نباید پنهانی باشد که محتوا در جامعه امروز پادشاه است. متأسفانه ، زیرا این ارز دوران دیجیتال است که اغلب سازندگان محتوا این مجموعه ساده را برای حفظ ارتباط برقرار می کنند.
در فضای محتوای مالی شخصی ، New Normal در حال کلیک بر روی مقالاتی مانند 17 نکته بودجه بندی یا 25 هک مالی شخصی ، خواندن آنها ، سپس غرق شدن در نقطه عدم تحرک است.
به همین دلیل ، من استدلال می کنم که وقت آن است که به اصول مالی شخصی برگردیم ، که درک می کند که شما چقدر نمی کنید بلکه چگونه آنچه را که می کنید مدیریت می کنید.
"علاقه مرکب هشتمین شگفتی جهان و قدرتمندترین چیزی است که من تاکنون با آن روبرو شده ام."- آلبرت انیشتین
در دبیرستان ، همسایه من وظیفه باشکوه رشد چمن جلوی خود را بر عهده گرفت. با دیدن حداقل 3 مستاجر قبلی که سعی در جارو کردن جانور غیرقابل تحمل داشتند ، متقاعد شدم که این یک دلیل گمشده است.
علی رغم عدم ایمان من ، هر شب او را می دیدم که چمن و تقریباً در نیمه راه تابستان ، چمن تغییر کرده است. این قدرت ترکیب است.
هر عملی که ما به طور مداوم در طی یک دوره طولانی انجام می دهیم ، اثر ترکیب را دارد. خواه کار کند ، مسواک زدن دندان های شما ، یا آب دادن چمن. خوب یا بد ، نتایج از طریق اقدام مداوم تولید می شوند.
اخیراً در مکالمه با یک دوست ، این مفهوم ترکیب مطرح شد. نمونه ای که پدیدار شد مسواک زدن دندان های شما بود. وی خاطرنشان كرد كه چگونه اثر نردكن برای یك روز جزئی است و احتمالاً غیر قابل توجه است ، با این حال ، پس از یك سال اثر در نگاه و بو مشهود است و آسیب جدی است.
خیلی اوقات ما به نتیجه نگاه می کنیم و نه روند. مانند نکردن نکردن دندان های خود ، عادات خوب مدیریت پول بعد از دو روز آشکار نیست اما بعد از چند دهه ، تفاوت مشخص است.
از این رو ، اعتقاد من که شکاف ثروت در دهه 20 ما ایجاد شده است. مشابه ماه آوریل برای همسایه من که سعی در رشد چمن خود دارد ، 20s ما جایی است که دانه ها کاشته می شوند. متأسفانه ، هر چند وقت یکبار چمن خود را آب می کنیم و چقدر خوب آن را مدیریت می کنیم در ابتدا آشکار نیست.
با این حال ، در موعد مقرر همه ما در معرض دید هستیم. عادت هایی که در دهه 20 خود داشتیم در دهه 30 و 40 ما به چشم می خورد. کسانی که دانه ها را کاشته و به طور مداوم آنها را در طول دهه ها سیراب می کنند ، چمن سبز سالم خواهند داشت و بقیه آنها خرچنگ دارند.
این دو آمار را در مورد شکاف ثروت بین خانواده های سفید پوست و خانواده های سیاه پوست در سطح اساسی در نظر بگیرید:
"درآمد بالاتر شکاف ثروت را بسته نمی کند. سیاه پوستان در یک پنجم برتر توزیع درآمد هنوز هم کمتر از یک سوم ثروت سفیدپوستان در همان سطح توزیع درآمد دارند. "اگرچه این آمار دارای لایه هایی است که من نمی خواهم تخفیف دهم ، وقتی شما آن را در یک سطح اساسی در نظر می گیرید ، تأکید می کند که توانایی مدیریت پول شما به طور مؤثر در نهایت از توانایی شما در ساخت آن مهمتر است. بنابراین تمرین عادتهای مالی خوب مهم است و بر اساس آمار بعدی پیامدهای طولانی مدت قابل توجهی دارد.
وی گفت: "خانواده های سفید پوست نسبت به خانواده های سیاه پوست یا اسپانیایی ثروت بیشتری را در زندگی خود جمع می کنند و شکاف ثروت را در سنین بالاتر گسترش می دهند. در دهه 30 ، سفیدپوستان به طور متوسط 147000 دلار ثروت بیشتر از سیاه پوستان (سه برابر بیشتر) دارند. در دهه 60 ، سفیدپوستان بیش از 1. 1 میلیون دلار ثروت متوسط نسبت به سیاه پوستان دارند (هفت برابر بیشتر). "این آمار در یک سطح اساسی تأثیر ترکیب را نشان می دهد. عادتهای مالی خوب در ابتدا تأثیر عمده ای ندارند ، همانطور که در دهه 30 مشاهده می شود که شکاف 3 برابر است اما تا دهه 50 شکاف در 7 برابر قابل توجه است.
بازگشت به اصول اولیه به معنای اجرای فرمول مورد آزمایش و درست است: به اول ، ذخیره/سرمایه گذاری دوم ، زندگی در بقیه. با وجود سادگی این فرمول ، لطفاً بدانید که اجرای آن چندان آسان نخواهد بود.
برنامه این بود که ثروتمند شویم و شروع به کمک به مردم کنیم. اما با داشتن یک مادربزرگ مانند من ، یک زن خدادادی با قلب برای دادن ، دشوار است که استدلال کنید که برای سخاوتمند بودن به پول نیاز دارید.
در حقیقت ، اندی استنلی بهترین گفت: "افراد ثروتمند ثروتمند هستند و افراد سخاوتمند سخاوتمند هستند."
می خواهم علاوه بر تیتینگ ، عادت به هدیه دادن / سخاوت را شروع کنم - 10 ٪ از درآمد من ، من شروع به دادن هدیه تولد به هر یک از پسر عموهای کوچکم کردم زیرا می دانستم که اگر اکنون نمی توانم 500 دلار بدهم از آنچه برنده شدم "در آینده قادر به پرداخت 10،000 دلار است. زیرا پول بیشتر شما را بیشتر از آنچه در حال حاضر هستید ، می کند.
عدم تمایل اولیه من به دادن مبتنی بر سوء تفاهم من از کلمه حرص و آز بود. من فکر کردم حرص و طمع به معنای تمایل دیگران است که در واقع به معنای نگه داشتن/نگه داشتن بر روی همه چیز من است.
زندگی با عمه ام در NYC ، جایی که من فضای محدودی برای وسایلم دارم ، این را برای من نشان داد. در گذشته ، من فقط لباس و کفش را اهدا می کردم/می دادم که مطمئن بودم دیگر نمی خواهم. من دوست داشتم چیزهای "فقط در مورد" را که به آن احتیاج داشتم نگه داشتم.
اما هنگامی که لباس های من در حالی که در پشت کمد من به حالت دیگری رفتم ، مشخص شد که من از حرص و آز آنها را نگه داشته ام. کم کم شروع به دادن چیزهایی حتی برخی از دارایی های با ارزش خود کردم و این بسیار پاداش دهنده بود زیرا خوشبختی بیشتری در هدیه دادن وجود دارد تا نگه داشتن.
"مطالعات بیشماری نشان داده است که مردم از هزینه های دیگران سود می برند ، نه به خودشان. وقتی مردم پول می گیرند ، باعث افزایش چشمگیر هیدونیک می شوند. در یک مطالعه ، بهترین پیش بینی خوشبختی مردم این نبود که چقدر آنها به هزینه های شخصی اختصاص داده اند ، بلکه در عوض چقدر به دیگران داده اند. مشخص شده است که دادن با سلامت بهبود یافته همراه است. "
کاری که من با امور مالی خود انجام می دهم ارتباط مستقیمی با کسی که من به عنوان یک شخص هستم. به عنوان مثال ، مشابه ناتوانی من در رها کردن برخی از دارایی های با ارزش در مجموعه کفش ورزشی من ، من همچنین با رها کردن تراژدی های زندگی که عمیق ترین آنها را کاهش می دهد ، تلاش می کنم.
برای من آسان است که لگد هایی را که دیگر نمی خواهم از دست بدهم درست مثل اینکه وقتی با ریزه کاری زندگی روبرو می شوم ، گرد و غبار شانه هایم را سخت نمی کنم. من این را می گویم برای گفتن ، زندگی به هم وصل شده است! عادتهای مالی من فقط بیان بیرونی است که من در داخل هستم. به عبارت دیگر ، طرز فکر من باید تغییر کند.
عدم توانایی در ارائه ، یک ذهنیت ثابت را نشان می دهد. افراد حریص به کمبود عمل می کنند و معتقدند که عرضه من محدود است ، بنابراین باید همه اینها را برای خودم نگه دارم. دادن پول در مورد تغییر ذهنیت شما بود زیرا من هرگز با یک فرد حریص که کینه ای نداشته است ملاقات نکرده ام.
علاوه بر این ، توانایی ارائه بدون انتظار چیزی در عوض ، حتی اگر این چیزی قدردانی باشد ، یکی از نقاط شیرین زندگی است و من آرزو می کنم که روزی به آن سطح صلح برسد.
توجه: در مقالات قبلی ، مانند پیش نویس روز ، من در مورد برخی از مشکلات ارائه شده ، به ویژه هنگامی که این کار بی احتیاط برای خانواده و دوستان انجام شده است ، بحث کرده ام. در اینجا من نمی گویم چه کسی یا چه چیزی را باید به آن بدهید ، بلکه بخشی از درآمد شما باید برای دیگران کنار گذاشته شود.
من شخصاً اعتقاد دارم که حداقل 10 ٪ را بدهم. و به عنوان یک دانش آموز بازی ، صرف نظر از اینکه شخص در حال تثبیت باشد یا خیر ، بیشتر 10 ٪ توصیه می کند. با این حال ، اگر اکنون فقط 3 ٪ می توانید انجام دهید ، خوب است. نکته اصلی شروع و پیشرفت با گذشت زمان برای دادن حداقل 10 ٪ است.
صرفه جویی/سرمایه گذاری:
"مشکلات پول به طور مداوم در بین نگرانی های بیشتر آمریکایی ها هنگام زندگی شخصی آنها وجود دارد ، اما یک نظرسنجی جدید نشان می دهد که مسائل مالی شخصی افراد تا حد قابل توجهی بر زندگی حرفه ای آنها تأثیر می گذارد. گزینه های محل کار ، ارائه دهنده پیشرو جهانی خدمات بهزیستی یکپارچه کارمندان ، دریافت که 45 درصد از آمریکایی های شاغل 18 تا 29 ساله معتقدند که استرس مالی بر توانایی آنها در انجام کار خود تأثیر گذاشته است. "
در حال رشد من این کلیشه را شنیدم که متوسط میلیونر دارای 7 جریان درآمد است اما تا همین اواخر متوجه نمی شدم که این عمیق تر از پول است.
در ویدئویی که اخیراً با آن روبرو شدم ، پل برونسون گفت که داشتن 10 منبع درآمد استرس کلی وی را کاهش می دهد زیرا هیچ جریان درآمد بیش از 10 ٪ - 15 ٪ از کل درآمد وی را تشکیل نمی دهد. بنابراین اگر او 1 یا 2 جریان را از دست بدهد ، کیفیت زندگی خود به شدت تأثیر نمی گذارد و احساس صلح را ایجاد می کند.
در دنیای مشاوره جایی که من گاهی اوقات خودم را روی نیمکت می بینم - با وجود عدم حضور در یک پروژه ، یا به عبارت دیگر هزینه ای برای انجام هیچ کاری پرداخت می کنم ، گاهی اوقات خودم را با 45 ٪ دیگر آمریکایی ها در فانک مالی شرکت می کنم18 - 29.
بیشتر آنها فکر می کنند که پرداخت هزینه برای انجام هیچ کاری موج است اما در بعضی مواقع می تواند استرس زا باشد. گاهی اوقات زمان اضافی برای فکر کردن می تواند یک پارانویا برای اخراج ایجاد کند که اغلب باعث تعجب من می شود که آیا من پول کافی پس انداز کرده ام تا بتوانم خودم را از نظر مالی حفظ کنم فقط در صورتی که من اخراج می شوم.
من بارها و بارها با خودم و همسالانم دوباره دیده ام ، بعد از چند هفته حضور در نیمکت ، پارانویا بوجود نمی آید زیرا ما این تمایل شدید را برای انجام کار داریم و نه ترس از اخراج و نداشتن ثبات مالی کافیبرای زنده ماندن تا فرصت بعدی.
به همین دلیل ، من می توانم ببینم که نگرانی های مالی به عملکرد شغلی چگونه کمک می کند ، زیرا در گذشته که من خیلی طولانی روی نیمکت بوده ام با وجود داشتن تمام روز ، نوشتن مقاله دشوار است.
به تازگی ، من در یک پادکست لیست کردم و میهمان یک افسر پلیس فعلی شیکاگو بود که دارای یک نمونه کارها املاک و مستغلات چند میلیونر دلار ، دارای 2 مرکز مراقبت روزانه است و یک شرکت امنیتی دارد.
امنیت شغلی به عنوان یک افسر پلیس نگرانی عمده ای برای وی ندارد زیرا درآمد ماهانه وی از سرمایه گذاری های وی بیشتر از حقوق سالانه خود به عنوان افسر به وی می پردازد. من تصور می کنم که سطح استرس او بسیار پایین تر از همکارانش است زیرا هر روز او انتخاب می کند تا یک افسر پلیس بماند.
شادی و عشق واقعی ناشی از انتخاب است ، نه از ضرورت. به همین دلیل من اعتقاد ندارم که کسی واقعاً می تواند بگوید که کار خود را دوست دارد تا زمانی که در مکانی قرار نگیرد که مجبور نباشند برای پرداخت صورتحساب به محل کار خود بروند.
من نمی گویم همه باید کار خود را ترک کنند و به یک کارآفرین تمام وقت تبدیل شوند. در عوض ، شما باید بدون در نظر گرفتن انتخاب شغلی خود ، صرفه جویی و سرمایه گذاری کنید تا از نظر مالی آزاد شوید زیرا این امر باعث افزایش شغل شما می شود زیرا هر تصمیمی که می گیرید بر اساس پیامدهای مالی نخواهد بود.
در مقاله Art of Savings ، من تفکر خود را در مورد صرفه جویی ، انواع مختلف پس انداز و رویکرد من برای صرفه جویی در آنچه که من به عنوان صرفه جویی در علاقه بی وقفه از آن یاد می کنم ، شرح دادم. در اینجا می خواهم تأکید کنم که تأثیر پس انداز عمیق تر از امور مالی است زیرا زندگی به هم وصل شده است.
زندگي كردن:
ارز واقعی زندگی زمان است ، نه پول ، و همه ما سهام محدودی از آن داریم.- رابرت هریس
من از ذهنیت مصرف کنندگان تغییر کردم و وقتی تصمیم گرفتم قبل از هزینه ، امور مالی خود را کنترل کنم و پس انداز کنم. با بیرون آمدن از ماتریس ، من به وضوح می دیدم. آنچه من یک بار به عنوان یکی در همان تصور می کردم ، زندگی من در مقابل سبک زندگی من متمایز شد.
نتیجه گیری کرد که کیفیت زندگی من به زمان من وصل شده است و کنترل کافی بر آن برای انجام کارهایی که برای من مهم است ، خواه وقت خود را با خانواده ، کار کردن یا نوشتن داشته باشم. در حالی که ، کیفیت سبک زندگی من با درآمد من تعیین می شود.
من تصور می کردم که کیفیت زندگی من همانطور که درآمد من انجام می شود بهبود می یابد ، اما اینگونه نبود. بله ، اکنون می توانم به جای Tampico آب پرتقال سرد را بخرم اما در طرح بزرگ چیزها ، زندگی من هنوز یکسان است.
یک روز در حالی که در دفتر بود ، من به اطرافم نگاه می کردم و سرانجام همه چیز کلیک کرد. من متوجه شدم که افرادی که قرار بود آرزو کنند مانند آنها باشند ، سبک زندگی برتر اما زندگی مشابهی داشتند. جبران نارضایتی از زندگی آنها با بهبود سبک زندگی آنها ، امیدوارند که این شکاف ها را پر کند ، چرخه بی پایان مصرف را ایجاد می کند.
تا زمانی که شما یک سبک زندگی بهبود یافته را با زندگی بهتر مرتبط کنید ، در ماتریس مصرف خواهید ماند. بسیاری از افراد از من در مورد برنامه های تعطیلات من ، از جمله مادرم سؤال می کنند. و وقتی می گویم من هیچ سوال ندارم که چرا ، منظورم این است که چه اتفاقی برای خود پررو افتاد؟روده بر شدن از خنده.
این طور نیست که من مخالف تعطیلات هستم یا خودم را به اندازه کافی دوست ندارم که یکی را بگیرم. زندگی ایده آل من به مدت 2 ماه از سال تعطیلات است. در واقع این است که من خودم را آنقدر دوست دارم که می خواهم قبل از سبک زندگی خود روی بهبود زندگی خود تمرکز کنم.
"به جای تعجب که تعطیلات بعدی شما کی است ، شاید شما باید زندگی را تنظیم کنید که نیازی به فرار از آن ندارید."- ست گودین
من نمی خواهم زندگی ای داشته باشم که تعطیلات نوعی فرار باشد. من ترجیح می دهم امروز با استفاده از PTO (وقت پرداخت شده) و پول اضافی برای تلاش برای تغییر زندگی من ، فداکاری ها را انجام دهم.
این بدان معنا نیست که من جشن نمی گیرم و یا وقت خود را برای شارژ مجدد می گذارم ، زیرا مطمئناً این کار را می کنم. این فقط این است که من ترجیح می دهم یک سفر 10 روزه به دبی را برای چند سال آینده به تأخیر بیندازم تا زندگی خود را مرتب کنم اما به بهترین وجه اعتقاد دارم که یک روز پررو در دبی خواهد بود.
در پایان ، اگرچه در ابتدا ، این ممکن است نیاز به فداکاری/زندگی در زیر وسایل شما داشته باشد ، اما می خواهم تأکید کنم که این هدف نیست. هدف این است که درآمد خود را به سطحی افزایش دهید که آنچه در آن باقی مانده است ، می تواند سبک زندگی مورد نظر خود را به شما بدهد.< Pan> "به جای تعجب که تعطیلات بعدی شما کی است ، شاید شما باید زندگی را تنظیم کنید که نیازی به فرار از آن ندارید."- ست گودین
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : ملیکا زارعی بازدید : 41 تاريخ : سه
شنبه
14 شهريور
1402 ساعت: 1:13