:max_bytes(150000):strip_icc()/GettyImages-130895397-57a530aa5f9b58974ab7a0cb.jpg)
دکتر هلمنستین دارای مدرک دکتری است. در علوم زیست پزشکی و نویسنده ، مربی و مشاور علوم است. او دوره های علمی را در سطح دبیرستان ، کالج و تحصیلات تکمیلی تدریس کرده است.
این یک واژه نامه از اصطلاحات ریاضی مشترک است که در حسابی ، هندسه ، جبر و آمار مورد استفاده قرار می گیرد.
Abacus: یک ابزار شمارش اولیه که برای حسابی اساسی استفاده می شود.
مقدار مطلق: همیشه یک عدد مثبت ، مقدار مطلق به فاصله یک عدد از 0 اشاره دارد.
زاویه حاد: زاویه ای که اندازه گیری آن بین 0 تا 90 درجه یا با رادیان کمتر از 90 درجه (یا PI/2) است.
ضمیمه: تعدادی درگیر در یک مشکل اضافی ؛شماره های اضافه شده به آنها اضافه می شوند.
جبر: شاخه ریاضیات که برای حل مقادیر ناشناخته حروف را جایگزین می کند.
الگوریتم: روشی یا مجموعه ای از مراحل استفاده شده برای حل محاسبات ریاضی.
زاویه: دو پرتو که در همان نقطه پایانی به اشتراک می گذارند (به نام vertex angle).
Angle Bisector: خط تقسیم یک زاویه به دو زاویه مساوی.
منطقه: فضای دو بعدی که توسط یک شی یا شکل گرفته شده است ، در واحدهای مربع آورده شده است.
آرایه: مجموعه ای از اعداد یا اشیاء که از یک الگوی خاص پیروی می کنند.
ویژگی: یک ویژگی یا ویژگی یک شی - مانند اندازه ، شکل ، رنگ و غیره - که اجازه می دهد تا گروه بندی شود.
میانگین: میانگین برابر با میانگین است. یک سری از اعداد را اضافه کرده و مبلغ را بر اساس تعداد کل مقادیر تقسیم کنید تا میانگین پیدا کنید.
پایه: پایین یک شکل یا شیء سه بعدی ، چه شیء بر آن قرار دارد.
پایه 10: سیستم شماره ای که مقدار مکان را به اعداد اختصاص می دهد.
نمودار نوار: نمودار که داده ها را به صورت بصری با استفاده از میله های ارتفاعات یا طول مختلف نشان می دهد.
Bedmas یا Pemdas Definition: مخفف استفاده شده برای کمک به مردم به یاد آوردن ترتیب صحیح عملیات برای حل معادلات جبری. Bedmas مخفف "براکت ها ، نمایندگان ، تقسیم ، ضرب ، افزودن و تفریق" و Pemdas مخفف "پرانتز ، نمایندگان ، ضرب ، تقسیم ، افزودن و تفریق" است.
Bell Curve: شکل زنگ ایجاد شده هنگامی که یک خط با استفاده از نقاط داده برای کالایی ترسیم می شود که معیارهای توزیع عادی را برآورده می کند. مرکز منحنی زنگ حاوی بالاترین امتیاز ارزش است.
Binomial: یک معادله چند جمله ای با دو اصطلاح که معمولاً با یک علامت به علاوه یا منهای پیوسته است.
طرح/نمودار جعبه و ویسکر: نمایش گرافیکی از داده ها که تفاوت در توزیع داده ها و مجموعه داده های توطئه را نشان می دهد.
حساب: شاخه ریاضیات مربوط به مشتقات و انتگرال ها ، محاسبه مطالعه حرکت است که در آن مقادیر تغییر می یابد.
ظرفیت: حجم ماده ای که یک ظرف نگه می دارد.
سانتیمتر: یک واحد اندازه گیری برای طول ، به طور خلاصه به عنوان CM. 2. 5 سانتی متر تقریباً برابر با یک اینچ است.
دور: فاصله کامل در اطراف یک دایره یا یک مربع.
وتر: بخشی که به دو نقطه در یک دایره می پیوندد.
ضریب: یک حرف یا شماره به نمایندگی از مقدار عددی متصل به یک اصطلاح (معمولاً در ابتدا). به عنوان مثال ، X ضریب در عبارت x (a + b) و 3 ضریب در اصطلاح 3 y است.
عوامل متداول: عاملی که توسط دو یا چند عدد مشترک است ، عوامل متداول اعدادی هستند که دقیقاً به دو عدد مختلف تقسیم می شوند.
زاویه های مکمل: دو زاویه که با هم برابر 90 درجه هستند.
شماره کامپوزیت: یک عدد صحیح مثبت با حداقل یک عامل جدا از خودش. اعداد کامپوزیت نمی توانند نخست باشند زیرا دقیقاً می توانند تقسیم شوند.
مخروط: یک شکل سه بعدی با تنها یک راس و یک پایه دایره ای.
بخش مخروط: بخش تشکیل شده توسط تقاطع هواپیما و مخروط.
ثابت: مقداری که تغییر نمی کند.
مختصات: جفت سفارش داده شده که مکان یا موقعیت دقیقی را در صفحه مختصات ارائه می دهد.
سازگار: اشیاء و ارقامی که اندازه و شکل یکسان دارند. اشکال متناسب را می توان با تلنگر ، چرخش یا چرخش به یکدیگر تبدیل کرد.
Cosine: در یک مثلث راست ، Cosine نسبتی است که طول یک طرف مجاور با زاویه حاد به طول هیپوتنوژ را نشان می دهد.
سیلندر: یک شکل سه بعدی که دارای دو پایه دایره ای است که توسط یک لوله خمیده متصل می شوند.
DeCagon: یک چند ضلعی/شکل با ده زاویه و ده خط مستقیم.
اعشاری: یک عدد واقعی در سیستم شماره گذاری استاندارد ده پایه.
مخرج: شماره پایین کسری. مخرج تعداد کل قطعات مساوی است که شمارنده در آن تقسیم می شود.
درجه: واحد اندازه گیری زاویه ای که با نماد ° نشان داده شده است.
مورب: یک بخش خط که دو راس را در یک چند ضلعی متصل می کند.
قطر: خطی که از مرکز یک دایره عبور می کند و آن را به نصف تقسیم می کند.
تفاوت: تفاوت پاسخ به یک مشکل تفریق است که در آن یک شماره از دیگری گرفته می شود.
رقم: ارقام تعداد 0-9 است که در همه شماره ها یافت می شود. 176 یک شماره 3 رقمی است که شامل رقم 1 ، 7 و 6 است.
سود سهام: تعدادی که به قسمتهای مساوی تقسیم می شوند (داخل براکت در بخش طولانی).
تقسیم کننده: عددی که عدد دیگری را به قسمت های مساوی تقسیم می کند (خارج از براکت در بخش طولانی).
لبه: یک خط جایی است که دو چهره در یک ساختار سه بعدی ملاقات می کنند.
بیضی: بیضی به نظر می رسد مانند یک دایره کمی مسطح است و همچنین به عنوان منحنی هواپیما شناخته می شود. مدارهای سیاره ای به شکل بیضی شکل می گیرند.
نقطه پایان: "نقطه" که در آن یک خط یا منحنی به پایان می رسد.
مساوی: اصطلاحی که برای توصیف شکلی استفاده می شود که طرفین آن از طول مساوی است.
معادله: بیانیه ای که با پیوستن به آنها با یک علامت برابر ، برابری دو عبارت را نشان می دهد.
حتی شماره: عددی که می تواند تقسیم شود یا توسط 2 قابل تقسیم باشد.
رویداد: این اصطلاح اغلب به نتیجه احتمال اشاره دارد. این ممکن است در مورد احتمال وقوع یک سناریو بر روی دیگری پاسخ دهد.
ارزیابی: این کلمه به معنای "محاسبه مقدار عددی" است.
Exponent: عددی که نشان دهنده ضرب مکرر یک اصطلاح است ، به عنوان یک نسخه بالاتر از آن اصطلاح نشان داده شده است. نماینده 3 4 4 است.
عبارات: نمادهایی که تعداد یا عملیات بین اعداد را نشان می دهند.
صورت: سطوح مسطح روی یک شی سه بعدی.
فاکتور: عددی که دقیقاً به شماره دیگری تقسیم می شود. عوامل 10 عبارتند از: 1 ، 2 ، 5 و 10 (1 10 10 ، 2 x 5 ، 5 x 2 ، 10 x 1).
فاکتورسازی: روند شکستن اعداد به همه عوامل آنها.
نماد فاکتوریل: که اغلب در ترکیبات استفاده می شود ، نمادهای فاکتوریل مستلزم آن است که شما یک عدد را با هر تعداد کوچکتر از آن ضرب کنید. نمادی که در نماد فاکتوریل استفاده می شود! وقتی X را می بینید! فاکتوریل X مورد نیاز است.
درخت فاکتور: یک نمایش گرافیکی که عوامل یک عدد خاص را نشان می دهد.
دنباله فیبوناچی: دنباله ای که با یک 0 و 1 آغاز می شود که به موجب آن هر عدد مجموع دو عدد قبل از آن است."0 ، 1 ، 1 ، 2 ، 3 ، 5 ، 8 ، 13 ، 21 ، 34." یک توالی فیبوناچی است.
شکل: اشکال دو بعدی.
محدود: بی نهایت نیست ؛پایان دارد
تلنگر: یک تصویر بازتاب یا آینه ای از یک شکل دو بعدی.
فرمول: قانونی که عددی رابطه بین دو یا چند متغیر را توصیف می کند.
کسری: مقدار کامل که حاوی شمارنده و مخرج باشد. کسری که نیمی از 1 را نشان می دهد به صورت 1/2 نوشته شده است.
فرکانس: تعداد دفعاتی که یک رویداد در یک دوره زمانی معین اتفاق می افتد. اغلب در محاسبات احتمال استفاده می شود.
Furlong: واحد اندازه گیری که طول جانبی یک هکتار مربع را نشان می دهد. یک furlong تقریباً 1/8 مایل ، 201. 17 متر یا 220 یارد است.
هندسه: مطالعه خطوط ، زاویه ها ، شکل ها و خصوصیات آنها. هندسه اشکال فیزیکی و ابعاد شی را مطالعه می کند.
ماشین حساب نمودار: یک ماشین حساب با یک صفحه نمایش پیشرفته که قادر به نمایش و ترسیم نمودارها و سایر توابع است.
نظریه نمودار: شاخه ای از ریاضیات با تمرکز بر خصوصیات نمودارها.
بیشترین عامل مشترک: بیشترین تعداد مشترک برای هر مجموعه از عواملی که هر دو عدد را دقیقاً تقسیم می کند. بزرگترین عامل مشترک 10 و 20 10 است.
شش ضلعی: یک چند ضلعی شش طرفه و شش زاویه ای.
هیستوگرام: گرافیکی که از میله هایی استفاده می کند که محدوده مقادیر برابر است.
Hyperbola: نوعی از بخش مخروطی یا منحنی باز متقارن. Hyperbola مجموعه ای از تمام نقاط یک هواپیما است که اختلاف فاصله آن از دو نقطه ثابت در هواپیما ثابت است.
Hypotenuse: طولانی ترین طرف یک مثلث زاویه دار راست ، همیشه بر خلاف خود زاویه راست.
هویت: معادله ای که برای متغیرهای هر مقدار صادق است.
کسری نادرست: کسری که شمارنده آن برابر یا بیشتر از مخرج است ، مانند 6/4.
Inequality : A mathematical equation expressing inequality and containing a greater than (>)، کمتر از (<), or not equal to (≠) symbol.
اعداد صحیح: تمام اعداد کامل ، مثبت یا منفی ، از جمله صفر.
غیرمنطقی: عددی که نمی تواند به عنوان اعشاری یا کسری نشان داده شود. تعدادی مانند PI غیر منطقی است زیرا حاوی تعداد نامحدودی از رقم است که تکرار می شود. بسیاری از ریشه های مربع نیز اعداد غیر منطقی هستند.
Isosceles: چند ضلعی با دو طرف طول مساوی.
کیلومتر: واحد اندازه گیری برابر با 1000 متر.
گره: یک دایره سه بعدی بسته که تعبیه شده است و نمی توان از آن استفاده کرد.
مانند اصطلاحات: اصطلاحاتی با همان متغیر و یکسان/قدرت/قدرت.
مانند کسری: کسری با همان مخرج.
خط: یک مسیر بی نهایت مستقیم که به تعداد بی نهایت از نقاط در هر دو جهت می پیوندد.
بخش خط: مسیری مستقیم که دارای دو نقطه پایانی ، یک آغاز و یک پایان است.
معادله خطی: معادله ای که شامل دو متغیر است و می توان آن را به عنوان یک خط مستقیم روی یک نمودار ترسیم کرد.
خط تقارن: خطی که یک شکل را به دو شکل مساوی تقسیم می کند.
منطق: استدلال صدا و قوانین رسمی استدلال.
لگاریتم: قدرتی که یک پایه برای تولید یک عدد خاص برای آن ایجاد شود. اگر nx = a ، لگاریتم a ، با n به عنوان پایه ، x است. لگاریتم بر خلاف نمایندگی است.
میانگین: میانگین همان میانگین است. یک سری از اعداد را اضافه کرده و مبلغ را بر اساس تعداد کل مقادیر تقسیم کنید تا میانگین آن را پیدا کنید.
میانه: میانه "ارزش متوسط" در یک سری از اعداد است که از حداقل تا بزرگترین سفارش داده شده است. هنگامی که تعداد کل مقادیر موجود در یک لیست عجیب است ، میانه ورودی میانی است. هنگامی که تعداد کل مقادیر موجود در یک لیست یکنواخت باشد ، میانگین برابر با مجموع دو عدد میانی تقسیم بر دو است.
نقطه میانی: نقطه ای که دقیقاً در نیمه راه بین دو مکان قرار دارد.
اعداد مختلط: اعداد مختلط به اعداد کامل همراه با کسری یا اعشار مراجعه می کنند. مثال 3 1 /2یا 3. 5
حالت: حالت در لیست اعداد مقادیری است که بیشتر اتفاق می افتد.
حسابی ماژولار: یک سیستم حسابی برای اعداد صحیح که اعداد با رسیدن به مقدار مشخصی از مدول "به دور خود می پیچند".
یکپارچه: یک عبارت جبری که از یک اصطلاح تشکیل شده است.
چندگانه: چند عدد از یک عدد محصول آن شماره و هر عدد کل دیگر است. 2 ، 4 ، 6 و 8 چند برابر 2 هستند.
ضرب: ضرب: افزودن مکرر همان تعداد مشخص شده با نماد x است. 4 x 3 برابر با 3 + 3 + 3 + 3 است.
Multiplicand: یک مقدار ضرب شده توسط دیگری. یک محصول با ضرب دو یا چند ضرب به دست می آید.
اعداد طبیعی: شماره های شمارش منظم.
تعداد منفی: عدد کمتر از صفر با نماد مشخص می شود -. منفی 3 = -3.
خالص: یک شکل دو بعدی که می تواند با چسباندن/ضربه زدن و تاشو به یک شی دو بعدی تبدیل شود.
نهم ریشه: ریشه N یک عدد برای دستیابی به مقدار مشخص شده ، چند بار باید به خودی خود ضرب شود. مثال: ریشه 4 از 3 81 است زیرا 3 x 3 x 3 x 3 = 81.
هنجار: میانگین یا متوسط ؛یک الگوی یا فرم تعیین شده.
توزیع عادی: همچنین به عنوان توزیع گاوسی شناخته می شود ، توزیع عادی به توزیع احتمال اشاره دارد که در میانگین یا مرکز منحنی زنگ منعکس می شود.
شمارنده: شماره برتر در کسری. شمارنده توسط مخرج به قسمتهای مساوی تقسیم می شود.
خط شماره: خطی که نقاط آن با اعداد مطابقت دارد.
شماره: نمادی مکتوب که نشانگر مقدار عدد است.
زاویه چاق: زاویه ای که بین 90 تا 180 درجه اندازه گیری می شود.
مثلث چاق: مثلث با حداقل یک زاویه چاق.
هشت ضلعی: چند ضلعی با هشت طرف.
شانس: نسبت/احتمال وقوع یک رویداد احتمال. شانس چرخش سکه و فرود روی سر آنها یکی از دو است.
شماره عجیب: یک عدد کامل که توسط 2 قابل تقسیم نیست.
عملکرد: به افزودن ، تفریق ، ضرب یا تقسیم اشاره دارد.
Ordinal: شماره های معمولی موقعیت نسبی را در یک مجموعه قرار می دهند: اول ، دوم ، سوم و غیره
ترتیب عملیات: مجموعه ای از قوانینی که برای حل مشکلات ریاضی به ترتیب صحیح استفاده می شود. این اغلب با مخفف های مخفف و pemdas به یاد می آید.
نتیجه: در احتمال استفاده از نتیجه یک رویداد استفاده می شود.
موازی: یک چهار ضلعی با دو مجموعه طرف مقابل که موازی هستند.
Parabola: منحنی باز که نقاط آن از یک نقطه ثابت به نام فوکوس و یک خط مستقیم ثابت به نام Directrix برابر است.
پنتاگون: یک چند ضلعی پنج طرفه. پنجه های معمولی دارای پنج طرف مساوی و پنج زاویه مساوی هستند.
درصد: نسبت یا کسری با مخرج 100.
محیط: فاصله کل در اطراف خارج از چند ضلعی. این فاصله با اضافه کردن واحدهای اندازه گیری از هر طرف بدست می آید.
عمود: دو خط یا بخش خط که برای ایجاد زاویه مناسب در حال تقاطع هستند.
PI: PI برای نشان دادن نسبت دور یک دایره به قطر آن ، با نماد یونانی π استفاده می شود.
هواپیما: هنگامی که مجموعه ای از نقاط به هم می پیوندند تا یک سطح صاف را تشکیل دهند که از همه جهات گسترش یابد ، به این هواپیما می گویند.
چند جمله ای: مجموع دو یا چند مونومی.
چند ضلعی: بخش های خط به هم پیوسته اند تا یک شکل بسته را تشکیل دهند. مستطیل ها ، مربع ها و پنجه ها فقط چند نمونه از چند ضلعی هستند.
شماره های اصلی: اعداد اصلی عدد صحیح از 1 هستند که فقط توسط خودشان قابل تقسیم هستند و 1.
احتمال: احتمال وقوع یک رویداد.
محصول: مبلغ به دست آمده از طریق ضرب دو یا چند عدد.
کسر مناسب: کسری که مخرج آن بیشتر از شمارنده آن است.
پیش بینی: یک دستگاه نیمه دایره ای که برای اندازه گیری زاویه ها استفاده می شود. لبه پیش بینی به درجه تقسیم می شود.
ربع: یک چهارم (QUA) هواپیما در سیستم مختصات دکارتی. این هواپیما به 4 بخش تقسیم می شود که هر کدام به نام ربع نامیده می شوند.
معادله درجه دوم: معادله ای که می تواند با یک طرف برابر با 0 نوشته شود. معادلات درجه دوم از شما می خواهند که چند جمله ای درجه دوم را که برابر با صفر است ، پیدا کنید.
چهار ضلعی: یک چند ضلعی چهار طرفه.
Quadruple: برای ضرب یا ضرب 4.
کیفی: خواصی که باید با استفاده از خصوصیات به جای اعداد توصیف شوند.
کوارتیک: چند جمله ای با درجه 4.
Quintic: چند جمله ای با درجه 5.
مقدار: راه حل برای یک مشکل تقسیم.
شعاع: مسافتی که با اندازه گیری یک قطعه خط که از مرکز یک دایره تا هر نقطه روی دایره امتداد دارد ، یافت می شود. خطی که از مرکز یک کره تا هر نقطه در لبه بیرونی کره امتداد دارد.
نسبت: رابطه بین دو مقدار. نسبت ها را می توان در کلمات ، کسری ، اعشار یا درصد بیان کرد. مثال: نسبت داده شده هنگامی که یک تیم از 6 بازی برنده 4/6 ، 4: 6 ، چهار از شش است.~67 ٪
ری: یک خط مستقیم با تنها یک نقطه پایانی که بی نهایت گسترش می یابد.
دامنه: تفاوت بین حداکثر و حداقل در مجموعه ای از داده ها.
مستطیل: موازی با چهار زاویه راست.
تکرار اعشاری: اعشاری با رقم های بی پایان تکرار. مثال: 88 تقسیم بر 33 برابر 2. 66666666666666.("تکرار 2. 6").
بازتاب: تصویر آینه ای از یک شکل یا شیء ، که از چرخش شکل روی یک محور بدست می آید.
باقیمانده: تعداد باقی مانده هنگامی که یک مقدار به طور مساوی تقسیم نمی شود. باقیمانده می تواند به عنوان عدد صحیح ، کسری یا اعشاری بیان شود.
زاویه راست: زاویه ای برابر با 90 درجه.
مثلث راست: مثلث با یک زاویه راست.
RHOMBUS: موازی با چهار طرف با طول مساوی و هیچ زاویه ای راست.
مثلث Scalene: مثلث با سه طرف نابرابر.
بخش: منطقه بین قوس و دو شعاع یک دایره ، که گاهی اوقات به عنوان گوه گفته می شود.
شیب: شیب شیب یا شیب یک خط را نشان می دهد و با مقایسه موقعیت های دو نقطه در خط (معمولاً در یک نمودار) تعیین می شود.
ریشه مربع: یک تعداد مربع به خودی خود ضرب می شود. ریشه مربع یک عدد هر چیزی است که عدد صحیح در هنگام ضرب شدن به خودی خود به شماره اصلی می دهد. به عنوان مثال ، 12 12 یا 12 مربع 144 است ، بنابراین ریشه مربع 144 12 است.
ساقه و برگ: یک سازمان دهنده گرافیکی که برای سازماندهی و مقایسه داده ها استفاده می شود. نمودارهای ساقه و برگ مشابه با یک هیستوگرام ، فواصل یا گروه هایی از داده ها را ترتیب می دهند.
تفریق: عملکرد پیدا کردن تفاوت بین دو عدد یا کمیت با "دور کردن" یکی از دیگری.
زاویه های تکمیلی: اگر مبلغ آنها برابر با 180 درجه باشد ، دو زاویه مکمل هستند.
تقارن: دو نیمه که کاملاً مطابقت دارند و در یک محور یکسان هستند.
مماس: یک خط مستقیم که فقط از یک نقطه منحنی را لمس می کند.
اصطلاح: قطعه معادله جبری ؛یک عدد در یک دنباله یا سری ؛محصولی از اعداد واقعی و/یا متغیرها.
Tessellation: چهره ها/شکل های هواپیمای متناسب که یک هواپیما را کاملاً بدون همپوشانی می پوشانند.
ترجمه: ترجمه ای که به آن اسلاید نیز گفته می شود ، یک حرکت هندسی است که در آن یک شکل یا شکل از هر یک از نقاط خود در همان فاصله و در همان جهت جابجا می شود.
عرضی: خطی که از دو یا چند خط عبور می کند/از هم عبور می کند.
Trapezoid: چهار ضلعی با دو طرف موازی.
نمودار درخت: در احتمال استفاده برای نشان دادن تمام نتایج یا ترکیب های ممکن از یک رویداد استفاده می شود.
مثلث: یک چند ضلعی سه طرفه.
trinomial: یک چند جمله ای با سه اصطلاح.
واحد: مقدار استاندارد مورد استفاده در اندازه گیری. اینچ و سانتیمتر واحدهای طول ، پوند و کیلوگرم واحد وزن هستند و متر مربع و هکتار واحدهای مساحت هستند.
یکنواخت: اصطلاح به معنای "همه یکسان". برای توصیف اندازه ، بافت ، رنگ ، طراحی و موارد دیگر می توان از یکنواخت استفاده کرد.
متغیر: نامه ای که برای نشان دادن یک مقدار عددی در معادلات و عبارات استفاده می شود. مثال: در عبارت 3 x + y ، هر دو y و x متغیرها هستند.
Venn Diagram: یک نمودار Venn معمولاً به عنوان دو حلقه همپوشانی نشان داده می شود و برای مقایسه دو مجموعه استفاده می شود. بخش همپوشانی حاوی اطلاعاتی است که در هر دو طرف یا مجموعه ها صادق است و بخش های غیر همپوشانی هر یک مجموعه را نشان می دهد و حاوی اطلاعاتی است که فقط در مورد مجموعه آنها صادق است.
حجم: واحد اندازه گیری که توصیف می کند چقدر فضای یک ماده را اشغال می کند یا ظرفیت یک ظرف ، در واحدهای مکعب ارائه می شود.
راس: نقطه تقاطع بین دو یا چند پرتو ، که اغلب به آن گوشه ای گفته می شود. راس جایی است که طرفین دو بعدی یا لبه های سه بعدی با هم ملاقات می کنند.
وزن: اندازه گیری چقدر سنگین است.
تعداد کامل: یک عدد کامل یک عدد صحیح مثبت است.
محور X: محور افقی در یک صفحه مختصات.
X-Intercept: مقدار X که در آن یک خط یا منحنی از محور x تقاطع می کند.
X: شماره رومی برای 10.
X: نمادی که برای نشان دادن یک مقدار ناشناخته در یک معادله یا بیان استفاده می شود.
محور y: محور عمودی در یک صفحه مختصات.
y-intence: مقدار y که در آن یک خط یا منحنی از محور y عبور می کند.
حیاط: واحد اندازه گیری که برابر با تقریباً 91. 5 سانتی متر یا 3 پا باشد.
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیکا زارعی
بازدید : 48
تاريخ : پنجشنبه
14 ارديبهشت
1402 ساعت: 14:46