق را در دوره درست پس از قطع اتصال دنبال می کنیم. هیچ یک از نتایج قبلی ما برقرار نیست.

در مرحله بعد، آزمایش های بیشتری را طراحی می کنیم که از این واقعیت استفاده می کنیم که افراد داخلی مختلف کارگزاران شخصی خود را در 90. 3٪ از شرکت های نمونه ما به اشتراک نمی گذارند. به عنوان مثال، ما آزمایشی را انجام می دهیم که در آن کارگزاران داخلی را مقایسه می کنیم که یک شرکت داخلی از طریق آنها در یک دوره خاص معامله می کند (و بنابراین احتمالاً دارای مزیت اطلاعاتی است)، با کارگزارانی که در همان شرکت نیز مشتریان خودی دارند، اما مشتریان آن ها این کار را نکرده اند. در همان زمان تجارت کنید. ما همچنان به یافتن شواهد مشابه با نتایج پایه خود ادامه می دهیم. علاوه بر این، اگر اثری که ما مستند می کنیم واقعاً ناشی از تجارت داخلی باشد، ممکن است انتظار داشته باشیم که در طول زمان تغییر کند. مطابق با این، متوجه می شویم که تأثیر وابستگی کارگزار داخلی بر دقت پیش بینی تحلیلگر و سودآوری تجارت صندوق های متقابل قبل از معاملات داخلی ناچیز است (شبیه به «پیش روند» ناچیز)، بلافاصله پس از آن بالاترین میزان است، و سپس با گذشت زمان کاهش می یابد اگرهیچ معامله دیگری از طریق این کارگزار وجود ندارد. علاوه بر این، متوجه می شویم که مزیت اطلاعاتی کارگزار داخلی برای شرکت هایی که سهام آنها در یک محیط اطلاعاتی بدتر معامله می شوند، بیشتر است، به ویژه به دنبال معاملات داخلی بزرگ تر و کمتر.

در نهایت، ما به مکانیسم های بالقوه زیربنای نتایج خود باز می گردیم و یک زمینه خاص اما تمیز را بررسی می کنیم که در آن می توانیم ماهیت دقیق مزیت اطلاعاتی کارگزار داخلی را نشان دهیم. برای درک طرح آزمایشی ما در اینجا، توجه داشته باشید که مزیت اطلاعاتی که در ذهن داریم باید فراتر از افشای عمومی خود تجارت وجود داشته باشد. در عین حال، ما به عنوان اقتصاددانان باید بتوانیم وجود آن را از روی داده هایی که برای ما قابل مشاهده است، یعنی از داده های در دسترس عموم (قبلاً) نشان دهیم.

یکی از این کاندیداها معاملات اول در یک توالی توسط خودی ها است. فرض کنید خودی هر ژانویه سهام محدود را به فروش می رساند. به عنوان کوهن و همکاران.(2012) نشان می دهد ، این معاملات معمولی کمتر به اطلاعات محور هستند. ما حدس می زنیم که پس از مشاهده همان تجارت خودی در همان ماه بیش از چند سال متوالی (مثلاً دو یا سه سال) ، همه شرکت کنندگان در بازار متوجه خواهند شد که چنین معاملات بخشی از یک دنباله منظم هستند و از این رو اطلاعات محور نیستند. با این حال ، هنگامی که خودی در ژانویه برای اولین بار معامله می شود ، شخص خارجی معمولی قادر به پیش بینی این امر نیست که این یک تجارت منظم و در نتیجه ناآگاهانه خواهد بود. اگر اطلاعات به کارگزار خودی منتقل شود ، می تواند این تحلیلگر و مدیر صندوق وابسته را بداند. بنابراین مزیت اطلاعات نسبی کارگزار داخلی به احتمال زیاد برای معاملات اول در توالی قوی ترین است و سپس تضعیف می شود زیرا معاملات دنباله بعدی شروع می شود. این دقیقاً همان چیزی است که ما در داده ها مشاهده می کنیم ، دوباره ، هر دو بادقت نسبی تحلیلگران وابسته و سودآوری نسبی تجارت وجوه متقابل-مزیت کارگزار داخلی به طور یکنواخت از معاملات اول در معاملات سوم یا در یک توالی کاهش می یابد.

ممکن است کسی تعجب کند که چرا کارگزار داخلی اطلاعات خود را به تحلیلگر ارتباط می دهد. تحلیلگران سمت فروش عمدتاً برای کمک به ایجاد مشاغل بیشتر برای کارگزاری وجود دارند (به عنوان مثال ، چانگ و چو ، 2005). پیش بینی های دقیق تر تحلیلگر به کارگزار کمک می کند تا از کیفیت بالاتر تحقیقات داخلی کارگزاری استفاده کند و در آینده تجارت بیشتری از مشتریان ایجاد کند. همچنین ممکن است تعجب کند که آیا چنین ارتباطی "دیوار چینی" را نقض می کند. لزوماً نیست. از آنجا که هم کارگزار و هم تحلیلگر در بخش کارگزاری کار می کنند و ماهیت تجارت کارگزاری آنها را ملزم می کند که با همکاری نزدیک همکاری کنند و با یکدیگر تعامل داشته باشند ، نمی توان یک دیوار چینی بین آنها وجود داشت. از طرف دیگر ، تعامل بین کارگزار و مدیر صندوق وابسته احتمالاً یک دیوار چینی را نقض می کند ، زیرا آنها در دو بخش مختلف کنگلومرای مالی کار می کنند. در اینجا ، ما به شواهد مربوط به جریان اطلاعات در بخش های کنگلومرهای مالی که در زمینه های دیگر نشان داده شده است ، اضافه می کنیم. به عنوان مثال ، ماسا و رحمان (2008) نشان می دهند که صندوق های متقابل سهام خود را در بنگاه هایی که از بانک های تجاری وابسته وام می گیرند ، افزایش می دهد و قادر به ارائه عملکرد بهتر در این دارایی ها هستند ، احتمالاً به دلیل مزیت اطلاعات. چن و مارتین (2011) نشان می دهند که اطلاعات خصوصی از فعالیت های وام ، دقت پیش بینی تحلیلگران وابسته به بانک را بهبود می بخشد.

در زمینه کارگزاری ، مک نالی و همکاران.(2017) نشان می دهد که وقتی یک خودی از طریق کارگزاری در کانادا معامله می کند ، سایر مشتریان کارگزاری در آن روز در همان جهت تجارت می کنند. Geczy و Yan (2005) نشان می دهند که کارگزاران خودی هایی که سازندگان بازار نیز هستند ، در روز تجارت خودی تهاجمی تر نقل می کنند. باربون و همکاران.(2019) نشان می دهد که کارگزاران در گسترش اطلاعات جریان سفارش در بورس سهام نقش دارند. دی مگیگیو و همکاران.(2019) نشان می دهد که کارگزاران مرکزی اطلاعات حاصل از اجرای معاملات آگاهانه به بهترین مشتریان خود را نشت می کنند. باز هم ، این مقالات نکته مرتبط با - اما اساساً متفاوت - را بیان می کنند: در این ادبیات ، مزیت اطلاعات کارگزار ناشی از آگاهی از نظم قبل از مکاشفه عمومی آن است. اگرچه به خودی خود جالب است ، انتظار می رود چنین مزیت اطلاعاتی هنگام فاش شدن تجارت خودی به صورت عمومی از بین برود. در مقابل ، ما نشان می دهیم که کارگزار همچنین دارای یک مزیت اطلاعات طولانی تر و طولانی تر است که حتی پس از تجارت (تجارت خودی ، در مورد ما) وجود دارد. این تمایز برای نظریه و سیاست در مورد انصاف بازار مهم است: عدم تقارن اطلاعات ناشی از روند تجارت ، بر خلاف آنچه که معمولاً در بسیاری از مطالعات نظری و تجربی فرض می شود ، طولانی مدت است.

همچنین ، در زمینه خاص تجارت خودی از طریق کارگزاران مورد بررسی در برخی از این مقالات قبلی ، دشوار است که به وضوح این احتمال را رد کنیم که کارگزار توصیه ای را ایجاد کند و آن را به مشتریان خود ، از جمله خودی ، که دنبال آن بود ، داد وبنابراین همه آنها در یک جهت معامله کردند. به عبارت دیگر ، مزیت اطلاعات کارگزار حتی اگر خودی به هیچ وجه از طریق او تجارت نکند ، وجود داشته باشد ، بنابراین رابطه کارگزار داخلی در واقع مهم نیست. در این مقاله ، ما این امکان را مستقیماً به روش های مختلفی بررسی می کنیم و قادر به رد آن هستیم ، به طور خاص زیر مجموعه معاملات توالی اول را بررسی می کنیم. اولین تجارت در دنباله ما نمونه ای از تجارت است که در مورد چیزی در شرکت آگاه نیست ، اما کارگزار داخلی از طریق اجرای خود مزیت اطلاعاتی را به دست می آورد زیرا می داند که این اطلاعات محور نیست. این نوع مزیت اطلاعات نمی تواند در غیاب تجارت توسط خودی بوجود بیاید.

سرانجام ، مقاله ما همچنین به دو ادبیات گسترده تر کمک می کند. ما به ادبیات بزرگی اضافه می کنیم که اسناد می کند که خودی های شرکت ها از مزایای اطلاعات نسبت به سرمایه گذاران خارج از کشور برخوردار هستند (به عنوان مثال ، سیهون ، 1986 ، لاکونیشوک ، لی ، 2001 ، باتاچاریا ، داوک ، 2002 ، مارین ، الیویه ، 2008 ، کوهن ، مالوی ، پوموورسکی ، 2012). ما همچنین در ادبیات مورد بررسی دسترسی تحلیلگران/مدیران صندوق از طریق تعامل آنها با مدیران شرکت (به عنوان مثال ، کوال ، مسکوویتز ، 2001 ، مالوی ، 2005 ، BAE ، استولز ، قهوهای مایل به زرد ، 2008 ، کوهن ، فریزینی ، مالوی ، 2008 مشارکت می کنیم.، کوهن ، Frazzini ، مالوی ، 2010). نزدیکترین مقاله ما در این ادبیات مطالعه گرین و همکاران است.(2014) ، که می دانند دسترسی به مدیریت در کنفرانس های سرمایه گذار میزبان کارگزار منجر به تحقیقات تحلیلگر آموزنده تر می شود. تفاوت اساسی در اینجا این است که جریان اطلاعات بین خودی شرکت و تحلیلگران/مدیران صندوق توسط کارگزاران از طریق فرآیند تجارت خودی واسطه می شود ، که نقش کارگزاران را به عنوان یک واسطه اطلاعات برجسته می کند.

بقیه مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. در بخش 2 داده های خود را شرح می دهیم. در بخش 3 ، ما چارچوب تجربی خود را طرح می کنیم. نتایج اصلی در بخش 4 ارائه شده است. در بخش 5 ، ما در مورد برخی از منابع مزیت اطلاعات کارگزار داخلی بحث می کنیم. بخش 6 شامل شرح نتایج اصلی با استفاده از نمونه های جایگزین است. در بخش 7 ، ناهمگونی را در شواهد خود بررسی می کنیم. اظهارات نتیجه گیری در بخش 8 است.

قطعه قطعه

سابقه و هدف: قانون 144 و فرم 144

داده های معاملاتی خودی و اطلاعات مربوط به کارگزار مورد استفاده خودی از فرم 144 پرونده در پایگاه داده پرونده سازی خودی مالی تامسون بدست می آید. این منبع اطلاعات متفاوتی از فرم 4 است ، این همان چیزی است که بیشتر مقالات مربوط به تجارت خودی شرکت ها را بررسی می کنند.

طبق قانون اوراق بهادار در سال 1933 ، سهام ، اوراق قرضه و سایر اوراق بهادار باید قبل از صادر شدن برای عموم در SEC ثبت شود. روند ثبت نام شامل ثبت مستندات طولانی و انتظار برای

چارچوب تجربی

در این بخش ، استراتژی تجربی خود را بیان می کنیم. ما با شناسایی یک آزمایش ایده آل مناسب شروع می کنیم ، سپس تهدیدهای شناسایی ناشی از محدودیت های عملی را توضیح می دهیم و آزمایشات خود را در مورد این محدودیت ها بیان می کنیم. برای ساده سازی نمایشگاه ، ما استراتژی تجربی خود را با توجه به دقت پیش بینی تحلیلگران وابسته توضیح می دهیم. همین چارچوب منطق و آزمایش نیز در مورد سودآوری تجارت مدیران صندوق متقابل وابسته اعمال می شود.

نتایج پایه

در این بخش ، نتایج حاصل از مشخصات مورد بحث در بخش 3. 2 را گزارش می کنیم.

مزیت اطلاعات کارگزار داخلی: کانال ها

ما در مقدمه ای در مورد ماهیت دستورالعمل تجارت یکی از منبع بالقوه مزیت اطلاعات کارگزار داخلی ، چند نمونه را ارائه دادیم. بدیهی است ، بسیاری از کانال های دیگر نیز می توانند اطلاعات مشابهی را منتقل کنند: به عنوان مثال ، کارگزار ممکن است بداند که آیا فروش خودی با فروش سایر سهام غیر مرتبط که خودی متعلق به آن است همراه بوده است (احتمالاً تجارت نقدینگی است). یا اگر خودی از همان کارگزار برای معاملات در اعضای خانواده نزدیک خود استفاده می کند (به عنوان مثال ،

نمونه های جایگزین

در این بخش شواهد خود را با استفاده از سه نمونه جایگزین بررسی می کنیم.

ناهمگونی

در این بخش ، شرایطی را بررسی می کنیم که احتمالاً مزیت اطلاعات کارگزار داخلی احتمالاً مفیدتر خواهد بود. به منظور صرفه جویی در فضا ، ما به طور خلاصه نتایج مقطعی خود را در اینجا بحث می کنیم و در حالی که کلیه جزئیات بیشتر را به بخش 4 در IA ، جداول IA. 10 برای تحلیلگران وابسته و IA. 11 برای مدیران صندوق ارائه می دهیم.

اول ، فرضیه ما این است که تحلیلگران/مدیران صندوق های وابسته به کارگزار از طریق روابط خود با همکاران خود اطلاعات غیر عمومی را در مورد معاملات خودی به دست می آورند

نتیجه

ما از فرم معاملاتی خودی که با SEC (فرم 144) ثبت شده است برای شناسایی کارگزار سهام که یک شرکت خودی از طریق آن معامله می کند استفاده می کنیم و نشان می دهیم که تحلیلگران و مدیران صندوق وابسته به چنین "کارگزاران داخل" مزیت اطلاعاتی قابل توجهی کسب می کنند. این پیش بینی های تحلیلگران وابسته به طور قابل توجهی دقیق تر است ، و معاملات مدیران صندوق های وابسته سودآورتر از رقبای خود است ، به خصوص در دوره درست پس از تجارت خودی از طریق کارگزاری خود. ما

منابع (29)

  • H. N. Seyhun
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیکا زارعی بازدید : 33 تاريخ : سه شنبه 6 تير 1402 ساعت: 14:46