
آیا ماه اول سال واقعاً زمان خوبی برای سرمایه گذاری است؟دانکن لامونت 130 سال از داده ها را تجزیه و تحلیل می کند.
آیا ماه اول سال واقعاً زمان خوبی برای سرمایه گذاری است؟دانکن لامونت 130 سال از داده ها را تجزیه و تحلیل می کند.

دانکن لامونت ، CFA
رئیس تحقیقات استراتژیک
ژانویه سال 2020 یا یک ماه خوب یا یک ماه بد برای سرمایه گذاری بود. در حالی که 10 نفر از 23 کشور در شاخص جهانی MSCI بازارهای توسعه یافته جهانی بازده مثبتی ایجاد کردند ، بیش از نیمی از دست از دست داده اند. بازده بین 6. 1 ٪ +(پرتغال) و-5. 0 ٪ (اتریش) متغیر بود. عملکرد گذشته راهنمایی برای عملکرد آینده نیست و ممکن است تکرار نشود.
به طور معمول ، من استدلال می كنم كه هر كس كه بر بازده یك ماه متمرکز باشد ، باید صفحات گسترده خود را از بین ببرد و مجبور شود در خطرات كوتاه مدت حضور یابد. اما قرار است ژانویه یک ماه خاص باشد.
روشی مطمئن برای کسب درآمد؟
به اصطلاح "اثر ژانویه" این ایده است که ژانویه معمولاً ماه خوبی برای سرمایه گذاری است. این چیز جدیدی نیستاین نخستین بار در سال 1942 توسط بانکدار سرمایه گذاری ، سیدنی واچل ذکر شد. با این حال ، تا دهه 1970 و 1980 واقعاً برجسته نشد. سپس ، یک مقاله از مقالات تحقیقاتی دانشگاهی بیرون آمد و سعی در تجزیه و تحلیل این ناهنجاری ظاهری داشت و چرا ممکن است وجود داشته باشد [1].
بنابراین ، آیا می توان از این ایده با شواهد سخت حمایت کرد؟خوب ، تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد که در 85 از 130 سال گذشته ، بازار سهام ایالات متحده در ژانویه افزایش یافته است. این ارقام برای برخی از بازارهای دیگر حتی بیشتر است. ژانویه ماه مثبت 71 ٪ از زمان در انگلیس ، 74 ٪ در ژاپن و 78 ٪ در استرالیا بوده است.
اکنون ، البته ، روند کلی در بورس با گذشت زمان به سمت بالا است. بنابراین انتظار دارید شانس مناسبی داشته باشید که بازده در هر ماه معین مثبت باشد. با این حال ، تجزیه و تحلیل ما نشان می دهد که ژانویه بیشتر از ماه های دیگر به پایان رسیده است. تا اینجای کار خیلی خوبه.

و بازده متوسط بلند مدت برای ژانویه نسبت به زمان های دیگر بالاتر بوده است. نه با مقدار کمی. در شدیدترین حالت ، میانگین بازده ژانویه در ژاپن بیش از 2 ٪ بیشتر از میانگین بازده ماهانه در بقیه سال بوده است. این اثر ژانویه در استرالیا و انگلیس نزدیک به 1 ٪ و در ایالات متحده 0. 8 ٪ بوده است.

برتری ظاهری ژانویه فقط "به طور متوسط" درست نیست. نمودار زیر توزیع بازده هایی را که سهام استرالیا در هر ماه طی 130 سال گذشته ایجاد کرده است ، ترسیم می کند. محور افقی دامنه بازده ماهانه را در فواصل 2 ٪ پوشش می دهد. محور عمودی درصد زمان بازده را در هر فاصله 2 ٪ نشان می دهد. ژانویه به رنگ آبی برجسته شده است. توزیع آبی به وضوح در مقایسه با ماه های دیگر به سمت راست منتقل می شود ، به سمت افزایش احتمال نتایج مطلوب تر. بازارهای دیگر تغییر مشابهی را به سمت راست نشان می دهند اما همه به همان اندازه نیستند. از چهار بازار عمده در تجزیه و تحلیل ما ، برای استرالیا و ژاپن بسیار برجسته است اما برای انگلیس و ایالات متحده کمتر است.


از نظر آن ، این نتایج حاکی از آن است که سرمایه گذاران می توانند با زمان بندی سرمایه گذاری های خود بازده جذاب را ایجاد کنند تا همزمان با اثر ژانویه باشد. بنابراین چه چیزی در پشت این ناهنجاری ظاهری وجود دارد؟
توضیحات مربوط به تأثیر ژانویه چیست؟
محبوب ترین توضیحات برای تأثیر ژانویه ، مدیریت مالیات است. این ایده است که سرمایه گذاران قبل از پایان سال ، سهام ضرر و زیان را برای جبران آن ضررها در برابر سود در جای دیگر می فروشند و از این طریق مسئولیت مالیاتی سود سرمایه را کاهش می دهد. آنها سپس این سهام را در ژانویه خریداری می کنند و منجر به موج فشار خرید می شوند.
احتمالاً توضیح محبوب بعدی "پانسمان پنجره" است. این ایده است که ، با نزدیک شدن به پایان سال ، مدیران پول حرفه ای بیشتر به احتمال زیاد اوراق بهادار خود را از سهام خود دور می کنند که باعث می شود هنگام گزارش به مشتری (با فروش بازنده یا دارایی های سوداگرانه تر) ، آنها را بد به نظر برسانند و آنها را جایگزین کنند. با مواردی که باعث می شود آنها بهتر به نظر برسند. این فشار رو به پایین به قیمت ها در اواخر ماه دسامبر وارد می شود و به دنبال آن نوعی بازگشت دوباره در ژانویه پس از کاهش فشار.
بسیاری از تئوری های دیگر وجود دارد ، از جمله این ایده که سرمایه گذاران هر سال جدید را با خوش بینی تجدید شده شروع می کنند و بر این اساس رفتار می کنند. با این حال ، تحقیقات دانشگاهی تلاش کرده است تا دلیل وجود تأثیر ژانویه را به وجود آورد. مطالعات نشان داده است که در شرکت های کوچکتر در ایالات متحده قوی ترین است اما به طور بین المللی به اندازه بی ارتباط نیست [2]. این احتمالاً توضیح می دهد که چرا ایالات متحده در تجزیه و تحلیل های فوق نتیجه کمتری نسبت به سایر بازارها دارد.
اگرچه دانشگاهیان آگاه نیستند ، اما عدم توانایی در توضیح اینکه چرا بازده ها از الگوی پیروی کرده اند ، باید حداقل ، برخی از زنگ های زنگ دار را زنگ بزنند.
اوه اوه ، شاید چنین راهی مطمئن برای کسب درآمد نباشد
یک قانون نسبتاً پذیرفته شده در زندگی این است که اگر چیزی برای درست بودن به نظر می رسد خیلی خوب است ، احتمالاً چنین است. یک قانون به همان اندازه مهم هنگام سرمایه گذاری این است که مگر اینکه بتوانید دلیل اساسی در مورد دلیل وقوع اتفاقی را ارائه دهید ، هیچ دلیلی وجود ندارد که انتظار داشته باشید که در آینده اتفاق بیفتد.
اثر ژانویه در 43 سال گذشته به طور گسترده نوشته شده است و تقریباً 80 سال در آن شناخته شده است. سرمایه گذاران احمق نیستند ، بنابراین انتظار دارید که اگر این کار آسان باشد ، بسیاری از سرمایه گذاران در ماه دسامبر و نه ژانویه ، در انتظار بازده قوی ژانویه خریداری می کردند. این امر باعث افزایش قیمت ها در پایان سال می شود و برخی از عملکردهای پیش بینی شده برای ژانویه را به وجود می آورد. در نتیجه بازده ژانویه کمتر خواهد بود و اثر ژانویه متوقف می شود. این در اصل تعریف یک بازار کارآمد است. این واقعیت که این اتفاق نیفتاده است نشان می دهد که ممکن است پولی آسان نباشد که تحلیل قبلی به تصویر کشیده است.
دلیل دوم عدم ایمان بیش از حد به تأثیر ژانویه این است که تمام توضیحات اساسی برای وجود آن سوراخ هایی در آنها دارد.
- قانون اصلاحات مالیاتی ایالات متحده در سال 1986 به بودجه متقابل نیاز دارد تا حداقل 98 ٪ از سود سرمایه تحقق یافته و درآمد سود سهام حاصل از دوره 12 ماهه منتهی به 31 اکتبر را توزیع کند. این بدان معناست که دوره مربوط به سود سرمایه متقابل 31 اکتبر به پایان می رسد ، نه 31 دسامبر. پیامد این است که ، از سال 1986 ، هرگونه فروش با انگیزه مالیاتی توسط مدیران صندوق های متقابل باید قبل از 31 دسامبر اتفاق بیفتد. این نمی تواند بخشی از توضیح باشد. برای توضیحات مدیریت مالیات ، سرمایه گذاران انفرادی باید پشت آن باشند ، نه مدیران پول حرفه ای.
- اما سرمایه گذاران انفرادی امروز به طور مستقیم سهم بسیار کمتری از بازار سهام نسبت به گذشته دارند ، بنابراین محدودیت بیشتری دارند. در انگلستان ، آنها 14 ٪ ، ژاپن 17 ٪ و ایالات متحده ، 36 ٪ دارند. برای آنها غیرممکن نیست که با مشارکت بیشتر در معاملات معاملات در طول سال ، تأثیرگذاری بر قیمت ها تأثیر بگذارد. با این حال ، در حضور معامله گران فرکانس بالا ، این امر غیرممکن به نظر می رسد. در نتیجه ، حتی اگر این عاملی در گذشته باشد ، بعید به نظر می رسد در آینده باشد.

- یک توضیح دقیق تر از توضیحات مدیریت مالیاتی در پایان سال ، این است که استرالیا و انگلیس حتی در ماه دسامبر سال مالیاتی ندارند. استرالیا 30 ژوئن و انگلیس 5 آوریل است. مدیریت مالیات نمی تواند حضور تأثیر ژانویه در این بازارها را توضیح دهد.
- از آنجا که پانسمان پنجره شامل فروش برخی از سهام نامطلوب و جایگزینی آنها با مواردی است که در یک گزارش بهتر به نظر می رسند ، این شامل خرید و فروش فشارهای است. در حدی که قیمت سهام فروخته شده را کاهش می دهد ، و در نتیجه یک بازگشت مجدد نهایی در ژانویه وجود دارد ، باید فشار صعودی بر آن سهام خریداری شود و آنها را در معرض خطر وارونگی منفی در ژانویه قرار دهد. ماهیت متقارن این امر ، آن را به یک توضیح غیر واقعی تبدیل می کند که چرا سهام در ژانویه بالا می رود.
- علاوه بر این ، همچنین با بیان اینکه عملکرد ضعیف می تواند به طور سیستماتیک می تواند به طور سیستماتیک به طور منظم برطرف شود ، اگر نام موجود در یک نمونه کارها مطلوب به نظر برسد ، اعتبار کمی به سرمایه گذاران می دهد.
- سرانجام ، وجوه منفعل هرگز درگیر لباس پوشیدن پنجره نمی شود زیرا آنها فقط به دنبال مطابقت با بازده و ترکیب یک شاخص معیار هستند. سهم فزاینده مالکیت منفعل به این معنی است که ، حتی اگر پانسمان پنجره در گذشته توضیحی باشد ، احتمالاً در آینده کمتر است.
بنابراین اثر ژانویه در آزمون های بیش از حد خوب و واقعی و تست های اساسی توضیح نمی دهد. اما تعداد طولانی مدت هنوز عالی به نظر می رسد. یا آنها؟
تجزیه و تحلیل بلند مدت
همانطور که قبلاً نشان داده شده است ، داده های بلند مدت یک مورد نسبتاً قانع کننده برای وجود اثر ژانویه ایجاد می کند. اما این داده های بلند مدت گمراه کننده است. اگر به طور یک دهه به صورت یک دهه همه چیز را تجزیه کنیم ، مشخص می شود که این نتایج تا حد زیادی به دلیل عملکرد چندین دهه در گذشته است.
عملکرد اخیر بیشتر مورد تحسین بوده است. در 20 سال گذشته ، ژانویه تنها 35 ٪ از زمان بازده مثبتی در انگلستان ایجاد کرده است. در این اقدام ، بدترین ماه برای بازده بوده است ، نه بهترین! همچنین در پایین شمع در ایالات متحده و استرالیا قرار دارد. شواهد کمی وجود دارد که نشان می دهد استفاده از اثر ژانویه به عنوان مبنای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری ، یک استراتژی قابل اعتماد بوده است.


نتیجه گیری
هدف من در این مقاله نشان دادن این است که با آمار چقدر آسان است. فروشندگان حیله گر می توانند تصویری کاملاً قانع کننده از راههای مطمئن آتش سوزی برای ساخت سریع و سریع نقاشی کنند. اما اگر چیزی برای درست بودن به نظر می رسد خیلی خوب است ، احتمالاً چنین است. سرمایه گذاران به جای اینکه توسط طرح های سریع و سریع مورد استفاده قرار بگیرند ، به مراتب بهتر عمل می کنند تا به روشی نظم و منظم و منظم سرمایه گذاری کنند. زمان بندی بازار بسیار دشوار است. و همانطور که بارها و بارها نشان داده شده است ، زمان در بازار مهمتر از زمان بندی بازار است.
ارزش سرمایه گذاری و درآمد حاصل از آنها ممکن است پایین بیاید و همچنین سرمایه گذاران ممکن است مبلغی را که در ابتدا سرمایه گذاری شده اند ، بازگردانند.
هنگام تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری فردی و یا تصمیمات استراتژیک ، اعتماد به نفس یا اطلاعاتی در مقاله قرار نمی گیرد. اگر در مورد مناسب بودن هرگونه سرمایه گذاری مطمئن نیستید ، لطفاً با یک مشاور مالی مستقل صحبت کنید.
[1] مشهورترین آنها روزف و کینی ، "فصلی بازار سرمایه: مورد بازده سهام" ، مجله اقتصاد مالی ، جلد. 3 ، نه. 4 (اکتبر) (1976)
[2] Gultekin and Gultekin ، فصلی بازار سهام: شواهد بین المللی ، مجله اقتصاد مالی ، 12 (1983)
به زمان یادگیری بدون ساختار کمک می کند < pan> ارزش سرمایه گذاری ها و درآمد حاصل از آنها ممکن است کاهش یابد و همچنین سرمایه گذاران ممکن است مبلغی را که در ابتدا سرمایه گذاری می شود ، بازگردانند.
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیکا زارعی
بازدید : 68
تاريخ : چهارشنبه
4 مرداد
1402 ساعت: 1:18