نظریه چشم انداز

ساخت وبلاگ

نظریه چشم انداز جایگزین عملکرد ابزار U (·) بر روی حالت های ثروت با یک تابع ارزش V (·) نسبت به سود و ضرر نسبت به یک نقطه مرجع ، با V (0) = 0 است. طبق نظریه چشم انداز ، عملکرد ارزش V (·) روانپزشکی کاهش حساسیت را نشان می دهد. یعنی تأثیر حاشیه ای از تغییر در ارزش با فاصله از یک نقطه مرجع مربوطه کاهش می یابد. برای نتایج پولی ، وضع موجود به طور کلی به عنوان نقطه مرجع متمایز از ضرر از سود است ، به طوری که عملکرد برای سود و محدب برای ضرر مقعر است (شکل 11. 2a را ببینید). مقادیر سود برای سود به از دست دادن خطر برای سود ، مانند عملکرد استاندارد ابزار کمک می کند (شکل 11. 1). از طرف دیگر ، محدب ضرر و زیان به ریسک به دنبال ضرر کمک می کند. به عنوان مثال ، اختلاف نظر از دست دادن 50 دلار بیش از نیمی از ارزش از دست دادن 100 دلار است که این امر به ترجیح قمار نسبت به ضرر مطمئن کمک می کند. این تمایل به ریسک پذیری برای سودهای متوسط و ریسک برای ضرر و زیان با قابلیت متوسط ممکن است به "اثر استفاده" کمک کند ، که در آن سرمایه گذاران تمایل بیشتری به فروش سهام در پرتفوی های خود دارند که از زمان خرید از بین رفته اند و نه کاهش یافته است (اودیان ، 1998 ؛ اما همچنین به باربریس و شیونگ ، 2006 مراجعه کنید).

عملکرد ارزش تئوری چشم انداز برای ضرر و زیان نسبت به دستاوردها تندتر است - خاصیتی که به عنوان بیزاری ضرر شناخته می شود. افراد به طور معمول برای رها کردن مالکیت از آنچه که مایل به پرداخت آن بودند برای به دست آوردن آن در وهله اول نیاز به جبران خسارت بیشتری دارند (به عنوان مثال ، Kahneman و همکاران ، 1990). در زمینه تصمیم گیری در معرض خطر ، فرار از دست دادن باعث از بین رفتن ریسک برای قمارهای مختلط (افزایش - زندگی) می شود تا به عنوان مثال ، مردم به طور معمول قمار را رد می کنند که 5. 5 شانس به دست آوردن 100 دلار و 5 احتمال از دست دادن را ارائه می دهد. 100 دلار ، و برای پذیرش چنین قمار حداقل دو برابر "صعود" به "نزولی" نیاز دارد (به جدول 11. 2b مراجعه کنید). در حقیقت ، رابین (2000) نشان داد كه یك كاركرد ابزار مقعر بر حالات ثروت نمی تواند دامنه عادی از ریسک برای قمارهای مختلط را توضیح دهد ، زیرا این بدان معنی است كه یك تصمیم گیرنده كه به شدت برای قمارهای کوچک در معرض خطر قرار دارد ، در طیف وسیعی از آنها خطرناک استایالت های ثروت باید به طور غیر منطقی برای قمارهای بزرگ در معرض خطر قرار بگیرند. این تمایل به ریسک پذیری برای چشم اندازهای مختلط توسط Benartzi و Thaler (1995) مورد استفاده قرار گرفته است تا توضیح دهند که چرا سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در سهام به جای اوراق قرضه نیاز به یک حق بیمه بزرگ دارند ("پازل حق بیمه سهام"): به دلیل نوسانات بالاتر سهاماز اوراق قرضه ، سرمایه گذارانی که مرتباً بازده خود را بررسی می کنند ، در صورت سرمایه گذاری در سهام از اوراق قرضه ، بیشتر از ضرر در ارزش اسمی اوراق بهادار خود را تجربه می کنند (همچنین به باربریس و همکاران ، 2001 مراجعه کنید).

توجه به این نکته حائز اهمیت است که از دست دادن ضرر و زیان ، که باعث از بین رفتن خطر برای چشم اندازهای مختلط (افزایش - زندگی) می شود (به عنوان مثال ، اکثر مردم یک فرصت 50-50 را برای به دست آوردن 100 دلار یا از دست دادن 100 دلار رد می کنند) باید از محدب عملکرد ارزش متمایز شوندبرای خسارات ، که باعث می شود ریسک برای چشم انداز ضرر خالص ایجاد شود (به عنوان مثال ، اکثر مردم یک فرصت 50-50 را برای از دست دادن 100 دلار یا هیچ چیز ترجیح می دهند تا 50 دلار از دست بدهند).

URL: https://www. scienceirect. com/science/article/pii/b9780123741769000117

تصمیمات تحت عدم اطمینان

Elke U. Weber ، Eric J. Johnson ، در اقتصاد عصبی ، 2009

نظریه چشم انداز

نظریه چشم انداز (Pt ؛ Kahneman and Tversky ، 1979 ؛ Tversky and Kahneman ، 1992) نوع دیگری از مقایسه نسبی را در ارزیابی گزینه های انتخاب خطرناک ، مربوط به مثال 100 دلار در بالا معرفی کرد. همانطور که در شکل 10. 4a نشان داده شده است ، PT جایگزین عملکرد ابزار U از تئوری اتحادیه اروپا با عملکرد V Value V می شود ، که نه بر نتایج مطلق (و سطح ثروت حاصل از آن) بلکه از نظر سود یا ضرر نسبی ، یعنی به عنوان تغییر در یک مرجع تعریف می شود. نکته ، اغلب وضع موجود. عملکرد ارزش PT فرضیه اتحادیه اروپا را حفظ می کند که نتایج به دست آوردن اثرات کاهش یافته و از بین رفتن بیشتر یا از دست رفته است (یک ملک که توسط اقتصاددانان به عنوان "کاهش حساسیت حاشیه ای" گفته می شود). درجه حساسیت حاشیه فرد توسط پارامتر α در عملکرد مقدار قدرت PT V (x) = x α اندازه گیری می شود. با این حال ، از آنجا که نتایج نسبت به یک نقطه مرجع خنثی تعریف می شود ، با افزایش سود ("چیزهای خوب satiate") از افزایش ارزش افزایش می یابد ("چیزهای خوب satiate") منجر به شکل "مقعر" عملکرد فقط در حوزه سود می شود ، همانطور که نشان داده شده است. در شکل 10. 4a. این شکل مقعر با رفتار ریسک پذیر همراه است ، به عنوان مثال ، ترجیح دریافت یک مقدار بسیار کوچکتر از ارزش مورد انتظار یک قرعه کشی خاص نسبت به فرصت برای بازی در قرعه کشی. در مقابل ، تراز کردن افزایش در ناسازگاری با افزایش ضرر ("چیزهای بد منجر به بی حسی روانی" می شود) منجر به شکل "محدب" عملکرد ارزش در حوزه ضرر می شود. این شکل محدب با رفتار ریسک همراه است ، به عنوان مثال ، ترجیح می دهد قرعه کشی ضرر احتمالی را بیش از ضرر مطمئن از مبلغی که بسیار کوچکتر از ارزش مورد انتظار قرعه کشی است ، ترجیح دهد.

یکی دیگر از ویژگی های قابل توجه عملکرد مقدار Pt ، عدم تقارن در تندی عملکردی است که ضررها و سودها را ارزیابی می کند ، با عملکرد بسیار تندتر برای تلفات ("ضرر و زیان بزرگتر") ، همچنین در شکل 10. 4a نشان داده شده است. نسبت شیب عملکرد از دست دادن نسبت به شیب عملکرد افزایش به عنوان بیزاری ضرر گفته می شود و یک پارامتر تفاوت فردی دیگر است که توسط پارامتر λ منعکس می شود. مطالعات تجربی به طور مداوم از دست دادن از دست دادن به عنوان یک جنبه مهم رفتار انتخاب انسان تأیید کرده است (رابین ، 1998 ؛ کامر ، 2005). همچنین این یک توضیح احتمالی برای پدیده های دنیای واقعی مانند اثر موقوفه (تالر ، 1980) ، تعصب وضع موجود است (ساموئلسون و زخووزر ، 1988 ؛ جانسون و گلدشتاین ، 2003) و پازل حق بیمه حق بیمه (Benartzi and Thaler ،1995) ، که رفتاری را توصیف می کند که از پیش بینی های هنجاری نظریه کلاسیک اتحادیه اروپا و مدلهای خطر و سوزش منحرف می شود.

درست همانطور که PT یک تحول ذهنی از نتایج عینی را پیشنهاد می کند ، همچنین نشان دهنده تحول روانی از احتمالات عینی ، P ، به وزن تصمیم گیری ذهنی ، π (P) است ، که نشان دهنده تأثیر این رویداد در تصمیم است. عملکرد اصلی وزن تصمیم PT ، که در شکل 10. 4b نشان داده شده است ، مشاهدات تجربی رسمی نشان می دهد که حوادث احتمال کوچک بر اساس احتمال بروز ، وزن بیشتری را نسبت به آنچه لازم دارند ، دریافت می کنند ، در حالی که احتمالات بزرگ وزن بسیار کمی دریافت می کنند. اخیراً ، یک عملکرد مداوم پیچیده تر جایگزین شده است (Tversky and Kahneman ، 1992). برای اطلاعات بیشتر در مورد Pt ، به فصل 11 این جلد مراجعه کنید.

PT همچنین نشان می دهد که تصمیم گیرندگان با نادیده گرفتن اختلافات کوچک یا از بین بردن مؤلفه های مشترک یک انتخاب ، گزینه های پیچیده را ساده می کنند. این فرایند ویرایش به خوبی درک نشده است ، یا به راحتی توسط یک مدل رسمی اسیر می شود. در حالی که PT به طور قابل توجهی پیچیده تر از اتحادیه اروپا است ، تغییرات روانشناختی آن بسیاری از مشاهدات غیر عادی را توضیح می دهد که طی سالهای متمادی به وجود آمده است. مدل های آتش سوزی در سالهای اخیر نیز تحت اصلاحات روانی مشابهی قرار گرفته اند (سارین و وبر ، 1993) ، و در "تصمیم گیری در مورد مدل سازی تحت عدم اطمینان" ، در زیر مورد بحث قرار گرفته است.

URL: https://www. scienceirect. com/science/article/pii/b9780123741769000105

عقلانیت محدود

4. 6 نظریه چشم انداز

فرضیه اصلی تئوری چشم انداز ، مهمترین سهم نظری Tversky و Kahneman این است که انتخاب ها نسبت به یک نقطه مرجع ، به عنوان مثال ، وضع موجود ارزیابی می شوند. فرض دوم این است که افراد نسبت به سود (نسبت به نقطه مرجع) ریسک دارند اما در مورد ضرر و زیان به دنبال ریسک هستند. فرض سوم از دست دادن است: از دست دادن X بیشتر از دستیابی به X کمک می کند. این ساختار ساده و زیبا پیش بینی های فوق العاده قدرتمندی را در مطالعه چانه زنی (Neale and Bazerman 1991) ، سیاست بین المللی (لوی 1969) و رأی گیری (Quattrone and Tversky 1980) به همراه داشته است.

برای یک بررسی عالی و در دسترس برنامه BR در اقتصاد ، به Conlisk (1996) مراجعه کنید. روبینشتاین (1988) بسیار آموزنده اما بسیار فنی تر است.

URL: https://www. sciencedirect. com/science/article/pii/b0080430767011001

اقتصاد رفتاری

بیزاری از دست دادن و اثر موقوفه

دو اصل اصلی ناشی از تئوری چشم انداز ، و به عنوان شواهدی برای ترجیحات وابسته به مرجع مورد استفاده قرار می گیرد ، از دست دادن از دست دادن و اثر موقوفه است (Kahneman et al. ، 1991). گریزی از دست دادن نشان دهنده ترجیح شخص برای ترجیح دادن ضرر در دستیابی به دستاوردهای است. اثر موقوفه تجلی گریزی از دست دادن است ، که در آن افراد ارزش اضافی را برای کالاهای مورد نظر خود در مقایسه با کالاهای یکسان که متعلق به آنها نیست ، قرار می دهند. به عبارت دیگر ، هنگامی که شخص دارایی خود را درست بر آن برقرار کند ، ارزش یک کالای خوب افزایش می یابد. در آزمایش اصلی اثر موقوفه (Kahneman و همکاران ، 1990) ، دانشجویان خواستار قیمت بالاتری برای لیوان بودند که به آنها داده شده بود اما قیمت کمتری را برای لیوان که هنوز متعلق به آنها نبودند قرار دادند - وقتی قیمت واقعی هر لیوانیکسان بوداثر موقوفه به عنوان یک ناهنجاری در تئوری نئوکلاسیک توصیف شده است ، که پیش بینی می کند تمایل شخص برای پرداخت (WTP) برای یک کالای کالایی باید معادل تمایل آنها برای پذیرش (WTA) باشد که از همان کالای محروم شود. به عبارت دیگر ، ارزیابی نباید تحت تأثیر مالکیت باشد. در واقعیت ، همانطور که اثر موقوفه نشان می دهد ، نقاط منابع (همانطور که توسط عملکرد ارزش تئوری چشم انداز پیش بینی شده است) بر ارزش گذاری ها و تصمیمات تأثیر می گذارد و می تواند منجر به بزرگتر بودن WTA از WTP شود.

URL: https://www. scienceirect. com/science/article/pii/b9780123970459002019

ارزیابی برای انتخاب های پرخطر و نامشخص

Philippe N. Tobler ، Elke U. Weber ، در اقتصاد عصبی (چاپ دوم) ، 2014

تجربه در مقابل توضیحات

این تحقیق که باعث می شود تئوری آینده نگر به جای احتمالات آموخته شده از طریق تجربه مکرر ، از احتمالات توصیف شده در درجه اول استفاده شود و به تجزیه و تحلیل عملکردی گزینه های خطرناک پایبند باشد. مقایسه همبستگی های عصبی تصمیمات مبتنی بر تجربه و توضیحات مبتنی بر یک زمینه هیجان انگیز اما جدید است. بر این اساس ، هنگامی که Hsu و همکاران.(2009) احتمالات نمادین به موضوعات انسانی آنها دریافتند که فعالیت در فعال سازی PFC پشتی چپ ، اعوجاج احتمال متناسب با شکل معکوس-S را که توسط تئوری چشم انداز پیشنهاد شده است نشان می دهد (به فصل 3 و پیوست) ، ارزش افزوده ای از کوچک و کم ارزش ارزیابیاحتمالات بزرگدر توافق با این مفهوم ، یک مطالعه دوم نشان داده است که وقتی احتمال در ابتدا به صورت نمادین برای افراد توصیف می شود ، این منطقه در PFC پشتی کدگذاری معکوس-S را نشان می دهد (Tobler et al. ، 2008). در مقابل ، هنگامی که تجربه با چنین نتایج طولانی شود ، تناسب فعال سازی با یک معکوس کاهش می یابد در حالی که در عین حال تناسب با عملکرد رمزگذاری احتمال خطی افزایش می یابد ، نشان می دهد که تجربه باعث تغییر احتمال پاداش در مناطق مغز پیشانی پشتی می شودبشرجالب اینجاست که ، یک منطقه پیشانی پشتی مشابه اما متضاد نیز به عنوان ابهام به تدریج با تجربه به خطر تبدیل می شود (Huettel et al. ، 2006).

فعال سازی مناطق پیشانی پشتی پشتی با تحریفات مطابقت دارد ، زیرا هنگامی که احتمالات به صورت نمادین در یک کار قرعه کشی کلاسیک توصیف می شوند ، تحریف می شوند. در مقابل ، فعال شدن مناطق بطن تر بیشتر با تحریفات مطابقت دارد ، زیرا هنگامی که احتمالات در یک کار حرکتی معادل تجربه می شوند ، ایجاد می شود (وو و همکاران ، 2011b). به طور مشابه ، اختلافات به شکل S شکل ، که در هنگام تجربه احتمال معمول است (به بالا ، هرتویگ و همکاران ، 2004 ؛ وبر و همکاران ، 2004) ، در مناطق پیشانی شکمی رخ می دهد (Tobler et al. ، 2008). سرانجام ، فعالیت جسم مخطط ممکن است احتمال تحریف شده را در درجه اول هنگام توصیف آنها منعکس کند (Hsu et al. ، 2009) به جای تجربه (Tobler et al. ، 2008 ؛ همچنین به Abler et al. ، 2006 مراجعه کنید).

تأثیر تجربه نیز با توجه به ریسک به عنوان واریانس در زمینه تجزیه و تحلیل میانگین باری از گزینه های خطرناک مورد بررسی قرار گرفته است (فیتزجرالد و همکاران ، 2010). واریانس از تجربه ، زمان واکنش انتخاب را تسریع می کند و قشر سینگولات قدامی را بیش از واریانس توصیف می کند. در مقابل ، واریانس توصیف شده قشر انسولین قدامی را بیش از واریانس آموخته فعال می کند. در زمان نتایج ، قشر سینگول نیز نوسانات را ردیابی می کند و ممکن است از این اطلاعات برای تنظیم نرخ یادگیری استفاده کند (بهرنس و همکاران ، 2007). روی هم رفته ، مناطق درگیر در اجرای انعطاف پذیری رفتاری مانند قشر جلوی مغز (اما به Schoenbaum و همکاران ، 2007) و قشر سینگولاسیون قدامی ، به نظر می رسد که واسطه اثرات تجربه در بازنمایی پارامترهای تجزیه شده است.

URL: https://www. sciencedirect. com/science/article/pii/b9780124160088000097

تصمیم گیری

باربارا ملرز ،. میشل Bigony ، در حال پیشرفت در تحقیقات مغز ، 2013

2 بیزاری ضرر

گریزی از دست دادن سنگ بنای نظریه چشم انداز است (Kahneman and Tversky ، 1979) که بیان می کند که ، ناسازگاری یک ضرر بیشتر از سودمندی از یک سود قابل مقایسه است. Kahneman و Tversky این اصل را از نظر هیدونیک ابراز کردند: "به نظر می رسد تشدید که فرد در از دست دادن مبلغ پول تجربه می کند بیشتر از لذت مرتبط با به دست آوردن همان مبلغ است" (ص 279). از این اصل برای توضیح بسیاری از نقض نظریه اقتصادی ، از جمله اثر موقوفه استفاده شده است. اثر موقوفه برای اولین بار توسط Kahneman و همکاران نشان داده شد.(1990 ، 1991). آنها به طور تصادفی لیوان را به نیمی از دانش آموزان در یک کلاس توزیع کردند. کسانی که لیوان دریافت می کردند فروشندگان بودند. از فروشندگان خواسته شد حداقل پولی را که مایل به پذیرش لیوان خود هستند ، بیان کنند. کسانی که لیوان نمی گرفتند ، خریدار بودند. آنها گزارش دادند که حداکثر مبلغی که مایل به پرداخت آن برای خرید لیوان هستند.

از آنجا که لیوان ها به طور تصادفی توزیع شدند ، هیچ دلیلی برای فرض اینکه ابزار لیوان در بین گروه ها متفاوت خواهد بود وجود ندارد. نظریه اقتصادی ادعا می کند که قیمت خریداران و فروشندگان باید تقریباً برابر باشد. با این وجود ، فروشندگان می خواستند به طور قابل توجهی بیشتر از آنکه خریداران حاضر به پرداخت هزینه باشند ، از لیوان خود دست بکشند. با توجه به ضرر ، فروشندگان مبادله را ضرر می دانند و خریداران آن را سود می دانند. ضرر و زیان بزرگتر از سود است ، بنابراین قیمت فروش باید از خرید قیمت فراتر رود.

صدها مطالعه از این الگوی استفاده کرده اند و نشان داده اند که فروش قیمت بیش از قیمت خرید است. با این حال ، نسبتاً معدودی پیش بینی هیدونیک را که ناشی از از دست دادن از دست دادن در بازارهای آزمایشی است ، آزمایش کرده اند. ملرز و ریتوف (2010) از فروشندگان خواستند که درد از دست دادن لیوان خود را تصور کنند. از خریداران خواسته شد تا لذت بردن از لیوان را تصور کنند. اگر بیزاری از دست دادن احساسات پیش بینی شده و همچنین آب و برق را توصیف کند ، درد از دست دادن تصور شده باید از نظر بزرگی بیشتر از لذت سود تصور شده باشد. با این حال الگوی مخالف پدیدار شد. لذت پیش بینی شده از افزایش از نظر درد پیش بینی شده از دست رفته ، (T (110) = 4. 57) ، همانطور که در شکل 4 نشان داده شده است ، بیش از حد است.

ملرز و ریتوف اظهار داشتند که در صورت تأثیر تعجب بر احساسات داوری ، این الگوی ممکن است رخ دهد. عدم وجود گریزی از دست دادن "هیدونیک" - و شاید حتی معکوس - همانطور که در شکل 4 نشان داده شده است ، ممکن است اگر خریداران فکر می کردند دستاوردها تعجب آور است ، و فروشندگان فکر می کردند که ضرر انتظار می رود. نظریه تأثیر تأثیر می گذارد پیش بینی می کند که ، در این شرایط ، لذت افزایش می یابد و درد کاهش می یابد ، حتی ممکن است الگوی بیزاری از دست دادن را معکوس کند.

برای آزمایش این فرضیه ، Mellers و Ritov (2010) از خریداران و فروشندگان خواستند تا با نتیجه و جایگزین خود (یعنی موقوفات یا عدم وقوع موقوفات) تعجب خود را ارزیابی کنند. علی رغم شانس برابر ، هر دو خریداران و فروشندگان گفتند که یک موقوفه تعجب آور تر از عدم وقوع یک موقوفه (5. 1 و 3. 0 به ترتیب ، در مقیاس 1 (نه اصلاً تعجب آور) تا 7 (بسیار شگفت آور) ، (T ((T ((بسیار شگفت آور) است (T (54) = 4. 15)). این نتیجه ممکن است اتفاق افتاده باشد زیرا به افراد معمولاً لیوان داده نمی شود که هنگام شرکت در آزمایشات به خانه بروند. این الگوی با پیش بینی های تئوری تأثیر تصمیم سازگار بود. حتی اگر برنامه های کاربردی در نظریه تأثیرگذاری از بین بروند (به معادله 1 مراجعه کنید) ، غافلگیر کننده بزرگی نسبی لذت و درد داوری است.

چندین محقق ، پیامدهای هیدونیک از دست دادن از دست دادن در زمینه های غیر مارکت را مورد بررسی قرار داده اند ، و نتایج با هم مخلوط شده اند (رجوع کنید به هارینک و همکاران ، 2007 ؛ کرما و همکاران ، 2006 ؛ لیبرمن و همکاران ، 2005 ؛ روزین و روززمن ، 2001). در مقاله اخیر ، مک گرا و همکاران.(2010) توضیحی برای داده ها ارائه داد. آنها پیشنهاد کردند که هنگام قضاوت در مورد احساسات ، افراد به طور طبیعی تمایل به استفاده از انواع مشابه نتایج برای مقایسه دارند. تلفات با سایر تلفات و سودهای دیگر مقایسه می شود. مقیاس های دو قطبی (لنگر با "بسیار خوشحال" و "بسیار ناراضی" در انتها) یک نقطه صفر طبیعی دارند و به دلیل این مقایسه های طبیعی ، افراد ممکن است از طرف های منفی و مثبت مقیاس متفاوت استفاده کنند. اگر افراد از زمینه های مختلف برای مقایسه استفاده کنند ، رتبه بندی های لذت بخش و دردناک ممکن است قابل مقایسه نباشد.

مک گرا و همکاران.(2010) روشی برای قضاوت در مورد لذت و درد ارائه داد که مقایسه مستقیم سود و زیان را ترغیب می کرد. با این روش از مردم خواسته می شود که لذت یک افزایش و درد یک ضرر را در نظر بگیرند. سپس از آنها سؤال می شود ، "کدام احساس قوی تر است؟"مک گرا و همکاران.(2010) از این روش با قمار 50/50 FAIR و سهام 200 دلار استفاده کرد. اکثر افراد گفتند که درد از دست دادن شدیدتر از لذت این سود است. اما با رتبه بندی دو قطبی (مورد استفاده Mellers and Ritov ، 2010) ، McGraw و همکاران.(2010) دریافت که لذت و درد داوری از نظر بزرگی برابر است.

با این حساب ، الگوی لذت و درد داوری که توسط Mellers و Ritov (2010) یافت می شود به دلیل استفاده از مقیاس پاسخ دو قطبی است که شرکت کنندگان را وادار نمی کند تا مستقیماً سود را با ضررها مقایسه کنند. برای فهمیدن اینکه آیا این روش الگوی از دست دادن از دست دادن را که توسط Mellers و Ritov (2010) یافت شده است ، معکوس می کند ، ملرز و برمن (2012) از خریداران و فروشندگان در مورد احساسات خود با استفاده از مقایسه مستقیم سؤال کردند. به خریداران و فروشندگان گفته شد ، "ما دوست داریم شما تأثیر عاطفی دو موقعیت را در نظر بگیرید ، A و B. در شرایط A: شما لیوان نگرفتید. اگر یکی داشته باشید چقدر احساس لذت می کنید؟در وضعیت B: شما یک لیوان گرفتید ، اما مجبور بودید آن را تسلیم کنید. اگر مجبور به تسلیم آن شوید ، چه حسی دارید؟در چه شرایطی احساسات شما قوی تر خواهد بود (بهتر یا بدتر ، بلکه شدیدتر)؟وضعیت A ، برابر یا وضعیت B؟ "از شرکت کنندگان که به "وضعیت A" یا "وضعیت B" پاسخ داده اند ، خواسته شد تا شدت اختلاف را در مقیاس 5 امتیازی از 1 = "بسیار کم" تا 5 = "بسیار" ارزیابی کنند. نتایج هنوز با بیزاری ضرر مغایق بود. سود و زیان در شدت آنها فرقی نمی کرد. این باعث می شود که تصمیم بر این تئوری تأثیر بگذارد ، به عنوان باقیمانده از این که چرا دستاوردها بزرگتر از ضرر در بازارهای آزمایشی است.

برای اطلاع از اینکه آیا روش مقایسه مستقیم توسط مک گرا و همکاران پیشنهاد شده است یا خیر.(2010) نسبت به اثرات غافلگیرانه حساس بود ، ملرز و برمن (2012) آزمایش دیگری را انجام دادند که در آن افراد احساسات خود را در مورد نتایج پولی قمار پیش بینی می کردند. نتایج سود و ضرر 10 یا 100 دلار و احتمال پیروزی 10 ٪ ، 50 ٪ یا 90 ٪ بود. شرکت کنندگان لذت افزایش را به درد از دست دادن مقایسه کردند و نشان دادند که این احساس قوی تر است. یک سوال پیگیری پرسید ، "چقدر؟"پاسخ ها از 1 = هیچ تفاوتی تا 5 = بسیار متفاوت است. شکل 5 نتایج را نشان می دهد.

شدت نسبی لذت و درد بر روی محور y برای شش قمار با میله های خاکستری روشن برای 10 دلار و میله های خاکستری تیره برای قمار 100 دلار ترسیم می شود. به گفته مک گرو و همکاران.(2010)، مقایسه مستقیم باید منجر به بیزاری از دست دادن "هدونیک" شود. همه میله ها بدون توجه به احتمال نتایج باید زیر نقطه صفر قرار گیرند. ملرز و برمن (2012) با قمارهای منصفانه 50/50 توانستند نتایج مک گرو و همکاران (2010) را تکرار کنند. زیان بیشتر از سود به نظر می رسید. اما زمانی که احتمال برنده شدن کم بود، میزان نسبی لذت و درد معکوس شد. زمانی که سود شگفت انگیز بود (یعنی 10 درصد شانس برنده شدن)، لذت از درد قمار 10 دلاری بیشتر بود و لذت با درد قمار 100 دلاری یکسان بود. شکل 6 شگفتی قضاوت شده را برای نتایج قمار نشان می دهد. تفاوت در رتبه بندی های غافلگیرکننده (سورپرایز یک سود - غافلگیری از باخت) نشان داد که، زمانی که احتمال برنده شدن 10٪ بود، سود بیشتر از باخت برای قمارهای 10 دلاری و 100 دلاری شگفت انگیزتر بود، و زمانی که احتمال باخت 10٪ بود، ضرر. شگفت آورتر از دستاوردها بودند.

به طور خلاصه، اثرات غافلگیرکننده ممکن است باعث شده باشد که لذت یک سود شگفت انگیز 10 دلاری از درد زیان 10 دلاری و لذت یک سود شگفت انگیز 100 دلاری برابر با درد زیان 100 دلاری باشد، حتی زمانی که قضاوت هایی انجام شده است. روی یک پیوستار مشترکنتایج ما در شکل 5 نشان می دهد که میزان نسبی لذت و درد ثابت نیست. بستگی به احتمال وقوع دارد. غافلگیری تجربیات عاطفی را تقویت می کند. لذت یک سود شگفت انگیز می تواند از درد یک ضرر مورد انتظار بیشتر باشد، و درد یک ضرر شگفت انگیز می تواند بزرگ تر از لذت یک سود مورد انتظار باشد.

آدرس اینترنتی: https://www. sciencedirect. com/science/article/pii/B9780444626042000010

تصمیم گیری، روانشناسی

4. 1 نظریه چشم انداز

Kahnemann و Tversky (1979) نظریه چشم انداز را برای اصلاح شکست های توصیفی از تئوری های SEU تصمیم گیری تدوین کردند. نظریه چشم انداز سعی در توصیف و توضیح تصمیمات تحت عدم اطمینان دارد. نظریه چشم انداز نظریه های SEU فرض می کند که مقدار یک گزینه یا جایگزین به عنوان محصولات خلاصه شده در نتایج مشخص محاسبه می شود. هر محصول از یک ابزار و وزن متصل به احتمال عینی تشکیل شده است. هم عملکرد ارزش و هم عملکرد وزن احتمالی غیرخطی است. این دو کارکرد به صورت ریاضی بسته ارائه نشده است اما دارای تعدادی از ویژگی های مهم است. مهمترین ویژگی عملکرد وزن گیری احتمال این است که احتمالات کوچک دارای اضافه وزن هستند و احتمالات بزرگ کم وزن است. عملکرد وزنی احتمال به طور کلی در نزدیکی نقاط پایانی به خوبی رفتار نمی شود. نتایج با احتمال بسیار کم می تواند اغراق آمیز یا به طور کامل نادیده گرفته شود. به طور مشابه ، اختلافات اندک بین احتمال زیاد و یقین گاهی مورد غفلت قرار می گیرد ، گاهی اوقات برجسته می شود. به گفته Kahneman و Tversky ، این به این دلیل است که مردم درک و ارزیابی احتمالات شدید را دشوار می کنند.

عملکرد ارزش از نظر سود و ضرر نسبت به یک مرجع روانی خنثی تعریف شده است. عملکرد مقدار S شکل است. مقعر در منطقه دستاوردهای بالاتر از نقطه مرجع ، محدب در منطقه تلفات (شکل 1 را ببینید). بنابراین ، هر واحد افزایش در افزایش (ضرر) با افزایش افزایش (ضرر) ارزش کاهش می یابد. به عبارت دیگر ، تفاوت ذهنی بین به دست آوردن هیچ چیز و به دست آوردن 100 دلار بیشتر از تفاوت بین 100 دلار و به دست آوردن 200 دلار است. سرانجام ، عملکرد مقدار برای ضرر و زیان نسبت به دستاوردها تندتر است. این بدان معنی است که از دست دادن 100 دلار ناخوشایندتر از به دست آوردن 100 دلار است.

نظریه چشم انداز می تواند به توضیح هر دو نقض اصل چیز مطمئن و برخی از تأثیرات قاب بندی شده در بالا کمک کند. بنابراین ، برای پاسخ دهندگان که در مطالعه Tversky و Shafir (1992) اولین قمار را به دست آوردند ، میانگین ارزش 100 دلار و 400 دلار ممکن است بیشتر از ارزش 200 دلار باشد که قبلاً برنده شدند. پس از از دست دادن ، ارزش منفی برای - 100 دلار کمتر از میانگین 200 دلار و 100 دلار است. هنگامی که مردم نمی دانند که برنده یا از دست داده اند ، نتایج احتمالی را با نقطه صفر مقایسه می کنند و در این حالت قمار خیلی جذاب نیست. نظریه چشم انداز همچنین می تواند به توضیح اثرات قاب بندی شده در بالا کمک کند. عملکرد احتمال و عملکرد ارزش ، جذابیت بالاتر گزینه خطرناک (در صورت ضرر) و گزینه جلوگیری از ریسک (در صورت سود) را تأیید می کند.

بیشتر رویکردهای توصیفی دیگر فرض می کنند که مردم برای حل مشکلات تصمیم گیری به انواع استراتژی ها یا اکتشافی متکی هستند. تجربه بر در دسترس بودن این استراتژی ها تأثیر خواهد گذاشت و انتخاب استراتژی نیز تحت تأثیر مزایای مورد انتظار (مزایا) و معایب (هزینه ها) استراتژی انتخاب شده قرار خواهد گرفت. برای بسیاری از تصمیمات ، تجزیه و تحلیل جامع مانند تجویز شده توسط SEU THEOR به سادگی ارزش این مشکل را ندارد. بنابراین ، برای بسیاری از مشکلات ، مردم به دلیل هزینه (زمان ، تلاش) "محاسبه" بهترین گزینه ممکن ، راه حل قابل قبول و لزوماً راه حل بهینه نیستند.

URL: https://www. sciencedirect. com/science/article/pii/b0080430767017502

ابزار و احتمال ذهنی: مطالعات تجربی

2. 2 نظریه چشم انداز تجمعی

Tversky و Kahneman (1992) نظریه ای به نام تئوری چشم انداز تجمعی را توسعه دادند. این امر متفاوت از تئوری ابزار وابسته به رتبه و وابسته بود ، و همچنین فرضیات متفاوتی در مورد ارزش ها و وزن های تصمیم گیری ایجاد کرد. وزن تصمیم گیری شکل S به شکل S داشت. عملکرد مقدار یک تابع قدرت مقعر برای سود و یک تابع قدرت محدب برای تلفات با شیب تندتر برای تلفات نسبت به سود بود.

تست های تجربی نظریه چشم انداز تجمعی با متناسب با داده های جهانی انجام شد و نتایج به طور کلی حمایتی بودند. نسخه های یک پارامتری از عملکرد وزن S شکل متناسب با داده های متوسط ارائه می دهد (Camerer and HO 1994 ، Wu and Gonzalez 1998 ، Prelec 1998). اخیراً ، توابع وزنه برداری دو پارامتر که تفاوتهای فردی در تبعیض و اولویت قمار را توصیف می کنند ، پیشنهاد شده است.

URL: https://www. sciencedirect. com/science/article/pii/b0080430767006392

سیگنال های ارزیابی چند مرحله ای و ارزهای عصبی مشترک

Michael L. Platt ، Hilke Plassmann ، در اقتصاد عصبی (چاپ دوم) ، 2014

ارزش ، در دسترس بودن منابع شناختی و وابستگی به زمینه سیگنال های ارزیابی پیش بینی شده در VMPFC

اولین سؤال جالب ، با توجه به شکل متفاوت عملکرد ارزش تئوری چشم انداز در حوزه مثبت در مقابل منفی (به فصل 3 مراجعه کنید تا در مورد تئوری های مختلف تصمیم گیری روانشناختی و پیوست برای بحث دقیق در مورد تئوری چشم انداز) ، این است که آیا مثبت است ومقادیر منفی در سیستم های عصبی قابل جدا شدن یا همپوشانی نشان داده شده است. دو مطالعه که به این سؤال پرداخته شده اند ممکن است اولین شواهدی را ارائه دهند که هیچ تفکیک آناتومیکی بین کدگذاری ارزش پیش بینی شده مثبت (اشتها) و منفی (بدتر) وجود ندارد. در دو مطالعه FMRI مرتبط ، تام و همکاران (2007) و پلاسمان و همکاران.(2010) دریافت که همان منطقه VMPFC/MOFC با سودهای بالقوه پولی مثبت است و با ضررهای احتمالی منفی است ، و Plassmann و همکاران (2010) دریافتند که فعالیت VMPFC/MOFC با اشتیاق غذاها و از نظر منفی با بیگانگی آنها ارتباط دارد (شکل 13. 2b ، مناطقی که به رنگ قرمز مشخص شده اند را ببینید). روی هم رفته ، این نتایج شواهد بیشتری را ارائه می دهد که نشان می دهد VMPFC/MOFC ورودی های مختلفی را در "ارز مشترک" ارزیابی پیش بینی شده مستقل از نوع یا ظرفیت محرک ادغام می کند.

سوال جالب دوم این است که آیا این ادغام به منابع شناختی کامل تصمیم گیرنده نیاز دارد یا اینکه آیا تصمیم گیرنده دائماً ارزش پیش بینی شده گزینه های انتخاب را در محیط خود به شیوه ای خودکارتر نظارت می کند؟چندین مطالعه شواهدی را برای دومی ارائه می کنند (لبروتون و همکاران، 2009؛ اسمیت و همکاران، 2010؛ توشه و همکاران، 2010). برای مثال، مطالعه ای توسط Lebreton و همکارانش گزارش داد که فعالیت vmPFC/mOFC ترجیحات شرکت کنندگان را برای محرک ها منعکس می کند، حتی زمانی که آنها نیازی به انتخاب بین آن ها نداشتند و در عوض از آنها خواسته شد تا درباره محرک ها قضاوت غیرمرتبط مانند قضاوت در مورد جنسیت داشته باشند. فرد نشان داده شده در آزمایش (لبروتون و همکاران، 2009). نتایج مشابهی توسط لوی و همکارانش یافت شد که یک کار مشاهده غیرفعال از کالاهای مصرفی مختلف را اعمال کردند در حالی که مغز افراد با استفاده از fMRI اسکن شد (لوی و همکاران، 2011). آنها سپس از فعال سازی مغز از مناطق از پیش تعریف شده مورد علاقه برای پیش بینی انتخاب های بعدی بین کالاهای مشابه خارج از اسکنر استفاده کردند. آنها دریافتند که فعالیت عصبی در vmPFC در غیاب انتخاب، انتخاب های بعدی را پیش بینی می کند.

یک مطالعه توسط Tusche و همکارانش از این یافته ها با استفاده از یک رویکرد رمزگشایی چند متغیره پشتیبانی می کند (Tusche et al. ، 2010). نویسندگان فعالیت عصبی گروهی از شرکت کنندگان را که به آنها دستور داده شده بود به اشیاء مختلف توجه کنند و جذابیت خود را با فعالیت عصبی از گروه دوم از شرکت کنندگان که از محصولات پریشان شده بودند و توجه آنها به جای دیگر بود ، مقایسه کردند. پس از اسکن ، از شرکت کنندگان خواسته شد که تمایل خود را برای خرید هر محصول اعلام کنند. سپس نویسندگان از یک روش رمزگشایی چند متغیره برای شناسایی مناطق مغزی که اهداف خرید را در هنگام قرار گرفتن در معرض محصول پیش بینی کرده و الگوهای فعال سازی را برای هر دو گروه مقایسه می کنند ، به کار بردند. مطابق با یافته های مورد بررسی در بالا ، نویسندگان یافتند که الگوهای فعال سازی در VMPFC/MOFC گزینه های پیش بینی شده در گروه بالا و کم توجه را پیش بینی کرده اند. نکته قابل توجه ، انتخاب های مصرف کننده را می توان به همان اندازه به خوبی با توجه و گروه توجه بالا پیش بینی کرد. این نشان می دهد که ارزیابی عصبی محصولات و پردازش مربوط به انتخاب مرتبط در VMPFC/MOFC لزوماً به پردازش توجه موارد موجود بستگی ندارد. یک مطالعه مرتبط از LITT و همکارانش نشان داده است که سیگنال های ارزیابی پیش بینی شده در VMPFC/MOFC توسط شادی گزینه های موجود برای انتخاب هدایت نمی شوند (Brendl et al. ، 2000).

به طور کلی ، این یافته ها بر این ایده تأکید می کنند که سیگنال های ارزیابی پیش بینی شده در VMPFC/MOFC به طور مداوم ، در زمان واقعی ، حتی بدون در دسترس بودن منابع شناختی کامل تصمیم گیرنده محاسبه می شوند. این به نظر می رسد برای تسهیل تصمیم گیری سریع ، ایده ای که توسط یک مطالعه ردیابی چشم توسط Milosavljevic و همکاران تأیید شده است ، نشان می دهد که تصمیم گیرندگان قادر به تصمیم گیری مبتنی بر ارزش هستند (یعنی مطابق با ترجیحات عمدی خود) در حدود یک سوم از یک سومدوم (Milosavljevic و همکاران 2011). با این وجود ، برخی از شواهد نیز در برابر این ایده وجود دارد که سیگنال های ارزیابی در VMPFC/MOFC به طور خودکار تولید می شوند. در سه آزمایش از Plassmann و همکارانش ، سیگنال BOLD VMPFC/MOFC مربوط به ارزش ناپدید می شود وقتی که به شرکت کنندگان گزینه ای برای انتخاب داده نمی شود ، اما در عوض به آنها دستور داده می شود بدون در نظر گرفتن ترجیحات آنها (آزمایش های اجباری) انتخاب یا پیشنهاد خود را انجام دهند (Plassmann et al ". ، 2007 ، 2010). یک احتمال این است که دستورالعمل صریح برای ارزیابی گزینه ای برای انتخاب ، فرآیندهای ارزیابی ضمنی تر را سرکوب می کند. به طور کلی ، با این حال ، مفهوم یک فرآیند ارزیابی پویا و اتوماتیک در VMPFC/MOFC به خوبی با یک دیدگاه تکاملی که در آن سیستم های عصبی به طور مداوم بر گزینه های موجود در هر زمان نظارت می کنند ، چه به طور همزمان یا پی در پی ، به منظور تسهیل رفتار تطبیقی ، هماهنگ می شوند. بشربه ندرت در طبیعت ، ارگانیسم با یک مشکل تصمیم گیری باینری روبرو می شود که به این ترتیب ارائه شده است و به نظر می رسد که این نوع معماری در تنظیمات طبیعی تر عملکرد خوبی داشته باشد ، نکته ای که در فصل 22 به تفصیل انجام می شود (و در استفان و اندرسون ، 2001).

تحقیقات در اقتصاد رفتاری نشان می دهد که ترجیحات ، و با گسترش سیگنال های ارزیابی که زیربنای آنها هستند ، پایدار نیستند ، اما می توانند با گذشت زمان تغییر کنند و با زمینه متفاوت باشند (Bettman et al. ، 1998 ؛ Slovic ، 1995). شواهدی وجود دارد که نشان می دهد سیگنال های ارزیابی در OFC نسبت به مقیاس های زمانی مختلف متفاوت است. در کوتاه مدت ، سیگنال های ارزشیابی که توسط نورون های OFC انجام می شود پایدار و سازگار هستند ، مستقل از آن که محرک های دیگر در مجموعه انتخاب قرار دارند (Padoa-Schioppa and Assad ، 2008). در مقیاس های طولانی تر ، سیگنال های ارزشیابی که توسط نورونهای OFC انجام می شود ، با دامنه مقادیر موجود برای انتخاب سازگار می شوند ، به همان اندازه که نورون ها در مناطق حسی با دامنه انرژی محرک در محیط سازگار هستند (کوبایاشی و همکاران ، 2010). دی مارتینو و همکارانش شواهدی برای هر دو ارزش مطلق و نسبی در سیگنال جسورانه در انسان OFC پیدا کردند (د مارتینو و همکاران ، 2006 ، 2009). دقیقاً چگونه چنین مقیاس بندی زمانی رمزگذاری نسبی و مطلق از ارزش ذهنی در OFC مربوط به قوام و وابستگی به متن مشاهده شده در رفتار انتخاب انسان است.

URL: https://www. sciencedirect. com/science/article/pii/b9780124160088000139

تصمیم گیری در اختلال قمار

وزن احتمالی

عملکرد وزن گیری احتمال دومین مؤلفه اصلی نظریه چشم انداز است. این عملکرد رابطه بین احتمال عینی یک رویداد و درک ذهنی از آن احتمال را توصیف می کند [28]. از نظر کلاسیک ، وقایع کم کار مانند احتمال مرگ در یک تصادف دلهره آور بیش از حد تخمین زده می شود و حوادث با احتمال زیاد (مانند میزان مرگ و میر برای بیماری های قلبی یا سرطان) دست کم گرفته می شوند [18]. این به عنوان یک تابع غیرخطی (sigmoidal) بیان شده است که می تواند برای یک شرکت کننده با استفاده از یک روش تنظیم مشابه آنچه که در ابتدا برای بیزاری از دست دادن توضیح داده شد ، تخمین زده شود [29].

تفاوت های فردی در شکل عملکرد وزن احتمالی ممکن است برای رفتار قمار بسیار مرتبط باشد. قرعه کشی ها به عنوان نمونه بارز این امر خدمت می کنند. شانس برنده شدن در جکپات در لوتو 649 کانادایی 1 در 13. 983،816 است. انسان ها از هر 14 میلیون مفهوم آماری دقیق 1 ندارند و حتی تمایل ضعیفی به اضافه وزن این احتمال ممکن است باعث شود افراد به امید پیروزی جکپوت بلیط بخرند. در تجزیه و تحلیل فروش بلیط قرعه کشی در دو ایالت ایالات متحده ، لیون و قززی [30] هیچ حساسیتی به تغییرات پی در پی در شانس پیروزی پیدا نکردند ، اما با معرفی حداقل جکپوت بیش از 1 میلیون دلار ، فروش افزایش یافت. البته احتمال پیروزی در سایر اشکال قمار اغلب شدیدتر است. به عنوان مثال ، حدس زدن قرمز یا سیاه در رولت. اما افزایش درجه اعوجاج در عملکرد احتمالی وزن نیز ممکن است حساسیت قمارباز را نسبت به تغییرات کوچک در شانس در محدوده میانی کاهش دهد [29]. در یک مطالعه رفتاری با مقایسه بازیکنان پوکر با تجربه (اما غیر پاتولوژیک) در برابر بازیکنان پوکر پاتولوژیک ، قماربازان آسیب شناسی در برآورد احتمال خود برای دست های مختلف ، خطای بیشتری را نشان دادند و به احتمال زیاد در مقایسه با گروه متخصص بازی می کردند که در دست های کم قابلیت بازی کنند. 31]

در رابطه با عملکرد وزن گیری احتمال با قمار بی نظم ، یک مطالعه نمونه توسط Ligneul و همکاران.[29] قماربازان پاتولوژیک و کنترل های سالم را با استفاده از روش معادل اطمینان آزمایش آزمایش کردند. قماربازان پاتولوژیک به جای نمایش درجه بیشتری از اعوجاج (به عنوان مثال ، شکل S اغراق آمیز) ، ارتفاع کلی را در احتمال ذهنی در طیف گسترده ای از شانس های 0 تا 1 نشان دادند ، اثری که بیشتر با شدت قمار در پاتولوژیک ارتباط داشتقماربازان و "وابستگی قمار" در گروه سالم. این داده ها با آنهایی که از یک مطالعه عصبی روانی است که در آن قماربازان مشکل در کار قمار کمبریج قرار داده اند ، در طیف وسیعی از احتمالات از بالا (60 ٪) تا عدم اطمینان کم (90 ٪) قرار می گیرند [32].

برخی از بینش های بیشتر در مورد ارزیابی احتمال در قمار بی نظم از مطالعات مربوط به تنزیل احتمالی به دست آمده است که به تمایل به انتخاب پاداش های خاص به جای پاداش های نامشخص بزرگ تر اشاره دارد. در حالی که تخفیف تاخیری به طور گسترده در زمینه اعتیاد به مواد و قمار بی نظم [33] مورد مطالعه قرار گرفته است، تنزیل احتمالی کمتر مورد توجه قرار گرفته است اما از نظر پدیدارشناسی سازه مرتبط تر است (همچنین به فصل 7 مراجعه کنید). در گرایش ثابت آنها به انتخاب قمارهای نامطمئن پرخطر، ممکن است انتظار داشته باشیم که قماربازان مشکل دار تخفیف احتمالی تند کمتری نشان دهند و این در یک مطالعه تأیید شده است [34]. میدل و همکاران[35] افراد مبتلا به اختلال قمار را اسکن کرد، زیرا آنها تصمیمات تاخیری و احتمالی تخفیف را می گرفتند. گروه قمار تخفیف تاخیر شدیدتر و یک اثر روند به سمت تخفیف احتمالی کم عمق را نشان داد (که احتمالا با توجه به حجم نمونه کوچک برای تصویربرداری عصبی ضعیف بود). در مدل سازی چگونگی تغییر پاسخ عصبی به پاداش به عنوان تابعی از تاخیر و عدم قطعیت آن، قماربازان نمایش های ارزش قوی تری را در جسم مخطط شکمی در طول تخفیف تاخیری نشان دادند (مطابق با ترجیح آنها برای پاداش های فوری)، همراه با نمایش های ارزش ضعیف تر در همان منطقه در طولتنزیل احتمالیدر جستجوی توصیف رسمی تر تابع وزن دهی احتمال، یک مطالعه PET با استفاده از لیگاند گیرنده دوپامین D1 در شرکت کنندگان سالم نشان داد که اتصال پایین تر D1 در جسم مخطط، قوی ترین تمایل به اضافه وزن با احتمال کم و کم وزنی با احتمال زیاد را پیش بینی می کند [36]. در مقابل، با استفاده از fMRI، Tobler et al.[37] مشارکت قشر پیش پیشانی را در پردازش تحریف احتمالات برجسته کرد: کدگذاری احتمال تقریباً در داخل جسم مخطط خطی بود، در حالی که قشر جلوی پیشانی پشتی جانبی (PFC) رویدادهای با احتمال کم اضافه وزن و رویدادهای با احتمال بالا کم وزن بود، که منعکس کننده سوگیری معمولی انسان است.

آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیکا زارعی بازدید : 32 تاريخ : شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 16:09