زبان فیگوراتیو چیست؟در اینجا یک تعریف سریع و ساده وجود دارد:
زبان فیگوراتی زبانی است که شامل یا از چهره های گفتار استفاده می شود. با این حال ، وقتی مردم از اصطلاح "زبان فیگوراتیو" استفاده می کنند ، آنها اغلب این کار را با روشی کمی باریک تر انجام می دهند. در این تعریف باریک تر ، زبان فیگوراتیو به زبانی اشاره دارد که از کلمات به روش هایی استفاده می کند که از تفسیر تحت اللفظی آنها منحرف می شود تا به یک اثر پیچیده تر یا قدرتمندتر برسد. این دیدگاه از زبان فیگوراتیو بر استفاده از چهره های گفتاری که با معنای کلمات مانند استعاره ، تشبیه ، شخصیت پردازی و هایپربول بازی می کنند ، تمرکز دارد.
برخی از جزئیات کلیدی اضافی در مورد زبان فیگوراتیو:
- زبان فیگوراتیو در انواع نوشتن و همچنین به زبان گفتاری متداول است.
- زبان فیگوراتیو به زبانی اشاره دارد که حاوی چهره های گفتار است ، در حالی که چهره های گفتار تکنیک های خاصی هستند. اگر گفتار فیگوری مانند روال رقص باشد ، چهره های گفتار مانند حرکات مختلفی هستند که روال را تشکیل می دهند.
- این یک تصور غلط رایج است که تصاویر ، یا زبان توصیفی واضح ، نوعی زبان فیگوراتیو است. در حقیقت ، نویسندگان می توانند از زبان فیگوراتیو به عنوان یک ابزار برای کمک به ایجاد تصاویر استفاده کنند ، اما تصاویر لازم نیست از زبان فیگوراتیو استفاده کنند.
تلفظ زبان تصویری
در اینجا نحوه تلفظ زبان فیگوری آورده شده است: fi g-ye r-u h-tiv lan g-gwij
چهره های گفتار و زبان فیگوراتیو
برای درک کامل زبان فیگوراتیو ، داشتن درک اساسی از چهره های گفتار مفید است. به طور خاص ، درک دو نوع اصلی از گفتار مفید است: تروپ ها و طرح ها.
- تروپ ها چهره هایی از گفتار هستند که معنای مورد انتظار و تحت اللفظی کلمات را با آنها بازی می کنند و تغییر می دهند.
- طرح ها ارقام گفتاری هستند که شامل تغییر از مکانیک معمولی یک جمله ، مانند ترتیب ، الگوی یا ترتیب کلمات است.
حتی ساده تر: Tropes با معنی کلمات بازی می کنند ، در حالی که طرح ها با ساختار کلمات ، عبارات و جملات بازی می کنند.
چیزهای مختلفی که مردم وقتی می گویند زبان فیگور است
وقتی مردم به زبان فیگوراتیو می گویند ، همیشه به معنای دقیق همان چیز نیست. در اینجا سه روش مختلف که مردم معمولاً در مورد زبان فیگوراتیو صحبت می کنند آورده شده است:
- تعریف فرهنگ لغت از زبان فیگوراتیو: طبق فرهنگ لغت ، زبان فیگوراتیو به سادگی هر زبانی است که حاوی یا از چهره های گفتار باشد. این تعریف به این معنی است که زبان فیگوراتیو شامل استفاده از هر دو تاپ و طرح است.
- استفاده از دنیای واقعی بسیار رایج تر از زبان فیگوراتیو: با این حال ، وقتی افراد (از جمله معلمان) به زبان فیگوراتیو مراجعه می کنند ، معمولاً به معنای زبانی هستند که با معنای تحت اللفظی کلمات بازی می کند. این تعریف ، زبان فیگوراتیو را به عنوان زبانی می بیند که در درجه اول استفاده از تروپ ها را شامل می شود.
- یکی دیگر از استفاده های رایج در دنیای واقعی از زبان فیگوراتیو: برخی از افراد زبان فیگوراتیو را شامل چهره های گفتاری هستند که با معنی بازی می کنند و همچنین چند طرح مشترک دیگر که بر ریتم و صدای متن تأثیر می گذارد ، مانند تسویه حساب و هماهنگی.
چه چیزی برای شما جوش می خورد؟اگر کسی را می شنوید که در مورد زبان فیگوراتیو صحبت می کند ، معمولاً می توانید با خیال راحت تصور کنید که آنها به زبانی مراجعه می کنند که از چهره های گفتار استفاده می کند تا با معنای کلمات بازی کند و شاید با روشی که زبان به نظر می رسد یا احساس می کند.
انواع متداول زبان فیگوراتیو
بسیاری از انواع مختلف گفتار وجود دارد که می تواند در زبان فیگوراتیو دخیل باشد. برخی از رایج ترین آنها:
- استعاره: چهره ای از گفتار که با بیان اینکه یک چیز دیگر چیز دیگری است ، مقایسه بین دو چیز نامربوط را ایجاد می کند ، حتی اگر این به معنای واقعی کلمه صحیح نباشد. به عنوان مثال ، عبارت "لب های او یک گل سرخ شکوفه است" بدیهی است که به معنای واقعی کلمه به معنای آنچه می گوید نیست - این استعاره ای است که باعث می شود بین زیبایی قرمز و وعده گل سرخ با لب های زن توصیف شود. بشر
- SIMILE: یک تشبیه ، مانند استعاره ، مقایسه بین دو چیز نامربوط را انجام می دهد. با این حال ، به جای بیان اینکه یک چیز چیز دیگری است (مانند استعاره) ، یک تشبیه بیان می کند که یک چیز مانند چیز دیگری است. نمونه ای از تشبیه این است که بگوییم "آنها مانند گربه ها و سگ ها جنگیدند."
- oxymoron: یک اکسیومورون به منظور بیان معانی جدید یا پیچیده ، کلمات متناقض را جفت می کند. در عبارت "فراق آنقدر غم و اندوه شیرین" از رومئو و ژولیت ، "غم و اندوه شیرین" یک اکسیومرون است که احساسات پیچیده و همزمان درد و لذت را که با عشق پرشور همراه است ، ضبط می کند.
- Hyperbole: Hyperbole یک اغراق عمدی از حقیقت است که برای تأکید بر اهمیت چیزی یا ایجاد یک اثر طنز استفاده می شود. نمونه ای از ابرقهرمانان این است که بگوییم کوله پشتی "وزن یک تن دارد". هیچ کوله پشتی به معنای واقعی کلمه یک تن وزن ندارد ، اما گفتن "کوله پشتی من ده پوند وزن دارد" به طور مؤثر ارتباط برقرار نمی کند که یک کوله پشتی سنگین سنگین است.
- شخص سازی: در شخصیت پردازی ، چیزهای غیر انسانی به عنوان داشتن ویژگی های انسانی توصیف می شود ، همانطور که در جمله "باران بر روی میهمانان عروسی ریخته می شود ، نسبت به برنامه های آنها بی تفاوت است."توصیف باران به عنوان "بی تفاوت" نمونه ای از شخصیت پردازی است ، زیرا باران نمی تواند "بی تفاوت" باشد ، و همچنین نمی تواند احساسات انسانی دیگری را احساس کند.
- IDIOM: یک اصطلاح عبارتی است که از طریق استفاده عمومی در یک گروه یا جامعه خاص ، معنایی کسب کرده است که با معنای تحت اللفظی کلمات متفاوت است. عبارت "باران گربه ها و سگ ها" برای اکثر آمریکایی ها شناخته شده است که به این معنی است که باران سخت می شود ، اما یک خارجی انگلیسی زبان در ایالات متحده ممکن است این عبارت کاملاً گیج کننده باشد.
- Onomatopoeia: Onomatopoeia چهره ای از گفتار است که در آن کلمات صدای واقعی چیزی را که به آنها اشاره می کنند یا توصیف می کنند ، برانگیخته است."رونق" منفجر شدن آتش بازی ، "تیک تیک" یک ساعت و "دونگ دونگ" یک درب درب همه نمونه هایی از آنوماتوپیا هستند.
- Synecdoche: در Synecdoche ، بخشی از چیزی برای اشاره به کل آن استفاده می شود. به عنوان مثال ، "کاپیتان فرمان می دهد صد بادبان" یک سینکدوچه است که از "بادبان" برای مراجعه به کشتی ها استفاده می کند.
- استعاره: متناشیان چهره ای از گفتار است که در آن یک شی یا مفهوم نه به نام خود ، بلکه در عوض به نام چیزی که از نزدیک با آن در ارتباط است ، ذکر شده است. به عنوان مثال ، در "وال استریت مالیات های پایین تر را ترجیح می دهد" ، خیابان نیویورک سیتی که خانه اصلی بورس اوراق بهادار نیویورک بود ، در کل صنعت مالی آمریکا (یا "متناقض" برای کل صنعت است.
- تمجید: در تمركز بودن ، همان صدا در گروهی از كلمات ، مانند صدای "B" در: "B Ob B از B OX B RICKS B RICKS به B استفاده می شود."Aliteration از تکرار برای ایجاد یک اثر موسیقی استفاده می کند که به عبارات کمک می کند تا از زبان اطراف خود ایستادگی کنند.
- Assonance: تکرار صداهای واکه در کلمات در این نزدیکی تکرار می شود ، مانند صدای "EE": "Squa ea ky wh ee l می شود. مانند Asliteration ، Assonance از صداهای مکرر برای ایجاد یک اثر موسیقی استفاده می کند که در آن کلمات یکدیگر را تکرار می کنند.
زبان فیگوراتیو در مقابل تصاویر
بسیاری از افراد (و وب سایت ها) استدلال می کنند که تصاویر نوعی زبان فیگوراتیو است. این در واقع نادرست است. تصاویر به استفاده از نویسندگان از زبان واضح و توصیفی برای جذابیت از حواس خواننده و عمیق تر مکان ها ، چیزها ، احساسات و موارد دیگر اشاره دارد. جمله زیر از تصاویر استفاده می کند تا به خواننده این حس را بدهد که چگونه آنچه توصیف می شود به نظر می رسد ، احساس ، بو و صداها می کند:
شب تاریک و مرطوب بود ، عطر و بوی پوشش گیاهی پوسیده در هوا آویزان شد و فقط صدای پشه ها آرامش باتلاق را شکست.
این جمله از زبان تصویری استفاده نمی کند. هر کلمه به معنای دقیقاً همان چیزی است که می گوید ، و جمله هنوز نمونه ای از استفاده از تصاویر است. گفته می شود ، تصاویر می توانند از زبان فیگوراتیو استفاده کنند ، اغلب به تأثیر قدرتمند:
شب تاریک و مرطوب بود ، سنگین با رایحه ای از پوشش گیاهی پوسیده مانند یک عطر سنگین و غیرقابل اجتناب یک عمه بزرگ ، و فقط وزوز ناله پشه ها سکوت باتلاق را شکست.
در این جمله ، توضیحات با استفاده از تشبیه ("مانند یک عمه بزرگ") قدرتمندتر شده است ("مانند یک عمه بزرگ.") ، onomatopoeia ("وزوز صدای ناله" ، که نه تنها توصیف می کند بلکه در واقع مانند سر و صدای پشه ها به نظر می رسد) ،و حتی کمی تحول در " s-ilence s wamp".
به طور خلاصه: تصاویر نوعی زبان فیگوراتیو نیست. اما یک نویسنده می تواند تلاش خود را برای نوشتن تصاویر با استفاده از زبان فیگوراتیو تقویت کند.
نمونه های زبان تصویری
زبان فیگوراتیو جالب تر ، سرزنده ، زیبا و به یاد ماندنی از زبانی است که کاملاً تحت اللفظی است. زبان فیگوراتیو در انواع نوشتن یافت می شود ، از شعر گرفته تا نثر گرفته تا سخنان اشعار آهنگ ، و همچنین بخش مشترکی از گفتار گفتاری است. مثالهای زیر انواع مختلفی از چهره های گفتار را نشان می دهد. می توانید نمونه های بسیار دیگری از هر نوع را در ورودی های خاص لیچارت خود مشاهده کنید.
مثال زبان فیگوراتیو: استعاره
استعاره در رومئو و ژولیت شکسپیر
در رومئو و ژولیت شکسپیر ، رومئو از استعاره زیر در صحنه 2 صحنه 2 رومئو و ژولیت استفاده می کند ، پس از اینکه به باغ ژولیت و گرفتن نگاهی اجمالی به او در بالکن خود می پردازد:
اما ، نرم! چه نوری از طریق پنجره yonder می شکند؟این شرق است و ژولیت خورشید است.
رومئو ژولیت را با خورشید مقایسه می کند نه تنها برای توصیف زیبایی درخشان او، بلکه برای انتقال قدرت کامل او بر او. او به قدری با ژولیت درگیر شده است که ظاهر و ناپدید شدن او مانند ژولیت بر او تأثیر می گذارد. زندگی او به دور ژولیت می چرخد، همانطور که زمین به دور خورشید می چرخد.
مثال زبان مجازی: تشبیه
در این مثال از یک تشبیه از Slaughterhouse-Five، بیلی پیلگریم از یک کشتارگاه زیرزمینی بیرون می آید، جایی که در جریان بمباران مرگبار درسدن در جنگ جهانی دوم توسط آلمانی ها اسیر شده بود:
بیرون آمدن از پناهگاه تا ظهر روز بعد امن نبود. وقتی آمریکایی ها و نگهبانانشان بیرون آمدند، آسمان سیاه از دود بود. خورشید یک سر سوزن کوچک عصبانی بود. درسدن الان مثل ماه بود، چیزی جز مواد معدنی. سنگ ها داغ بودند. هر کس دیگری در محله مرده بود.
وونگات از تشبیه برای مقایسه شهر بمباران شده درسدن با ماه استفاده می کند تا کل ویرانی را به تصویر بکشد - شهر آنقدر بی جان است که مانند ماه بی ثمر است.
مثال زبان تصویری: Oxymoron
این سطور از فصل هفتم ارنست همینگوی برای چه کسی زنگ ها به صدا در می آیند، برخورد رابرت جردن، سرباز جوان آمریکایی که در جنگ داخلی اسپانیا می جنگد، و معشوقش ماریا را توصیف می کند.
خودش را محکم به او چسباند و لب هایش به دنبال لب هایش گشت و سپس آنها را پیدا کرد و در برابر آنها قرار گرفت و او احساس کرد که او تازه، جدید و صاف و جوان و دوست داشتنی است با خنکی گرم و سوزان و باور نکردنی بودن در ردایی که بود. مثل لباس ها، کفش هایش، یا وظیفه اش آشناست، و سپس با ترس گفت: «و حالا بیایید به سرعت کاری را که انجام می دهیم انجام دهیم تا دیگری تمام شود.»
رابطه این زوج در بحبوحه جنگ به نقطه روشنی برای هر دوی آنها تبدیل می شود، اما در نهایت منبعی از درد و سردرگمی برای جردن است، زیرا او تلاش می کند تعهد خود برای جنگیدن را با میل خود برای زندگی شاد در کنار ماریا متعادل کند. تناقض موجود در اصطلاح "خونسردی سوزان" بر احساسات متضاد و موقعیت غیرممکن زوج تأکید می کند.
مثال زبان تصویری: Hyperbole
الیزابت بنت، آزاده ترین شخصیت در فیلم غرور و تعصب، اولین پیشنهاد ازدواج آقای دارسی را با یک رشته مبهم رد می کند:
از همان ابتدا ، از اولین لحظه ممکن است تقریباً بگویم ، از آشنایی من با شما ، رفتارهای شما با تمام اعتقاد استکبار ، ادراک و بیزار بودن خودخواهانه شما از احساسات دیگران ، مرا تحت تأثیر قرار می دهد. آن کار زمینی از عدم پذیرش ، که بر روی آن رویدادهای جانشین بسیار غیرقابل تحمل ساخته اند. و من شما را یک ماه قبل از اینکه احساس کردم شما آخرین مرد در جهان هستید که می توانستم در آن پیروز شوم ، نمی شناسم.
اظهارات پایانی الیزابت ، مبنی بر اینکه دارسی "آخرین مرد جهان" است که او تا به حال با او ازدواج می کند ، یک ابرخودرو آشکار است. دشوار است که باور داشته باشید که الیزابت ترجیح می دهد با یک قاتل تبر یا دزدان دریایی بیمار ازدواج کند تا آقای دارسی. حتی فراتر از اغراق آشکار ، استفاده از آستین از هایپربول در این مبادله به این واقعیت اشاره می کند که احساسات الیزابت نسبت به دارسی پیچیده تر از آن است که او حتی به خودش اعتراف کند. آستین نکات مختلفی را در ابتدای این رمان به وجود می آورد که الیزابت چیزی فراتر از آن را دوست ندارد برای دارسی احساس کند. به نظر می رسد که همراه با این نکات ، اظهارات هیپربولیک الیزابت به منظور متقاعد کردن نه تنها دارسی ، بلکه خودش نیز طراحی شده است که رابطه آنها آینده ای ندارد.
مثال زبان فیگوراتیو: شخصیت پردازی
در فصل 1 نامه اسکارلت ، ناتانیل هاثورن یک بوته گل رز وحشی را توصیف می کند که در مقابل زندان چوبی تاریک سالم رشد می کند:
اما ، در یک طرف پورتال ، و تقریباً در آستانه ریشه دار ، یک گل سرخ وحشی بود که در این ماه ژوئن با سنگهای ظریف خود پوشانده شد ، که ممکن است تصور شود رایحه و زیبایی های شکننده آنها را به زندانی ارائه می دهد. در حالی که او وارد شد و به جنایتکار محکوم همانطور که به عذاب خود رسید ، با توجه به اینکه قلب عمیق طبیعت می تواند ترحم کند و با او مهربان باشد.
در زمینه تنظیم این رمان در قرن هفدهم بوستون ، این بوته گل رز ، که در مقابل یک موسسه اختصاص داده شده برای اجرای ارزشهای سخت پوریتان ، وحشی می شود ، نمادی از عناصر طبیعت انسانی است که نمی توانند سرکوب شوند ، مهم نیست که کد اخلاقی جامعه چقدر سختگیرانه استممکن است: میل ، باروری و عشق به زیبایی. با شخصیت پردازی Rosebush به عنوان "ارائه" شکوفه های آن برای بازتاب ترحم طبیعت (طبیعت نیز در اینجا به عنوان "قلب" شخصیت می شود) ، هاثورن همزمانی منفعل محل Rosebush را به تصویری از طبیعت انسانی تبدیل می کند که به طور فعال در برابر محدودیت های خود مقاومت می کند.
مثال زبان فیگوراتیو: اصطلاحات
مثال زبان فیگوراتیو: Onomatopoeia
در قانون 3 ، صحنه 3 از The Tempest شکسپیر ، Caliban از Onomatopoeia برای انتقال صداهای این جزیره استفاده می کند.
از آنجا نباشید. جزیره پر از سر و صداها ، صداها و هوای شیرین است که باعث لذت و صدمه زدن نمی شود. بعضی اوقات هزار ساز پیچ و خم در مورد گوش های من و بعضی اوقات صداهای خود را فرو می برد.
استفاده از Onomatopoeia باعث می شود مخاطب صداهای موجود در این جزیره را احساس کند ، نه اینکه فقط باید حرف کالیبان را در مورد صداهایی در نظر بگیرد.
مثال زبان فیگوراتیو: Synecdoche
در قانون 4 ، صحنه 3 از مکبث شکسپیر ، یک مکبث عصبانی با گفتن: یک خدمتکار را بیرون می کشد:
در اینجا ، "صورت تو" برای "شما" ایستاده است. مکبث به سادگی به بنده می گوید که ترک کند ، اما استفاده او از Synecdoche باعث می شود صدای فرمان وی سخت تر و توهین آمیز تر شود زیرا او از Synecdoche برای رفتار با بنده نه به عنوان یک شخص بلکه به عنوان یک شیء ، یک قسمت بدن استفاده می کند.
مثال زبان فیگوراتیو: استعاره
در آهنگ خود "آبدار" ، بدنام B. I. G. Raps:
اکنون من در کانون توجه هستم زیرا من قافیه محکم دارم
در اینجا او از "توجه" به عنوان یک متناطیک برای شهرت استفاده می کند ("یک" مورد توجه "نوعی کانون توجه در تئاترهای قدیمی بود و به همین دلیل با شهرت بودن در کانون توجه همراه بود). استفاده بیگگی از استعاره در اینجا همچنین او را برای قافیه شیرین آماده می کند.
مثال زبان فیگوراتیو: تحول
امینم در ترانه خود "رپ خدا" ، با بارگذاری تمایلات ، مهارتهای باورنکردنی خود را نشان می دهد:
من می خواهم اطمینان حاصل کنم که در این مکان در این مرغ s s s clribber و doodle به اندازه کافی قافیه ها ممکن است به شما کمک کند تا مردم را از طریق t ough t inf می کنم ، اما من باید چند خط پانچ درست در C ase ، "c ause حتی شما رپرهای ناعادلانه گرسنه هستید و در حال من است و من این کار است ...
چرا نویسندگان از زبان فیگوراتیو استفاده می کنند؟
اصطلاح زبان فیگوراتیو به مجموعه ای از چهره های مختلف گفتار اشاره دارد ، بنابراین ارائه یک پاسخ قطعی واحد برای اینکه چرا نویسندگان از زبان فیگوراتیو استفاده می کنند ، دشوار است. به گفته این ، نویسندگان به دلایل مختلف از زبان فیگوراتیو استفاده می کنند:
- علاقه و زیبایی: زبان فیگوراتیو به نویسندگان اجازه می دهد تا توضیحات ، ایده ها و موارد دیگر را به روش های منحصر به فرد و زیبا بیان کنند.
- پیچیدگی و قدرت: از آنجا که زبان فیگوراتیو می تواند معانی ایجاد کند که فراتر از تحت اللفظی باشد ، می تواند ایده های پیچیده ، احساسات ، توصیفات یا حقایقی را به خود جلب کند که باعث می شود خوانندگان بتوانند چیزها را به روشی جدید ببینند ، یا از نزدیک تر واقعیت پیچیده جهان را آینه دهند.
- تأثیر احشایی: از آنجا که زبان فیگوراتیو هم می تواند بر ریتم و صدای زبان تأثیر بگذارد ، و همچنین چکیده (مثلاً عشق) را با بتن (مثلاً گل سرخ) وصل کند ، می تواند به زبان کمک کند تا تأثیر تقریبا جسمی بر خواننده داشته باشد.
- طنز: با اجازه دادن به یک نویسنده برای لایه بندی معانی اضافی بر معانی تحت اللفظی ، یا حتی دلالت بر معانی مورد نظر که برعکس معنای تحت اللفظی است ، زبان فیگوراتیو به نویسندگان انواع مختلفی از گزینه ها را برای ایجاد طنز در نوشتار خود می دهد.
- رئالیسم: مردم از نظر انواع مقایسه هایی که زیربنای زبان تصویری است ، صحبت می کنند و حتی فکر می کنند. زبان فیگوراتیو به جای اینکه گلدار باشد ، به نویسندگان این امکان را می دهد تا چیزهایی را به روش هایی توصیف کنند که با نحوه فکر کردن در مورد آنها مطابقت داشته باشد ، و شخصیت هایی را ایجاد کنند که خودشان احساس واقعی کنند.
به طور کلی ، زبان فیگوراتیو اغلب باعث می شود که نوشتن به یکباره در دسترس تر و قدرتمندتر ، رنگارنگ تر ، شگفت آور و عمیق باشد.
سایر منابع مفید زبان فیگوراتیو
- تعریف فرهنگ لغت از فیگوراتیو: به زبان فیگوراتیو و همچنین برخی دیگر از معانی این کلمه لمس می کند.
- فیگوراتیو و یخبندان: نمونه هایی از زبان فیگوراتیو در زمینه شعر رابرت فراست.
- Figurative YouTube: ویدئویی که اشکال مختلف زبان فیگوراتیو را از فیلم ها و برنامه های تلویزیونی مشخص می کند.
- ویکی پدیا به زبان تحت اللفظی و فیگوراتیو: کمی فنی ، اما با لیست خوبی از نمونه ها.
به این صفحه استناد کنید لیچارت این راهنما را به زبان فیگوری به عنوان یک PDF آسان چاپ کنید

دانلود
با تعاریف مختصر از تمام 136 اصطلاح روشن که ما پوشش می دهیم ، یک PDF مرجع سریع دریافت کنید.

دانلود
اعضای LitchArts A + نیز دسترسی انحصاری به:
- PDF برای همه 136 اصطلاح روشن که ما پوشش می دهیم
- بارگیری از 1699 Litcharts راهنمای روشن
- نسخه های معلم برای هر راهنمای روشن
- توضیحات و اطلاعات استناد برای 35،470 نقل قول در 1699 کتاب
- قابل بارگیری (PDF) ترجمه های خط به خط از هر نمایشنامه شکسپیر
اصطلاحات ادبی مربوط به زبان فیگوراتیو محبوب ترین اصطلاحات ادبی صرفه جویی در وقتاسترس کمتر.
PDF downloads of all 1699 LitCharts literature guides, and of every new one we publish.
Detailed quotes explanations with page numbers for every important quote on the site.
Teacher Editions with classroom activities for all 1699 titles we cover.
PDFs of mode translations of every Shakespeare play and poem.
Definitions and examples of 136 literary terms and devices. Instant PDF downloads.
Refine any search. Find related themes, quotes, symbols, characters, and more.
PDFs of mode translations of every Shakespeare play and poem.
Definitions and examples of 136 literary terms and devices. Instant PDF downloads.
Refine any search. Find related themes, quotes, symbols, characters, and more.
آموزش تحلیل گری...
ما را در سایت آموزش تحلیل گری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ملیکا زارعی
بازدید : 64
تاريخ : دوشنبه
5 تير
1402 ساعت: 21:11