سرمایه گذاری: قوانین جاده

ساخت وبلاگ

سرمایه گذاری پول در بعضی مواقع می تواند کمی بی ادب به نظر برسد.

یک روز می شنوید که سهام خطرناک است و روز دیگر آنها ضروری است. بعضی روزها به نظر می رسد که سهام فقط بالا می رود و گاهی اوقات آنها فقط پایین می روند. به نظر می رسید املاک و مستغلات مانند یک مسیر اتوماتیک برای ثروت به نظر می رسید ، و سپس بحران مسکن به وجود آمد. برای افراد ناآگاه ، گاهی اوقات به نظر می رسد هیچ حقیقت اصلی وجود ندارد. و برخلاف برخی از زمینه ها ، همه ما باید با پول مقابله کنیم. ما نمی توانیم از نگرانی های مالی خودداری کنیم ، مگر اینکه قصد داریم در یک صومعه زندگی کنیم ، و برای همه ما مفید است که ایده های اساسی را درک کنیم.

سرمایه گذاری یک علم نیست بلکه یک کاردستی است و یک صنعتگر به ابزاری احتیاج دارد. در مورد سرمایه گذاری ، ابزارها بیشتر ذهنی هستند. اگر چند ابزار ذهنی ساده جمع کنیم ، می توانیم شروع به ارزیابی ادعاهای متخصصان ، فروشندگان یا دوستان با ذکاوت کنیم.

قوانین جاده

(1) ارزش یک دارایی کاملاً به پول نقد خالص که از این پس به آخرت تولید می شود بستگی دارد.

این مربوط به سهام ، یک آپارتمان ، یک فروشگاه راحتی ، یک نانوایی یا یک راه اندازی برنامه آیفون است. اگر بتواند جریان نقدی خالص را به صاحب خود تولید کند ، دارایی فقط دارای ارزش (به معنای مالی) است. مبلغ و زمان آن پول نقد ارزش تجارت را تعیین می کند. هرچه انتظار می رود پول بیشتری داشته باشد و زودتر انتظار می رود ، دارایی با ارزش تر باشد. این حقیقت اساسی در مورد سرمایه گذاری است. هیچ چیز از مدار جریان نقدی آینده فرار نمی کند.

تعیین کننده ارزش دیگر نرخ بهره است: میانگین بهره آینده که اگر یک دارایی "بدون ریسک" خریداری کرده اید ، هزینه فرصت دارایی است که امروز خریداری می کنید. این نرخ بهره بدون ریسک ارزش جریان نقدی آینده یک دارایی را برای شما تعیین می کند.(اگرچه ما توصیه نمی کنیم که سعی کنید این رقم را به سه مکان اعشاری محاسبه کنید.) اگر میانگین نرخ بهره بدون ریسک با گذشت زمان 6 ٪ باشد و من به شما فرصتی برای خرید یک خانه آپارتمانی ارائه می دهم که 4 ٪ هزینه شما را بپردازد ،آیا این خرید خوبی است؟بهتر است اطمینان داشته باشید که 4 ٪ با گذشت زمان رشد می کنند ، درست است؟این شکل اساسی استدلال را می توان برای انواع دارایی های تولید کننده نقدی اعمال کرد.

این چیزی است که شما باید در مورد آن فکر کنید وقتی به جای فکر کردن در مورد آنچه که فدرال رزرو انجام خواهد داد یا آنچه جیم کرامر در تلویزیون گفت یا صنعت داغ چیست یا مدیرعامل برخی از شرکت ها برای صبحانه چیست ، فکر می کنید. آیا شما می دانید که تجارت یا دارایی در طی پنج ، ده یا بیست سال آینده در رابطه با آنچه اکنون کسب می کند کسب می کند؟این تئوری بزرگ متحد سرمایه گذاری با کمال تعجب مورد بحث قرار می گیرد.

همچنین برخی از زیر مجموعه ها را ایجاد می کند که همیشه توسط سرمایه گذاران غیر روحانی شناخته نمی شوند و اغلب توسط متخصصان فراموش می شوند.

(الف) آنچه در گذشته دارایی به دست آورده است ، ارزش آن را تعیین نمی کند. در سهام ، نگاه کردن به ده سال گذشته درآمد یک تمرین مفید در تلاش برای درک نوع شغلی است که با آنها سر و کار دارید ، اما اگرچه این یک راهنمای خوب است ، درآمد گذشته ارزش ایجاد نمی کند. درآمدهای آینده انجام می شود ، و این برای انواع دارایی ها پیش می رود. این بدان معناست که شما باید در مورد آینده دیدگاهی ایجاد کنید ، که ما دوباره در مورد (2) در زیر به آن خواهیم پرداخت.

(ب) دارایی که هرگز پس از تمام هزینه ها سود خالص کسب نمی کند ، ارزش مالی ندارد. لطفاً اجازه دهید این غرق شود. این امر معمول است که مشاغل این واقعیت اساسی را مبهم کنند و انواع روشهای جایگزین را که قرار است ارزش آن را ببینید ، ترویج کنید. ارزش کتاب ، EBITDA ، تعداد بازدید از صفحه ، تعداد کاربران ، تشخیص برند و سالها تجربه مدیریتی ، به خودی خود ، در مورد ارزش یک تجارت یا دارایی برای شما نمی گوید. واقعیت برهنه این است که یک دارایی در نهایت باید جریان نقدی خالص را به صاحب خود تولید کند که متناسب با قیمت پرداخت شده به منظور ارزش سرمایه گذاری است. سرمایه گذاری بر اساس دیگر ، به طور تعریف ، حدس و گمان است.

ج) اگر تصوری ندارید که دارایی در آینده چه چیزی کسب می کند (حداقل به معنای کلی) ، پس نمی دانید ارزش آن را دارد. و اگر نمی دانید دارایی چه ارزش دارد ، پس نمی دانید که آیا بیش از حد پرداخت می کنید یا برای آن کم هزینه پرداخت می کنید و به عنوان یک فرد صادقانه از نظر فکری ، باید هر دو امکان را حداقل به همان اندازه در نظر بگیرید.

(د) هرگونه جریان نقدی آینده از دارایی نیز باید در تعیین ارزش امروز کم شود. اگر یک تجارت به مدت 10 سال پول خود را از دست بدهد و فقط پس از آن شروع به ساخت آن کند ، ارزش یک جهنم بسیار کمتر از یک مورد را دارد که از همین سال همان پول را می کند. این ایده دیگری است که در رابطه با اهمیت آشکار آن ، به طرز حیرت انگیزی بازی می کند.

(2) خرید سهم سهام سهم خرید از مشاغل اساسی است.

اگرچه ما در مورد مفاهیم سرمایه گذاری عمومی بحث می کنیم ، اما به دلیل ماهیت به ظاهر انتزاعی ، بازار سهام به کمی توجه بیشتری نیاز دارد. هیچ کس در مورد آنچه خریداری می کنند هنگام سرمایه گذاری در یک تمیز کننده محلی ، گیج نمی شود. بیشتر ابزارهای درآمد ثابت به روشی نسبتاً ساده قیمت دارند. اما وقتی صحبت از مشاغل معامله شده در مبادلات عمومی است ، که ما آن را سهام می نامیم ، انواع نظریه های عجیب و غریب فراوان است.

سهام ، برای همه برچسب های آنها و همه ترس ها و گمانه زنی های عجیب و غریب پیرامون آنها ، چیزی بیش از یک قطعه از یک پای تجاری اساسی نیست. هنگامی که سهام را در یک تجارت خریداری می کنید ، در حال خرید حق جریان نقدی خالص که دارایی های آن تولید می شود ، می خرید. سهام بدون توجه به آنچه فدرال رزرو انجام می دهد یا آنچه CNBC می گوید ، از مدار گرانش مالی فرار نمی کنند. و خرید به یک صندوق شاخص که دارای بسیاری از سهام است ، به این معنی است که شما اکنون در همه مشاغل اساسی صاحب مالک هستید. بازگشت شما ناشی از موفقیت عملیات تجاری آنها است. اگر تجارت آمریکایی به طور کلی حمل و نقل را حفظ کند ، صندوق شاخص موفقیت آنها را منعکس می کند ، با فرض اینکه شما یک قیمت منطقی پرداخت کرده اید. به همین دلیل میانگین در فهرست ها چنین توصیه متداول برای سرمایه گذاران غیرحرفه ای است. خرید مشاغل انفرادی به صورت سهام ، بار سنگین تری از اثبات و کار بسیار تخصصی تر دارد.

یکی از نتیجه گیری این ایده این است که قیمت سهام تمایل دارد خیلی بیشتر از ارزشهای تجاری ذاتی حرکت کند. اگر قرار بود ده سال رکورد کسب و کار هر یک از تعدادی از شرکتهای بسیار پایدار را بدست آورید و سپس قیمت سهام بالا و پایین آنها را در همان دوره حدس بزنید ، تقریباً مطمئناً از درجه تنوع شگفت زده خواهید شد. دلیل این امر را می توان در نقطه (3) یافت.

(3) سرمایه گذاری در هر دارایی با جریان نقدی نامشخص نیاز به یک عنصر گمانه زنی در مورد آینده دارد.

تشخیص جریان نقدی دارایی مستلزم آن است که ما در مورد آینده ای ابری حدس های هوشمندانه ای ایجاد کنیم. این ایده چند نتیجه عمیق دارد:

(الف) به دلیل احتمال بیشتر اشتباه در تخمین های ما ، حدس و گمان بیشتری برای تعیین مقدار دارایی ، خطرناک تر است. در مورد لایحه 1 ساله خزانه داری ایالات متحده ، ما مجبور نیستیم گمانه زنی هایی را فراتر از این فرض کنیم که دولت ایالات متحده از این پس حلال خواهد بود و 12 ماه از این پس پرداخت می کند و دلار آمریکا همچنان به عنوان مناقصه قانونی پذیرفته می شود.(اگر این واقعیت را متوقف کند ، همه ما دچار مشکل بزرگی هستیم.)

از طرف دیگر ، در مورد استارتاپ بیوتکنولوژی ، کل ارزیابی ما براساس حدس و گمان انجام می شود. در اصل ، کل تمرین ارزش گذاری چنین استارتاپی حدس های دشوار در مورد آینده خواهد بود. احتمال اینکه همه حدس های خود را به درستی صفر بدست آوریم ، اگرچه اگر در مورد یک یا دو عامل مهم به اندازه کافی صحیح باشیم ، هنوز هم می توانیم درآمد کسب کنیم. اما ما در انجام این کار به شانس زیادی احتیاج داریم ، در حالی که با لایحه خزانه داری ، به سختی به هیچ شانس نیاز داریم.

(ب) سرمایه گذاری در دارایی های نامشخص ، از جمله هر نوع سرمایه گذاری مبتنی بر تجارت مانند مزرعه یا سهام فناوری ، شامل برخی گمانه زنی های دشوار است ، بنابراین به راحتی می توان پیش بینی کرد که در بعضی مواقع ، سرمایه گذاران در شور و شوق و قیمت های نادرست خود گرفتار می شونددارایی های. چارلی مونگر اظهار داشته است که سهام تا حدودی مانند اوراق خزانه داری ارزش دارد ، با جریان های نقدی آشکار با نرخ های منطقی تخمین زده می شود و تخفیف می یابد ، و بخشی از آن مانند هنر یا کلکسیون ، با گمانه زنی ها مبنی بر اینکه قیمت به دلیل محبوبیت ، روند یا امید بالاتر یا پایین تر خواهد شد. خطرناک ترین دارایی ها به دلیل عدم توانایی ما برای دیدن آینده اقتصادی آنها ، در درجه اول از گمانه زنی ها ارزش دارند. به همین دلیل اوراق قرضه شرکتی نسبت به سهام خطر کمتری دارد - شما فقط باید ثابت کنید که این شرکت برای ایجاد اوراق قرضه حلال خواهد بود ، در حالی که با سهام ، شما باید تخمین های بسیار پیچیده تری داشته باشید.

ج) ما از تماشای شرط بندی اسب سواری ، قمار کازینو و مشارکت قرعه کشی می دانیم که مردم غالباً مایل به گمانه زنی در مورد شرط های شانس هستند که فقط در طولانی مدت می تواند به آنها آسیب برساند. ما همان رفتار را در بورس سهام و در بازارهای دیگر نیز مشاهده می کنیم.(به عنوان مثال ، رونق کشاورزی سوداگرانه در دهه 1980 وجود داشت.) بازارهای مالی به دلیل عنصر سوداگرانه نمی توانند کاملاً کارآمد باشند. مانند (ب) در بالا ، دارایی های نامشخص تر تمایل دارند که یک عنصر سوداگرانه بیشتری را به خود اختصاص دهند.

(د) دارایی هایی که دارای جریان نقدی قابل پیش بینی هستند ، ذاتاً در معرض خطر کمتری نسبت به نمونه های بدون جریان نقدی قابل پیش بینی قرار دارند. بیایید از دو نوع مشاغل مختلف برای درک این نکته استفاده کنیم.

اساساً می توانیم مطمئن باشیم که در طول سال آینده، ویزا و مسترکارت مقدار زیادی پول به دست خواهند آورد که ارتباط نزدیکی با میزان درآمد آنها در سال گذشته دارد - جریان های نقدی آنها بر اساس تعداد تراکنش های انجام شده روی کارت هایشان و مقدار آن است. پولی که در هر تراکنش جمع آوری می کنند. هر دو عنصر تمایل دارند که در هر روز و سال به سال بسیار پایدار باشند، با گرایش به سمت رشد، زیرا کارت های جدید در گردش هستند. تا زمانی که صدها میلیون نفر استفاده از کارت های اعتباری و نقدی خود را متوقف نکنند یا میلیون ها تاجر راهی برای پرداخت بسیار کمتر به این واسطه ها (که برای شروع بسیار کم جمع آوری می کنند) پیدا نکنند، کسب و کارها درجه مفیدی از پیش بینی اقتصادی را حفظ خواهند کرد. تعداد تراکنش هایی که در ماه گذشته و ماه قبل روی کارت خود انجام داده اید، به خوبی پیش بینی می کند که چقدر از آن در این ماه و ماه بعد از آن استفاده خواهید کرد.

با پیش تر رفتن به سال 2، هنوز می توانیم کاملاً مطمئن باشیم که این ویژگی ها همچنان پابرجا هستند و بنابراین می توانیم با دقت مفیدی نوع پولی که Visa/Mastercard به دست می آورد را پیش بینی کنیم. برای سال 3 هم همینطور است. با این حال، هر چه بیشتر این تمرین را ادامه دهیم، دقت ما بیشتر کاهش می یابد. اگرچه همه چیز امسال، سال آینده و سال بعد بسیار خوب به نظر می رسد، 30 سال آینده چطور؟تا آن زمان، می توان در مورد احتمال تغییرات خاصی در سیستم مالی که ممکن است بر اقتصاد Visa/Mastercard تأثیر بگذارد، حدس زد. تخمین درآمدهای ما در 30 سال آینده حتی برای یک تجارت قابل پیش بینی نیز نادرست است.

مورد مخالف توییتر است. توییتر هرگز سود خالصی را به سهامداران خود نشان نداده و یک مدل تجاری ثابت که به او اجازه انجام این کار را بدهد، ایجاد نکرده است. بنابراین، بسیار دشوار است که بگوییم درآمد توییتر در سال آینده چقدر خواهد بود، چه رسد به 30 سال آینده. بر این اساس، سرمایه گذاری در سهام عادی توییتر دارای عنصر سفته بازی بسیار بزرگ تری نسبت به Visa/Mastercard است. می توان گفت که سرمایه گذاری در Visa/Mastercard با قیمت منصفانه نسبت به درآمدهای آتی ریسک بسیار کمتری نسبت به سرمایه گذاری در توییتر دارد. توجه داشته باشید که ما با گفتن اینکه Visa/Mastercard بدون ریسک هستند، می توانیم درآمد آنها را برای همیشه پیش بینی کنیم، یا اینکه توییتر هرگز سرمایه گذاری سودآوری نخواهد بود، به این نتیجه نمی رسیم. ما صرفاً سرمایه گذاری های بالقوه را بر اساس پیش بینی پذیری جریان های نقدی آتی آن ها در مقیاسی کشویی رتبه بندی می کنیم. هر برآوردی لزوماً نادقیق خواهد بود، اما همچنان برای ما به عنوان سرمایه گذار ارزش زیادی دارد.

(4) قیمتی که می پردازید بازده دریافتی شما را تعیین می کند. قیمت کمتر = بازدهی بیشتر

شما اغلب افسانه هایی می شنوید که چگونه اکنون زمان سرمایه گذاری است زیرا "بازار در چند سال گذشته واقعاً خوب عمل کرده است" یا "دوست من پول زیادی از این سهام به دست آورده است، فکر می کنم سرمایه گذاری خوبی است.” یا بیانیه ای مشابه در مورد سایر انواع دارایی های مالی؛املاک و مستغلات، حق امتیاز نفت، حق امتیاز مک دونالد و غیره.

برعکس، اغلب چیزهایی مانند "این سهام اخیراً کاهش یافته است، به نظر بسیار خطرناک است" یا "دوست من یک سری املاک خرید که بسیار پایین آمدند، من فکر می کنم املاک و مستغلات خطرناک است" و مفاهیم دیگری در این مورد می شنوند.

این افکار 180 درجه اشتباه است زیرا آنها نمی توانند این نکته را درک کنند که قیمت های پایین بازده آتی بالا و قیمت های بالا بازده آتی پایین ایجاد می کند.(«بالا» و «کم» در رابطه با ارزش پایه هستند.) اگر سهامی با 50 درصد قیمت بالای اخیر خود معامله شود، در این صورت شما همان جریان های نقدی آتی را به نصف قیمت می خرید. اگر سهامی با 200 درصد قیمت پایین اخیر معامله شود، عکس این قضیه صادق است. شما دقیقاً نصف ارزشی را که قبلاً داشتید دریافت می کنید.

شما باید به دنبال خرید دارایی با درآمدهای نقدی آتی باشید که می توانید (تقریبا) با قیمت هایی که بازدهی منصفانه ارائه می دهند، تخمین بزنید. بقیه تقریبا همیشه سر و صدا هستند.

(5) هر کس دایره ای منحصر به فرد از شایستگی دارد که به آنها اجازه می دهد چیزهای خاصی را به بهترین نحو درک کنند و چیزهای دیگر را اصلاً درک نکنند.

ما در بالا در نقطه (3) بحث کردیم که موقعیت های سرمایه گذاری خاصی ذاتاً سوداگرانه هستند، مانند مورد سهام عادی توییتر. اما حتی در حوزه انتخاب های سرمایه گذاری قابل شناخت، هر سرمایه گذار دایره شایستگی منحصر به فرد خود را دارد که آنها را به تجزیه و تحلیل می رسانند. در دایره چیزهایی وجود دارند که از طریق تجربه زندگی و/یا مطالعه انباشته، می توان به طور عادلانه ارزیابی کرد و انتظار داشت که در جایگاه مناسبی قرار بگیرند. خارج از دایره چیزهایی هستند که ما تجربه درک آن را نداریم.

اگرچه این نکته تا حد پیش پا افتاده به نظر می رسد، اما به طور مداوم حتی توسط افراد باهوش و باهوش مالی نقض می شود. بسیاری از متخصصان در مشاغل ساخت و ساز یا مشاغل لوله کشی یا مشاغل رستوران، تلاش خود را در خرید خانه های آپارتمانی یا سهام انرژی امتحان کرده اند تا متوجه شوند که تخصص آنها به جایی نرسیده است. و برای همه ما چنین است: ما اسیر استعدادهای خود هستیم و عاقلانه است که در مورد چیزهایی که واقعاً می دانیم و نمی دانیم طولانی و سخت فکر کنیم.

به عنوان مثال ، اگر شما توانایی خواندن صورتهای مالی ، درک اقتصاد خرد و ارزیابی آینده جریان نقدی یک تجارت فردی را ندارید ، آیا واقعاً در حلقه صلاحیت شما سهام است؟اگر نرخ کلاه را از کاپیتان آمریکا نمی دانید ، آیا برای شما عاقلانه است که سعی کنید از خرید املاک و مستغلات ثروتمند شوید؟مگر اینکه و تا زمانی که یاد بگیریم با خودمان صادق باشیم ، اشتباهاتی را انجام خواهیم داد که نیازی به انجام آن نداریم.

سرمایه گذاری لازم نیست علم موشک باشد. هنگامی که مفاهیم اصلی را درک کردید و یادگیری استفاده از آنها را شروع می کنید ، تمام آنچه لازم است نظم و انضباط و صداقت فکری است. هرکسی می تواند یک سرمایه گذار موفق ، به طور گسترده تعریف شده ، با چسبیدن به حلقه صلاحیت خود و عدم ولگردی در خارج از آن ، با حدس زدن وقتی فکر می کند سرمایه گذاری می کند ، و همیشه به دنبال پرداخت یک قیمت منصفانه در رابطه با آنچه که آنها "خرید مجدداین سه اصول مرکزی ، از نزدیک ، می تواند به هر فرد باهوش اجازه دهد تا با خیال راحت در دنیای مالی فعالیت کند.

هنوز علاقمند است؟اطلاعات بیشتر در مورد وارن بافت و چارلی مونگر ، که ایده های مربوط به سرمایه گذاری آنها بر نسل سرمایه گذاران خردمند و موفق تأثیر گذاشته است ، بخوانید. بهترین کتابهایی که ما در مورد این موضوع از آن می دانیم سرمایه گذار هوشمند ، الماناک فقیر چارلی ، نامه های برکشایر هاتاوی به سهامداران و کتاب جان گوگل "کتاب کوچک Sense Sense Investing برای یادگیری در مورد نمایه سازی" است.

پست بعدی: اشتباه اصلی تاریخ گرایی: کارل پوپر در مورد اینکه چرا روند فلسفه سرنوشت نیست می تواند کمی مفهوم خشک باشد. این کلمه به خودی خود تصاویر تفکر در مورد فکر ، چرا ما وجود دارد و دیگری را نشان می دهد ...

آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیکا زارعی بازدید : 58 تاريخ : پنجشنبه 14 ارديبهشت 1402 ساعت: 23:37