هر روز ، اندکی قبل از ساعت نه ، مردی با کلاه قرمز در یک مربع می ایستد و شروع به موج زدن کلاه خود به طور وحشیانه می کند. بعد از پنج دقیقه او ناپدید می شود. یک روز ، یک پلیس به سمت او می آید و می پرسد: "شما چه می کنید؟" "من زرافه ها را دور می کنم." "اما هیچ زرافه ای در اینجا وجود ندارد."، سپس.'
یکی از دوستان با پای شکسته در رختخواب گیر کرده بود و از من خواست که بلیط قرعه کشی برای او انتخاب کنم. من به فروشگاه رفتم ، چند جعبه را چک کردم ، نام او را روی آن نوشتم و پرداخت کردم. در حالی که کپی بلیط را به او تحویل دادم ، او مانع شد.‘چرا آن را پر کردید؟من می خواستم این کار را انجام دهم. من هرگز نمی خواهم با شماره های شما چیزی برنده شوم! "" آیا واقعاً فکر می کنید اگر شماره ها را انتخاب کنید ، بر قرعه کشی تأثیر می گذارد؟ "او خالی به من نگاه کرد.
مثال خودم را در نظر بگیرید. من یک بار طرفدار کریکت سخت و سخت بودم ... یا بگذارید بگویم که من فقط طرفدار تماشای برنده هند بودم (و از دست دادن آن متنفر بودم).
بنابراین ، در طول مسابقات ترد ، من قبلاً مکان های صندلی خود را در مقابل تلویزیون تغییر می دادم تا از زمانی که هند شروع به کار کرد ، به یکی از آنها برخورد کند.
من از آن مکان بلند شدم و هندی ها یا یک ویکت را از دست دادند یا یک صید را رها کردم ، بنابراین من در تمام شرایط بحران به آن مکان گیر کردم.
فکر کردم محل صندلی من سرنوشت تیم هندی را کنترل می کند ، که چنین فکر احمقانه ای بود.
من از آنچه که به عنوان "توهم کنترل" شناخته می شود رنج می بردم ، که اساساً تمایل به اعتقاد بر این است که ما می توانیم بر چیزی که بر آن چیزی نداریم تأثیر بگذاریم.
توهم کنترل در سرمایه گذاری توهم کنترل نیز در سرمایه گذاری در سهام مشاهده می شود ، هنگامی که سرمایه گذاران که قبل از انتخاب سهام کار زیادی انجام می دهند ، معتقدند که تجزیه و تحلیل و دانش سخت آنها به آنها امکان کنترل آینده سهام خود را می دهد.
از طرف دیگر ، بسیاری از کسانی هستند که به هیچ وجه شروع به سرمایه گذاری نمی کنند - یا این کار را به یک کارگزار یا دوست "مورد اعتماد" برون سپاری می کنند - زیرا آنها تجزیه و تحلیل سهام را به عنوان یک کار عظیم می بینند.
"بسیاری از سهام و زمان کمتری برای درک عمیق مشاغل!"از افرادی که از انجام هرگونه تجزیه و تحلیل مستقل در مورد سهام خودداری می کنند و سرمایه گذاری یا حدس و گمان تا حد زیادی براساس نکاتی که از دیگران دریافت می کنند ، می پردازد.
فکر صرف تجزیه و تحلیل شرکتها به نظر می رسد فلج کننده است ، و بنابراین مردم یا سالها تصمیم گیری سرمایه گذاری خود را به تعویق می اندازند ، یا به سادگی از انجام این کار خودداری می کنند.
اکنون سوال غلط در اینجا است ...
چقدر تجزیه و تحلیل کافی است؟من طی دو سال گذشته ایمیل های زیادی دریافت کرده ام از خوانندگان که چند سؤال از این قبیل را مطرح می کنند -
- قبل از تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری چقدر درک کسب و کار کافی است؟ "
- آیا می توانم بدون درک کامل از تجارت آن در سهام سرمایه گذاری کنم؟
این چیزی است که حتی در قسمت اولیه فعالیت سرمایه گذاری خود از آن تعجب کردم - "آیا قبل از خرید سهام آن ، باید درک کاملی از یک تجارت داشته باشم؟"
بر اساس تجربه من و سایر سرمایه گذاران موفق در اطراف من که سهام با دانش "کامل" و همچنین با دانش "ناقص" خریداری کرده اند ، پاسخ این است - نه!
واقعیت این است که ، هر چقدر هم که تلاش کنیم پیچیدگی های یک تجارت را تجزیه و تحلیل کنیم ، ممکن است ما به اندازه نتایج مهم نباشیم که دوست داریم فکر کنیم هستیم.
چندین سرمایه گذار وقت زیادی را صرف قرار گرفتن خود در معرض تمام سر و صدای اطلاعاتی که از طریق اینترنت توزیع می شود به امید تقویت اعتماد به نفس به اندازه کافی برای راحت بودن در تصمیمات سرمایه گذاری ما صرف می کنند.
اما این مهم است که درک کنید ، همانطور که یک مرد خردمند گفت ، که در طولانی مدت شما احتمالاً بهتر ساختن یک سبد شرکت هایی که باعث ناراحتی شما می شوند (آنهایی که با دانش ناقص خریداری کرده اید) بهتر از ساختن یک نمونه کارها از شرکت هایی که ایجاد می کنند ، انجام خواهید دادشما راحت هستید (آنهایی که با دانش کامل خریداری کرده اید).
فرایند سرمایه گذاری شما باید صرفاً بر درک و ارزش گذاری مشاغل متمرکز شود و نسبت به سایر سرمایه گذاران در آن بهتر باشد.
تلاش برای افزایش اعتماد به نفس خود با جمع آوری اطلاعاتی که ظاهراً برای اکثر دیگران ناشناخته است ، فقط شما را با تصمیمات سرمایه گذاری خود راحت تر می کند ، بهتر از آنها نیست و به طور کلی استفاده غیرمولد از زمان محدود شما است.
در اینجا چیزی است که ست کلارمن در حاشیه ایمنی نوشت ...
برخی از سرمایه گذاران اصرار دارند که سعی کنند دانش کاملی در مورد سرمایه گذاری های قریب الوقوع خود کسب کنند ، و شرکت ها را تحقیق می کنند تا اینکه فکر کنند همه چیز را می دانند که در مورد آنها بدانند.
آنها صنعت و رقابت را مطالعه می کنند ، با کارمندان سابق ، مشاوران صنعت و تحلیلگران تماس می گیرند و شخصاً با مدیریت عالی آشنا می شوند. آنها صورتهای مالی را برای یک دهه گذشته تجزیه و تحلیل می کنند و روند قیمت سهام را حتی طولانی تر می کنند.
این کوشش قابل تحسین است ، اما دو کاستی دارد.
اول ، مهم نیست که چقدر تحقیقات انجام می شود ، برخی از اطلاعات همیشه گریزان هستند. سرمایه گذاران باید یاد بگیرند که با اطلاعات کامل کمتر از زندگی زندگی کنند.
دوم ، حتی اگر یک سرمایه گذار بتواند تمام حقایق مربوط به یک سرمایه گذاری را بداند ، لزوماً سود نمی برد. این بدان معنا نیست که تجزیه و تحلیل اساسی مفید نیست. مطمئناً چنین است. اما اطلاعات به طور کلی از قانون مشهور 80/20 پیروی می کنند: 80 درصد اول اطلاعات موجود در 20 درصد اول زمان صرف شده جمع آوری می شود.
علاوه بر این ، اطلاعات تجاری بسیار قابل ویرایش است. شرایط اقتصادی تغییر می کند ، صنایع دگرگون می شوند و نتایج تجارت بی ثبات است. تلاش برای به دست آوردن اطلاعات فعلی ، چه رسد به اینکه اطلاعات کامل بی پایان است. در همین حال ، سایر شرکت کنندگان در بازار نیز در حال جمع آوری و به روزرسانی اطلاعات هستند و از این طریق از مزیت اطلاعاتی هر سرمایه گذار کم می کنند.
… سرمایه گذاران غالباً از تصمیم گیری های سرمایه گذاری با دانش کمتر از کامل بهره مند می شوند و به دلیل تحمل خطر عدم اطمینان ، به خوبی پاداش می گیرند.
زمانی که سایر سرمایه گذاران صرف آخرین جزئیات بدون جواب می کنند ، ممکن است برای آنها فرصتی برای خرید با قیمت های آنقدر کم هزینه کند که علی رغم اطلاعات ناقص ، حاشیه ایمنی را ارائه می دهند.
به طور خلاصه ، حتی به عنوان کارشناسان مشغول تمرکز روی مناطقی مانند حسابداری "پزشکی قانونی" ، "بررسی کانال" ، تجزیه و تحلیل سیاست های عمومی ، "تشخیص دروغ" در تماس های کنفرانس ، داده کاوی و شبکه سازی ، ممکن است با شروع دانش ناقص بهتر عمل کنید، و نسبت سیگنال به نویز را که طی سالها به طور قابل توجهی تخریب شده است ، قطع کنید.
دست از تلاش بیش از حد سخت جیمز مونتیر از GMO می نویسد ...
میزان اطلاعاتی که روزانه به ما حمله می کند واقعاً حیرت انگیز است. متأسفانه ، ما تمایل داریم اطلاعات را با دانش برابر کنیم. متأسفانه این دو اغلب جانوران بسیار متفاوت هستند. ما همچنین تمایل داریم تحت این سوء تفاهم کار کنیم که اطلاعات بیشتر همان اطلاعات بهتر است.
شواهد تجربی نشان می دهد که غالباً در جایی که اطلاعات مربوط به کمتر باشد بیشتر است!

در حقیقت ، مطالعات بیشماری نشان داده اند که افزایش اطلاعات منجر به افزایش بیش از حد به جای افزایش دقت می شود. و بیش از حد اعتماد به نفس ، همانطور که از قبل می دانید ، چنین قاتل بزرگی از بازده سرمایه گذاری است.
من معتقدم از لیست چک "کمتر است" به جای وسواس با تلفیق اخبار و سر و صدا ، باید روی چند عنصر کلیدی در انتخاب سهام متمرکز شوید ، یعنی مهمترین چیزهایی که باید در مورد هر چیزی بدانید چیست؟کسب و کار شما قصد سرمایه گذاری در آن را دارید؟
البته اگر جواب دقیقی را می دانستم مدتها پیش بازنشسته می شدم! آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیکا زارعی
بازدید : 36
تاريخ : سه
شنبه
6 تير
1402 ساعت: 16:41