نوسانات قیمت طلا ، درآمد مالیاتی و اشتغال: آیا استراتژی سازگاری Burkina Faso می تواند از نفرین منابع طبیعی جلوگیری کند؟

ساخت وبلاگ

از سال 2007 ، بخش معدن Burkina Faso به سرعت رشد کرده است که طلا جایگزین پنبه به عنوان بزرگترین صادرات این کشور است. با این حال ، کاهش قیمت طلا از سال 2012 ، به سختی به اقتصاد Burkina Faso رسیده است. با استفاده از یک مدل تعادل عمومی محاسبه شده استاتیک ، ما ارزیابی می کنیم که آیا-در زمینه کاهش قیمت طلا و نوسانات-افزایش بار مالیاتی در بخش معدن ، همانطور که توسط دولت Burkina Faso اجرا شده است ، روش مناسبی برای جلوگیری از آن است. نفرین منابع طبیعی. نتایج نشان می دهد که یک سیاست مالیاتی فقط بر اساس افزایش مالیات در بخش طلا فقط مزایای اقتصادی محدودی را به ویژه از نظر اشتغال به همراه دارد و نتوانسته است اثرات نوسانات قیمت طلا را کاهش دهد.

کلید واژه ها

1. معرفی

از سال 2007 ، Burkina Faso امیدهای خود را در پتانسیل قوی بخش معدن برای سرمایه گذاری تولیدی و رشد اقتصادی قرار داده و اجرای یک سیاست معدن در سطح بخش را برای جذب سرمایه گذاری خارجی انجام داده است. اگرچه این کشور رشد سالانه 6. 7 درصد رضایت بخش را بین سالهای 2011 تا 2013 ثبت کرد ، اما رشد در سال 2014 به 4 درصد کاهش یافت ، که باعث شد صندوق بین المللی پول (IMF) در ظرفیت دولت Burkina Faso به کاهش فقر کاهش یابد. اهداف (صندوق بین المللی پول ، 2014).

این کمبود اقتصادی را می توان با کاهش 15 درصدی قیمت بین المللی طلا در پایان سال 2012 و اثرات منفی در مورد امور مالی عمومی از نظر درآمد و سرمایه گذاری توضیح داد (بانک جهانی ، 2015). در سال 2016 ، بودجه دولت Burkina Faso شامل کسری 239 میلیارد CFAF بود که به دلیل هزینه های غیرقابل برگشت ، مانند صورتحساب دستمزد عمومی و هزینه های اجتماعی (حمل و نقل ، برق ، عدالت ، بهداشت و آموزش) بالا باقی مانده است.

براساس صندوق بین المللی پول (2014) ، عدم موفقیت بخش معدن در تحقق اهداف کاهش فقر نیز می تواند به دلیل کمبود ظرفیت دولت برای تبدیل درآمدهای معدن به هزینه های توسعه در حمایت از سایر بخش های اقتصادی و ایجاد اشتغال قابل ردیابی باشد. بنابراین ، آیا Burkina Faso قبلاً نفرین منابع را تجربه می کند؟

در واقع ، علی رغم ادبیات فراوان در مورد به اصطلاح "نفرین منابع" ، هیچ اجماعی در مورد جهت اثرات (مثبت یا منفی) توسعه بخش معدن در رشد اقتصادی و کاهش فقر وجود ندارد (Frankel ، Frankel 2010 ؛ Mainguy ،مرجع Mainguy 2013 ؛ Lippert ، Reference Lippert 2014 ؛ Betz et al. ، Reference Betz ، Partridge ، Farren and Lobao 2015). به گفته برخی از نویسندگان ، یک رونق معدن بسته به کیفیت موسسات ممکن است اثرات مثبت یا منفی داشته باشد (کاسلی ، مرجع کاسلی 2006 ؛ ون در پلوگ ، مرجع ون در پلوگ 2011) و مدیریت خوب درآمد از طبیعیمنابععلاوه بر این ، Van der Ploeg و Poelhekke (مرجع Van der Ploeg و Poelhekke 2009) شواهد تجربی قانع کننده ای را ارائه می دهند که نفرین منابع عمدتاً مربوط به نوسانات قیمت است. آنها دریافتند که کشورهای غنی از منابع محاصره شده که سیستم های مالی آنها ضعیف توسعه یافته است ، همانطور که در مورد Burkina Faso ، بسیار بیشتر از نوسانات رنج می برند و بنابراین ، بیشتر مستعد ابتلا به نفرین منابع هستند. با این حال ، آنها استدلال می كنند كه "برای دور زدن چنین لعنت های منابع طبیعی ، دولت می تواند به تثبیت و صرفه جویی در سیاست ها متوسل شود و كارآیی بازارهای مالی را بهبود ببخشد" (ون در پلوگ و پولهكکه ، مرجع ون در پلوگ و پولهكك 2009: 736).

با توجه به عدم اطمینان مرتبط با قیمت های بین المللی طلا و سطح پیش بینی شده درآمد عمومی ، دولت Burkina Faso از این خطر آگاه بود که هزینه های عمومی سریعتر از درآمد رشد کند. در یک سناریوی بدبینانه ، سهم درآمدهای معدن در درآمد عمومی ممکن است کاهش یابد و هزینه های عمومی را برای توسعه کشور به خطر بیندازد. برای رسیدگی به این شکاف بودجه ، قانون معدن سال 2003 در سال 2014 برای بهبود جمع آوری درآمد مالی از معدن اصلاح شد.

با توجه به KPMG (2013) ، با این حال ، تجدید نظر در کد معدن ممکن است ارزش خالص فعلی پروژه های معدن را 56 درصد کاهش دهد ، با فرض قیمت طلای 1500 دلار آمریکا در هر اونس. علاوه بر این ، این تجدید نظر همچنین می تواند منجر به افزایش آستانه سودآوری پروژه های معدن از 1،425 دلار در هر اونس به 1،465 دلار در هر اونس شود. از نظر درآمد حاصل از سرمایه گذاران ، Burkina Faso خطر تبدیل شدن به یک مقصد کمتر جذاب برای سرمایه گذاری نسبت به سایر کشورهای منطقه مانند غنا یا مالی (KPMG ، 2013).

بیشتر مطالعات تجربی که تأثیر رونق منابع طبیعی بر کشورهای در حال توسعه را بررسی می کند ، به روشهای اقتصاد متکی است (Van der Ploeg ، Reference van der Ploeg 2011 ؛ Badeeb et al. ، Reference Badeeb ، Lean and Clark 2017). با این وجود ، یک روند اخیر اهمیت مکانیسم های تعادل عمومی را در ارزیابی تجربی تأثیر استفاده از منابع طبیعی بر اقتصاد کشورهای در حال توسعه تشخیص می دهد. در نتیجه ، این مطالعات از مدلهای کلان اقتصادی ، از جمله مدل های تعادل عمومی محاسبه شده (CGE) استفاده می کنند تا این مکانیسم ها را به طور مناسب ضبط کنند (به عنوان مثال ، Wiebelt و همکاران ، مرجع Wiebelt ، Pauw ، Matovu ، Twimukye و Benson 2011 ؛ Sangaré et al.، مرجع سانگار ، حمدو ، بوكاری و اوسنی 2015. این مقاله دقیقاً چنین رویکرد CGE را برای تجزیه و تحلیل گزینه های سیاست مالیاتی اتخاذ می كند كه دولت Burkina Faso قصد دارد به منظور حفظ هزینه های عمومی علیرغم کاهش مداوم و بی ثباتی در درآمد مالیاتی از آن استفاده كند. معدن. به دانش ما ، تجزیه و تحلیل ما اولین نوع از نوع خود برای Burkina Faso است.

بنابراین ، هدف اصلی ما ارزیابی این است که آیا در زمینه نوسانات قیمت طلا ، افزایش بار مالیاتی در بخش معدن ، روش مناسب برای جلوگیری یا کاهش لعنت منابع در Burkina Faso است. این تحقیق از نظر سیاسی و اقتصادی مرتبط است ، زیرا با دید واقعی مقامات Burkinabe در جمع آوری و مدیریت منابع عمومی ، ایجاد بودجه و مبارزه با فقر سازگار است. ما می دانیم که یک سیاست مالیاتی فقط با افزایش مالیات بر بخش طلا فقط مزایای اقتصادی محدودی را به ویژه از نظر اشتغال به ارمغان می آورد و به طور قابل توجهی نتواند اثرات نوسانات قیمت طلا را کاهش دهد.

بخش 2 شرح مختصری از بخش معدن در Burkina Faso را ارائه می دهد. بخش 3 یک بررسی کوتاه ادبیات در مورد نوسانات قیمت معدنی و نفرین منابع را ارائه می دهد. بخش 4 روش دقیق مطالعه و داده های مورد استفاده را شرح می دهد. بخش 5 نتایج مطالعه را ارائه می دهد و بخش 6 نتیجه می گیرد.

2. بخش معدن Burkina Faso و تأثیر آن بر اقتصاد

از سال 2007 ، Burkina Faso بر اساس صادرات محصولات اولیه مانند طلا ، درگیر یک استراتژی توسعه خارجی گرا بوده است. در نتیجه ، معدن طلا مورد توجه ویژه مقامات دولتی قرار گرفته است ، به ویژه با آزادسازی بخش معدن و مقررات مربوط به مالیات (کد معدن 2003) ، و بورکینا فاسو را به چهارمین تولید کننده بزرگ طلا در آفریقا پس از آفریقای جنوبی ، غنا ، تبدیل می کند. و مالی (EITI ، 2014). بخش طلا در Burkina Faso توسط دو زیرمجموعه مشخص می شود: یک بخش معدن مدرن و در مقیاس بزرگ با شدت سرمایه بالا. و یک بخش صنعتگر در مقیاس کوچک و پرتحرک تر (MME ، 2013). داده های آماری قابل اعتماد در مورد بخش صنعتگر در دسترس نیست و بنابراین مقاله ما بر معدن صنعتی مدرن متمرکز است.

بین سالهای 2000 و 2007 ، تولید طلای بورکینا فاسو ناچیز بود و به طور متوسط حدود 0. 95 تن در سال بود. این رقم در سال 2015 به 36. 4 تن افزایش یافت (Tassimbedo و همکاران ، مرجع Tassimbedo ، Zongo و SIE 2013 ؛ MEF ، 2016). تولید پس از سال 2008 با کشف سپرده های جدید ، یک کد معدن در سال 2003 جذاب برای سرمایه گذاران و به ویژه قیمت های بین المللی طلای بالا ، که 139 درصد افزایش یافته است ، از 698 دلار در هر اونس در سال 2007 به 1669 دلار در هر اونس در سال 2012 (IMF در صندوق بین المللی پول در سال 2012 افزایش یافته است (IMF، 2014 ؛ Insee ، 2017). به دلیل مقیاس اندک استخراج و مقدار کم سپرده ها ، قیمت بالای روغن سوخت (35 درصد هزینه های تولید) و هزینه های دستمزد (KPMG ، 2013) ، هزینه های تولید استخراج طلای صنعتی در Burkina Faso (ایالات متحده756 دلار در هر اونس) به طور کلی بالاتر از میانگین جهان (656 دلار در هر اونس) است.

با وجود این معلولیت ها ، طلا به بزرگترین صادرات کشور ، پیش از پنبه تبدیل شده است. اگرچه پنبه 80 درصد صادرات را تشکیل می داد ، و تولید طلا در سال 2007 ناچیز بود ، اما طلا حدود 75 درصد از صادرات را در سال 2012 به خود اختصاص داد (صندوق بین المللی پول ، 2014 ، 2016). زیرمجموعه معدن در حال حاضر ستون بخش اصلی است و یکی از پویاترین زیرمجموعه های اقتصاد محسوب می شود و 13 درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهد.

پاورقی درآمدها 1 که توسط دولت بورکینا فاسو از بخش طلا گرفته شده است ، عمدتاً از سود سهام خود با شرکت های خصوصی و درآمدهای عمومی از معدن تشکیل شده است. جدول 1 نشان می دهد که Burkina Faso مالیات معدن کمتری نسبت به مالی یا غنا دارد.

جدول 1. مالیات های معدن در Burkina Faso ، Mali و Ghana و تجدید نظر در کد معدن

ایالت بورکینافاسو طبق ماده 18 کدهای معدنی 2003 و 2014 دارای 10 درصد سهام (سهم مستقیم در سرمایه شرکت های معدنی) در هر شرکت معدنی است.

بازبینی کد استخراج در سال 2014 بیشتر شامل موارد زیر بود:

• حذف معافیت مالیاتی بر سود شرکت معدنی برای رساندن مالیات به 27. 5 درصد.

• ایجاد صندوقی که 20 درصد از حق امتیازهای دریافتی توسط دولت برای استخراج معادن و 1 درصد از گردش ماهانه شرکت های معدنی برای طرح های توسعه محلی را جمع آوری می کند.

• افزایش مالیات بر درآمد حاصل از دارایی ها از 6. 5 درصد به 12. 5 درصد.

همانطور که قبلا ذکر شد، بخش معدن در بورکینافاسو تا همین اواخر از نظر اقتصادی ناچیز بود و فعالیت اقتصادی واقعی این کشور را به صورت محدود تحت تاثیر قرار داد. از آن زمان، سهم معدن در اقتصاد واقعی از طریق درآمد مالیاتی، مخارج مرتبط با درآمدهای عمومی و ایجاد شغل بوده است. بخش طلا در دهه گذشته دستخوش نوسازی صنعتی شده است، بنابراین مشاغل مستقیم دائمی، مشاغل مستقیم موقت و مشاغل غیر مستقیم ایجاد شده است. بیشتر اشتغال غیرمستقیم شامل حمل و نقل، ساخت و ساز و فعالیت های اقتصادی در نزدیکی سایت های معدن است و حدود 0. 16 درصد از کل اشتغال در اقتصاد را تشکیل می دهد (EITI، 2014).

از سال 2007 تا 2016، استخراج طلا نزدیک به 1090 میلیارد CFAF درآمد بودجه برای دولت بورکینافاسو فراهم کرد. در همان دوره، درآمدهای حاصل از مالیات صادراتی بر طلا از 3. 3 میلیارد CFAF به بیش از 186 میلیارد CFAF افزایش یافت که سهمی در کل صادرات داشت که از 1 درصد در سال 2007 به 21 درصد در سال 2012 رسید (EITI، 2016a، 2016b،2017؛ CMB، 2017). درآمدهای عمومی از استخراج معادن سریعتر از هزینه ها در آن زمان افزایش یافت. طبق گزارش صندوق بین المللی پول (2014)، این سطح پایین هزینه های عمومی بیشتر به اجرای کند سرمایه گذاری ها، تعدیل صورتحساب دستمزد عمومی و یارانه ها برای حمایت از هزینه انرژی و شرکت های عمومی نسبت داده می شود.

در سال های اخیر، بخش طلا به شدت تحت تأثیر کاهش بین المللی قیمت طلا قرار گرفته است که منجر به کاهش 21 درصدی ارزش افزوده طلا در سال 2013 در مقابل افزایش 11. 1 درصدی در سال 2012 شده است. در سال 2015، قیمت طلا به پایین ترین روند نزولی خود (حدود 1070 دلار آمریکا در هر اونس) رسید و از آن زمان تاکنون (حدود 1260 دلار در هر اونس در ژوئن 2017) راکد مانده است، همانطور که شکل 1 نشان می دهد نوسانات بالایی را نشان می دهد.

شکل 1. قیمت بین المللی طلا به دلار آمریکا در هر اونس تروی.

اثر قیمت کاملاً توضیح می دهد که کاهش تولید ، با توجه به اینکه حجم از سی تن در سال 2012 به سی و هشت تن در سال 2016 افزایش یافته است (CMB ، 2017). سهم طلا در کل درآمدهای صادرات از 63 درصد در سال 2013 به 51 درصد در سال 2015 رسید. درآمدهای عمومی از معدن با 13 درصد کاهش یافته است ، که منجر به کاهش عمده مالیات بر درآمد به عنوان سهم کل درآمد و افزایش شددر سهم حق امتیاز. گذشته از این کاهش درآمد عمومی و اشتغال که مستقیماً در بخش طلا ایجاد می شود ، کاهش قیمت طلا همچنین منجر به انقباض در درآمد مالی و اشتغال در سایر بخش های اقتصاد شد. پاورقی 2

بنابراین ، نوسانات قیمت بین المللی طلا باعث نوسانات درآمدهای مالیاتی ، خروجی ها ، صادرات و غیره می شود و به تبدیل آنچه که باید یک نعمت (ثروت در طلا) به یک نفرین باشد کمک می کند.

3. بررسی ادبیات: نوسانات قیمت ، درآمدهای مالیاتی و نفرین منابع

بسیاری از مدل ها برای توضیح ناتوانی کشورها در تبدیل بادگیرهای منبع طبیعی به رشد اقتصادی تهیه شده اند. این موارد برجسته شامل نظریه های مربوط به تجارت بین المللی ، رشد فقر کننده (Bhagwati ، مرجع Bhagwati 1958) ، وابستگی به منابع طبیعی و بیماری هلندی است (کوردن و نیمی ، کوردن مرجع و نیمی 1982 ؛ Corden ، Corden 1984 ؛ Van der Ploeg ، Reference Van derPloeg 2011). کوردن (مرجع کوردن 1984) فرض می کند که یک اقتصاد باز کوچک دارای سه بخش است: بخش رونق ، بخش تاخیر (که در آن بخش بازار کالاهای قابل معامله دیگری را تولید می کند) و بخش غیر بازار (در اینجا در سطح بین المللی معامله نمی شود) ، کهشامل خدمات ، ساخت و ساز و حمل و نقل است.

به گفته کوردن (مرجع کوردن 1984) ، گسترش بخش پررونق را می توان با دو اثر مجزا خلاصه کرد: یک اثر تخصیص منابع (یا اثر حرکت منابع) و یک اثر هزینه. اثر هزینه فرض می کند که سهمی از درآمدهای عمومی از معدن برای خرید کالا از بخش غیر بازار هزینه می شود. این امر منجر به افزایش تقاضا و قیمت کالاهای غیر بازار نسبت به کالاهای قابل معامله و سرانجام به قدردانی از نرخ واقعی ارز می شود. در نتیجه ، تولید کالاهای غیر بازار در حالی که تولید کالاهای قابل تجارت غیر معدن کاهش می یابد افزایش می یابد.

با فرض اشتغال کامل و رونق در بخش معدن ، محصول حاشیه ای کار در بخش پررونق افزایش می یابد. تأثیر منابع واقعی منجر به انتقال کارگران از بخش تاخیر و بخش غیر بازار به بخش رونق می شود که باعث کاهش تولید در دو بخش سابق می شود. به این اثر مستقیم توسعه صنعتی گفته می شود. علاوه بر تأثیر هزینه ، اثر تخصیص منابع نیز تقاضای بیشتری برای کالاهای غیر بازار ایجاد می کند. ترکیبی از این دو اثر منجر به انتقال کارگران از بخش تاخیر به بخش کالاهای غیر بازار می شود و یک اثر غیرمستقیم صنعتی سازی را ایجاد می کند که تأثیر مستقیم توسعه صنعتی را تکمیل می کند. Corden (مرجع Corden 1984) خاطرنشان می کند که اثر هزینه تمایل به افزایش تولید غیر بازار دارد و اثر تخصیص منابع تمایل به کاهش آن دارد. وی مشاهده می کند که این دو اثر باعث کاهش تولید و پاداش واقعی سرمایه خاص برای بخش تاخیر می شود. بخش تاخیر در همه موارد کاهش تولید را تجربه می کند ، در حالی که تولید در بخش غیر بازار ممکن است بالاتر یا پایین باشد.

تعدادی از مطالعات تجربی تلاش کرده اند تا اعتبار مفهوم نفرین منابع را آزمایش کنند ، که بیشتر آنها به روش های اقتصاد سنجی استوار است (Van der Ploeg ، Reference van der Ploeg 2011 ؛ Badeeb et al. ، Reference Badeeb ، Lean and Clark 2017)وادبر خلاف روشهای اقتصاد سنجی ، مدل های CGE اثرات مستقیم و غیرمستقیم رونق منابع طبیعی بر کل اقتصاد را تشکیل می دهند. معدود مطالعات با استفاده از مدلهای CGE تمایل دارند که بر ویژگی های بازار کار و مالیات متمرکز شوند (شما ، مرجع شما 1999 ؛ لوی ، مرجع لوی 2007 ؛ لای و همکاران ، مرجع ، تیل و ویبلت 2008 ؛ Breisinger و همکاران ، مرجع Breisinger، Diao ، Schweickert and Wiebelt 2009 ؛ Wiebelt et al. ، Reference Wiebelt ، Pauw ، Matovu ، Twimukye and Benson 2011 ؛ Robichaud et al. ، Reference Robichaud ، Tiberti and Maisonnave 2014 ؛ Sangaré et al. ، Reference Sangaré ، Hamadou ، Boukari ، Bourkari وOousseni 2015 ؛ Ballesteros ، Reference Ballesteros 2016 ؛ Estrades et al. ، Estrades Reference ، Llambí ، Perera and Rovira 2016 ؛ Go et al. ، Reference Go ، Robinson ، Thierfelder and Utz 2016).

سانگاره و همکاران(مرجع Sangaré، Hamadou، Boukari and Ousseni 2015)، برای مثال، تأثیر گسترش بخش های اورانیوم و نفت را بر بازار کار در نیجر تحلیل می کنند. آنها نشان می دهند که افزایش موجودی سرمایه در بخش اورانیوم منجر به کاهش 11. 7 درصدی تقاضای نیروی کار در بخش صنعت می شود. این کاهش به دلیل از دست دادن رقابت پذیری در بخش صنعت است که باعث کاهش تقاضا برای محصولات صنعتی (-3. 6 درصد) می شود و به دلیل تخصیص مجدد تقاضا برای نیروی کار به بخش هایی است که نهاده های واسطه ای برای بخش اورانیوم (ساخت و ساز) فراهم می کند. و خدمات به ویژه، در این مورد). نویسندگان یارانه در بخش کشاورزی و برق را شبیه سازی می کنند و رشد تقاضا برای نیروی کار، به ویژه در بخش های کشاورزی و صنعتی را پیدا می کنند. آنها نشان می دهند که اگر دولت سیاست های مناسبی را در بخش های هدفمند اجرا کند، معدن و منابع نفتی لزوماً منجر به نفرین منابع نمی شوند.

در واقع، برای بسیاری از کشورهای آفریقایی که رونق معدن را تجربه کرده اند، چالش در ظرفیت دولت هایشان برای ایجاد رژیم های مالیاتی است که می تواند به بهترین نحو به اهدافی که ایجاد کرده اند پاسخ دهد. بسیج درآمدهای مالی در این کشورها به دلیل غلبه بخش های کشاورزی و غیررسمی، حجم معافیت ها و مشوق های مالیاتی و گمرکی، ظرفیت ضعیف اداره مالیات برای جمع آوری درآمدها و فساد محدود شده است (مور، مرجع مور، رابینسون وWhite 1998, Reference Moore 2007). شوک های اجتماعی سیاسی (جنگ های داخلی)، شوک های آب و هوایی (سیل و خشکسالی)، و نوسانات قیمت های بین المللی مواد اولیه، بسیج درآمدهای مالیاتی را دشوارتر می کند. منطقاً، دوره های «رونق» درآمد صادراتی از محصولات اولیه، از طریق اثر ترکیبی گسترش فضای مالی و افزودن درآمدهای غیرمالیاتی قابل توجه ناشی از بهره برداری از محصولات اولیه (نفت، معدن و ...) منجر به افزایش عوارض عمومی می شود. محصولات کشاورزی). با این حال، این اثر منطقی را می توان با اثرات غیر مستقیم پیچیده خنثی کرد.

به عنوان مثال ، Zavaleta (Zavaleta 2003) از یک مدل CGE استاتیک برای تجزیه و تحلیل تأثیر افزایش سرمایه معدن بر اقتصاد بولیوی استفاده می کند. وی دریافت که بیماری هلندی (نفرین منابع) از طریق افزایش عمده صادرات از بخش معدن و کاهش قابل توجه صادرات از بخش های سنتی مرتبط با تجارت بین المللی تجلی می یابد. در سناریویی که در آن سرمایه اگزوژن در نظر گرفته می شود ، ارز داخلی قدردانی می کند و افزایش سرمایه معدن منجر به کاهش عمده درآمدهای مالیاتی می شود. نویسنده پیشنهاد می کند که این نتیجه متناقض را می توان با این واقعیت توضیح داد که افزایش صادرات در بخش معدن منجر به کاهش عمده صادرات از سایر بخش ها می شود و بنابراین ، کاهش درآمدهای مالی در این بخش ها و اقتصاد به عنوان یک اقتصاد به عنوان یک اقتصادکل

Bohorst و همکاران.(مرجع Bohorst ، Gupta و Thoton 2009) و Diarra (Diarra 2012) همچنین کاهش بسیج درآمدهای مالی در سایر بخش های اقتصاد را پیدا می کنند. کشورهایی که هر دو به رانت دریافت شده از منابع طبیعی بستگی دارند و از بهره برداری از این منابع منابع قابل توجهی دریافت می کنند ، کمتر احتمال دارد که درآمد سایر بخش ها را بسیج کنند و به طور قابل توجهی تلاش های مربوط به ایجاد مالی را کاهش می دهند. Diarra (Diarra Reference 2012) به کشورهای آفریقایی زیر صحرایی توصیه می کند تا با ایجاد صندوق های بهداشتی حاکمیتی که درآمدهای اضافی را در سهام شرکت های خصوصی یا به طور کلی در بازارهای سهام سرمایه گذاری می کنند ، سیاست های صاف و سلامت را اتخاذ کنند. سپس ، در مواقع کاهش درآمد ، صندوق های ثروتمند حاکم می توانند هزینه های تأمین مالی را به دست بگیرند و ادامه دهند.

به طور خلاصه ، ادبیات نشان می دهد که کشورهای آفریقایی که رونق معدن را تجربه می کنند می توانند با اجرای سیاست های مناسب اقتصادی و نهادی از نفرین منابع جلوگیری کنند. درآمد حاصل از منابع طبیعی نیز باید در سرمایه انسانی و در تنوع فعالیت های اقتصادی به ویژه در مناطق روستایی سرمایه گذاری شود. این سرمایه گذاری ها باید وابستگی به صادرات محصولات معدن را از بین ببرد ، انتشار دانش ناشی از شرکتهای خارجی را جذب کرده و اشتغال را افزایش دهد. مشابه سایر مطالعاتی که از یک مدل CGE برای ارزیابی اثرات اکتشافات منابع طبیعی استفاده کرده اند ، مقاله ما تأثیر کاهش قیمت های بین المللی طلا و تأثیر اصلاحات مالیاتی بر بخش طلا را ارزیابی می کند. توجه داشته باشید که برنامه های قبلی مدل های CGE به اقتصاد Burkina Faso شامل پاسخ به سؤالات مربوط به آزادسازی تجارت است (Zerbo و همکاران ، مرجع Zerbo ، Kabore ، Bonzi ، Wetta ، Cockbu ، Decaluwé و Fofana 2010). هزینه های آموزش عمومی و فقر (Balma et al. ، Reference Balma ، Ilboudo ، Ouattara ، Kaboré ، Zerbo و Kaboré 2012) ؛تجزیه و تحلیل اثرات افزایش هزینه های آموزش عمومی بر فقر پولی و کالری کودکان (گوتچالک و همکاران ، مرجع گوتشالک ، مانه ، لوفگرن و نوو 2009 ؛ کاکبرن و همکاران ، مرجع کاکبرن ، مایسوننوا ، روبیچود و تیبرتی 2016) ؛و تجزیه و تحلیل بحران اقتصادی و مالی 2007/2008 (Balma et al. ، Reference Balma ، Cockbu ، Fofana ، Kabore and Tiberti 2010). بنابراین ، در بین مطالعات CGE که برای Burkina Faso اعمال شده است ، هنوز هیچکدام به سؤال از رونق معدن و نفرین منابع ، که تمرکز کار ماست ، پرداخته نشده است.

4- روش و داده ها

4. 1 روش شناسی

مدل CGE ما بر اساس مدل استاندارد PEP-1. 1 Decaluwé و همکاران ساخته شده است..

این مدل یک عملکرد تولید سه سطح را در نظر می گیرد. در سطح اول ، تولید تولید هر بخش ترکیبی از مصرف واسطه ارزش افزوده و کل در نسبت های ثابت است. در این سطح ، این مدل به دنبال یک عملکرد تولید از نوع Leontief ، دارای دو ورودی جمع شده است که کاملاً مکمل هستند. در سطح دوم ، ارزش افزوده هر بخش ترکیبی از کار کامپوزیت و سرمایه کامپوزیت با خاصیت خاصیت تعویض (CES) است. کل مصرف میانی هر بخش یک تابع Leontief است. در آخرین سطح ، کار کامپوزیت دو دسته از نیروی کار (ماهر و غیر ماهر) را با توجه به عملکرد CES ترکیب می کند.

تولید به بازار داخلی یا صادرات می رود. عملکرد خاصیت ثابت تحول (CET) از نوع ، امکان جایگزینی ناقص بین کالاهای تولید شده برای بازارهای مختلف را فراهم می آورد. این عملکرد CET ناهمگونی محصولات فروخته شده توسط مقصد و انعطاف پذیری را برای تغییر از یک بازار به بازار دیگر ثبت می کند. ما همچنین فرض می کنیم که محصولات خارجی و داخلی جایگزین های ناقص هستند ، به دنبال فرض معمول آرمینگتون.

این مدل شامل چهار عامل است: خانوارها ، دولت ، شرکت های خصوصی و سایر نقاط جهان. پاورقی خانوارها 3 درآمد خود را از پاداش عوامل تولید (نیروی کار و سرمایه) و نقل و انتقالات می گیرند. خانوارها هزینه های مصرف را می پردازند ، مالیات مستقیم به دولت می پردازند و پس انداز می کنند. دولت مالیات را جمع می کند و مخارج (در مورد مصرف و سرمایه گذاری و همچنین نقل و انتقالات به خانوارها) می کند. درآمدهای آن ناشی از مالیات ، مالیات غیرمستقیم در معاملات داخلی و بین المللی و پرداخت از سایر نقاط جهان است. شرکت های خصوصی سهمی از درآمد سرمایه دریافت می کنند ، سود سهام خود را به خانوارها و خارج از کشور می پردازند ، مالیات به سود دولت را پرداخت می کنند و پس انداز می کنند.

از آنجا که Burkina Faso یک کشور کوچک است ، قیمت های بین المللی واردات و صادرات در این مدل استاندارد برونزا هستند. نرخ ارز تعداد مدل مدل است. مانده حساب جاری ، تغییر در سهام و نرخ مالیات اگزوژن است. مکانیسم های پاکسازی بازار به جز بازار کار برای هر بازار اعمال می شود.

در واقع ، برای اینکه بتوانیم از ویژگی های اقتصاد Burkina Faso حساب کنیم ، ما مدل استاندارد PEP-1. 1 را تطبیق دادیم تا بیکاری را فراهم کنیم. تعادل بازار کار را می توان به شرح زیر بیان کرد:

کجا: lsلشکر: تأمین نیروی کار بر اساس نوع کار L ، LDل ، ج: تقاضای نیروی کار بر اساس نوع کار L و بخش J ، UNلشکر: نرخ بیکاری بر اساس نوع کار l.

به دنبال بلانچفلور و اسوالد (مرجع بلانچفلور و اسوالد 1994) ، دستمزدها و نرخ بیکاری از طریق منحنی دستمزد مرتبط می شوند. توجه داشته باشید که ، طبق گفته بلانچفیلر و اسوالد (مرجع بلانچفلور و اسوالد 1994) ، مطالعات در مورد تعدادی از کشورها نشان می دهد که منحنی کارآموزی دستمزد از یک کشور به کشور دیگر یکسان است و با گذشت زمان با یک خاصیت خاصیت در محدوده پایدار استاز 0. 0. 1 (Decaluwé et al. ، Reference Decaluwé ، Lemelin ، Bahan and Annabi 2011). بنابراین ، در مورد Burkina Faso ، ما از مقدار −0. 1 برای کشش بیکاری استفاده می کنیم. منحنی دستمزد بنابراین به شرح زیر بیان می شود:

با: Wلشکر: نرخ دستمزد براساس دسته کار ؛آ _wl: پارامتر مقیاس برای منحنی دستمزد توسط گروه کار ؛σلشکر: خاصیت ارتجاعی منحنی دستمزد توسط دسته کار.

4. 2 داده

سام استفاده شده توسط بانک جهانی با همکاری موسسه ملی آمار و جمعیت شناسی بورکینا فاسو ساخته شده است (Insd ، 2015). ما چند تغییر در این SAM ایجاد کردیم تا ویژگی های مطالعه را به خود اختصاص دهیم. همانطور که قبلاً نیز گفته شد ، نیروی کار شامل کار ماهر و غیر ماهر است ، در حالی که سرمایه شامل سرمایه معدن ، سرمایه دیگر و زمین است. هر بخش از سرمایه و نیروی کار برای تولید کالا و خدمات استفاده می کند. حساب فعالیت ها و محصولات (در ابتدا نوزده از هر یک) به پانزده بخش تولید و پانزده محصول کاهش یافت. در ابتدا ، فقط یک حساب برای شرکت های خصوصی در SAM وجود داشت که ما در یک شرکت تولید کننده طلا و یک تولید کننده غیر Gold برای گرفتن درآمد و ساختارهای هزینه های مختلف خود جدا شدیم.

مازاد عملیاتی ناخالص (EBITDA) صنعت معدن به عنوان درآمد تولید کننده طلا مورد استفاده قرار گرفت که سپس در پاداش سرمایه (90 درصد EBITDA) و سود سهام به دولت (10 درصد EBITDA) اختصاص می یابد. اطلاعات بیشتر در مورد درآمد مالیاتی در Burkina Faso (2012 SAM) را می توان در Sisso و همکاران یافت.(مرجع سیسو ، ساوادوگو و ناتاما 2016).

درآمدهای عمومی داخلی (مجموع، بدون احتساب نقل و انتقالات برون زا از سایر نقاط جهان) بیشتر از سایر بخش های اقتصاد (62. 4 درصد) به دست می آید. بخش طلا 11. 1 درصد از درآمدهای دولت را تشکیل می دهد. بخش طلا همچنین 62. 2 درصد از مالیات بر تولید، 96 درصد از مالیات صادرات و 33. 3 درصد از مالیات های مستقیم (مالیات مستقیم بر تولیدکنندگان طلا و مالیات مستقیم بر خانوارهای شاغل در بخش معدن) را به خود اختصاص داده است. از نظر سهم صنعت مهم است. در بورکینافاسو، درآمدهای عمومی وابسته به خارج (انتقالات دریافتی از خارج و مالیات بر تجارت بین المللی) حدود 40 درصد از درآمدها را تشکیل می دهد (2012 SAM)، که این کشور را در برابر شرایط خارجی آسیب پذیر می کند.

صنعت طلا سهم کمی از کل اشتغال در بورکینافاسو (0. 2 درصد) را فراهم می کند. تنها فرصت های شغلی اضافی، تعاملات بالادستی و پایین دستی این صنعت با سایر بخش های اقتصاد است.

بازار بالادستی به بازاری اطلاق می شود که کالا و خدمات صنعت طلا را عرضه می کند. در مورد بورکینافاسو (2012 SAM)، تقاضای میانی صنعت طلا بیشتر برای محصولات سایر فعالیت های صنعتی (60. 4 درصد)، سایر خدمات (28. 4 درصد)، حمل و نقل و خدمات ارتباطات (7. 0 درصد)،و برق (3. 0 درصد). شوک وارده به بخش طلا ممکن است تأثیر قابل توجهی بر اشتغال در این بخش ها و به ویژه سایر فعالیت های صنعتی و سایر خدمات داشته باشد (جدول 2 را ببینید).

جدول 2. بالادست تولید طلا

بازار پایین دستی در اینجا به تقاضای داخلی طلا اشاره دارد که تنها 1 درصد از تولید ناخالص را تشکیل می دهد. در واقع، تقاضای داخلی بیشتر از صنایع تبدیلی بسیار کوچک (جواهرات) با ظرفیت کم برای ایجاد اشتغال است (اگرچه این صنایع 90 درصد تقاضای داخلی طلا را تشکیل می دهند). از نظر سیاست اشتغال، بازار پایین دستی تامین کننده عمده اشتغال در سطح محلی (یا ملی) نیست.

5. نتایج

ما دو سناریو شبیه سازی را ارائه می کنیم: کاهش 15 درصدی قیمت جهانی طلا (سناریو S00) و کاهش 15 درصدی قیمت جهانی طلا با اصلاح مالیات (سناریو S01). مورد دوم با واکنش واقعی دولت بورکینافاسو به نوسانات مشاهده شده قیمت طلا (کد معدن 2014) مطابقت دارد.

براساس نتایج شبیه سازی ، کاهش 15 درصدی قیمت بین المللی طلا منجر به کاهش 0. 74 درصدی تولید ناخالص داخلی واقعی می شود. این انقباض در فعالیت واقعی به دلیل کاهش تولید طلا (4/3 درصد) و کاهش 0. 27 درصدی در کل صادرات است. کاهش تولید طلا منجر به افزایش بیکاری در هر دو کارگران ماهر (8/17 درصد) و غیر ماهر (10. 0 درصد) می شود. این به کاهش 5. 0 درصدی درآمد خانوار کمک می کند. شوک منفی باعث ایجاد ضرر رفاه برای مصرف کنندگان می شود زیرا با وجود کاهش 3. 0 درصدی شاخص قیمت مصرف کننده ، مصرف واقعی با این وجود 2. 4 درصد کاهش می یابد. به دلیل کاهش درآمدهای مالی (6/7 درصد) درآمدهای کل دولت (8/5 درصد) کاهش می یابد. توجه داشته باشید که بخشی از درآمدهای دولت (نقل و انتقالات از خارج از کشور) اگزوژن است ، که توضیح می دهد که چرا کل درآمد دولت کمتر از درآمدهای مالی کاهش می یابد. درآمدهای معدن به ویژه سخت (16. 0 درصد) به سختی برخوردار است و منجر به انقباض در هزینه های عمومی (7. 6 درصد) می شود. کاهش درآمد عوامل اقتصادی همچنین باعث کاهش 5. 4 درصدی در کل سرمایه گذاری و کاهش 5. 8 درصدی تقاضا برای محصولات وارداتی می شود.

سناریو S01 مطابق با سیاست مالیاتی است که در واقع توسط دولت بورکینا فاسو در پاسخ به نوسانات قیمت طلای مشاهده شده ، که برای مقابله با کاهش درآمدهای مالیات معدن پس از کاهش 15 درصدی قیمت طلا انجام شده است ، مطابقت دارد. به طور دقیق تر ، این سناریو شامل استفاده از شوک خارجی منفی (کاهش قیمت) به اقتصاد Burkina Faso همراه با شوک داخلی از افزایش مالیات در بخش معدن است (کد معدن 2014 ؛ جدول 1 را ببینید).

ما به دلیل کاهش 3. 42 درصدی در تولید طلا و کاهش 0. 34 درصدی در کل صادرات ، 0. 72 درصدی در تولید ناخالص داخلی واقعی پیدا می کنیم. کاهش 25 درصدی بازده به سرمایه طلا منجر به افزایش بیکاری در بین هر دو کارگران ماهر (17/17 درصد) و غیر ماهر (98/9 درصد) می شود ، بنابراین درآمد خانوار (86/4 درصد) را کاهش می دهد. باز هم ، این شوک منفی باعث از بین رفتن رفاه برای مصرف کنندگان می شود زیرا ، با وجود کاهش 2. 99 درصدی در شاخص قیمت مصرف ، مصرف واقعی 2. 31 درصد کاهش می یابد. انقباض در درآمد عمومی از معدن (39/13 درصد) باعث کاهش 5. 47 درصدی درآمدهای دولت می شود که منجر به کاهش 7. 22 درصدی در هزینه های عمومی می شود. کاهش درآمد عوامل اقتصادی باعث کاهش 5. 67 درصد در کل سرمایه گذاری و کاهش 5. 78 درصدی محصولات وارداتی می شود.

ستون S0 1-S00 در جدول 3 تأثیر حاشیه ای از استفاده از کد معدن جدید در اقتصاد را در زمینه کاهش قیمت های طلا نشان می دهد. این نشان دهنده تفاوت در جمع های کلان اقتصادی در سناریو با فرض افت قیمت های بین المللی طلا در مقابل قیمت است که افت قیمت طلا را با اصلاحات مالیاتی فرض می کند. ما می دانیم که مزایای اقتصادی از اصلاحات مالیاتی تقریباً ناچیز است: بیش از 0. 02 درصد افزایش تولید ناخالص داخلی واقعی به همراه کاهش سرمایه گذاری در اقتصاد (0. 03 درصد). این افزایش 0. 3 درصدی درآمدهای دولت را امکان پذیر می کند ، با افزایش 2. 57 درصدی درآمدهای عمومی از معدن ، باعث افزایش هزینه های عمومی 0. 42 درصد می شود. کاهش 0. 08 درصدی بازده به سرمایه در بخش طلا باعث افزایش رقابت قیمت سایر بخش ها می شود و منجر به افزایش تقاضای نیروی کار در این بخش های دیگر و در نتیجه کاهش بیکاری در بین غیر ماهر (0. 03 درصد) و ماهر (+0. 58 درصد) کارگران.

جدول 3. تأثیرات بر متغیرهای کلان اقتصادی

منبع: شبیه سازی نویسندگان ، اختلاف درصد از پایه ، 2012 SAM.

آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیکا زارعی بازدید : 39 تاريخ : پنجشنبه 14 ارديبهشت 1402 ساعت: 17:09