ویژگی ها و محدودیت های برنامه ریزی

ساخت وبلاگ

برنامه ریزی کاملاً با کشف و خلاقیت ارتباط دارد. با این حال ، مدیر ابتدا باید اهداف را تعیین کند. برنامه ریزی گامی اساسی است که مدیران در تمام سطوح انجام می دهند. نیاز به تصمیم گیری در مورد تصمیمات دارد زیرا شامل انتخاب انتخابی از روشهای جایگزین عملکرد است.

دامنه و ماهیت برنامه ریزی

عملکرد برنامه ریزی مدیریت دارای برخی از ویژگی های خاص است. این ویژگی ها روشنگری را بر دامنه و ماهیت آن نشان می دهد.

  • برنامه ریزی بر دستیابی به اهداف متمرکز است: شرکت ها با یک هدف مشترک در نظر گرفته می شوند. اهداف صریح در پروژه ها به همراه سرمایه گذاری هایی که برای تحقق اهداف آغاز می شود ، قرار می گیرد. بنابراین ، برنامه ریزی مفید است.
  • برنامه ریزی یک کارکرد اصلی مدیریت است: برنامه ریزی پایه و اساس سایر عملیات مدیریت را کاهش می دهد. کلیه وظایف مدیریتی دیگر در ساختار ایده های بیان شده انجام می شود. در نتیجه ، برنامه ریزی منجر به عملیات دیگر می شود. این همچنین به عنوان برتری برنامه ریزی ذکر شده است.
  • برنامه ریزی مداوم است: برنامه ها برای یک دوره خاص ، شاید برای یک دوره ، یک چهارم یا یک سال بیان شده است. با اتمام آن دوره ، الزامی برای حمایت از شرایط جدید و شرایط آینده وجود دارد.
  • برنامه ریزی آینده نگر است: برنامه ریزی به طور معمول شامل جستجوی آینده و تشریح آینده است. ایده برنامه ریزی این است که نتایج آینده را با مزیت معتبر یک انجمن همزمان کنیم. این به معنای نگاه کردن به آینده ، تحقیق در مورد آن و پیش بینی آن است. بنابراین ، برنامه ریزی به عنوان یک ظرفیت آینده نگر بر اساس پیش بینی تلقی می شود.

محدودیت های برنامه ریزی

محدودیت های برنامه ریزی در زیر ارائه شده است:

(1) برنامه ریزی منجر به استحکام می شود

  • این برنامه ها از نظر ماهیت سفت و سخت هستند و باید در کل سازمان رعایت شوند.
  • چنین استحکام برنامه ها ممکن است داخلی و خارجی باشد.
  • استحکام داخلی مربوط به برنامه ها ، سیاست ها ، برنامه ها ، قوانین و روش ها و غیره است.
  • استحکام خارجی مربوط به تغییرات سیاسی ، صنعتی ، فناوری ، حقوقی و اقتصادی و غیره است.
  • مثال: یک بیمارستان فوق العاده خاص دارای شاخه های خوب در یک شهر است. هرچه مدیریت عالی بیمارستان تصمیم بگیرد رئیس شاخه بیمارستان و زیردستان آنها باید از آن پیروی کنند. اگرچه در مواردی می دانند که می توانستند به تنهایی بهتر عمل کنند ، اما برنامه ارائه شده استحکام رویکرد آنها را فراهم می کند.

(2) برنامه ریزی ممکن است در محیط پویا کار نکند

  • محیطی که در آن یک تجارت زنده مانده است ، پویا است زیرا در حال تغییر است.
  • دسترسی به روندهای آینده ، طعم مشتریان ، فاجعه طبیعی ، سیاست های رقبا و تأثیر تغییرات در مؤلفه های مختلف محیط ، برای یک سازمان دشوار است.
  • سازمان باید دائماً خود را با تغییرات سازگار کند زیرا پیش بینی تغییرات آینده با دقت مطلق دشوار است.
  • محیط پویا ممکن است گاهی اوقات منجر به عدم موفقیت برنامه ها شود.
  • مثال: Nestle ، یک تولید کننده بسیار موفق در تصمیم گیری در مورد استراتژی های رشته فرنگی مگی بسیار پیشگیرانه بود. رشته فرنگی مگی تقاضا زیادی داشت اما به دلیل ابعاد سیاسی و قانونی از قفسه خارج شد. این به دلیل محتوای بالای سرب در رشته فرنگی مگی بود.

(3) برنامه ریزی خلاقیت را کاهش می دهد

  • برنامه ریزی بیشتر توسط مدیریت عالی و سایر اعضای انجام می شود
  • مانند سطح متوسط و پایین مدیریت باید این برنامه ها را دنبال کند.
  • آنها نمی توانند برنامه های ساخته شده توسط سالمندان خود را منحرف یا تغییر دهند.
  • در چنین شرایطی ، کارمندان به دنبال ماشین آلات تبدیل می شوند و تفکر خلاق را از طرف خود درگیر نمی کنند.
  • چنین استحکام برای رعایت برنامه های گذاشته ، خلاقیت برخی از افراد با استعداد را از بین می برد.
  • مثال: نیاز به شاخه ای از یک شرکت تولیدی مشهور کفش ، دامنه زیادی را در کفش های سفارشی مشاهده می کند. مدیریت عالی به این ایده علاقه ای ندارد زیرا این شرکت کفش استاندارد تولید می کند.

(4) برنامه ریزی شامل هزینه های عظیم است

  • تدوین برنامه ها می توانند بسیار پرهزینه باشند زیرا زمان زیادی وجود دارد و هزینه زیادی در آن دخیل است.
  • برخی از هزینه ها از نظر طبیعت از جمله هزینه های مربوط به جلسات هیئت مدیره ، بحث و گفتگو با کارشناسان حرفه ای و تحقیقات اولیه برای یافتن امکان سنجی این طرح است.
  • بررسی صحت حقایق و محاسبات علمی ممکن است زمان زیادی را شامل شود.
  • گاهی اوقات ، هزینه های متحمل شده ممکن است مزایای حاصل از برنامه ها را توجیه نکند. این ممکن است تأثیر مضر بر شرکت بگذارد.
  • مثال: شرکت هایی مانند IBM تحقیقات زیادی را صرف می کنند. بسیاری از سطوح کلاس جهانی توصیه های خود را به این شرکت ارائه می دهند و هزینه آنها را تغییر می دهند. با این حال ، بدون اینکه خیلی پر دردسر چنین شرکت عظیمی نباشد ، قادر به حفظ خود نیست. بنابراین برنامه ریزی در مورد IBM ضروری می شود.

(5) برنامه ریزی یک فرایند وقت گیر است

  • برنامه ریزی یک فرآیند بسیار طولانی است زیرا زمان زیادی را برای جمع آوری ، تجزیه و تحلیل و تفسیر داده ها مصرف می کند.
  • با توجه به چنین فرایندی طولانی ، گاهی اوقات تصمیمات به تأخیر می افتد ، فرصت ها از بین می روند و زمان زیادی برای اجرای برنامه ها باقی نمی ماند.
  • مثال: Health Is Wealth Ltd. قصد دارد 25 اردوگاه معاینه بهداشت را در روز جهانی سلامت سازماندهی کند و یک درخواست را به مدیریت ارشد ارسال کند اما مدیریت می تواند تأیید خود را فقط یک روز قبل ارسال کند و مدیر فروش می تواند فقط 5 اردوگاه و در نتیجه فرصت عظیمی را ترتیب دهدگم شده است. در اینجا اجرای به تأخیر افتاد.

(6) برنامه ریزی موفقیت را تضمین نمی کند

  • موفقیت یک شرکت فقط در صورت تهیه و اجرای برنامه ها به درستی امکان پذیر است.
  • اگر به عمل تبدیل نشود ، برنامه ها بی معنی می شوند.
  • مدیران تمایل به تکیه بر برنامه های موفق قبلاً محاکمه و آزمایش شده دارند.
  • لازم نیست که یک برنامه موفق در گذشته موفقیت را در آینده به ارمغان بیاورد ، زیرا هر سازمان تجاری در یک محیط پویا و نامشخص زنده می ماند.
  • برنامه ها باید با توجه به تغییر محیط اجرا شوند ، در غیر این صورت ممکن است منجر به عدم موفقیت تجارت شود.
  • مثال: در یک شرکت تولید رنگ ، مدیریت عالی بسیار دقیق از یک برنامه عالی استفاده کرد. کل شرکت با روشی بسیار متمرکز روی این طرح کار کرد. با این حال ، با ورود یک رقیب با کیفیت رنگ بهتر ، کل طرح شکست خورد. دلیل عدم موفقیت شرایط پویا بود که کنترل سازمان نبود.

ویژگی های برنامه ریزی

(1) عملکرد اصلی

  • برنامه ریزی پیش از عملکرد دیگر است زیرا پایه و اساس سایر کارکردهای مدیریت را تعیین می کند.
  • کلیه کارکردهای مدیریتی دیگر مانند سازماندهی ، کارکنان ، کارگردانی و کنترل در چارچوب برنامه های ترسیم شده انجام می شود.
  • بدون برنامه ریزی کارکردهای دیگر مدیریت امکان پذیر نیست.
  • برنامه ریزی عملکرد اصلی مدیریت است و از آن به عنوان "تقدم برنامه ریزی" نیز یاد می شود.
  • مثال: پس از تعیین هدف از 2400 یخچال و فریزر ، این شرکت کار را سازماندهی می کند ، سپس پرسنل انجام می شود که در آن انواع مورد نیاز کارمندان استخدام و انتخاب می شوند ، سپس از طریق کارگردانی انگیزه و نظارت می شوند و در نهایت عملکرد آنها کنترل می شود و به سمت دستیابی به موفقیت می رود. از هدفبا این حال ، می توانیم ببینیم که بدون تعیین هدف فروش 2400 یخچال ، کارکردهای دیگر امکان پذیر نبود.

(2) دستیابی به اهداف

  • هنگامی که ما برنامه ریزی می کنیم ، ما روی دو چیز تمرکز می کنیم ، اهداف خاصی که باید به دست بیایند و فعالیت هایی برای دستیابی به این اهداف خاص انجام می شود.
  • این فعالیت های خاص به اهدافی برای دستیابی به اهداف تبدیل می شوند و اهداف قابل اندازه گیری هستند.
  • در غیاب اهداف نمی توان برنامه ریزی کرد.
  • در صورت نبود برنامه ریزی، کارکنان در جهات مختلف کار می کنند و سازمان نمی تواند به اهداف مورد نظر خود دست یابد.
  • مثال: اگر بنگاهی تصمیم بگیرد 2400 یخچال را در مدت شش ماه بفروشد. اگر فروش محقق نشود، شرکت ممکن است برای رسیدن به هدف نهایی به راه های بهتری مانند تخفیف فروش فکر کند. می بینیم که بدون هدف فروش 2400 یخچال هیچ برنامه ریزی ممکن و قابل اجرا نیست.

(3) آینده نگر/ آینده نگر

  • برنامه ریزی به معنای نگاه به آینده و ملاقات موثر با رویدادهای آینده است.
  • برنامه ریزی به عنوان یک تابع آینده نگر بر اساس پیش بینی در نظر گرفته می شود.
  • بر اساس پیش بینی، شرایط و رویدادهای آینده پیش بینی و برنامه ریزی می شود.
  • مثال: Ø بر اساس پیش بینی فروش، طرح هایی ترسیم می شود که چقدر تولید شود، چگونه محصول را بازاریابی کنیم، چگونه آن را در بازار در دسترس قرار دهیم، چگونه مشتری را نسبت به محصول آگاه کنیم. Ø همه این مراحل عبارتند ازبه سمت آینده هدایت می شوند، به همین دلیل آنها آینده نگر هستند. پیش بینی فروش به شرکت کمک می کند که به آینده نگاه کند.

(4) همه فراگیر

    • برنامه ریزی در تمامی انواع سازمان ها و در تمامی سطوح مدیریتی الزامی است. با این حال، محدوده برنامه ریزی متفاوت است.
    • برنامه های مدیریت سطح بالا برای کل سازمان. آنها از منظر کل سازمان فکر می کنند.
    • مدیریت سطح میانی از دیدگاه بخش های خود می اندیشد و در برنامه ریزی دپارتمان مشارکت دارد.
    • برنامه های مدیریت سطح پایین تر برای عملیات روزانه این نگرانی.

    مثال: یک دانش آموز ممکن است برای آزمون ماهانه خود برنامه ریزی کند، یک شوهر ممکن است برنامه ریزی کند که به مناسبت سالگرد به همسرش هدیه غافلگیرکننده ای بدهد، مدیر عامل یک شرکت ممکن است برای عرضه محصول جدید در بازار برنامه ریزی کند، یک مدیر فروش ممکن است برنامه ریزی کند. برای دستیابی به هدف فروش، یک کارگر ممکن است برای برنامه تولید خود برنامه ریزی کند و غیره.

    (5) فرآیند مستمر

      • برنامه ریزی یک فرآیند مداوم است و برنامه ها برای یک دوره زمانی مشخص تهیه می شوند.
      • اینها ممکن است برای یک روز، هفته، یک ماه، یک ربع یا یک سال آماده شوند.
      • در پایان یک دوره مشخص، برنامه های جدید بر اساس بازخورد برنامه های قبلی، الزامات جدید و شرایط آتی به طور منظم ترسیم و بازنگری می شوند.

      مثالها: اگر برنامه ها در طی یک دوره رکود و در حین اجرای آن تهیه شده اند ، بازار به رونق می رسد ، پس برنامه ریزان باید برای رسیدن به اهداف مورد نظر ، چندین تغییر برای دوره ایجاد کنند یا روی یک استراتژی متفاوت کار کنند. یک شرکت قصد دارد 5000 اتومبیل را بفروشد اما به دلیل سیل ، برنامه اصلی قابل اجرا نیست. این شرکت برای دستیابی به هدف فروش خود نیاز به تغییر برنامه های خود دارد. بنابراین می توانیم ببینیم که در هر دو مثال فوق برنامه ریزی حتی برای مدتی قطع نمی شود.

      (6) تصمیم گیری

        • تصمیم گیری به معنای انتخاب بهترین گزینه در بین گزینه های موجود است.
        • برنامه ریزی را نمی توان در غیاب گزینه های دیگر تصور کرد.
        • اگر جایگزینی در دسترس نباشد ، دیگر نیازی به برنامه ریزی نیست.
        • تجزیه و تحلیل کامل از همه گزینه ها به ما کمک می کند تا بهترین موارد را انتخاب کنیم

        و از این رو نیاز به برنامه ریزی بوجود می آید.

        • در صورت عدم وجود جایگزین - اگر یک شرکت مجبور به وارد کردن مواد اولیه باشد و اگر فقط یک آژانس مانند شرکت تجارت دولتی (STC) برای دریافت آن وجود داشته باشد ، شرکت چاره ای جز وارد کردن مواد از طریق STC ندارد.
        • در آنجا گزینه های دیگری وجود دارد - اگر واردات رایگان باشد و بیش از یک آژانس وارداتی در این کار وجود داشته باشد ، وارد کننده تصمیم دارد با قیمت های رقابتی از هر آژانس خریداری کند.

        (7) برنامه ریزی ورزش ذهنی است

        • برنامه ریزی نتیجه یک روند ذهنی است نه فکر و حدس و گمان آرزو.
        • برنامه ریزی یک فرایند تفکر است و جدا از فعالیت های سازمانی است.
        • این مبتنی بر استدلال منطقی ، حقایق ، دوراندیشی ، چشم انداز ، تخیل هوشمند و قضاوت صدا است.
        • مثال: همه مدیر عاملان عالی مانند تیم کوک از اپل ، مارک زاکربرگ از فیس بوک توانایی عظیمی برای تصور دارند. سپس این افراد قضاوت های صوتی را انجام می دهند و به شرکت های خود کمک می کنند تا به موفقیت پدیده ای برسند.

        ذکر شده در بالا مفهوم است ، که به تفصیل در مورد "ویژگی ها و محدودیت های برنامه ریزی" برای دانشجویان کلاس 12 بازرگانی توضیح داده شده است. برای کسب اطلاعات بیشتر ، با Byju در ارتباط باشید.

        • انواع کارآفرینی
        • ترکیب بازاریابی چیست
        • بازاریابی در مقابل مارک تجاری
        • اهمیت حمایت از مصرف کننده
        • بورس اوراق بهادار چیست؟
        پیوندهای مربوط به تجارت
        ترازنامه تفاوت بین قبض مبادله و سفته
        مزایای مشارکت ساختار سرمایه
        تعریف اقتصادی بدهی های احتمالی
        بخش آموزش در هند کالاهای سرمایه
        محصول ملی ناخالص فرمول درآمد ملی
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیکا زارعی بازدید : 40 تاريخ : دوشنبه 13 شهريور 1402 ساعت: 17:05