علیرغم تصاویر شناخته شده از بازار اواسط قرن بیستم ، NYSE از ابتدای کار خود به عنوان "بازار تماس" با فرصت هایی برای تجارت سهام و اوراق قرضه اعلام شده در روز ، در تکامل مداوم بوده است. در دهه 1870 مبادله معاملات مداوم را اجرا کرد و "متخصص" شروع به ظهور کرد. از پست خود در طبقه ، متخصص در یک امنیت خاص بازار را ایجاد کرد و "کتاب سفارش محدود" را نگه داشت که به او اطلاع داد که سرمایه گذاران سهام مایل به خرید یا فروش با قیمت خاصی هستند. با توجه به قدرت این دانش ، متخصص می تواند حساب خود را بخرد و بفروشد - اما او همچنین قرار بود با حفظ بازار مایع ، یک عملکرد مهم مبادله را انجام دهد. در همین حال ، "کارگزاران کف" ، این پست ها را مکرر می کردند ، خرید و فروش برای مشتریانی که به کف دسترسی نداشتند. سپس تعداد معدودی ممتاز ، "معامله گران طبقه" که کاملاً به نفع خودشان کار می کردند ، و به دلیل اینکه آنها کرسی داشتند ، مجبور به پرداخت کمیسیون نبودند.

معامله گران وال استریت
کمیسیون ها همه کارهایی را که NYSE انجام داد ، زیر نظر گرفتند ، و این موضوع اصلی سند بنیانگذار آن ، "توافق نامه چوب دکمه ای" بود ، که در سال 1792 منتشر شد که به شرط آنکه دلالان دلال هر سهم را در هر سهم بفروشند یا 500 نفر را بدست آورند. این قیمتاصلاح برای مؤسسه ای که سرمایه داری رقابتی را قهرمان می کرد ، کنجکاو بود ، اما این امر جبران خسارت کافی را برای همه افراد درگیر تضمین می کرد و NYSE را قادر می سازد تا چیزی از باشگاه آقایان باقی بماند. تصادف بزرگ ، معامله جدید و قانون مبادله اوراق بهادار در سال 1934 تمام این فعالیت ها را تحت مقررات فدرال به ارمغان آورد ، و اگرچه کمیسیون اوراق بهادار و بورس به جای درخواست ، متخصصان را برای حفظ "بازار عادلانه و منظم" نیاز داشتند ، اما اجازه می دادآنها برای حفظ قدرت انحصار و نرخ ثابت کمیسیون خود.
تنها زمانی که NYSE در اواخر دهه 1930 به دنبال تقویت موقعیت خود بود، SEC در واقع برای شکل دادن به ساختار بازار مداخله کرد. دهه 1930 برای معامله گران دشوار بود، و در اواخر این دهه، ویلیام مک چسنی مارتین، رئیس جمهور آمریکا، با اجرای مقرراتی غیرفعال به نام «قاعده معاملات چندگانه»، که اعضا را از معامله در سایر صرافی ها منع می کرد، تلاش کرد تا آنجا که ممکن است تجارت را در بازار بورس حفظ کند. مبادلات منطقه ای کشور اعتراض کردند که این اقدام آنها را از تجارت خارج می کند. آنها دلیل خوبی برای نگرانی داشتند. در دهه 1920، این مبادلات حراج منطقه ای رونق گرفت، با بیش از 50 منطقه ای که در سهام NYSE و مسائل محلی معامله می کردند. در زمانی که NYSE در سال 1940 به دنبال اجرای "قاعده تجارت چندگانه" بود، تنها 19 صرافی منطقه ای ثبت شده و 6 صرافی مستثنی وجود داشت.
با این وجود، مارتین جلو رفت. کمیسیون بورس و اوراق بهادار تحقیق کرد و دریافت که «قانون معاملات چندگانه نشان دهنده تلاشی از سوی بزرگترین و قدرتمندترین صرافی برای برخورد شدید با سایر صرافی ها و استفاده ظالمانه از اختیارات خود به ضرر صرافی های کوچکتر در سایر ایالت ها و صرافی ها است. عمومی که به آنها خدمت می کنند.»2 در پاییز 1941، کمیسیون به رهبری جروم فرانک به NYSE دستور داد قانون تجارت چندگانه را لغو کند.
در نگاهی به گذشته، این یک حرکت مهم توسط SEC بود. SEC با حذف قانون تجارت چندگانه، NYSE را از تبدیل شدن به یک انحصار واقعی در اوراق بهادار فهرست شده حفظ کرد و اطمینان حاصل کرد که رقابت در تکامل معاملات سهام نقش خواهد داشت. با این حال، در حالی که اکنون اعضا می توانند در سایر صرافی ها معامله کنند، NYSE همچنان به ممنوعیت هر عضوی از معامله سهام فهرست شده در بازار فرابورس ادامه می دهد.
بازار OTC از زمان کارگزاران و چند بانکدار خصوصی (که دفاتر آنها دارای پیشخوان های واقعی بودند که معاملات اوراق بهادار ثبت شده بودند) به صورت ارگانیک رشد کرده بودند ، شروع به فروش بلوک های بزرگ سهام به ثروتمندان و کوچکتر کردند. ریشه در معاملاتی که در خارج از NYSE در مبادله "مهار" اتفاق افتاده بود ، تا دهه 1930 بازار OTC یک کنفدراسیون عمدتا نامرئی کارگزاران دلالان بود که در دفاتر سراسر کشور کار می کردند. هر روز صبح "سازندگان بازار" با "برگه های صورتی" تولید شده توسط دفتر نقل قول ملی مشورت می کردند که شامل قیمت های بسته شدن اوراق بهادار ثبت نشده بود ، و در طی روزی که آنها از طریق تلفن خریداران و فروشندگان را هماهنگ می کردند. در طی چند دهه آینده ، NYSE عمق داشت اما بازار OTC وسعت آن را داشت: در سال 1970 ، سابق در 1300 سهام تراشه آبی ، که دومی در حدود 10،000 شماره معامله شده تر سروکار داشت. این کمیسیون با اجازه دادن به بازار تخصصی (NYSE و منطقه ای) و بازار فروشنده (OTC) برای همزیستی ، رقابت بین دو بازار بسیار متفاوت را تضمین کرده بود. و گرچه NYSE دارای اعتبار بود ، اما بازار OTC پتانسیل داشت.
تا دهه 1950 ، یک بازار کمتر شناخته شده نیز به عنوان نتیجه مستقیمی از قانون NYSE 394 به وجود آمده بود که اعضای مبادله را از معاملات سهام ذکر شده در بازار OTC ممنوع می کند. این "بازار سوم" شامل تعداد معدودی از بنگاه هایی مانند Weeden & Company بود که به دلیل اینکه آنها عضو نبودند ، می توانستند سهام NYSE را که از مبادله استفاده می کردند ، خریداری و بفروشند. تا سال 1972 ، حجم سوم بازار حدود 8. 5 درصد از NYSE بود ، و Weeden برای متقاعد کردن SEC به ممنوعیت قانون NYSE 394 (بعداً 390) که به ایجاد تجارت وی کمک کرده بود ، سخت تلاش می کرد. رقابت بین بازارهای تخصصی ، بازار فروشنده و ساختار بازار سوم باعث شد تا در اواسط قرن بیستم در جریان باشد ، در حالی که ظهور سرمایه گذاران نهادی تضمین می کرد که این کار را انجام دهد.
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیکا زارعی
بازدید : 33
تاريخ : شنبه
30 ارديبهشت
1402 ساعت: 13:35