این مقاله استفاده شرکت ها از مبادله نرخ بهره را در یک اقتصاد مدل که توسط شوک های بهره وری کل، شوک های تورمی، و ریسک بهره وری خاص ضد چرخه ای هدایت می شود، مطالعه می کند. مطابق با شواهد تجربی، شرکت های موجود در مدل پرداخت کنندگان با نرخ ثابت هستند. ریسک بهره وری ضد چرخه ای برای این یافته کلیدی است. ریسک تورم به ایجاد نتیجه معکوس کمک می کند. همچنین مطابق با شواهد تجربی، موقعیت های سوآپ با عبارت اسپرد همبستگی منفی دارند، به طوری که به نظر می رسد شرکت ها زمان بندی بازار را تعیین می کنند. در این مدل، مبادلات تنها سود اقتصادی کمی برای شرکت معمولی ایجاد می کند.
این مقاله بخشی از یک شماره ویژه با عنوان "سیاست های مالی و پولی" است.
معرفی
سوآپ نرخ بهره قراردادهای مشتقه ای هستند که از طریق آن دو طرف پرداخت های کوپن با نرخ ثابت و شناور را مبادله می کنند. چنین مبادلاتی برای اولین بار در اوایل دهه 1980 مورد استفاده قرار گرفت. در حال حاضر آنها جزو محبوب ترین قراردادهای مشتقه هستند. همانطور که در شکل 1 نشان داده شده است، مقدار واقعی سوآپ نرخ بهره معوقه به دلار، برای موسسات غیر مالی، حدود 10 تریلیون دلار است. در بررسی های مربوط به استفاده از مشتقات، کسری قابل توجهی از شرکت های بزرگتر در ایالات متحده معمولاً نشان می دهند که از سوآپ نرخ بهره استفاده می کنند و سوآپ قرارداد مشتقه مورد علاقه آنها برای مدیریت ریسک نرخ بهره است. 1
چندین مطالعه تجربی و نظری بررسی کرده اند که چرا شرکت ها از مبادله استفاده می کنند و چگونه ویژگی های شرکت بر استفاده از سوآپ تأثیر می گذارد. با این حال، تا آنجا که ما می دانیم، هیچ مدل کمی برای انتخاب سوآپ وجود ندارد و اطلاعات کمی در مورد تأثیر استفاده از سوآپ نرخ بهره بر نرخ های نکول شرکت ها، تصمیمات استقراضی، تصمیمات تولید واقعی و به طور کلی اقتصاد وجود دارد.
در این مقاله ، ما الگویی از تصمیمات تولید و تأمین مالی بنگاه ها را با بنگاه هایی که در معرض خطر کل و بهره وری خاص و همچنین خطر نرخ بهره و خطر تورم هستند ، تهیه می کنیم. هدف بررسی انتخاب بهینه مبادله و تأثیر استفاده از مبادلات نرخ بهره در قیمت گذاری بدهی شرکت ها است. این کار در یک تعادل انجام می شود ، با در نظر گرفتن تصمیمات تولید و تأمین مالی و همچنین به طور پیش فرض به روشی مداوم. به عنوان اولین مورد در مورد این موضوعات ، ما یک مدل چرخه تجاری نسبتاً ساده را در نظر می گیریم که علاوه بر مبادله نرخ بهره ، فقط استاندارد ترین مواد تشکیل دهنده را در بر می گیرد. به طور خاص ، ما از مشکلات آشکار آشکار و مسائل رفتاری که مربوط به استفاده از مبادله در برخی از مطالعات نظری و برخی از مطالعات تجربی غیر ساختاری در ادبیات است ، انتزاعی هستیم.
یک واقعیت تلطیف شده به خوبی از میزان استفاده از مبادله نرخ بهره بنگاه های آمریکایی این است که شرکت های غیر مالی به طور کلی تمایل به پرداخت کنندگان نرخ ثابت دارند. به طور معمول ، یک شرکت با بدهی با نرخ شناور می تواند یک قرارداد مبادله ای را وارد کند تا پرداخت های متغیر را به پرداخت های شناخته شده از قبل تبدیل کند. به عنوان مثال ، لی و مائو (2003) دریافتند که در نمونه خود از شرکتهای غیر مالی ایالات متحده که از مبادله 44 ٪ استفاده می کنند ، پرداخت کننده های ثابت هستند ، 20 ٪ پرداخت کنندگان شناور ، 18 ٪ هر دو هستند و برای 18 ٪ این اطلاعات در دسترس نیستبشراین نسبت ها مطابق با یافته های Saunder (1999) است که از داده های مختلف بدست آمده است. این همچنین با چرننکو و فاکتان (2011) و با بررسی بدنار و همکاران سازگار است.(2011). در یک مدل کاملاً مشخص ، که در آن پرداخت مبادله با تعدادی از عوامل خطر اقتصادی در ارتباط است ، شرکت ها لزوماً پرداخت کنندگان نرخ ثابت را انتخاب نمی کنند. تجزیه و تحلیل ما می تواند به ما کمک کند تا در این مورد بهتر درک کنیم و عوامل اصلی انتخاب مبادله شرکت ها چیست.
یکی دیگر از ویژگی های مورد توجه این است که به نظر می رسد بنگاه ها برای زمان بندی بازار از مبادلات نرخ بهره استفاده می کنند. یعنی وقتی منحنی عملکرد شیب دار است ، بنگاهها از مبادله ای برای پرداخت نرخ شناور بدهی خود استفاده می کنند ، که حداقل در کوتاه مدت - نسبتاً کم است. و هنگامی که منحنی عملکرد مسطح (یا معکوس) باشد ، شرکت ها از مبادله ای برای قفل کردن در نرخ ثابت نسبتاً جذاب (بلند مدت) استفاده می کنند. شکل 2 ، بر اساس داده های استفاده از مبادله از چرننکو و فاکنندر (2011) ، همبستگی منفی قوی بین موقعیت مبادله ثابت خالص کل و گسترش بین بازده خزانه 10 ساله و 6 ماهه را نشان می دهد. همبستگی معاصر - 0. 42 و با نرخ رشد سالانه - 0. 21 است. اگر مبادله تا یک سال عقب مانده باشد ، این همبستگی ها به ترتیب - 0. 56 و 0. 57 است. 2 در حالی که توضیح این نوع رفتار به عنوان شرکت ها که میوپیک هستند وسوسه انگیز است ، مهم است که بدانیم این همبستگی منفی می تواند با عوامل کاملاً منطقی و بدون درگیری صریح منافع پدیدار شود.
ما می دانیم که مدل ما می تواند این حقایق تلخ را در مورد استفاده از مبادله توضیح دهد. در نسخه معیار مدل ما ، بنگاهها پرداخت کنندگان با نرخ ثابت هستند و موقعیت های مبادله ای با گسترش عملکرد منفی هستند. ریسک بهره وری ایدیوسنکراتیک ضد چرخه به نظر می رسد که به شرکتهای پرداخت کننده نرخ ثابت کمک کننده اصلی بنگاه ها باشد. بدون ریسک بهره وری خاص ضد چرخه ضد چرخه ، شرکت های مدل ما به طور معمول تصمیم می گیرند که پرداخت کنندگان نرخ شناور باشند تا از خطر افتادگی بدهی اسمی خود محافظت کنند. ما همچنین می دانیم که در این مدل مبادله های بر تصمیمات سرمایه گذاری بنگاهها و قیمت گذاری بدهی بسیار متوسط تأثیر می گذارد و در دسترس بودن مبادله ها فقط سود اقتصادی کمی را برای شرکت معمولی ایجاد می کند.
تحلیل ما به تعدادی از مطالعات نظری مربوط می شود که انگیزه های استفاده از سوآپ نرخ بهره یا قراردادهای مشتقه را به طور کلی در نظر گرفته اند. اسمیت و رنه (1985) دلایل متعددی را ارائه می کنند که چرا شرکت های به حداکثر رساندن ارزش از قراردادهای مشتقه برای پوشش ریسک استفاده می کنند. همانطور که در تجزیه و تحلیل آنها، مدل ما بر هزینه های ورشکستگی به عنوان انگیزه ای برای مدیریت ریسک تمرکز می کند. وال (1989) استفاده از سوآپ را به برخی از مشکلات آژانس کلاسیک مرتبط با بدهی بلندمدت پیوند می دهد. به عنوان مثال، مایرز (1977) اشاره کرد که بدهی بلندمدت می تواند منجر به سرمایه گذاری کم شود، زیرا اعتباردهندگان از طریق کاهش احتمال ورشکستگی، سود سرمایه گذاری های جدید را به اشتراک می گذارند. بارنیا و همکاران(1980) پیشنهاد کرد که بدهی بلندمدت رفتار تغییر ریسک را تشویق می کند، یعنی پذیرش پروژه های با ریسک بالا پس از صدور بدهی. هر دوی این مشکلات آژانس را می توان با صدور بدهی کوتاه مدت به جای آن برطرف کرد. وال (1989) استدلال می کند که سوآپ در این زمینه مفید است، زیرا به شرکت ها اجازه می دهد تا ریسک نرخ بهره مرتبط با استقراض کوتاه مدت را پوشش دهند. تیتمن (1992)، با تکیه بر ایده های فلانری (1986)، نشان می دهد که بدهی های کوتاه مدت به شرکت هایی با اطلاعات خصوصی مثبت اجازه می دهد تا هزینه مورد انتظار وام را کاهش دهند. سوآپ بهره به شرکت ها اجازه می دهد تا ریسک نرخ بهره مرتبط با استقراض کوتاه مدت را پوشش دهند. در حالی که هیچ یک از این مشکلات نمایندگی را به طور صریح مدل نمی کنیم، در مدل ما، شرکت ها به بدهی کوتاه مدت به عنوان روشی ساده برای نشان دادن یک مزیت ذاتی برای بدهی کوتاه مدت محدود می شوند.
تجزیه و تحلیل ما همچنین به برخی از مطالعات اخیر مربوط می شود که مدل های تعادلی را با بدهی قابل پیش پرداخت در نظر می گیرند، مانند گومز و اشمید (2010)، یا بهمرا و همکاران.(2008). همانطور که در این مطالعات پیش فرض شرکت را به صراحت مدل می کنیم. علاوه بر بدهی غیرقابل پیش پرداخت در نظر گرفته شده در این مطالعات، مدل ما همچنین به شرکت ها اجازه می دهد تا قراردادهای مشتقه را معامله کنند. اخیراً، Begenau و همکاران.(2012) قرار گرفتن بانک ها در معرض ریسک نرخ بهره از جمله موقعیت های سوآپ را برآورد می کند. 3
بخش 1 مدل را ارائه می دهد. بخش 2 مدل ساده شده ای را ارائه می دهد که یک راه حل شکل بسته را پذیرفته است که می توانیم برای درک بهتر مدل اصلی خود از آن استفاده کنیم. بخش 3 شامل تجزیه و تحلیل کمی است و بخش 4 نتیجه گیری می کند.
قطعات بخش
مدل
یک عنصر کلیدی مدل ما، شرکت هایی با پروژه های بلندمدت هستند که با بدهی های کوتاه مدت تامین مالی می شوند. این ناقص بودن بازار، نقش سوآپ نرخ بهره را به عنوان ابزاری برای مدیریت ریسک های مرتبط با نرخ بهره، تورم و بهره وری برجسته می کند. ما یک مدل تعادل عمومی را در نظر می گیریم که در آن قیمت دارایی به طور درونزا تعیین می شود. با توجه به حجم عظیم ارزش کل قراردادهای سوآپ معوق، بررسی تأثیر سوآپ بر
مدل ساده شده انتخاب مبادله
برای کمک به درک مکانیسم های مدل، این بخش یک مدل ساده شده را توصیف می کند که فقط بر انتخاب مبادله تمرکز دارد و راه حلی با فرم بسته را پذیرفته است.
تحت مجموعه ای از مفروضات ساده کننده، مشکل شرکت ها برای انتخاب سوآپ معادل به حداقل رساندن واریانس موقعیت کل در زمان 1 است که در معادله داده شده است.(2). مهم تر از همه، این فرض است که زیان های پیش فرض مشروط دولتی نیستند. در حالی که مفروضات مورد نیاز دقیقاً در مدل اصلی ما، ساده، برآورده نمی شوند
آنالیز کمی
در این بخش مدل پارامتری شده و خواص کمی مورد بررسی قرار می گیرد.
نتیجه
ما یک مدل تعادلی ساده برای مطالعه استفاده از مبادله ساخته ایم. بر اساس شواهد تجربی موجود، تمرکز بر این است که آیا این مدل می تواند موقعیت های مثبتی را برای کاربران نهایی سوآپ هایی ایجاد کند که به پرداخت های نرخ ثابت نیاز دارند، و یک حرکت مشترک منفی بین سوآپ و اسپرد مدت دار. مدل کالیبره شده با عدم قطعیت در مورد بهره وری کل و تورم، و با شوک های بهره وری ضد چرخه ای خاص، می تواند این دو ویژگی را ایجاد کند. در مدل، همه شرکت ها رفتار می کنند
منابع (24)
- Service, M. I., 2006. نرخ های پیش پرداخت و بازیابی ناشران اوراق قرضه شرکتی.
- K. T. ساندر
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیکا زارعی
بازدید : 37
تاريخ : شنبه
21 مرداد
1402 ساعت: 16:12