محبوب ترین شاخص های فنی مورد استفاده برای تجارت کالاها در طول مدت کوتاه مدت (1-3 ماه) چیست و آیا بسته به کالای معامله شده متفاوت هستند؟
تحلیلگر فنی هنگام بررسی بازارهای کالا از چندین روش استفاده می کند. این روش ها به طور معمول شامل مواردی مانند عمل قیمت (تشخیص الگوی ، نمودارهای شمع شمع ، تجزیه و تحلیل موج الیوت و غیره) ، عوامل فصلی و شاخص های فنی است.
با توجه به ماهیت سؤال ، این پاسخ به دومی متمرکز خواهد شد.
هنگام تجارت کالاها ، یک تحلیلگر فنی به احتمال زیاد از همان شاخص ها در یک نمودار استفاده می کند تا آینده را مانند بسیاری از ابزارهای دیگر (به عنوان مثال سهام) پیش بینی کند. هنگام نگاه به تصویر بزرگ ، از نمودارهایی که منعکس کننده دوره های طولانی (به عنوان مثال هفتگی یا ماهانه) هستند باید برای ارزیابی روندهای اصلی استفاده شوند. نمودارهای دوره کوتاهتر (به عنوان مثال روزانه) به طور عمده برای تعیین نقطه ورود و خروج یک تجارت استفاده می شود.
کینه سازان فنی در دسته های مختلف قرار می گیرند ، اما شاخص هایی که بیشتر تحلیلگران فنی از آن استفاده می کنند ، اندازه گیری حرکت است.
نشانگرهای حرکت ، همانطور که از نام پیدا می کند ، حرکت در پشت حرکت را اندازه گیری می کند. درست همانطور که یک ماشین برای حرکت به جلو و بدون پا روی شتاب دهنده تلاش خواهد کرد ، بنابراین در صورت شروع حرکت حرکت ، یک بازار نیز تلاش خواهد کرد تا بالاتر برود. در روند نزولی ، هنگامی که حرکت رو به پایین شروع به کاهش می کند ، چشم انداز ثبات و روند تجدید شده به سمت بالا در حال بهبود است.
شاخص های حرکت در دو دسته گسترده ، روند زیر و نوسان ساز قرار می گیرند. شاخص های زیر روند شامل میانگین حرکت ، باند بولینگر و حرکت متوسط همگرایی/واگرایی (MACD) است. نوسان سازها شاخص هایی مانند شاخص استحکام نسبی (RSI) و تصادفی را در بر می گیرند.
قبل از اعمال هر یک از شاخص ها ، معامله گر یا سرمایه گذار باید ابتدا نوع بازار را شناسایی کند. آیا این یک بازار مختلف است یا گرایش؟این امر باید مشخص شود زیرا نوسان سازها در بازارهای روند بی اثر هستند و به همین ترتیب ، روند زیر در بازارها گمراه کننده است.
نوسان سازها سطح بازار بیش از حد و بیش از حد بازار را ثبت می کنند و مشکل استفاده از آنها در بازارهای گرایش این است که آنها به سمت سطح بیش از حد یا بیش از حد حرکت می کنند و مدتی در آنجا می مانند. این امر باعث می شود تا معامله گر زودتر از آن خارج شود یا وارد زودرس شود. در مقابل ، شاخص های زیر روند معامله گران "Whipsaw" را در یک بازار مختلف قرار می دهند.
بنابراین ، هنگام استفاده از شاخص های فنی در تجزیه و تحلیل بازارهای کالا ، اولین شرط شناسایی روند است. پس از شناسایی این روند ، معامله گر می تواند برخی از شاخص های متداول که در بالا ذکر شد را اعمال کند: میانگین حرکت ، MACD ، RSI ، گروههای تصادفی و بولینگر.
بیایید به نوبه خود نگاهی بیندازیم:
ساده ترین شاخصی که می توانید استفاده کنید میانگین متحرک است. به عنوان مثال ، این می تواند میانگین حرکت 9 و 20 روزه (MA) باشد. تحلیلگر با توجه به میانگین های متحرک ، متقابل و موقعیت نسبی قیمت را مطالعه خواهد کرد. حرکات قیمت در یک نمودار را می توان در قالب های مختلف مانند میله ها ، شمع ها یا خطوط نشان داد. متقابل بین دو میانگین متحرک ممکن است تغییر روند را نشان دهد. هنگامی که MA Fast (9 روز) از MA کند (20 روز) از پایین به بالاتر عبور می کند ، روند صعودی را نشان می دهد. اگر از بالا به پایین عبور کند ، روند نزولی را نشان می دهد. میانگین های حرکت ممکن است در برخی شرایط به عنوان سطح پشتیبانی یا مقاومت برای یک تجارت معین استفاده شود.
یکی دیگر از شاخص های متداول MACD است که مخفف برای حرکت میانگین واگرایی همگرایی است. MACD یک شاخص حرکت در حال دنبال است که تفاوت بین دو میانگین متحرک نمایی (EMA) را اندازه گیری می کند.
به عبارت ساده تر ، وقتی MACD در حال افزایش است ، نشان می دهد که EMA 12 روزه بالاتر از EMA 26 روزه است. این به معنای حرکت مثبت است. اگر این بالاتر از "خط ماشه" (EMA 9 روزه) باشد ، سهام صعودی در نظر گرفته می شود. اگر هر دو خط در حال سقوط باشند ، سهام تحت فشار فروش است.
ساده ترین تفسیر از یک متقاطع در حال حرکت صعودی (نزولی) در حال حرکت هنگامی اتفاق می افتد که MACD بالاتر از آن حرکت کند (در زیر می افتد) EMA 9 روزه یا "خط ماشه". اگر یک بازار رو به پایین باشد اما "خط ماشه" از MACD بالا می رود ، این بدان معنی است که حرکت رو به پایین در حال کاهش است و احتمال خوبی وجود دارد که یک معکوس قریب الوقوع باشد.
شاخص قدرت نسبی (RSI) برای شناسایی زمان بیش از حد بازار یا بیش از حد استفاده می شود. با تجزیه و تحلیل تمام محدوده های صعودی در برابر تمام محدوده های نزولی در یک دوره خاص (معمولاً 14 روز) محاسبه می شود. با افزودن تمام معاملات صعودی (هنگامی که قیمت ها بالا رفت) و تقسیم آن با جمع روزهای نزولی (هنگامی که قیمت ها پایین آمدند) ما آن را از 0 تا 100 تبدیل می کنیم. یک قاعده کلی این است که وقتی RSI عبور می کند30 خط از پایین ، این یک سیگنال صعودی را نشان می دهد و هنگامی که از خط 70 از بالا عبور می کند ، یک سیگنال نزولی را نشان می دهد.
این شاخص براساس این مشاهده است که ، با افزایش قیمت ، قیمت بسته شدن به انتهای بالایی از محدوده قیمت روز نزدیکتر می شود. و هنگامی که قیمت ها در حال کاهش است ، قیمت بسته شدن تمایل دارد تا به انتهای پایین دامنه روز بپردازد.
تصادفی به عنوان دو خط به نام ٪ K ، یک خط سریع و ٪ D ، یک خط آهسته ترسیم می شود. متداول ترین دوره برای ٪ k 14 روز است ، اما مانند RSI بهتر است آزمایش کنید تا پیدا کنید که دوره زمانی برای یک بازار خاص بهترین کار را می کند. آنچه ٪ k در مقیاس 0 تا 100 اندازه گیری می کند ، جایی است که نزدیک امروز نسبت به کل دامنه 14 روزه است. خط ٪ D میانگین در حال حرکت ٪ k است.
قرائت های بالاتر از 80 بیش از حد در نظر گرفته می شود و قرائت های زیر 20 مورد استفاده قرار می گیرد.
اساس این نظر به این تئوری مربوط می شود که حرکات احتمالی بازار (بالا یا پایین) را می توان در دو استیج استاندارد ردیابی کرد. این بدان معنی است که 90 ٪ از کل حرکات قیمت در یک باند در حدود میانگین محدود می شود. دومی معمولاً از میانگین حرکت 20 روزه محاسبه می شود و باندها در هر دو طرف میانگین قرار دارند. این گروهها به عنوان قیمت کالاهای کالا در گروهها قرارداد یا گسترش می یابند. با نزدیک شدن دامنه های روزانه به باند از هر طرف و از مقدار باند فراتر می رود ، ممکن است نشان دهد که یک وارونگی قریب الوقوع است.
با توجه به MACD ، RSI و تصادفی ، "قوانین" فوق یک تفسیر بسیار ساده است و منجر به بسیاری از سیگنال های کاذب خواهد شد. تفسیر بهتر این است که:
1. سطح پشتیبانی و مقاومت را شناسایی کنید. 2. "خط سیگنال" را تعریف کنید و به دنبال استراحت در بالا یا زیر آن باشید. و 3. منتظر واگرایی استگلوپ از سطح بیش از حد یا سطح بیش از حد باشید.
نمونه ای از استفاده از سطح "پشتیبانی و مقاومت" در یک شاخص
در مطالعه زیر ، شکستن MACD بالاتر از "خط سیگنال"- که یک سطح پشتیبانی/مقاومت طبیعی است- در آگوست 2004 (A). این امر تغییر روند از Bearish به صعودی را تأیید کرد.
در سپتامبر 2005 (ب) ، MACD برای آزمایش پشتیبانی از "خط سیگنال" حرکت کرد و از آن گزاف گویی کرد - از این طریق تأیید کرد که این روند هنوز مثبت است. این اتفاق حتی در حالی که قیمت زیر سطح پشتیبانی قابل توجهی شکسته شده بود رخ داده است - بنابراین پشتیبانی از شاخص از پشتیبانی قیمت قابل اطمینان تر بود.
در آوریل 2007 (ج) MACD زیر "خط سیگنال" شکست که تغییر از گاو به خرس را تأیید کرد.
پس از آن ، MACD در دسامبر 2007 (د) از خط سیگنال رد شد. این یک هشدار زودهنگام مبنی بر عدم موفقیت این تجمع از ماه سپتامبر بود.
طلا: نمونه خوبی از ترکیب دو شاخص مختلف ؛میانگین حرکت (یک نشانگر "روند زیر") و تصادفی ("نوسان ساز").
در اواخر ماه ژوئیه ، قیمت طلا زیر میانگین های حرکت 9 و 20 روزه شکسته شد ، و تصادفی (یک نوسان ساز) از سطح بیش از حد پایین آمد و زیر "خط سیگنال" شکسته شد. این ترکیب سیگنال فروش را ثبت کرد.
با این حال ، توجه داشته باشید که این تصادفی در اوایل سال به سطح بیش از حد فشار می آورد و برای مدت طولانی در آنجا ماند. بنابراین ، خواندن بیش از حد به عنوان سیگنال برای فروش ، به خودی خود یک استراتژی تجاری خوب نیست. قیمت هنوز بالاتر از افزایش میانگین های متحرک در آن زمان بود. تأیید یک روند رو به رشد - بنابراین یک سطح بیش از حد در تصادفی یک شاخص قابل اعتماد نبود.
معامله گر هنگام ارزیابی چشم انداز کالایی ، این موضوع را مورد توجه قرار می دهد.< SPAN> طلا: نمونه خوبی از ترکیب دو شاخص مختلف ؛میانگین حرکت (یک نشانگر "روند زیر") و تصادفی ("نوسان ساز").
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیکا زارعی
بازدید : 34
تاريخ : سه
شنبه
3 مرداد
1402 ساعت: 11:50