اقتصاد غیررسمی

ساخت وبلاگ

اقتصادهای غیررسمی بازارهای همگن بلکه همه گیر ، غیرخطی و فراملی نیستند. اگرچه به طور رسمی به این ترتیب فهرست بندی نشده است ، فعالیت های بازار غیررسمی دو سوم از تمام فعالیت های اقتصادی را تشکیل می دهد. کارگران غیررسمی پیشی از پارت های رسمی خود را دارند ، زیرا درصدی از کارگران رسمی نیز درگیر کار غیررسمی هستند. اقتصادهای غیررسمی در بازارهای خاکستری با هم همپوشانی دارند ، زیرا همه مشاغل غیررسمی غیرقانونی نیستند یا متعلق به کار و سازمان های غیر بازار هستند. این شامل اشتغال رسمی در شرکتهای غیررسمی و اشتغال ثبت نشده یا موقت در سازمان های رسمی است. در یک تعریف گسترده ؛غیررسمی شامل نیروی داخلی ، تولید مثل و مراقبت است. بیکاری و بیکاری ؛قاچاق و بازارهای سیاه. با گسترش به سطح ملی ، بین المللی و فراملی ، اقتصادهای غیررسمی در مقیاس های مختلف عمل می کنند ، از این رو استفاده از جمع ". غیررسمی در کشورهای در حال توسعه/جهانی جنوبی برجسته تر است و عمدتا بر کارگران زن و مرد و غیر سیس تأثیر می گذارد ، که کار آنها برای دیدگاههای اقتصادی متعارف نامرئی بوده است.

برای افزایش تعداد کارگران شهری و روستایی ، کار غیررسمی تنها شیوه احتمالی مشارکت اقتصادی است ، یا به دلیل عدم توجه به کار آنها به عنوان کار رسمی (طبق استبداد ساختگی کار دستمزد و تعاریف سفت و سخت از ارزش) یا عدم دسترسی رسمی از رسمیفرصت ها. در انتهای این سلسله مراتب کسانی هستند که از اقتصاد و بوم شناسی مراقبت می کنند اما توسط دستگاه های ارزش تولیدی غیب هستند. 1 به این امر ، کارگران غیررسمی در معرض دقت بیشتری قرار می گیرند و در برابر شوک های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و آشفتگی آسیب پذیر هستند. عدم وجود ساختارهای پشتیبانی ، حقوق اجتماعی جهانی و ثبات آینده ، کارگران را وادار می کند تا به دنبال فرصت های غیررسمی و شرایط زندگی برای مقابله با فروپاشی بازارها و خروج دولت از حمایت های قانونی باشند. این مسئله در طول همه گیر Covid-19 بسیار زیاد بوده است. به عنوان مثال در ایران که در حال حاضر میزبان تعداد زیادی از کارگران غیررسمی است ، سرشماری اخیر نشان داد که 31 درصد از جمعیت تهران در اقامتگاه های غیررسمی در حاشیه شهر زندگی می کنند زیرا قیمت مسکن تا 1200 برابر افزایش یافته است. تحقیقات دیگر نشان می دهد که دو سوم از درآمد ایرانیان از طریق فعالیت های غیر شغلی تهیه می شود.

اقتصاد غیررسمی عموماً به عنوان توسعه نیافته و حاشیه ای تلقی می شود ، یک ناهنجاری که با معرفی مقررات باید برطرف شود. صرافی های غیررسمی زیرزمینی ، کشف نشده و غیر قابل ردیابی ، به عنوان تهدید برای بازارهای مالی صورت می گیرد و باعث اصطکاک ، فرار از مالیات و استخراج بیشتر می شود. حتی اگر غیررسمی و اشتغال غیررسمی در نهایت می تواند برای ایالات و بازار آزاد هزینه کمتری داشته باشد ، اما به عنوان یک بار سنگین بازارهای لیبرال تنظیم شده است. با این حال ، تلاش های از بالا به پایین برای رسمی سازی این بازارها ، به ویژه در کشورهای در حال توسعه ، بوروکراسی سازی و خصوصی سازی مالکیت دارایی را تقویت کرده است. اول و مهمترین تأثیرگذاری بر زنان ، زیرزمین ها ، افراد بومی ، جوامع محلی و روستایی.

ساختارهای استثماری و استخراج نئولیبرالیسم ، رسمیت و توسعه از طریق سیاست های تکنوکراتیک ارائه شده توسط نهادهای بین المللی یا فراملی انجام می شود. این بیشتر در گزارش ها ، پیشنهادات و مشاوره های مربوط به برنامه نویسی بانک جهانی و صندوق بین المللی صندوق های پولی "انتقال اجتناب ناپذیر" برای اقتصادهای جهان سوم مشهود است. این طرح های جهانی پیشگیرانه اعتراضات جمعی فوری ، خشونت پلیس و کشتارگاه ها را در نقاط مختلف جهان انجام داده است. از سال 2016 ، افزایش قیمت بنزین و چشم پوشی از یارانه در ایران ، با اعتراضات در سطح کشور روبرو شده است. سیاست های تحمیل شده توسط صندوق بین المللی پول به عنوان یک پیشینی لازم برای ادغام اقتصادی جهانی ایران و انتقال به اقتصاد بازار آزاد توجیه شده است. این قرار بود رونق اقتصادی را به این کشور برساند اما سیاست های بین المللی خصمانه ، تحریم های ویرانگر و کنار گذاشتن توافق هسته ای را به حساب نمی آورد. درعوض ، آنچه در زمین اتفاق افتاد ، اعتراضات گسترده ای را برانگیخت و مردم را در وضعیتی حتی نامطلوب تر و سرانجام هدف خشونت شدید پلیس قرار داد. با کمال تعجب ، صندوق بین المللی پول حتی ناآرامی های داخلی را به عنوان یک نتیجه از این انتقال پیش بینی کرده بود ، و متعاقب آن ، ترک خوردگی دولت ، دلالت بر این دارد که این همه طبیعی و اجتناب ناپذیر از روند است.

در اینجا سطوح مختلف خشونت در بازی وجود دارد ، بلوک ساختمان استثماری امپراتوری ، نمایش قدرت منطقه ای و ملت دولت که با تخصیص خشونت امپراتوری و تخصیص استعمار آن در از بین بردن حق خود ، همدست می شوند. تعیین مردم آندر طولانی مدت ، ادغام جهانی اقتصادی - همانطور که توسط نهادهای اقتصادی غالب تحمیل می شود - با حفظ فقرا و طبقه متوسط در شرایط بی ثبات (دائمی زمانی) و محدود کردن آنها ، محرومیت بیشتر و ایجاد ناشایست در حوزه اقتصادی و جامعه را نشان می دهد. افزایش غیررسمی

اقتصادهای غیررسمی ناهنجاری های ضد مدرن نیستند

میراث و ناکامی های استعمار کاربردی ، نوسازی ، نئو لیبرالیسم ، خصوصی سازی و بوروکراتیک شدن افراد بیشتری را وادار کرده است تا کار غیررسمی را انجام دهند. بنابراین ، غیررسمی از اقتصادهای رسمی قابل تفکیک نیست. بازارهای رسمی تنظیم شده و انتزاع های مالی براق به گردش مادی مبادلات غیررسمی و به اصطلاح آشفتگی آنها متصل می شوند. این Tether را می توان به عنوان شرکت هایی در تولید صنعتی جهانی برون سپاری شمالی به South Global South دانست. و در تمثیل آدام اسمیت ، کار پایدار مادرش را به رسمیت نمی شناسد ، که به او اجازه می داد تا اقتصاد مدرن نظریه پردازی کند. نظریه وابستگی 2 دوگانگی و مخالفت بین اقتصادهای توسعه یافته و در حال توسعه را نشان می دهد ، نشان می دهد که این دو جزایر منزوی نیستند ، اما از طریق بهره برداری و مشارکت نامتقارن به هم پیوسته اند. بازخوانی استعماری از نظم اقتصادی جهان ، وابستگی بازارهای رسمی به وجود اقتصادهای غیررسمی را نشان می دهد.

به طور متعارف، بازارهای غیررسمی ذاتاً ضد مدرن تلقی می شوند. با این حال، اقتصادهای غیررسمی محصول فرعی اقتصاد مدرن پیش بینی شده هستند. غیررسمی بودن که به عنوان یک مشکل برچسب گذاری شده و تشخیص داده می شود، شکست های مدرنیزاسیون جهانی و بازتولید دوگانگی بین توسعه یافته و توسعه یافته را آشکار می کند. بازارهای آشفته و کثیف را در برابر بخش های رسمی، مدرن و قابل مشاهده اقتصاد مشخص می کند و مناطق و شرایط متنوعی را که اقتصاد مدرن برای آن اعمال می شد نادیده می گیرد. این امر تا حدی است که جدای از جنبه مالی کسب و کارهای غیررسمی، زیبایی شناسی آنها در زمان اشغال شهر یا محل کار نیز برای طراحان شهری و شهرسازان یک مشکل معماری محسوب می شود. برخلاف نگاه مدرنیزاسیون به بازارهای غیررسمی که هدف آن رسمی کردن یا ریشه کن کردن آن است. این بازارها ساختارهای اجتماعی هستند که در گردش و متقابل با بازارهای رسمی عمل می کنند. نقش محو نشدنی بازارهای غیررسمی/سیاه در زنجیره تامین محصولات و خدمات، گواه درهم آمیختگی این بازارها در حوزه اقتصادی است. بنابراین، با سرازیر شدن معاملات غیررسمی به بازارهای رسمی و بالعکس، با استفاده از نرخ ارز و ارز یکسان، می توانیم این دوگانگی های پایدار را کنار بگذاریم و آنها را به عنوان ساختارهای متقابل، شکل گیری و سیال در نظر بگیریم.

با این وجود ، تشویق رسمی شدن اشتغال ، شرایط بهتری را به کارگران غیررسمی اعطا می کند. تلاش های شرکتهای رسمی که هنوز هم می توانند اشتغال غیررسمی را استخدام کنند ، همیشه در ارائه شبکه های ایمنی اقتصادی و اجتماعی برای این کارگران موفق نبوده اند. گایاتری گوش به تفاوت بین رسمی شدن اشتغال و رسمیت شرکت ها اشاره می کند. شناخت اول را به عنوان آنچه باید برای آن جنگیده شود ، در حالی که تنها دوم درآمد کار غیررسمی را به بازار رسمی باز می گرداند بدون اینکه از کارگران سود ببرد. 3 یک چالش در حال ظهور برای رسمیت مشابه با درآمد جهانی جهانی است. چگونه می توانیم UBI یا رسمیت اشتغال را از نظر استعماری و به ویژه در جنوب جهانی درک کنیم و فشار دهیم؟آیا این بستگی به داشتن وضعیت عملکردی با زیرساخت هایی دارد که به همان اندازه می توانند سود را توزیع کنند یا این تلاش می تواند در کل از دولت فراتر رود؟آیا حتی می توان اقتصاد را رسمیت داد - همانطور که امروزه آن را داریم ، که توسط سالها امپریالیسم و سرمایه داری ترتیب داده شده است - به طور کلی؟اگر اینگونه باشد ، آیا رسمیت و متعاقباً اقتصاد رسمی به نظر می رسد و به معنای امروز است؟و اگر اینطور نیست ، چگونه کارگران غیررسمی می توانند به شبکه های امنیت اجتماعی و حمایت قانونی دسترسی پیدا کنند؟خواسته های مربوط به تأمین اجتماعی جهانی باید از تلاش برای رسمی سازی اقتصادها بدون استفاده ، در غیر این صورت ، تجویز رسمی شدن در عمل ، طرح های کارآفرینی نئولیبرال را با استفاده از یک دست و پا و قایق رانی شکسته ، برنامه های کارآفرینی نئولیبرال را قادر می سازد. در دراز مدت ، این اهرم را که کارگران غیررسمی مجبور به مقاومت در برابر شرایط کار ناپایدار و مبهم هستند ، خراب می کند ، یا توانایی کارگران در استخراج درآمد مازاد را با به حداقل رساندن حاشیه سود خود از طریق حفره های قانونی بوروکراتیک خنثی می کند.

دقیقاً به دلیل وسعت فعالیت های غیررسمی و اقتصاد ، یک قدرت اجتماعی - نه کمبود قدرت - به غیر رسمی بودن وجود دارد. غیررسمی ، علی رغم فراگیر بودن ، با محلی همراه بوده است ، اما تصور این که چگونه یک اقتصاد رسمی بدون بازارهای غیررسمی در واقع عمل می کند ، دشوار است. این امر هنگام فکر کردن در مورد افزایش تقاضا برای کار تولید مثل و مراقبت ، قرار دادن اقتصادهای غیررسمی در موقعیت مرکزی که نمی توان از آن غافل شد ، آشکار می شود. چنین تفاهم برای شیوه های غیررسمی و تنوع می تواند قدرت و نمایندگی جمعی را در تعیین اقتصادهای آینده و تحقق شبکه های پراکنده و قدرتمند که آنها تجسم می کنند ، مناسب کند. این بدان معناست که غیررسمی روشی را که اقتصاد و هنوز هم تصور می شود ، سازمان یافته و تحمیل شده از طریق رسمی - در صورت عمل به صورت رسمی و حاشیه ای - تغییر می دهد ، و این نشان می دهد که دولت در مقیاس محلی همیشه در اقتصادهای جهانی ما تعبیه شده است. غیرقابل پیش بینی بودن بازارهای غیررسمی ، عدم تمایل آنها به رسمی شدن به دلیل عدم اعتماد به دولت و افزایش سازگاری آنها با تغییر شرایط در محل خود ، به آنها در کل محیط زیست اقتصادی می بخشد. به جای دست های نامرئی و ریز بازار ، اقتصاد بر دست تعاونی گسترده ای از جمعیت است که یک قدرت اصلی فرامرزی را تشکیل می دهد ، که در عملیات خود بومی شده است. 4

  1. ساخت جهانی ، فقر "انبوه" و مشکل مقیاس ، دیپش چاکربارتی ↩
  2. فراتر از کلیشه: مجدداً از برنامه تحقیق وابستگی ، توسط اینگرید هاروولد Kvangraven ↩
  3. "اقتصاد غیررسمی چیست و آیا باید تمام کارهای غیررسمی را رسمی کنیم؟"توسط Jayati Ghosh ↩
  4. این دور از غیرممکن است. سال گذشته بیش از 420 اعتراض در ایران توسط اتحادیه های کارگری رسمی انجام شد و کارگران غیررسمی و پیمانکاری گزارش شد. این یک فشار بسیار فعال از دولت در بزرگ است که در مقیاس های محلی انجام می شود. به Peyman Jafari ، "سازماندهی کار در حال افزایش در بین کارگران نفت ایران" مراجعه کنید.
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیکا زارعی بازدید : 33 تاريخ : دوشنبه 5 تير 1402 ساعت: 23:26