دولت خوب چیست؟

ساخت وبلاگ

شناخت تدریجی جهانی از نیاز به حاکمیت خوب فقط از دهه 1990 به بعد پدیدار شد. اگرچه معانی مختلف حاکمیت خوب وجود دارد ، این اصطلاح به طور کلی با اهداف سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی همراه است که برای دستیابی به توسعه ضروری تلقی می شود. از این رو ، حاکمیت خوب فرایندی است که به موجب آن نهادهای دولتی امور عمومی را انجام می دهند و منابع عمومی را به شکلی مدیریت می کنند که حاکمیت قانون و تحقق حقوق بشر را ترویج می کند (حقوق مدنی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی). در سال 1996 ، صندوق بین المللی پول (IMF) اظهار داشت كه "ارتقاء حكومت خوب در تمام جنبه های خود ، از جمله با اطمینان از قانون ، بهبود كارآیی و پاسخگویی بخش دولتی و مقابله با فساد ، عناصر اساسی یك چارچوب هستند. در آن اقتصاد می تواند پیشرفت کند. "امروزه اصطلاح حاکمیت خوب معمولاً توسط سازمان های توسعه ملی و بین المللی استفاده می شود. با این حال ، معنی و دامنه آن همیشه مشخص نیست. در حالی که این انعطاف پذیری یک کاربرد متنی از اصطلاح را امکان پذیر می کند ، عدم وضوح مفهومی می تواند منبع دشواری در سطح عملیاتی باشد. در بعضی موارد ، حاکمیت خوب به "کلمه کلیدی یک اندازه" تبدیل شده است که فاقد معنای و محتوای خاص است (جانستون ، 2002 ، ص 7).

جانستون (2002 ، ص 1-2) حاکمیت خوب را به عنوان "روشهای قانونی ، پاسخگو و مؤثر برای به دست آوردن و استفاده از قدرت و منابع عمومی در دستیابی به اهداف اجتماعی پذیرفته شده" تعریف می کند. این تعریف حاکمیت خوب را با حاکمیت قانون ، شفافیت و پاسخگویی پیوند می دهد و مظهر مشارکت بین دولت و جامعه و در بین شهروندان است. به همین ترتیب ، رز-بازیگر (2016 ، ص 1) نشان می دهد که حاکمیت خوب به "انواع ساختارهای نهادی که هر دو نتایج اساسی خوب و مشروعیت عمومی را ارتقا می بخشد" اشاره دارد. دولت خوب همچنین با بی طرفی همراه است (روتشتاین و وارایش ، 2017) ، جهانی گرایی اخلاقی (مونگیو پیپیدی ، 2015) و دستورات دسترسی آزاد (North ، Wallis and Weingast ، 2009).

به گفته دفتر سازمان ملل متحد کمیساریای عالی حقوق بشر (OHCHR) ، سؤال اصلی برای ارزیابی حاکمیت خوب این است: آیا نهادهای حاکمیت به طور موثری حق سلامتی ، مسکن کافی ، غذا کافی ، آموزش کیفیت ، عدالت و شخصی را تضمین می کنند. امنیت؟عناصر اصلی حاکمیت خوب شامل شفافیت ، یکپارچگی ، قانونی بودن ، سیاست صوتی ، مشارکت ، پاسخگویی ، پاسخگویی و عدم وجود فساد و تخلف است. برای بحث در مورد رابطه بین یکپارچگی و قانونی بودن و بحث بیشتر در مورد یکپارچگی در بخش دولتی ، به ترتیب به ماژول 12 و ماژول 13 سری ماژول های دانشگاه E4J در مورد یکپارچگی و اخلاق مراجعه کنید.

بانک جهانی حاکمیت خوبی را از نظر سنت ها و نهادهایی که توسط یک کشور در یک کشور اعمال می شود ، تعریف می کند. این شامل 1) فرایندی است که دولت ها توسط آن انتخاب ، نظارت و جایگزین می شوند. 2) ظرفیت دولت برای تدوین و اجرای مؤثر سیاست های صوتی. و 3) احترام شهروندان و دولت برای مؤسساتی که حاکم بر تعامل اقتصادی و اجتماعی در بین آنها هستند (Kaufmann ، Kraay و Zoido-Lobatón ، 1999). این تعریف یکی از متداول ترین تعاریف حاکمیت خوب است و اساس شاخص های حاکمیت گسترده در سراسر جهان ، که در زیر مورد بحث قرار می گیرد ، تشکیل می دهد.

با این حال ، این تعریف گسترده به دلیل مخلوط کردن محتوای سیاست ("سیاست های صوتی") و رویه ها ("قانون قانون") و همچنین ارزیابی شهروندان ("احترام") و برای مراجعه به هر دو موسسه ای که دسترسی به آنها را فراهم می کنند مورد انتقاد قرار گرفته است. قدرت سیاسی و کسانی که قوانین و سیاست ها را اعمال و پیاده سازی می کنند (روتشتاین و تورل ، 2008). گنجاندن "سیاستهای صوتی" در این تعریف این سؤال را ایجاد می کند که آیا واقعاً می توان از متخصصان بین المللی (عمدتا اقتصادی) دانست که "سیاست های صوتی" چه چیزی را تشکیل می دهد؟به عنوان مثال ، باید حقوق بازنشستگی یا مراقبت های بهداشتی یا آموزش و پرورش خصوصی یا بودجه عمومی باشد یا باید مخلوط شود؟تا چه اندازه باید مؤسسات مالی تنظیم شوند؟بدیهی است که برخی از نهادهای سیاسی یا جنبه های سیاست هنگام تعیین کیفیت دولت از دیگران مهمتر هستند (روتشتاین و تورل ، 2008).

به همین ترتیب ، کیفر (2004 ، ص 5) نسبت به تعاریف گسترده هشدار می دهد که مطالعه حاکمیت را به کلیه سؤالات مربوط به نحوه اداره گروه های مردم گسترش می دهد ، زیرا این امر همه زمینه های علوم سیاسی را پوشش می دهد. این همچنین مطابق با انتقادات Grindle است که این اصطلاح شامل بسیاری از موارد "خوب" است که به یک عبارت همه چیز تبدیل شده است و به اندازه کمی بیشتر از یک لیست چک افزودنی خدمت می کند. در نتیجه ، پزشکان توسعه و مقامات دولتی "برای دستیابی به حاکمیت خوب ، با لیست های طولانی" کارهایی که باید انجام شود "با راهنمایی های اندک در مورد نحوه انتخاب و انتخاب آنها به عنوان اولویت ها" ادامه می دهند (2007 ، ص 571). Grindle همچنین استدلال می کند که تنور به شدت هنجاری آن بدان معنی است که ، اول ، چشم انداز دستیابی به حاکمیت خوب می تواند بسیار زیاد باشد ، به ویژه برای کشورهای فقیر. دوم ، این اصطلاح در تمایز بین خصوصیات مختلف نهادی و اصول اساسی تر که می توانند به اهداف مشابه دست یابند ، تمایز قائل نمی شود. سوم ، با نادیده گرفتن موضوعات کلیدی اقتصاد سیاسی و روابط قدرت ، این مفهوم راهنمایی مفیدی در مورد چگونگی دستیابی به آن ارائه نمی دهد.

در راستای این انتقادها ، کیفیت مؤسسه دولتی (QOG) دانشگاه گوتنبرگ ، سوئد ، از استفاده از اصطلاح "حاکمیت" به این دلیل که بازپرداخت آن به حدی گسترده شده است ، اجتناب می کند که در خدمت هدف تحلیلی کمی است. درعوض ، آن را بر کیفیت دولت به خودی خود ، به ویژه در رابطه با تعدادی از زمینه های خاص سیاست ، مانند بهداشت ، محیط زیست ، سیاست های اجتماعی و فقر متمرکز می کند. نکته عزیمت QOG این است که در همه جوامع کیفیت نهادهای دولتی برای بهزیستی شهروندان آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. QOG مجموعه ای از مؤسسات سیاسی و فرآیندهای با بیش از 2500 متغیر را تهیه کرد ، از جمله شاخص های مؤسسات رسمی و غیر رسمی که ممکن است بر میزان فساد مانند حاکمیت قانون ، عدالت ، کثرت گرایی سیاسی و دسترسی به دانش ، اطلاعات و آموزش تأثیر بگذارد.

حاکمیت خوب و توسعه پایدار

حاکمیت خوب برای دستیابی به توسعه پایدار و بهزیستی انسان مهم است. مطالعات تجربی نشان می دهد که حاکمیت خوب ، بر خلاف دموکراتیک سازی ، تأثیرات مثبتی بر اقدامات اعتماد اجتماعی ، رضایت از زندگی ، صلح و مشروعیت سیاسی دارد (Ghosh and Siddique ، 2015 ؛ Rose-ackerman ، 2016 ؛ Rothstein and Teorell ، 2008). مطالعات همچنین نشان می دهد که حاکمیت خوب ارزیابی های زندگی را به طور مستقیم بهبود می بخشد ، زیرا مردم در زمینه دولت خوب زندگی می کنند (OTT ، 2010) ، یا به طور غیرمستقیم زیرا حاکمیت خوب افراد را قادر می سازد تا به سطح بالاتری از چیز دیگری که مستقیماً برای چاه آنها مهم است ، دست یابند-بودن. این به ویژه مربوط به کنترل فساد است ، که نشان داده شده است که به طور مستقیم و غیرمستقیم بر رفاه تأثیر می گذارد. عدم وجود فساد اغلب نشان داده شده است که باعث افزایش کارایی شرکت های دولتی و خصوصی می شود و بنابراین شرایط مطلوبی را برای رشد اقتصادی ایجاد می کند. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد سطوح بالاتر اعتماد عمومی و خاص باعث افزایش خوشبختی افراد حتی فراتر از درآمد بالاتر می شود (Mungiu-Pippidi ، 2015). به عنوان مثال ، Helliwell و دیگران (2018) دریافتند که تغییر در کیفیت ارائه خدمات دولتی در ارزیابی زندگی شهروندان نقش مثبتی دارد.

بر این اساس ، مفاهیم مدرن از حاکمیت خوب برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDG) ضروری است. از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مؤسسات مؤثر ، پاسخگو و فراگیر در همه سطوح ". SDG های دیگر نیز به شدت با حكومت خوب مرتبط هستند: به عنوان مثال ، SDG 10 به كاهش نابرابری ها و ترویج گنجاندن اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی همه مردم اشاره دارد. به طور کلی ، دستیابی به همه SDG ها به حاکمیت خوب بستگی دارد. از این گذشته ، توسعه پایدار مستلزم آن است که افراد قدرتمند به حقوق بشر احترام بگذارند و در جهت ریشه کن کردن فقر ، پرداختن به گرسنگی ، تأمین مراقبت های بهداشتی خوب و آموزش با کیفیت برای شهروندان خود ، تضمین برابری جنسیتی ، کاهش نابرابری و غیره تلاش کنند. برای بحث مرتبط در مورد چگونگی تأثیر فساد بر SDG ها ، به پیوست ماژول 1 سری ماژول های دانشگاه E4J در مورد ضد فساد مراجعه کنید.

اصول حاکمیت خوب

حكومت خوب به شدت با مبارزه با فساد مرتبط است. بر این اساس ، برخی از اصول اصلی حاکمیت خوب نیز اصول ضد فساد است. ادبیات حاکمیت خوبی را با سیستم های سیاسی مشخص می کند:

  1. مشارکتی ؛
  2. مطابق با حاکمیت قانون ؛
  3. شفاف
  4. پاسخگو ؛
  5. اجماع گرا ؛
  6. عادلانه و فراگیر ؛
  7. موثر و کارامد؛وت
  8. پاسخگو (روتشتاین و تورل ، 2008 ؛ سازمان ملل ، 2009).

هنگامی که سیستم های سیاسی به این هشت اصل رعایت نمی کنند ، ممکن است نهادهای آنها نتوانند خدمات عمومی را ارائه دهند و نیازهای مردم را برآورده کنند. اصل ششم به ویژه ارزش تأکید دارد زیرا تضمین می کند که نظرات اقلیت ها مورد توجه قرار می گیرد و صدای آسیب پذیرترین جامعه در تصمیم گیری شنیده می شود. هر هشت اصل در بندهای زیر شرح داده شده است.

1. مشارکت

اشاره به فرصتی برای مشارکت فعال همه بخش های جامعه در روند تصمیم گیری در مورد همه موضوعات مورد علاقه است. مشارکت با فعال کردن محیط هایی که اطلاعات مربوطه به طور مناسب به موقع منتشر می شود ، تقویت می شود تا همه افراد نگران بتوانند نظر خود را به روشی نامحدود ابراز کنند. برای نمونه ای از شاخص های دسترسی و مشارکت شهروندان ، به Linares (2016) مراجعه کنید. از نظر مبارزه با فساد ، خاطرنشان می شود که ماده 13 UNCAC به کلیه کشورها نیاز دارد تا مشارکت فعال افراد و گروه ها را در خارج از بخش دولتی ، مانند جامعه مدنی ، سازمان های غیر دولتی و سازمان های مبتنی بر جامعه ، ارتقا دهند. در پیشگیری و مبارزه با فساد ". برای بحث بیشتر در مورد این موضوع ، به ماژول 10 سری ماژول دانشگاه E4J در مورد ضد فساد مراجعه کنید.

2. حاکمیت قانون

اعمال قدرت دولت با استفاده و هدایت استانداردهای منتشر شده است که ارزشهای اجتماعی را به طور گسترده پشتیبانی می کند ، از خاصیت گرایی جلوگیری می کند و از حمایت عمومی مبتنی بر آن لذت می برد (جانستون ، 2002). این بدان معناست که چارچوب های حقوقی وجود دارد ، قانون و نظم وجود دارد ، سیستم عدالت مستقل و مؤثر است ، حقوق مالکیت و قراردادها اجرا می شود ، هنجارهای حقوق بشر اجرا می شوند و محدودیت های قانون اساسی در مورد قدرت اجرایی وجود دارد. علاوه بر این ، قوانین باید به نیازهای جامعه پاسخگو باشند ، منصفانه و بی طرف اعمال شوند. خاطرنشان می شود که تقریباً در هر ایالت ، از جمله فاسد و سرکوبگر ، می تواند قوانینی را تصویب و اجرا کند که الزامات فوق را تضمین نمی کند. با این حال ، حاکمیت واقعی قانون مستلزم همکاری دولت و جامعه است و نتیجه فرایندهای اجتماعی پیچیده و عمیقاً ریشه دار است. Fukuyama (2013) بین "حاکمیت قانون" و "حاکم بر قانون" متمایز می شود."حاکمیت قانون" به استفاده اجرایی از قانون و بوروکراسی به عنوان ابزاری برای قدرت اشاره دارد ، در حالی که "قانون قانون" زمانی است که خود اجرایی با همان قوانینی که برای همه افراد اعمال می شود محدود شود. سازمان ملل با جمع کردن همه این عناصر ، قانون قانون را اینگونه تعریف می کند:

یک اصل حاکمیتی که در آن همه اشخاص ، نهادها و نهادها ، دولتی و خصوصی ، از جمله خود دولت ، در برابر قوانینی که به طور عمومی منتشر می شوند ، به همان اندازه اجرا می شوند و به طور مستقل مورد قضاوت قرار می گیرند ، و مطابق با هنجارها و معیارهای بین المللی حقوق بشر هستند. همچنین برای اطمینان از پیروی از اصول برتری حقوق ، برابری قبل از قانون ، پاسخگویی به قانون ، انصاف در اعمال قانون ، جدایی اختیارات ، مشارکت در تصمیم گیری ، اطمینان قانونی ، اجتناب ، نیاز به اقداماتی دارد. از خودآگاهی و شفافیت رویه ای و قانونی (سازمان ملل ، 2004).

نمونه هایی از شاخص ها و اندازه گیری های مربوطه شامل شاخص قانون قانون عدالت جهانی و شاخص های قانون سازمان ملل است.

3. شفافیت

در جایی وجود دارد که روند تصمیم گیری توسط افراد قدرتمند توسط اعضای نگران جامعه قابل بررسی باشد. شفافیت به مشارکت استوار است: مقامات باید اطلاعات را در دسترس قرار دهند ، و باید افراد و گروه هایی با دلایل و فرصت هایی برای استفاده از آنها وجود داشته باشند. مهمترین آنها یک قوه قضاییه مستقل و یک مطبوعات آزاد ، رقابتی ، مسئول و همچنین یک جامعه مدنی فعال و مهم است (جانستون 2002). قوانین و رویه ها باید برای بررسی و قابل درک باشند ، این بدان معناست که یک دولت شفاف روشن می کند که چه کاری انجام می شود ، چگونه و چرا اقدامات انجام می شود ، چه کسی درگیر است و با چه تصمیمات استاندارد گرفته می شود. شفافیت همچنین یکی از مهمترین اصول اساسی مبارزه با فساد است. در همین راستا ، ماده 10 UNCAC احزاب دولتی را ملزم به انجام اقدامات لازم برای تقویت شفافیت در نهادهای دولتی خود می کند. شفافیت به منابع قابل توجهی و سیستمی نیاز دارد که جریان آزاد اطلاعات مربوطه و به راحتی در دسترس را برای ذینفعان به روشی قابل درک فراهم کند ، به طوری که تصمیمات و اجرای آنها به راحتی قابل کنترل است. برای بررسی شاخص های جهانی شفافیت ، به ویلیامز (2014) و شاخص یکپارچگی عمومی مراجعه کنید ، که به عنوان مثال شفافیت بودجه را شامل می شود. برای بحث بیشتر در مورد این موضوع ، به ماژول 10 سری ماژول دانشگاه E4J در مورد ضد فساد مراجعه کنید.

4. پاسخگویی

در جایی وجود دارد که نهادها و فرایندها به راحتی به همه ذینفعان به شیوه ای سریع و مناسب خدمت می کنند تا از منافع همه شهروندان محافظت شود. پاسخگویی همچنین به شناسایی و پرداختن به شیوه های تبعیض آمیز مؤثر بر گروه های قومی یا اقلیت ، از جمله پاسخگویی جنسیتی و مشارکت همه جنسیت ها در حاکمیت اشاره دارد. مکانیسم های بهبود پاسخگویی ممکن است شامل عدم تمرکز انتخابی باشد ، به طوری که ظاهراً دولت های محلی بیشتر با نیازهای نمایندگان خود مطابقت دارند و می توانند سریعاً به مردم خدمت کنند ، که به نوبه خود می توانند بیشتر درگیر تصمیم گیری شوند. منشورهای شهروندان و قوانین تسهیل همچنین می توانند با ارائه بازه های زمانی برای هر مرحله در دستیابی به خدمات خط مقدم ، خطوط و کارکنان اختصاص داده شده برای دریافت و حضور در شکایات و شکایات ، پاسخگویی را افزایش دهند. اندازه گیری پاسخگویی برای اهداف مقایسه ، به ویژه در سطح بین المللی دشوار است. برای یک چارچوب خاص بخش برای نشان دادن پاسخگویی در مراقبت های بهداشتی ، به De Silva (n. d.) مراجعه کنید. برای بحث بیشتر در مورد پاسخگویی جنسیتی در زمینه حاکمیت ، به ماژول 8 سری ماژول های دانشگاه E4J در مورد ضد فساد ، ماژول 5 و ماژول 9 سری ماژول های دانشگاه E4J در مورد یکپارچگی و اخلاق و ماژول 9 دانشگاه E4J مراجعه کنید. سری ماژول در مورد پیشگیری از جرم و عدالت کیفری.

5- جهت گیری اجماع

تضمین می کند که سیستم های موجود به بهترین منافع جامعه خدمت می کنند. این ممکن است یکی از دشوارترین اصول باشد ، زیرا احتمالاً هر عمل یا سیاست ممکن است گروه های مختلف جامعه را به روش های مختلف و غالباً متضاد تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین ، دیدگاه های مختلف باید در نظر گرفته شود. برای رسیدن به یک سازش ، باید یک ساختار واسطه گری قوی ، بی طرف و انعطاف پذیر وجود داشته باشد تا به بهترین منافع کل جامعه ارائه شود. جلسات عمومی ، همه پرسی ، تالارهای بحث و گفتگو ، حق قانونی شهروندان برای دادخواست رهبران در مورد سیاست و مکانیسم مشاوره نمونه هایی از وسیله ای برای کار در جهت دستیابی به اجماع یا حداقل سازش است.

6. عدالت و فراگیر بودن

در جایی وجود دارد که همه فرصت هایی برای بهبود یا حفظ رفاه خود دارند. این بدان معناست که همه اعضای جامعه ، به ویژه آسیب پذیرترین افراد ، در سیاست گذاری مورد توجه قرار می گیرند و هیچ کس احساس بیگانگی ، محروم یا پشت سر می گذارد. حاکمیت خوب خواستار توجه ترجیحی به گرفتاری فقیر ، حاشیه نشین و نیازمندان است. این مطابق با اصول انصاف راولز است که براساس آن بدترین وضعیت در جامعه باید معامله عادلانه ای دریافت کند. به گفته راولز (1971) ، سیاست های اجتماعی و اقتصادی باید دو شرط را برآورده سازد: اولاً ، این دفاتر و مواضع برای همه در شرایط برابری عادلانه فرصت باز هستند ، و ثانیاً ، آنها بیشترین سود را برای کمترین حد فراهم می کننداعضای جامعه (اصل تفاوت). مالیات مترقی ، مراقبت های پزشکی رایگان و مسکن یارانه ای نمونه هایی از مکانیسم های عدالت است. متداول ترین معیار نابرابری ، هرچند ناقص ، شاخص جینی است که توزیع آماری درآمد یا ثروت ساکنان یک کشور را اندازه گیری می کند. اقدام دیگر درصد افرادی که در زیر خط فقر زندگی می کنند ، تنظیم شده اند تا موقعیت های محلی را منعکس کنند. بحث های بیشتر در مورد عدالت و برابری ، به ویژه در زمینه دنیای متنوع و جهانی ، را می توان در ماژول 5 سری ماژول های دانشگاه E4J در مورد یکپارچگی و اخلاق یافت.

7. اثربخشی و کارآیی دولت

در جایی وجود دارد که فرآیندها و نهادها بهترین استفاده را از منابع برای تولید نتیجه ای که نیازهای جامعه را برآورده می کند ، استفاده می کنند. اثربخشی و کارآیی مستلزم تقویت کیفیت و استاندارد سازی ارائه خدمات عمومی ، حرفه ای سازی بوروکراسی ، تمرکز تلاش های دولت بر عملکردهای حیاتی و از بین بردن افزونگی یا همپوشانی در کارکردها و عملیات است. برای ارائه خدمات عمومی ، آژانس ها باید به سرعت و به اندازه کافی نیازهای شهروندان ، ساده سازی رویه های دولت و کاهش نوار قرمز ، استفاده از فناوری مناسب را در صورت امکان و همچنین هماهنگی فرایندهای بین سازمان های مختلف دولتی برای از بین بردن الزامات اطلاعات اضافی ارائه دهند. مسلماً یک ضرورت هنجاری وجود دارد که زیربنای حاکمیت خوب است ، برای به کار بردن منابع و قدرتها به روشی اخلاقی و حرفه ای که نشان دهنده یکپارچگی است ، ارزش های عمومی و کالاهای عمومی را به حداکثر می رساند (برای بحث بیشتر در مورد ارزش های عمومی ، به ماژول 13 سری ماژول های دانشگاه E4J مراجعه کنیدیکپارچگی و اخلاق). اثربخشی و کارآیی همچنین خواستار این است که اهداف عملکرد فردی با برنامه ها و اهداف آژانس مطابقت داشته باشد. پاداش کافی و جبران خسارت غیر پولی نیز ممکن است برای حفظ صلاحیت و تقویت روحیه لازم باشد. برای نمونه ای از شاخص ، اثربخشی دولت را مشاهده کنید که در شاخص حاکمیت جهانی گنجانده شده است.

8. پاسخگویی

مبتنی بر این اصل است که هر شخص یا گروه مسئول اقدامات خود است ، به ویژه هنگامی که اعمال آنها بر منافع عمومی تأثیر بگذارد. این امر به پاسخگویی یا مسئولیت اقدامات شخص اشاره دارد تا سیستم هایی برای تصمیم گیرندگان در دولت ، بخش خصوصی و سازمان های جامعه مدنی برای پاسخگویی به مردم و همچنین به ذینفعان نهادی وجود داشته باشد. پاسخگویی تا حدودی موضوع طراحی نهادی است و دلالت بر این دارد که بررسی ها و تعادل های رسمی می تواند و باید در هر معماری قانون اساسی ایجاد شود (جانستون ، 2002). ارتقاء مسئولیت پذیری برای پیشگیری از فساد نیز مهم است و یکی از اهداف اصلی کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه فساد است (به ماده 1 UNCAC مراجعه کنید).

پاسخگویی همچنین به انرژی سیاسی نیاز دارد ، به این معنا که "مردم ، گروه های ذینفع ، جامعه مدنی ، دادگاه ها ، مطبوعات و احزاب مخالف باید اصرار داشته باشند که کسانی که حاکم هستند از وظایف قانونی پیروی می کنند و اقدامات خود را توضیح می دهند" و "شیلنگ [خواستار شیلنگ استمسئولیت پذیری باید اطمینان داشته باشد که آنها می توانند با خیال راحت این کار را انجام دهند ، که مقامات صادقانه پاسخ خواهند داد ، و نیازها و خواسته های اجتماعی جدی گرفته می شود "(جانستون ، 2002 ، صص 3-4). بعضی اوقات بین پاسخگویی افقی (چک و تعادل در بخش دولتی) و پاسخگویی عمودی (پاسخگویی دولت ها نسبت به شهروندان خود) تمایز قائل می شود. برای بحث بیشتر در مورد پاسخگویی افقی و عمودی همچنین به ماژول 3 سری ماژول های دانشگاه E4J در مورد ضد فساد مراجعه کنید.

نمونه ای از مکانیسم حاکمیتی یا ابزاری که برای ارتقاء مسئولیت پذیری و حرفه ای طراحی شده است ، کد اخلاق یا یک کد رفتار است. چنین کدهایی ابزارهای اساسی برای ارتقاء یکپارچگی ، صداقت و مسئولیت در بین افراد هستند و طبق ماده 8 UNCAC توصیه می شوند ("هر یک از دولت های دولتی تلاش می کنند تا در سیستم های نهادی و حقوقی خود ، کدها یا استانداردهای رفتار خود اعمال کنند. عملکرد محترم و مناسب از کارکردهای عمومی "). برای بحث بیشتر در مورد کدهای اخلاق یا رفتار ، به ماژول 13 و ماژول 14 سری ماژول دانشگاه در مورد یکپارچگی و اخلاق E4J مراجعه کنید. برای شاخص های پاسخگویی ، به هلند و دیگران مراجعه کنید (2009).

اندازه گیری حاکمیت خوب

این یک کار پیچیده و چالش برانگیز است که میزان حوزه های قضایی مختلف به اصول حاکمیت خوب پایبند باشد. در واقع برخی از این اصول ممکن است با یکدیگر مغایرت داشته باشد. به عنوان مثال ، اثربخشی و کارآیی ممکن است برای دستیابی به عدالت و گنجاندن به خطر بیفتد. شاخص های متداول به گروه زیر از پروکسی ها نمره می دهند: الف) وجود و کیفیت رویه ها ، مانند فرمولاسیون بودجه و تهیه و توضیحات روشن در بوروکراسی. ب) سطح ظرفیت ، مانند متوسط دستیابی به تحصیلات ، صلاحیت های فنی و حرفه ای. ج) خروجی ، مانند نتایج بهداشت و آموزش و در دسترس بودن خدمات. و د) تخمین ها از مشاهده مستقیم.

برخی از محبوب ترین شاخص های مربوط به حاکمیت خوب شاخص های حاکمیت جهانی بانک جهانی (WGI) ، شاخص یکپارچگی عمومی و آزادی مجلس آزادی در گزارش جهانی است. همچنین شاخص هایی با تمرکز منطقه ای مانند شاخص ابراهیم از مدیریت آفریقا وجود دارد. این شاخص ها با بررسی جنبه های مختلف حاکمیت و شاخص های مختلف آنها ، حاکمیت خوب را اندازه گیری می کنند. به عنوان مثال ، WGI بانک جهانی ، که به طور گسترده در سراسر جهان مورد استفاده قرار می گیرد ، با اندازه گیری شش جنبه زیر حاکمیت بر اساس "دیدگاه های تعداد زیادی از شرکت ها ، شهروندان و پاسخ دهندگان نظرسنجی متخصص در کشورهای صنعتی و در حال توسعه ، تلاش می کند تا حكومت خوبی را تعیین كند."(وب سایت WGI):

  • صدا و پاسخگویی: دلالت بر مشارکت شهروندان و رسانه های مستقل از جمله آزادی سیاسی و رسانه ای و همچنین آزادی های مدنی دارد
  • ثبات سیاسی و عدم خشونت/تروریسم: تهدید کودتای دولتی
  • اثربخشی دولت: کیفیت خدمات ملکی
  • کیفیت نظارتی: سیاست های دوستانه بازار
  • حاکمیت قانون: درک جرم ، یک قوه قضاییه مؤثر ، قراردادهای قابل اجرا
  • فساد: کنترل فساد ، از طریق ابزارهای بررسی کامپوزیت اندازه گیری می شود

به عنوان مثال دیگر ، شاخص یکپارچگی عمومی (IPI) به دنبال ارزیابی "ظرفیت جامعه برای کنترل فساد و اطمینان از هزینه منابع عمومی بدون شیوه های فاسد" و همچنین "پاسخگو بودن دولت خود" است (Mungiu-Pippidi و دیگران، 2017). در این زمینه ، IPI جنبه های زیر را اندازه گیری می کند: استقلال قضایی ، بار اداری ، باز بودن تجارت ، شفافیت بودجه ، ادای نامه الکترونیکی و آزادی مطبوعات. با توجه به رویکرد جامع خود در ارزیابی یکپارچگی ، IPI داده های مفیدی در مورد موضوعات حاکمیتی ارائه می دهد. شاخص دیگری که داده های مربوط به حاکمیت را ارائه می دهد ، شاخص قانون قانون جهانی دادگستری است که "اندازه گیری می کند که قانون چگونه توسط عموم مردم بر اساس بیش از 120،000 خانواده و 3،800 نظرسنجی متخصص در سراسر جهان تجربه و درک می شود" (وب سایت WJP).

یک منبع اضافی برای ارزیابی حاکمیت خوب ، بررسی ارزش های جهانی است که رتبه بندی جهانی کشورها را بر اساس چگونگی درک شهروندان کیفیت مدیریت در کشورهای خود ارائه می دهد (ایوانیا و شاه ، 2018). علاوه بر این ، مطالعات بومی شده در مورد موقعیت های خاص ، بینش قابل توجهی را ارائه می دهد اما در کاربرد کلی آنها محدود است (به عنوان مثال ، مور ، 1993 ؛ اولکن و پاند ، 2012).

با این حال ، قابلیت اطمینان کلیه شاخص های فوق به دلیل ارزیابی ذهنی آنها و تعصبات نمونه برداری احتمالی به دلیل درجات مختلف تمایل از طرف پاسخ دهندگان نظرسنجی برای شرکت در آن مورد انتقاد قرار گرفته است. بنابراین باید در نظر داشته باشید که هر یک از این اندازه گیری ها محدودیت های خاص خود را دارند. هر اندازه گیری حاکمیت خوب برای تشخیص برخی موارد و نادیده گرفتن دیگران طراحی شده است. دانش آموزان باید بپرسند: هر متدولوژی دقیقاً چیست و پارامترهای آن را چگونه بیان و ساخته می شود؟بخش دوم این سؤال به این نتیجه می رسد که هر فهرست یا رتبه بندی در واقع اندازه گیری می شود ، بر خلاف آنچه ادعا می کند اندازه گیری می کند.

یکی از دلایل اصلی دشواری در تعریف و اندازه گیری حاکمیت خوب این است که رویکردهای نظری ، روش شناختی و تجربی هر یک از اصطلاح "حاکمیت" را متفاوت می دانند (اندروز ، 2008). یک راه حل احتمالی استفاده از اصطلاح "کیفیت دولت" به جای حاکمیت خوب است ، همانطور که توسط محققانی مانند روتشتاین و تورل (2008) پیشنهاد شده است. با این حال ، تا زمانی که اصطلاح حاکمیت خوب به طور گسترده ای مورد استفاده قرار گیرد ، با وجود چالش های شرح داده شده ، تلاش برای تعریف و اندازه گیری آن مهم است.

آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ملیکا زارعی بازدید : 35 تاريخ : شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 11:42